یه حال اساسی بعد از ۱۸ ماه

سلام
این داستان گی است و واقعی
هر کی دوس داره بخونه هرکی هم بدش میاد نخونه
بخودم مربوط میشه
ولی فحش هم بدید ناراحت نمیشم
۴۷ سالمه و مفعولم
دوسالی بود ایران نبودم و اونجایی که بودم گی رو بد میدونستند نه اینکه نبود ، بود ولی با احتیاط
اوایل با یکی اونجا آشنا شدم یکی دو بار رفتم سکس داشتم ولی بعد تعطیل
به ایران که برگشتم ۱۸ ماه بود سکس نداشتم و دلم پر میزد برای یه فاعل کار بلد و مطمعن .توی اینستا با یه پسر ۱۹ ساله آشنا شدم دو طرفه بود مشکلی که داشتیم نبود مکان .دل رو به دریا زدیم و به بیرون از شهر رفتیم .با ماشین من البته . با خودم چادر مسافرتی و روفرشی بردم اونم یکم خرت و پرت خرید.یه جای دنج پیدا کردیم چادر رو برپا کردم و لخت شدم وقتی اون لخت شد یکم بدم اومد لاغر و نحیف بود ولی وقتی شورتش رو درآورد کف کردم یه کیر کلفت و عالی😂😂
۶۹ شدیم بزور میرفت تو دهنم ولی اون از سوراخم تا کله کیرم میخورد دیگه تو فضا بودم .بعد از کمی خوردن اومد کونش رو تنظیم کرد رو کیرم و خیلی راحت همه کیرمو تو کونش جاداد. چند باری بالا پایین شد من دوس داشتم کیرش رو بکنه تو کونم بلندش کردم پامو دادم بالا گفتم من ۱۸ ماه است ندادم یواش بکن توش
با ژل لوبریکانت برام انگشت کرد یکم که کونم عادی شد براش کله کیرش رو گزاشت در سوراخم و خیلی آروم هل داد تو
جلو چشام سیاهی رفت ولی بروی خودم نیاوردم کله که رفت یهو کامل هل داد توش که از درد لبمو گاز گرفتم و خونی شد سوزش شدیدی تو کونم بود ولی اون تکون نمیخورد
اشکم سرازیر شد گفت میخوای در بیارم گفتم نه
یکم که گذشت یواش یواش عقب جلو کردکونم سفت به کیرش چسبیده بود
درد داشتم ولی صدام در نمیومد زمان برد تا عادی شد برام اونم تلمبه هاش تند تند میشد و در همین حین کیرم تو دستش میمالید هیچ حرفی ردوبدل نمیشد فقط کیر کلفتش بود که تو کونم رفت و آمد میکرد
کم کم درد به ِذت تبدیل شد و من اوففف اووووف جووووون بکن بکن جر بده و اونم تند تند میزد
کلفتیش کونمو پر کرده بود کیرم تو دستش گفت آبم داره میاد گفتم خالی کن ته کونم و همان لحظه با فشار زیاد کیرش تا تخمش چسبید به کونم و داغی آبش تو کونم حس کردم و کیرمو میمالید که آب من هم اومد و اون فورا کیرمو کرد تو دهنش کل آبمو خورد بهترین سکس بعد از ۱۸ ماه بود اگه بازم ببینمش عالی میشه
فدای کیر همتون

نوشته: ۴۷ شیراز

بازدید 6,612

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “یه حال اساسی بعد از ۱۸ ماه”

  1. پدربزرگ از شما بعیده شما الان باید به فکر اخرتت باشی میای خاطرات کون دادنتو تعریف میکنی نکبت

  2. اونجایی که بودی گی رو بد میدونستن؟ عجیبه اونجا دیگه کجا بوده که هنوز مث ایران به این سطح از بلوغ و فرهنگ و دید باز نرسیدن که از گی استقبال کنن و همه آزادانه گرایش جنسیشون رو ابراز کنن؟خو لامصب تو ایران غیر از دید بد اگه بگیرنت قشنگ جرت میدن

  3. بیناموس دفعه اخرت باشه میای فحش میدی کسکش وگرنه میدم جرت بدن حرومزاده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید