منتظر یک موقعیت بودم تا یک روز من وپسر عموم تو مغازه نشسته بودیم روز جمعه بود که عموم با خانوادش به جز رسول پسرعموم رفته بودند به بندر عباس خونه خالی بود به لیلا زنگ زدم که دوست دارم رودروبا هم صحبت کنیم اون هم قبول کرد گفت کجا بیام گفتم بیا خونه عموم که کسی نیست اون هم قبول کرد به پسر عموم گفتم که تو در مغازه باش که من میرم تو خونتون که با لیلا قرار گذاشتم خلاصه لیلا زنگ خونه رو زد من با تمام وجود رفتم درب خونه رو باز کردم لیلا اومد داخل خونه بهش گفتم که برو داخل اتاق من یه سر گوشی اب میدم بیرون برمیگردم .گوشی رو بداشتم ساعت حدودا 4بعداز ظهر بود که به رسول گفتم اگه بابات از بندر اومدن به من خبر بده (راستی ما تو میناب زندگی میکنیم تا بندر حدودا45 دقیقه بیشتر راه نیست…)خلاصه ما هم رفتیم تو اتاق دیدیم لیلا نشسته رفتم کنارش نشستم وشروع کردیم باهم به صحبت کردن ومن هم کیرم داشت راست میشد به او گفتم اجازه میدی بوست کنم گفت اشکال نداره ماهم که بار اولمون بود که داشتیم یه دختر بوس میکردیم تمام لوپ و لباش و میبوسیدم که یه هو لیلا سر منو گرفت شروع کرد مارو به بوسیدن منم کم نیاوردم انو خوابوندم رو زمین کم کم دستم بردم روسینه هاش عجب سینه های بود بزرگ و هلو وشرو کردم ور رفتن به سینه هاش کرستش رو باز کردم چیزی نگفت وشروع کردم به خوردن اونم کم کم داشت ارضا میشد و زیب شلوارمو باز کرد یهو کیرم که بلند شده بود اومد بیرون یه نگاهی کرد گفت بخورمش منم گفتم مال خودته بخورش عجب ساکی میزد که تمام بدنم داشت میلرزیدی همینجوری که داشت ساک میزد شلوارشو کشی پایین ورفت خوابید گفت جواد بیا حالا نوبت توشده منم که برا اولین بار بود که کوس رو از نزدیک میدیدم رفتم کوسش رو شروع به خوردن کردم که یه جیغی زد وگفت جواد بسه دیگه کار اصلی رو شروع کن ما هم شروع کردیم اول از همه کیرم تو دست گرفتم وگذاشتم رو گوسش و شروع به مالیدن رو کوسش کردم واون عصبانی شد یه فهشی به ماداد وخودش کیرم گرفت گذاشت تو کوسش ما هم تا فشار دادیم یه جیغ کشد وراحت کیرم رفت تو کوسش تعجب کردم وبا خودم گفتم مگه این پرده نداره بیخالش شدم وماهم شروع به تلمبه زدن کردیم کم کم داشت ابم می اومد که بهش گفتم کجا بریزم گفت بریز رو سینم من کیرم تا اوردم بیرون ابم ریخت رو سینش و من همانجا از حس رفتم خوابیدم روش که یکدفعه تلفنم زنگ خورد که بابا زنگ زده که نزدیک خونست بیایید بیرون فورا بهش گفتم لباساتو بپوش که وضعیت خرابه اونم لباساشو پوشید واومدیم بیرون از خونه که بیرون اومدیم عموم با خانوادش رسیدن خونه بعد لیلا گفت که من گوشیم رو تو اتاق فراموش کردم چکار کنم بهش گفتم تو برو من گوشیت رو برات میارم بعد به رسول زنگ زدم که بره گوشی رو از اتاق بیاره ورسول هم رفت تو اتاق وگوشی رو برام اورد ومن گوشی بردم دادام به لیلا ازش پرسیدم که چرا پرده نداشتی وگفت که موقعی مدرسه بودم از پله ها افتادم و پردمو اونجا ازدست دادم ودکترهم رفتم ولی خوب نشد خلاصه این هم اولین سکس من با لیلا بود الان هم لیلا تازه عقد کرده وما هم فعلا منتظر یه دختر دیگه هستیم من خودمو درست معرفی نکردم جواد هستم تازه خدمتم و تموم کردم اهل میناب هستم میناب جز استان هرمزگانه
نوشته: جواد
10 پاسخ به “اولین سکس من با لیلا”
=))خاطرات یک متوهم جلقی!
بله واقعا عبدل کجاست ،بیل کجاست و پسر غیرتی کجاست
fdsa
ببین این یه خاطره بود که به واقعیت نزدیک بود.اما اگه میخوای بازم بنویسی؟ بدون که برای داستان تنها واقعی بودن کافی نیست باید روی نگارش و…کار کنی.ببین داداش کوچولو .این رو همیشه یادت باشه .اینکه در سکس شهوت حرف اول رو میزنه درسته، اما دلیل نمیشه که عقلت از کار بیوفته.
عبدول دودول امروز یکی رو تور کرده رفته عشق و حالشو بکنه !شما نمیخواد نگران باشید اگرم شهید شده باشه یه امام زاده براش وا میکنیم همه برن شمع روشن کنن اسمشم میذاریم دول زاده عبدل خایه تابه تا!
خوبی جواتمیشه توضیح بدی چطور باتمام وجود در خونه رو باز میکنن ,بعدش مگه کسی که ارضا میشه از حال میره یا بقول تو از حس میره, اگه اینجوریه که هرکس خواست سکس کنه باید اول زنگ بزنه به 115 یا اینکه بره تو بیمارستان سکس کنه که سریع به دادش برسن .عبدول جان میخوام یه راهکار بهت بدم حالشو ببری و دعاشو به جون من بکنی :اگه ادمین تو مجازاتت تخفیف داد و عفوت کرد که هیچ ولی اگه نشد یه اکانت دیگه بساز و همون اسم قبلیت رو با یه زبون دیگه مثلا اگه قبلی لاتین بود اینو فارسی بساز یا اگه فارسی بوده لاتینش کن .حالا خوبه ادمین منو به جرم همدستی با عبدول بلاک کنه .
<:P یوهوووووهورااا هورااا هورااا!سلام.عبدول خان میدونستی اینهمه طرفدار داری داداش؟ :)
عبدول عبدول عبدول ,شاهین شاهین کرکسادمین ادمین غمگینعبدول جان زمانی که اسمت یه عبدول بود اونهمه اتیش میسوزوندی حالا این ادمین فلک زده سه تا عبدول رو کجای دلش جا بده , درضمن اسم کاربریت ادمو یاد بیسیم چیا میندازه . حالا واقعا با یه عبدول کارت راه نمیفتاد , لابد بیل بیچاره هم باید اسمشو بذاره سیبیل . ههههه
این چه وضعیه! :|چرا کامنتا حذف میشن؟ :|عبدل کجاست؟ /:)
کسشعرات قشنگ