اول بگم اولین تاپیکمه و امیدوارم که لذت ببرید اینو بگم این داستان کاملا واقعیه و مناسب کسانی هست که بیشتر گی و این نوع گرایشات رو دارن و البته فتیش پا هم دارن.
(اسم های داخل داستان اسم اصلی نمی باشد)
خب دوستان این داستان برمیگرده به آخرین روزهای تابستون گذشته.یه روز با رفیقم آرتین که 14 سالشه و 2 سال ازم کوچیک تره،سالن بودیم و رفته بودیم فوتبال. اینو بگم که من فوت فتیشم و به شدت جوراب ساق بلند بالای زانو و ساق کوتاه رو دوست دارم،آرتین که طبق معمول جوراب ساق بلند مشکی ورزشی پوشیده بود اون روز همش نگام بهش بود.راستش از اولم به آرتین یکم حس داشتم و دوست داشتم بکنمش و دو سه بار هم به یادش جق زده بودم.آرتین وضع ظاهریش خوبه فقط پوستش کمی تیره س و چشماش گربه ای و کشیده س با مژه های بلند(فانتزیم از سکس با آرتین این بود که وقتی آبم میاد بریزم روی صورتش و چشماش و مژه هاشو خیس کنم).
خب برگردیم به داستان.از قبل با آرتین یکم شوخی دستی داشتیم مثلا به کون همدیگه دست میزدیم اتفاقا یه بار هم که شق کرده بودم گفت کیرت بزرگه گفتم بهش دست بزن اونم بهش دست زد گفت وااااای عجب کیر کلفتی لامصب کیر خر هم اینطوری نیس گفتم همین توی کونت یکم خندیدم و از اون روز دیگه بهم میگه کیر کلفت.اون روز که سالن بودیم متوجه نگاهم به پاهاش شده بود اومد گفت:چیزی شده اینطوری به پاهام نگاه میکنی؟
گفتم:نه بابا من به پای تو چیکار دارم.گفت باشه
وقتی تموم شدیم رفتیم رختکن لباس عوض کنیم،وقتی رفتم توی رختکن دیدم که کفشاشو در اورده بود دیگه داشتم دیوونه میشدم انقدر حشری بودم،کیرم شق شده بود از رو شرت معلوم بود.آرتین گفت:چیه باز اون دسته بیلو شق کرده چه خبره آقا محمد، گفتم هیچی بابا همینجوری خودش شق شده.نگاهش خیلی رو کیرم بود منم که اون دنیا بودم.
جورابای بلند شو درآورد و گذاشت توی کیفش،یهو یه جفت جوراب سفید ساق کوتاه در اورد و پاش کرد منم که از این ور داشتم دیونه میشدم باز. جوراباشو پاش کرد کفشاشو پوشید و رفتیم خونه شام خوردیم،بعد شام زنگ زد گفت بیا بیرون بی حوصلم گفتم باشه.وقتی اومد بیرون اولین بار به پاهاش نگاه کردم دیدم یه دمپایی پاش کرده با همون جوراب سفید ساق کوتاه اومده بیرون منم مثل اون جوراب ساق کوتاه پام بود اما سیاهش.اومد یه نگا به پاهام کرد گفت:جورابامون مثل همه فقط رنگش فرق میکنه گفتم اره خیلی کنار هم خوشگلن،گفت چرا خوشگل گفتم همینطوری.خیلی دور زدیم خیلی گفتیم خندیدیم شوخی کردیم یه دفعه بین صحبتا گفت:راستی محمد چرا امروز نگاهت خیلی به پاها و جورابام بود بعدشم که توی رخت کن کیرت شق شده بود؟!
گفتم:بابا چه گیری کردیما اخه کونی کی به پاهای آشغال تو نگا میکنه، کیرمم از بس دو هفتس جق نزدم خودش شق میشه.
گفت ناموصاً دو هفته س جق نزدی؟ گفتم بخدا دو هفته س نزدم کمرم پر پره.
گفت چرا الان نمیزنی منم یه هفته س جق نزدم بیا باهم بزنیم.گفتم خب باشه ولی همینجوری خالی خالی که نمیشه باید فیلم بزارم.
گفت وایسا خونه ما مامان بابام طبقه بالا هستن بیا میریم پارکینگ گفتم باشه.
رفتیم پارکینگ رفتیم روی یه سایت و شروع کردیم به گشتن دنبال فیلم.بعد تقریبا ۵ دقیقه گشتن یه فیلم خیلی مشتی و عالی پیدا کردیم آرتین گفت همینو بزار خیلی عالیه گفتم اوکی .
فیلمو پلی کردیم یکمی گذشت من هیچکاری نکردم ولی کیرم خیلی شق شده بود و البته خیلی معلوم.آرتین دستشو برده بود توی شلوارش شروع کرده بود به مالیدن کیرش من به فیلم نگاه میکردم یه دفعه دستشو برد جلوی دهنش یه تف گنده کرد توی دستشو دوباره دستشو کرد توی شلوارش.گفتم چیکار میکنی حیون گفت ساکت باش با تف میزنم من همیشه.
با دیدن تف گندش و جورابای پاش و صدای جلغ جلغ کردن جق زدنش با تف ،کیرم داشت میترکید.با خودم گفتم یه حرکتی نزنم نمیشه یهو گفتم آرتین کیرتو در بیار منم در میارم بیا براهم میزنیم گفت نه بابا زشته گفتم کسی مارو نمیبینه اسکل بعدشم برای هرکی تعریف کنی جرت میدم یکم مخالفت کرد ولی بالاخره راضیش کردم.گفتم با چی بزنیم گفت با تف دیگه گفتم اوکی.کیرشو وقتی در اورد یکم کوچیک بود نزدیک ۱۲ ۱۳ سانتی بود.کیرمو که در آوردم تازه هم شیو کرده بودم چشمش افتاد به کیرم گفت دهنت سرویس خدایی عجب کیر گنده ای داری لامصب .گفتم کاریت نباشه بیا شروع کنیک.گفت اوکی . اول من یه تف گنده کردم توی دستم شروع کردم و به سر کیرش مالیدم.آروم یه آه ریز کشید گفتم جوننن ،اونم سرشو نزدیک کرد به کیرم یه تف گنده تر از قبلی کرد روی سر کیرم و شروع کرد به جق زدن.حتی جق زدن براشم لذت بخش بود.نزدیک ۶-۷ دقیقه براش جق زدم آبش اومد همش پاشید روی دستم آبش لامصب زیاد بود و البته گرم.
گفت کی آبت میاد گفتم خیلی مونده بزن عزیزم.گفت چرا اینجوری صحبت میکنی گفتم هیچی بابا نمیدونم دارم چی میگم تو بزن.نزدیک ۵ دقیقه دیگه گذشت گفت خسته شدم بابا کی آبت میاد گفتم آرتین یه چیزی بگم بین خودمون بمونه گفت چیه بگو.دلو زدم به دریا و بهش گفتم که من فوت فتیشم و جوراب خیلی دوست دارم و یه مدتیه چشمم دنبالشه و به یادش جق می زدم.گفت:برای این امروز اینقدر جورابامو نگاه میکردی کلک.گفت آره ولی دست خودم نی عاشقشم گفت فتیش نمونده این اخه خاک تو سرت.
گفت حالا چی میخوای ازم.با لحن شوخی گفتم بده بکنیم گفت هر وقت تو بهم دادی منم میدم گفتم قول اگه بذاری بکنمت قسم میخورم منم میزارم بکنی منو.
گفت باشه قبول.
یه انباری کوچیک داره خونه آرتین اینا گفت بیا بریم اونجا گفتم اوکی رفتیم اونجا.گفتم لخت شیم بهتره،سر اینم مخالفت میکرد ولی راضیش کردم.لخت شدیم ولی نذاشتم جوراباشو در بیاره.
اونجا رو فرشی بود از قبل پهن کردیم رفتیم روش.
وایسادم گفتم زانو بزن ساک بزن،گفت توهم باید برام ساک بزنی گفتم چشم.سر کیرمو یکمی لیسید معلوم بود ناشیه گفتم د بخورش کیرم شل شد آروم کرد توی دهنش ولی همش جا نشد توی دهنش.وای خدایا دهنش چقدر گرم و نرم بود هی بهش میگفتم بخور عشقم.اولاش یکم دندون میزد ولی کم کم یاد گرفت بهتر شد. وقتی اون چشمای خوشگلشو میدیم که داره حین ساک زدن نگام میکنه حشرمو صد برابر میکرد گفتم پر تف بزن تف تو دوس دارم اونم یواش یواش عقب جلو میکرد سرشو و یه تف میکرد روی کیرم.سرشو گرفتم کیرمو فشار دادم توی گلوش رفت. تا ته گلوش رفت کیرمو کشیدم بیرون یه آه ریز کشید گفت حیون خفه شدم گفتم فدای سرت.
گفتم داگ شو.داگی شد یه تف کردم در کونش و اروم با انگشت می مالیدمش فهمیدم خوشش اومده داشت آه آه ریز میکرد ،منم فهمیدم کونش تنگه اول انگشتمو کردم توش تا جا باز کنه،انگشتمو که میکردم توش صدای آه هاش بیشتر میشد گفتم دیگه نوبت کیرمه گفت تورو خدا یواش بکن گفتم باشه.
اروم کیرمو فرو کردم یه آه بلند کشید دیگه رحم نکردم بهش تا ته کیرمو کیرمو کردم توی کون تنگش،کیرم داشت منفجر میشد از بس که تنگ بود،نزدیک ۱۰ دقیقه هیچ کار نکردم کیرمو توی کونش کرده بودم تا جا باز کنه،توی این فاصله ۱۰ دقیقه گفتم آرتین تو زندگیکی یکی از ارزو هام این بود یه روز بکنمت عشقم و به آرزومم رسیدم،گفت یعنی اینقد دوس داشتی گفتم آرزوم بود چی میگی
دیگه صبر نداشتم آروم کیرمو عقب جلو میکردم شروع کرد به آه ناله، دو سه تا انگشتمو کرده بودم توی دهنش بهش میگفتم انگشتامو میک بزن آروم شی اونم میک میزد وای وقتی میکشون میزد من دیگه دیوونه میشدم نزدیک ۱۵ دقیقه فقط داگی کردمش گفت محمد دارم پاره میشم نمیتونم دیگه گفتم بابا من هنوز مونده آبم بیاد بزار از کونت لذت ببرم،گفت تروخدا زود باش،سرعتو بردم بالا آه ناله هاش بلند شده بود مثل یه جنده آه میکشید واسه اینکه بهش حال بدم آروم دستمو بردم زیر شکمش و کیرشو گرفتم و براش جق میزدم،هی میگفت محمد یواش تر جر خوردم یواش تر من تندتر میکردمش
داشت به اومدن آبم نزدیک میشد گفتم آرتین عشقم به پشت بخواب،سریع خوابید گفتم با جورابات کیرمو بمال گفت بخدا تو دیوونه هستی گفتم دیونه توئم عزیزم آروم با پاهاش که جوراب سفید ساق کوتاه پوشیده بود کیرمو گرفت و میمالیدش.من روی هوا بودم،پاهاشو گرفتم بوسیدم دوباره به کارش ادامه داد، دیگه داشت آبم میومد گفتم آرتین جون مادرت بزار بریزم روی صورتت گفت گوه خوردی اون داشت حرف میزد که آبم با تمام قدرت پاشید قشنگ صورتش پر آب کیرم شده بوده مژه های یه چشمش خیس خیس شده بود گفتم فدای اون چشمای خیست بشم گفت حالا نوبت منه.
منم گفتم بیا حق داری همینجوری که خوابیده بود گفتم بخورش منم یکم براش خوردم کیرش خیلی کوچولو بود گفت بیا روش بشین من رفتم نشستم یکم بالا پایین کردم گفت آبم میاد گفت پاهاتو بیار میریزم روی جورابات از این حرکتش خوشم اومد گفتم بیا آبشو روی جورابای سیاهم خالی کرد همه جورابام آب کیر اون لاشی بود گفتم خوشت اومد گفت آره خیلی و کونم خیلی میسوزه. گفتم اشکالی نداره دفعه بعد آروم تر میکنم گفت دفعه بعد؟؟ گفتم ولش دیگه بگذریم لباسامونو پوشیدیم رفتیم خونه یه دوش گرفتم و خوابیدم
امیدوارم لذت برده باشید دو بار دیگه هم منو آرتین گی کردیم اگه این حمایت بشه و دوست داشته باشین دفعه های بعدی هم میزارم،اگر غلط املایی هم داشت به بزرگی خودتون ببخشید.
نوشته: محمد
8 پاسخ به “گی پر شهوت با رفیق صمیمیم”
به همین راحتی کیرت رفت توش نه جیغی نه دادی نه پارگی چیزی یا تو داری گوه میخوری کسشر تفت میدی یا رفیقت یه پا کونی بوده رو نمیکرده که البته احتمالش بالاس چون خیلی راحت اوکی شد بکنیش و اینکه اونم بعدش تو رو کرد فقط ظاهر سازی بود برا اینکه کم نیاره واینکه بگه آره چون قرار بود بکنم دادم بکنی وگرنه کونی نیستم و… خیلی چیزایه دیگه که حوصله توضیح دادنش ندارم
داستان تخیلی بودالبته حسش خوب بود و دوس داشتمولی خب خیلی تخیلی و زیادی روال بود
احتمالا ورودی اینجا رو خوندینوشته : بالای ۱۸ سال
منم خیلی دوس دارم با یکی گی رو تجربه کنم
منتظر داستان دفعه بعدت هستم 🌹
ده دقیقه کیرتو تو کونش نیگر داشی حالا تا چا باز کنه ؟؟؟ اخه مگه میشه ، مگه داریملعشم اونه دمر ود دتی میکریش چطوری ابت پاشید رو صورتش ، بابا کمتر کصشعر بلغور کنید
خوب بود داستانت مخصوصا اینکه فتیش و جوراب رو هم توش آوردی عالی شد ممنون میشم تجربه های بعدیت رو هم بزاری
داستان جق بچه ی ۱۶ ساله نخونده بودیم اونم خوندیم