سلام دوستان .این یک خاطره نیست یک شانس است داستان از اونجای شروع شدبایکی دوست شدم وبعدازمدتی بهم زدیم خیلی اتفاقی اول از خودم بگم من یگ پسری بودم که مخ میزدم مثل همه پسرها وبادختری به اسم ک که مال یکی از شهرهای جنوبی کشورمان در حالی که پدرومادر جداوبه شهر مادرش رفتن وانجا بود که باهم چت میکردیم روزهاودختری ساده بودتا این که رفتارهرکسی باطرف مقابل متقابل با رفتار فردمقابل است باعوض شدن رفتارش منم دورشدم تاکلا فهمیدم که به فاک رفت ویک روز دیدمش توی ماشین یکی چون شهرکوچیک هست وبعداز تحقیق فهمیدم باکسی دوست هست که بعدازدیدن طرف بعداز یک چند میفهمیدم بایکی دیگه هست ودنبال بودم ازقبل سکس چت کردن برای ما پیش اومده بود ویک شب ساعتد۳دیدم آنلاین هست ومنم رفتم توی کارش که مثل این که موقع خوبی بودوبا۲تا جمله رفتیم تدی فاز سکس چت ودیدن این حد تجربه وامادگی برام تعجب داشت خلاصه اینکه یک شب آمارش روگرفت وبایک ژیگول توی پارکینگ درحال عشق وحال بودن منم توی تاریکی چندتاعکس وفیلم گرفتم ازخوردن سرگردنه وسینه تا اینکه بابای ۲سررسید وضدحال شدبه همه فقط تعجب اینکه چرا چیزی نگفته منم آخرش بافرستادن عکس وبخاطر کارش گفتم ماهم هستیم دیوس اینقدریبرات شارژوخرج کردم باید بدی بزنیم خلاصه بعداز کلی کنار اومد اشتباه برای ندادن راهی نداره وکردن وکردن تا دوست شدن واومدن دوستاش ودوباره زیرآبی رفت که گفت دوست دوستم هست که گفتم به دوستت بگو بیاد اومد ومنم یکی ازدوستان رواوردم رفتیم گاییدیم ۲تاشون رو دوستش چموش بود ودیگه تا میگفت نه کلی فیلم وعکس داشتم ازش که توی این رفت وآمد تصادف میکنیم ومجبور میشه گوشواره رابده وگفت نمی خوام دیگه ادامه بدم گفتم یکی دیگه رو معرفی کن خلاصه تازه دانشکاه رفته بودکه به من گفت برای تویک رو جورکنم منوول کنی که من یک روز بردمش خونمون ورفتم توی کارش انصافا خوش هیکل وسفید از کونش نگم دیگه آقا به گردن حساسیت داره وخوردن کیرم براش لذت بخش است بشرطی ۶۹بشیم توی این حالت از حال رفت اینقدر حشره زد بالا تا جای که شروع ۲باره شد جای پایان یک دوست داشت بچه مشهد اونورا اونم کوس خوبی داشته فقط سبزه بوداما تپل تراینارو بادوست دختره میبردیم کافه واینوراون ور میکردیم هفته ۳یا۴روز دیگه خودش مشتری شدتااینکه من ناز میکردم گفت دختره دانشگاه کیر میخواد من گفتم من ناراحت شد من کلید کردم یکسره بکنم ببینم دختره قرارشد بیاد من رفتم دیدمش چنگی نمیزد ودنبال دورزدن ونشان دادن شهربه دوستش رفتم دورادور تا اینکه فرداقرارشد برسونم وتوی راه حرف بزنیم منم رفتم دنبالشون گفتم دوربین بزارم اینم مدرک بگیرم رفتم این دوستش هم بود کمن باهاشون شوخی ویکی ۲باربه سینه ورون آیت دوستش دست زدم وموقع خداحافظی باباش سررسید امانمیشناخت دختره را اومدم بین راه دیدم دختره زیاد بلد نیست آقا گفتم بیا روی زانوم درازکش خلاصه رفتم توکارش باهاش وگرفتن سینه ومالوندن کوس که پلیس راه وضد حال واردشدن گفتم برم یک مسیری انحرافی که بعداز مسیرخارج شدم دختره پاشد کجایی چی شد نمی خوام بخورمت میخوام بکنمت رفتیم تایک جاوشروع به کارشدیم آقا دختره را مالیدم وگفت زودباش میترسم گفتم باش پس بکنم تو که گفت نه نمیخوام خلاصه دید نمیشه گفت بکن دیدم نمیره منم فقط فشارمیدادم که احساس کردم داغ شدکیرم منم زدم خودمو به نفهمی دیدم رفته جلو والای این بزن بیا یکنواخت میگفت یواش جرخوردم دیدم خیلی کونده شهوتی هست گفتم من بیهوش میکنم حال حاضر هستی که توراه بیهوش کنم گفت نه برای بعد که زدم آبم اومد اونم ۳باربعد فهمیدم ارضا شد که بعداز رسیدن دیدم دختره ازحسادت میپرسع چی شده که گفت بگو پیاده کردی زد توی برجکش وگفت سکس میخواست منم گفتم نه دختره خوشحال زنگ زد بهم گفت دیدی گفتم حس ۶بهم گفت برای آخرین بار که اومد دیگه نمیاد باید منوداشته باشی رفتم شب باهاش توی ماشین شروع به کردن از کون کردم که دوستش هم بادوس پسرش توی خونه محتوی کوچه باغ که فهمیدم دوستش هم اوپن هست وشادی شد چرا به دوستش گفتم بیهوش میشه زیر کیر من دوستش الان میکنم دلمو زد امااین دخترا عادت کردن بیان بدن هرروز الان منوروست داره یاکیر منونمیدونم دلم میخواد بادوس پسرش،دوبل ونیم اگر شد میگم امشب تولدش بود یک جوجه دادم بردمش خونه خالی اونقدر اینارو گاییدم که دختردوستم ۲بارازهوش رفت ودوستی هم دادمیزد وبایکی چت میکرد زیر کیرم باباش زنگ زد گفت کسکش چی میگئّ دارم میدم گفت میخوادبرام کادو بگیره کسکش دنبال مچ گیری هست که بکنه و دنبال اتوهست منم از مالیدن دوستش توی ماشین فیلم گرفتم که باعث کردنش شد فائزه هیکلش عالی هست کون سفت وگردش دیوانه کننده نیست بهش گفتم ۲تا۳تا بدی بهم کمترمیدی به کسی دیگه ببخشید اگر بدبود
نوشته: کیربلندان
7 پاسخ به “گروکشی و حال وهول توپ”
دمت گرم رمزی نوشتی.تو باید بیسیمچی جبهه بشی . تا دوژمن نفهمه چی میگی
یعنی در حد لالیگا کص گفتیخودت دو خط اول رو بخون ببین جی فهمیدی بعد با زبان مسگری ترجمه کن بقزه هم بفهمن.توهم یک جقی
مخ منو که زدی! خوار مخم گائیده شد و آخرم نفهمیدم داره چی میفروشه! 😂 مگه بکن تو چرخی و بساط فروش هم داره؟ امشب همه داستانها به فارسی دری وریه ، وقتی ۱۱ میلیون افغانی یک شبه میان اینور مرز، ادبیاتمونم یکماهه اینجوری به کیر میره دیگه!
پول می دم بروازمغزتMRIبگیرداری به فنامی ری
كونده بلدي تايپ كني؟
خودت میفهمی چی نوشتی کسمغز
خودت فهمیدی چی نوشتی آخه؟