من احسانم ۲۹ سالمه
مثل اکثر پسرا که با پسرخاله یا پسر دایی اینا از سر کنجکاویه سن بلوغ با هم ور میرن منم ی پسر خاله داشتم که با هم ور میرفتیم.
اول از جق زدن برا هم شروع شد بعد لاپایی بعدشم که دیگه سکس کامل، این میون ولی من از بات بودن بیشتر خوشم اوم تا تاپ، جوری که براش لباس زنونه ست میکردیم ساک می زدم و هر جوری که دلش میخواست خودمو در اختیارش میزاشتم، اما مثل هر رابطه دیگه ای این رابطه ام به مرور زمان که اون زن گرفتو و کس پیدا کرد و ی اختلاف خانوادگی بینمون شد تموم شد.
علی موند و حوضش😁 هر چند که زیاد سکس نمیکردیم و منم تک پر بودم، اما خیلی جاش میومد و دلم بدجوری سکس میخواست اما از اونجا که شهر کوچک بود از ترس آبرو نمیشد کیس پیدا کرد از بکن تو اینا، از آبرو هم گذشته از ترس مرض و اینا
ی دوسالی گذشته بود و من ی رفیق پیدا کرده بودم که باهم میرفتیم باشگاه، قدش ۱۸۶ بود و وزنش ۷۰، بدنش خیلی عضله ای بود اما حجمش کم بود مثلا بخوام چیزی بگم که تصور کنید مدل بدنش شبیه بروسلی بود😁🤦♂️ اما این اسمش محسن بود نه بروسلی و چهار سال ازم کوچکتر بود😁
برگردیم به داستان، تقریبا هیچ فازی نداشتم بش چون ادم شر و شوری بود و تو حرفاشم یه جوری بود ک انگار کلا گی دوست نداره، اما هر از گاهی تو باشگاه که به شوخی همو میمالیدیم یا انگشت میکردیم میگفت احسان کیونت درست شبیه کیون رفیق زنمه( با ی زن مطلقه صیغه بود که تو حین رفاقتمون رابطه اش تموم شد) این محسنم خیلی شر و شور بود و دست مینداخت کیرم یا حموم کردنی میومد دید میزد(در دوش باشگاه مثل این درای اصطبل ها بود) دیگه یه جوری شد که منم روم باز شد بش با این که خجالتی بودم، اولین بار که رفتم برا شوخی خنده کیرشو دید بزنم دیدم وااای خدا،🤦♂️ این چیه ی کیر ۱۶ ۱۷ سانتیه کلفت و دراز، گفتم این چیه لامصب کیره یا لوله، گفتم دیوث این چند سانته، گفت احسان جوون ۱۶.۴ در خدمتتم هس(از اول پررو بود پدر سگ😁🤦♂️) منم برا این ک کم نیارم گفتم منم ی ۱۵ سانتی دارم نیازتو برطرف میکنه😁
گذشت و گذشت (تقریبا یک سالی) رفاقت ما ام زیاد شده بود و تقریبا من تنها رفیق صمیمی محسن شده بودم و خیلی دوستم داشت و هوامو نگه میداشت
تو این زمان ها بود که من حسابی حشری شده بودمو واقعا دلم سکس میخواست البته بعد تموم شدن رابطم با پسر خالم هرازگاهی اینجوری اوبم میزد بالا منتها با جق زدن اینا یه کاریش میکردم اما اینبار واقعا میخواستم سکس کنم و مثل ی زن زیر یه مرد له شم🥲🥴 نمیدونمم دلیلش چیه
اومدم بکن تو و چندتا گروه تلگرامی اما نتونستم کاری کنم چون شهرمون کوچک بود و از آبرو میترسیدم
چند روزی گذشت که محسن یروز گفت احسان بریم باغ ما یکم حال کنیم بیاییم خونه که منم گفتم باشه
از خودم بگم براتون که قدم ۱۷۰ و وزنم ۷۵ بدنم تو پر و سبزه است البته بدنم سفید منتها صورتم سبزه اس و کلا کونم و ساق پاهام مثل زنا خیلی تپل جوری که یکی تو باشگاه واقعا شوخی شوخی هی حرفشو مینداخت بهم، منتها بر خلاف بدن زنونم چهرم شبیه ی پسر یا ی مرد و شبیه ترنسا نیستم.
ما رفتیم باغ اینا که خارج از شهر بود، باغشون یدونه استخر مانندی داشت که من تا قبل این قضیه خبر نداشتم چون یبار رفته بودیم برا کباب و اینا، رسیدیم باغشون گفت احسان بریم استخر بعد همو ماساژ بدیم(برنامش این بود ک ماساژش بدم درواقع دیگه میشناختمش😁) رفتیم طبقه زیرزمین ، خواستم که لباسمو در آرم یادم افتاد که ای داد من شرت زنونه تنمه🥲 ی شرت مشکی، گفتم خدایا من چ غلطی کنم حالا،(هر ازگاهی برا ارضا حس زنونم تنم میکردم، از کجا میدونستم که اینا استخر داره ویلاشون یا اصن میخاد بگه بریم تو آب) گفتم محسن من نمیام اب همینجا هستم و اینا که برگشت گفت احسان میای یا با همین لباست میگیریم میندازمت آب🤦♂️🥲 مغزش خراب بود و میدونستم که میکنه، تو دلم گفتم اخه بی پدر من شورت زنونه تنمه🥲، اون لباسش دراورد پرید تو اب داد زد گفت بیا مگه نمیخاستی شنا یاد بگیری، دلمو زدم ب دریا نیم رخ بش وایستاده بودم، با کلی استرس شلوار جین چسبونمو به زور از تنم دراوردم😁🥴 من مونده بودم با ی شرت مشکی زنونه تو تنم و محسن که تو آب بود، از دور متوجه اش نشد که زنونس چون شبیه شورت هفتیا که بعضی مردا میپوشن بود اما وقتی که پریدم تو اب بعد ی ربع گفت احسان این شورتت زنونه نیس🤔 که منم گفتم اره زنونس منم جنیفرم گیرم اوردیا🥴😝 که اونم گفت والله این زنونس غالب کردن بت که منم گفتم سیکتیر بابا😜 اون روز بعد یکم درس شنا و ماساژ گذشت منتها انگار قسمت بود که اون منو با شرت زنونه ببینه، چون از اون روز به بعد رفتارش بام عوض شدو یکم بیشتر شده بود دستمالیاش، منتها گفتم حتما مث قبلا هاست اما نگو داداشمون شک کرده بود بهم.
یروز که از باشگاه برمیگشتم و در مورد سکس اینا حرف میزدیم شلوارشو یکم داد پایین گفت ببین چه ناز خوابیده(تو ماشین بودیم) گفتم اره خدا به صاحبش ببخش😁
که گفت بیا دست بزن بش ببین چه ناز، تا اینجا طبیعی بود و از این کارا میکرد، منتها یهو دستمو گرفت گذاشت رو کیرش، گفتم دیوث چکار میکنی😕 گفت بابا ی دست بزن دیگه منم گفتم بابا بیا اینم دست 😕 خب که چی، میخای بیا ی دستم بکنمون، گفت چی میشه تو شورت زنونه پوشیدنی من چیزی میگم، گفتم اون مردونه بود، گفت آره جون عمت اگه مردونس چرا روزای باشگاه نمیپوشی، کپ کردم و گفتم زر نزنه بابا، گفت تو زر نزن و دستمو گذاشت رو کیرش و گفت بمال یکم مگه چی میشه، دستشو گذاشته بود رو دستم تا نتونم تکون بدم البته منم زور چندانی نمیدادم چون واقعا بعد دو سه سال بدجوری دلم سکس میخاست اللخصوص محسن که هم بدنش عالی بود هم کیرش هم صمیمی ترین رفیقم شده بود گفتم باشه بابا ولمون کن ، یکم کیرشو مالیدمو کیرش سیخ شد، برا مرحله بعد صبر کردم تا نگه که از خداش بوده خیلی بهم اصرار کرد که بخورش که گفتم گمشو بابا فقط میتونم جق بزنم برات رفاقتییی( اره جون خودم😜🤦♂️😈) انقدر براش جق زدمو دستمو تفی کردم زدم به کیرش که آبش اومد، بعدش منو پیاده کرد خونمون و رفت، هیچ پی امی بهم ندادیم تا فردا باشگاه که مث همیشه بود رفتاراعو حرفامون فک کنم میخاست ببینه قهر میکنم یا نه خیالش ک راحت شد رفتنی خونه هی از اینیستا پیامائو و کلیپای گی میفرستاد، که آخرش واکنش نشون دادم گفتم گاییدی بابا فهمیدیم گی هستی(البته منم بعضی کلیپارو که پوزیشناشو دوست داشتم لایک میکردم) که اونم یهو برگشت گفت احسان فردا بریم باغ؟
گفتم به چ مناسبت، گفت بریم استخر اینا یکم صفا سیتی که منم از خدا خواسته گفتم باشه، منتها میدونستم چی تو فکرشه، اما فکرم نمیکردم اینطوری بکنتم که قاچ بخورم
رفتم حموم دوباره یکم شیو کردم و یه شورت و سوتین سفید تنم کردمو از روش لباسمو پوشیدمو رفتیم باغ
به محض اینکه رسیدیم گفتم محسن من برم سرویسکار دارم، گفت آره برو میدونم چیکار داری، رفتم سرویس و خودمو خالی کردم قبلشم پنج شش ساعتی هیچی نخورده بودم از سرویس اومدم بیرون گفت حل شد ؟ گفتم چی؟ گفت تمییز کاریت، گفتم کی من و تو از این حرفا داشتیم، گفت از روزی که شورت زنونه پوشیدی، منم دل زدم ب دریا گفتم اتفاقا امروزم پوشیدم منتها سفیدشو
اینو که گفتم اومد منو بغل کرد برداشتم از زمین و لباشو گذاشت رو لبام جوری لبامو میخورد که دردم میومد گاهی، همینجوری منو گذاشت رو مبلو دراز کشید روم اینبار زبونشم میکرد تو، از روم پاشد گفت خیلی دلش برات تنگ شده، بعد شلوار و شرتشو در اورد، بهم گفت زانو بزن منم عین برده ها هر چی میگفت میکردم ، با دستم با کیرش بازی بازی میکردم که سرمو گرفت و کیرشو تا ته کرد تو حلقم حالت اوق زدن شدم که گفت تو حرف خوش حالیت نیس ی سیلی زد تو گوشم گفت بخورش با اینکه خوشم اومد اما چشمام پر شد چون ازم کوچکتر بود تحقیرش بیشتر بود برام، منتها شروع کردم به خوردن کیرش، اول کیرشو ماچ کردم و یه لیس از سر تا پاش زدم و شروع کردم به مکیدن و خوردن تخماش که دیوونه شد و نالش رفت هوا، فک کنم قرصی چیزی انداخته بود چون کیر بزرگش قرمز قرمز شده بود، منم با ولع و حوصله داشتم میخوردمش که گفت بسه و پوزیشن رو عوض کنیم گفت ۶۹ میدونی چیه جنده؟!، منم سرمو تکون دادم، خودش دراز کشید و گفت د بیا دیگه کونی منم عین برده ها رفتمو نشستم روش کیرشو یکم کرده بودم دهنم که دیدم وای بهترین هدیه رو داد بهم با دوتا دستاش لپای کون گوشتیمو گرفته بود کونمو میخورد، هر از گاهی هم یه در کونی محکم میزد بهم جوری ک صداش تو خونه میپیچید
انقدر حشریم کرده بود خوردنش که دیگه نتونستم براش ساک بزنمو کیرش از دهنم افتاد بیرون، چشمامو بسته بودمو فقط آه و ناله میکردم که اونم خوشش میومد و هی میگفت جووون😋 انقدر حشری شد بودم که یه لرزی ب بدنم اومد انگاری که مثل زنا ارضا شده باشم تو همین حین زبونشو کشید و انگشتشو کرد تووم😍😑 انقدر با سولاخم ور رفت تا جا باز کنه
بعدش دست منو گرفتو چهار دست و پا عین برده ها کشوندم از مبل رو زمین و یکم این طرف تر و گفت بخورش، منم با کمی مکس گرفتم دستو بعد چند تا لیس گذاشتم دهنمو هی بالا پایین میرفتم، کیرش انقدر بلند بود که همیشه یکمیش بیرون بود، یکم ک خسته شدم سرشو میک زدم براش که نالش رفت آسموون، سرمو با دستاش گرفت و شروع کرد تلمبه زدن تو دهنم(واقعا دهنمو گایید😈😍)
فک کنم نزدیک بود آبش بیاد چون یهو کشید بیرون با دستش زد تخت سینه ام که من افتادم رو کمر زمین،بعد خیلی مردونه یه نعره یا آه مانند غلیظی کشید و گفت جنده پیرهنتو درار که نوبت کونته!!!
خودش تیشرتشو در اورد منم شروع کردم پیرهنمو در آوردن که چشمش افتاد ب سوتین سفیدم، گفته بهههههه، جنده خانم این همه من و من میکردی ست زدی ک برام😍 راستش اون لحظه یکم خجالت کشیدم و سرمو انداختم پایین، می خواستم سوتینم درارم که گفت چیکار میکنی؟! نه میخوام از سوتین بگیرمو رو کونت سواری کنم😍😈(پدر سگ جرررم داد😑)
گفت برو رو مبل داگی شو، منم رفتم رو مبل حالت داگی وایسادم که اومد پشتمو کونمو چرخوند سمت خودش جوری که کونم بیرون از مبل افتاد یه اسپنک محکم زد در کونم جوری ک یکم پریدم جلو، اومد کیرشو به سر و صورتم مالید و گفت بوسش کن، سرشو ماچ کردم و رفت لوبریکانت آورد و یکم ریخت رو سوراخم
چشمتون روز بد نبینه چند بار سعی کرد سرشو بکنه تو که نمیشد یواش یواش سرشو تو کرد و لوبریکانو ریخت یکم رو سوراخم از بند سوتینم گرفتم پاشو اورد گذاشت رو سرم و یهو کیرشو کرد تو، انگاری نفسم بند اومد😑 داد زدم که توجهی نکرد، راه فراری ام نداشتم چون کیرش انقدر بلند بود که درم نمیومد چند بار تا نصفش کرد درآورد یکم لوبریکانت زد و همشو کرد توووم و شروع کرد کابوی کردم رو کونم، یه جوری کونمو می گایید که انگار ده سال زندان بوده پدر سگ، واقعا مث فیلما که کابویا می افتن رو گاو وحشی اینم افتاده بود رومو تلمبه میزد بم، آنقدر در کونی زد بود بهم که کونم قرمز شده بود یکم که خسته شد سوتینمو ول کرد و خراب شد روم، اگه تا اون لحظه همشو نکرده بود اونجا همشو کرد تو😑😍😈😋
دستشو از زیر پهلوهام آورد گرفتو شروع کرد تلمبه زدن، عین گوشت قربونی راه فرار نداشتم ازش
یکم که کرد از روم پاش، فکر کردم آبش اومد نگو میخواست پوزیشن عوض کن کثافت، منو برگردوند پاهامو انداخت رو شونش شروع کرد فرقونی کرد هر از گاهی هم ساق پامو لیس میزد و می خورد تو این حالت حس میکردم کیرش تا شکمم میاد، یه جوری درد داشتم که نزدیک بود گریه کنم ولی نمیخاستمم تموم کنه، اونم برا اینکه آبش نیاد فوری کشید بیرونو به پشت خوابید گفت بشین روش خودت ببینم چکار میکنی!!!
با این که از این پوزیشن خوشم نمی اومد چاره نداشتم جوری که کمرم بهش باش نشستم رو کیرش همون حین این شروع کرد عقب جلو کردن تو کونم که یهو از پهلوهام گرفت و چسبود لگنشو ب کونم، با این که اینهمه کرده بودتم، دادم در اومد گفت حالا خودت بشین روم عقب جلو کن منم همین کارو میکردم که منو یهو خوابوند به کمر رو خودش که هم گردنمو میخورد هم کونمو با دستاش از رو خودش برداشت تا تلمبه بزنه توم
یه جوری شهوت وجودمو گرفته بود و ناله که چه عرض کنم داد میزدم که آبم اومد و بی حس شدم، لرز تموم جونمو گرفت اون نامردم که فهمید آبم اومده منو خوابوند رو شکم خودشم افتاد روم اونقدر کردم تا آبش اومد و ریخت ابشو تو کونم(البته کاندوم داشت و منظور نکشید بیرون حین ارضا) و درش اورد بیرون، چند تا دستمال کاغذی گذاشت رو سوراخمو رفت سرویس تمیز کاری ک منم همینطوری دمر با ی سوتین تو تنمو چند تا دستمال رو کونم خوابیده بودم رو مبل و ناله میکردم از درد
نامرد اومد دید همونجوری خوابیدم و ناله میکنم گفت نکنه تو بازم دلت میخواد ک خودتو جمع نمی کنی کونی
ی نگاه بش کردم دیدم کیرش نخوابیده و راسته فهمیدم برنامه داره
یه لحظه سرمو پایین انداختم آوردم بالا که دیدم روبرومه، شونه هامو با دست آورد بالا و کرد دهنم انقدر دهنمو گایید و براش ساک زدم که آبش اومد در آورد ریخت رو صورتم ، منو ب روزی گذاشت که مجبور بودم برم حموم همونجا، پاشدم برم که پنج برابر حالت معمولی طول کشید برسم اونجا چون واقعا له شده بودم اونم دست کسی که ۴سال ازم کوچک بود و صمیمی ترین رفیقم
این بود داستان اولین سکسمون با محسن
نوشته: احسانم
8 پاسخ به “گاو وحشی”
خاک برسرت همه چیزتوباخت دادی رفت ازمردی انداختت چکاریه شماهامیکنیداخه
من که عاشق این فانتزیمجات بودم
کون دادن خیلی خوبه
منم کونیم.عالی بود.بخصوص فحش هاش
چقدر کونی زیاد شده
اوففف خیلی خفن بود
من بالخره نفهمیدم ؛آخرش ناراحتی از دادنت یا خوشحالی ؟؟
عااااالیحتما ادامه بده لذت بردیمکاش واقعا برده بشی براش