کیرشانسی یا شانس کیری

سلام دوستان کیان هستم.شغلم مهم نیست وضع مالیم الان خوبه اون موقع افتضاح بود…فقط این رو بگم که خدا بغیر قد و بالای خوبی که بهم داده.۱کیرکلفت۱۸سانتی مشکی بهم داده.خوب کلفت.داستان واقعی خودمه.توی۲۳سالگی برای مسابقات رزمی که مهم نیست چی بود آماده میشدم.حین تمرین شوخی شوخی ضربه درست خورد وسط پاهام با وجودیکه ضربه گیر خوبی داشتم اما اینقدر که ضربه شدید بود.استخوان لگن از لای پاهام درد شدید گرفتن.نمیدونستم درد بیضه هامه یا استخون لای پاهام.مسابقه رفتنم هم بگارفت.چند روزی گذشت.لای پاهام دردش خوب شده بودن ولی واقعا درد بیضه داشتم.رفتم پیش یک متخصص اورولوژی پیرمردی که نمیشه گفت ولی۶۵سالش بیشتر بود ولی،خوش‌تیپ بود.جریان رو گفتم.گفت برو روی تخت معاینه.دراز کشیدم.گفت پسر جان لباستو در بیار با شلوار که نمیشه معاینه کنم.خلاصه که لختم کرد.دستکش دستش بود و چند باری کیر و خایه هامو دست زد و بیضه چپم درد داشت.منو فرستاد سونوگرافی گفت بگیر بیار تا ببینم چته…چندروزبعد۲باره رفتم پیشش.گفت صبر کن زنگ بزنم همکارم بیاد.من لخت روی تخت بودم.تا اینکه صدای پچ پچ حرف زدن میومد.سونوگرافی منو خوند.گفت خانم دکتر تشریف بیارید داخل تا اومد تو من بلند شدم.گفت بشین پسرجان دکتر زن ومرد نداره که؟خانومه هم دستکش دستش بود.سر لخت بود۵۰سالش میشد یا نه.اما عجب هیکل و کونی داشت.جالب ترین چیزش غبغبه زیبای خوشگلش بودجا افتاده نازسفیدو مهربون بودولی قدش بلند بود.دکتر مریض دیگه داشت.بیضه هامو می‌مالید لامصب دست خودم نبود.بعد تقریباده روز شق کردم.گفتم تو رو خدا خانوم دکتر بدشد که.گفت نه مهم نیست برای سلامت خودته.پسر جون ضربه شدید بوده.ضرب خوردگی استخوان لگنت زیاد بوده متوجه درد بیضه هات نبودی،چپی تورم داره.ماشالله عجب التی داری قدرش رو بدون.خندیدم.گفت شیطون.همونجا نسخه خودشو نوشت.دکتر هم تایید کرد.گفت وقت دیگه بهت میدم بعد۱هفته بیا مطب خودم در ضمن کامل شیو کن.کارت خودشو بهم دادمطبش خیابون پایینی بود.۱هفته داروهاش رو مصرف کردم دیگه درد نداشتم.ساعت۵غروب رفتم پیشش.گفت برو این سونوگرافی فقط مایعات خیلی زیاد بخور.ادرار نکن سونو رو که گرفت بعد ادرار کن.رفتم زنگ زده بود زود ازمن سونو گرفتن ۲ساعتی نشدبرگشتم.گفت خوبه خوب شدی.ببین من تا۱۰شب مطب هستم.۱قرص بهت میدم نیم‌ساعت قبل اینکه۲باره بیایی پیشم بخورش با۱لیوان آب.ساعت۱۰منتظرتم.باید تست بشی.گفتم چشم.کارتش رو بهم داد.گفتم دارم هنوز کارتتون رو.گفت این فرق داره اگه در مطب بسته بود زنگ بزن بازش کنم.گفتم چشم.۹ونیم قرص رو خوردم.۱۰رفتم مطب…نمیدونم چه کارم شده بود کیرم مث سنگ سفت شده بود.شق و راست بود.هنوز مریض داشت.اومد بیرون منو دید.گفت بیا داخل.برو روی تخت.گفت معلومه قرصه اثر کرده.شلوارتو در بیار دراز بکش روی تخت.گفتم چشم.اومد یک بطری آب کوچیک بهم داد گفت این قرص رو هم بخور…گفتم چشم.گفت بطری رو تمومش کن.چند دقیقه بعد زنگ زد.گفت منصور جان مریضت پیش منه.نمیدونم اون چی گفت که این مست خندید.رفت در مطب رو بست.گفتم خانوم دکتر برم دستشویی.گفت آره عزیزم برو.خودتو تمیز بشور مایع هست.گفتم چشم.برگشتم رفتم روی تخت.دوباره دراز بودم.شقی این نمیخوابید.داشت با سیستمش کار می‌کردکه زنگ زدن.دکتره خودم بود.هر ۲اومدن.زنه دیگه لباس پزشکی تنش نبود.دکتره گفت اوه اوه پسر مث میل پرچم راستش کردی،گفتم دکتر نزدیک۱ساعته اینجوریه.گفت الان خوب میشی.فقط خودتو بسپر دست خانوم دکتر.زنه پرسید تا حالا سکس داشتی،گفتم خب معلومه دیگه.من جوونم مگه میشه سکس نداشته باشم.گفت یعنی ازدواج کردی گفتم نه.دوست دختر داری گفتم داشتم.ولی راستش بهم راه نمی‌داد.گفت حق داشته.با این گرز رستم به چی توراه بده.گفتم آره ترسید.ولی لاپایی داشتی اره؟گفتم بله،گفت نه منظورم دخول و سکس کامله.گفتم نه نداشتم.با هرکی بودم نذاشته حتی از پشت هم رابطه داشته باشم.اومد پیشم.ژل زددستش.با کیرم بازی می‌کرد دکتر نشسته بود نگاه می‌کرد.گفت میخام ازت تست اسپرم بگیرم.اگه خواست ابت بیاد بهم بگو.گفتم باشه.با دستهای قشنگش خوب می‌مالید.‌چه سینه هایی داشت.بایکدست می‌مالید دست دیگه اش روی تخت بود.ناخودآگاه دستشو گرفتم.نگاهم کرد.انگشتامون رفت لای هم.اصلا خبری از آبم نبود.رفت پیش دکتره گفت منصور نمیشه.گفت لخت شو خودت کارشو راه بنداز.بی پدر مادر با اون سن و سالش چقدر بدن قشنگی داشت.گفت پسر جون شتر دیدی ندیدی.چه بدنی داشت سفید کوس گنده چقدر گنده.کون طاقچه.چه ساکی میزد.گفتم خانم دکتر چرا آبم نمیاد.طوریم نشده باشه گفت نترس خوبت میکنم.اومد روی تخت کیرمو با دستش گرفت ژل زد نشست روش.گفت منصور لامصب نمیره توش خیلی بزرگه چقدر کلفته.گفتم آخ جان چه داغه.خندید.گفت دوماد شدی.الان مرد شدی.اروم تلمبه بزن.اروم باش هول نشو.بزار هر دوتامون لذت ببریم.کمی کیر سواری کرد.گفتم بیا پایین.هم قد بودیم.فقط توی فیلم‌ها لیسیدن دیده بودم.زید داشتم نذاشت بلیسم جدا شدیم،براش کمی لیسیدم.کفشاش پاشنه داشت دقیق سرپا خم شد روی تخت.کیرم افتاد لای کونش.دکتر اومد نزدیک دیدم لخته و۱کیر سیاه نازک دستشه جق میزنه.کیرکوچولو بود.گفت نگاه نکن پسر.قدر کیرتو بدون.لذت ببر.ژل زد گفت بکنش بهش رحم نکن.سرپا گذاشتم توی کوسش.تلمبه سنگین میزدم.آه و ناله خانومه بلند شده بود.روی کیرم خیس از آب کوسش بود.ابم نمیومد میترسیدم.بعدا فهمیدم.بی پدری هم سیلدنافیل ۱۰۰داده تا شق بشه.قرص بعدی تاخیری بود که خوب بکنمش.ولی خدا شاهده جوری تلمبه میزدم.گوشت وپوست داخلی کوسش با سر قارچی کیرم کشیده میشد بیرون.کوسش تنگ بود.گفت آروم پدرسگ پاره شدم.جر خوردم، منصور لامصب رحمم رو پاره کرد آروم باش.خم شدم روش اینقدری که حال میداد کوس کردن.نمیدونم چی بگم.گفتم ببخشید دکتر گفت محکم بکن.گفت دکتر گوه خورده پاره شدم.کیرت مثه مال خره.دکتر می‌خندید.گفتم برو روی تخت رفت بالا لخته کامل شدم.رفتم روش چه سینه هایی داشت بزرگ نوک گنده.خوشگل.خوردمشون.گفت راه افتادی نفله.گفت ژل بزن روان بشه.بکنش ولی مردونه آروم.تا ته نده توش کیرت کلفت و بلنده بجای لذت بهم درد میده.گفتم چشم.۱ربع بیشتر تلمبه میزدم.گفت بخدا بسمه.دیگه تحمل ندارم.منصور ارضا نمیشه.گفت چون تا الان قرص نخورده بار اولشه.برای همون.گفت سیر کیر شدی؟گفت خیلی حال داد.بیارش پایین.رفتم پایین.با دستمال مرطوب کیرمو تمیز کرد.گفت براش ساک بزن تحریکش کنم.الان ارضامیشه.پشتم به دکتر بود.خانم دکتر ساک میزد.ناکس کیر سیاه و نازکش رو از پشت گذاشت لای کونم.اون هم منه رزمی کار.برگشتم یقه اش کردم.گفتم کوسکش یکبار دیگه ازین گوه ها بخوری کونتوجرمیدم ها.خیلی بهش برخورد.گفت زیباخودت میدونی باهاش.من رفتم.قهر کردرفت.گفتم خارکسده فکر کرده همه مث خودش کونی هستن.خانومه که اسمش زیبا بود خیلی خندید.گفت فقط چشاتو ببند.انگشت نازک و بلندشو کرد کونم.دردم اومد.گفتم نکن دیگه بدم میاد.گفت بزار پروستاتت رو تحریک کنم.ابت بیاد.الان دیگه تنها بودیم.گفتم میزاری کون خوشگلتو بکنم.گفت نه جرم میده.گفتم تورو خدا.کونتو عشقه.گفت بشرطی که زودآبت بیاد.گفتم باشه۲باره خم شد.خودش ژل زد.گفتم بکنم آمادة ای؟،گفت بزارآروم.کردم داخلش تا سرش رفت داخلش.جیغ و دادش در اومد.نمیخام بکش بیرون استخون لگنم جر خورد.بی پدر خیلی کلفت.وای خدا آتیش انداخت توی کونم.خم شدم روش گفتم خوشگل خانوم آروم باش دیگه.با این کون بزرگت.چقدر ناآرومی،گفت خودت انگشت منو نتونستی تحمل کنی،،گفتم خدا کون شما دخترها رو برای گاییدن این شکلی ساخته دیگه.گفت درش بیار داره عنم میاد بزار برم توالت بعد.زود رفت توالت من هم کیرمو با دستمال مرطوب تمیز کردم.برگشت گفت آفرین تمیزش کردی گفتم آره.گفت بیا کوس بکن.دلم میخاد.گفت ولی لبهامو بخور.اون‌جا پیش اون نمی شد.گفتم چشم.آخ الان درست شد.حال و حول موقع سکس باهم می‌چسبه. پاهاش بالا بود.کوسشو خیلی گاییدم.ابم اومد همشو ریختم توی کوسش.گفت اوف ریختی توش.گفتم آره خوشگله.میخام مامان بچه ام بشی.خندید گفت پسر جون بچه های من الان آلمان هستن.از تو هم بزرگترند.من مامان بزرگم.دیگه بچه دارشدنم کجام بود.گفتم حیف شدی.تو باید تا۱۰۰سالگی بچه بیاری،خندید.گفتم الان حالم چطوره.گفت از خوبم خوبتری،گفتم۲باره بیام یانه؟گفت فک نکنم منصور بزاره بیایی،خیلی بد قهره،ازت ناراحت شد.گفتم کوس ننه اش بدترکیب.گفت عه عه فحش نده ها.عشقمه.گفتم آدم قحط بود.خندید.گفت ۴۰ساله باهم هستیم.بابای بچه هامه.گفتم شوخی میکنی،گفت نه چرا شوخی،کیرش کوچیکه.من هم دلم کیرخوب میخواست بجای هدیه تولدم تو رو بهم معرفی کرد.گفتم ای بابا بد شد که.گفت نه بهش فک نکن.اون شب تموم شد.دیگه هیچوقت من رابطه ای باهاشون پیدا نکردم.تا۲سال بعد توی پاساژ موبایل به نامزدم قول دادم براش گوشی جدید بخرم تا بهم کون بده.اصلا نمی‌داد.یکبار اولها کردمش از کون درد دیگه چند وقت نزدیکم نمیشه مستر سید نمیداد.۲ماه بود با خیار و کدو روی کونش کار می‌کردیم.تا بزاره بکنمش.رفتیم توی پاساژ مغازه رفیقم.گفت نصف پولش رو بده چون دستت تنگه بقیه اش چک.از پشت سرم کنار همسرم.صدایی اومد گفت نه مهندس آقا خانم مهمون ما هستن.برگشتم دیدم خانوم دکتره با همون شوهرشه.باهاشون گرم احوال پرسی کردم.ولی زودی خانومم رومعرفی کردم.که سوتی نده.گفت اسمت چی بود یادم رفته؟گفتم کیان هستم.گفت بیابیرون.رفتم پیشش.گفت کیان میتونی دوباره بیایی پیشم.گفتم بخدا الان ازدواج کردم اگه همسرم بفهمه بیچاره ام میکنه،،گفت تو رو خدا.ما چندوقته دیگه از ایران میریم.کسی نمیفهمه.گفتم باشه.بزار بهش فک کنم.واقعا پول گوشی روداد.هر چی گفتم باز هم پرداخت کرد.گفت اونشب بهترین شب زندگی سکسی من بود.گفتم باشه.خانومم همش می‌پرسید تو رو خدا بگو کی بودن چکارت داشتن…چرا همچین پولی برای گوشی دادن.تو رو خدا.گفتم یک رازه نمیتونم بهت بگم…الکی گریه میکرد.همش کنجکاوشده بود،چرا رفتی بیرون حرف زدی،جوابشونمیدادم،ترش کرد،گفت دوستم
نداری اگه نه نباید بین من و تو رازی باشه.گفتم این مال زمان مجردی منه…گفت باید بگی اگه نه کون بی کون.گفتم پس گوشی هم بی گوشی.گفت تو که پولشو ندادی.گفتم برای تو که نبود برای خودم بود.اینها تو رو که نمیشناختن.کاری که من براش کرده بودم رو تلافی کرد.کوپن من بود…گفت خیلی لوس و بدی…گفتم ببین گوشی مال خودت کون هم نمی خوام.ولی تو هم دیگه از من نپرس جریان چی بوده؟در ضمن دیگه چون بهم کلک زدی هیچوقت دیگه از من چیزی نخواه…گفت کیان ببین نه گوشی میخوام نه چیزی بخدا بهت ازپشت هم میدم فقط بگو جریان چی بود.چرا تو رو دیدن خوششون اومد…چرا این همه پول دادن.مگه چیکار کرده بودی براشون.کیان دارم از فضولی میترکم…راستشو میگم…خیلی هیجان دارم جریان چیه.بهشون میگفتی دکتر…گفتم خب واقعا دکترند دیگه هر دوتا هم دکتر هستن.خونه نامزدم بودیم گوشی رو نشون پدر مادرش داد.تا اومد بند و آب بده نزاشتم بگه…گفتم فضولی نکن.یک راز بین من وتو.ادم که همه چیز رو به دیگران نمیگه.شب پیشش موندم.عقد بودیم.توی تشک بهم گفت تو رو خدا کیان بگو جریان چی بود.بیا اول بکن بعد بگو.گفتم نه نمیگم.گفت خیلی مهمه که قید کون سفید و تنگ و بزرگ منو زدی نمیگی.ولی باید بگی، بگو دیگه طاقت ندارم.واقعا گریه کرد.گفتم باشه.ولی اولش کون میکنم.گفت بکن.فقط آروم که باز هم دلم بخواد بهت بدم.نه که بار اول و آخرت بشه…دمر خوابوندمش.بهاره۲۰سالش بود و پشت کنکور مونده بود.ولی آرایشگاه کار می‌کرد.خوشگل و سفید وکمی تپله…کونش خیلی توی دیده،کوس ناز و کوچیک و تپلی داره.بالش زیر شکم تپلش گذاشتم.کونش قنبل شد.براش سوراخش رو لیسیدم.با دستاش لای کون بزرگش رو باز کرده بود.گفتم آماده ای؟گفت آره.بکن.کشتی منو.چندوقته…چند کیلو خیار بادمجون نجس کونم کردم…آروم سر قارچی عمامه ای سالار رو دادم داخل کونش.گفت وای مامان گوه خوردم.بکش بیرون.گفتم فقط لال شو.آبرومون نره.مسخره تو که نیستم.کون بزرگ…گفت اگه بهم فحش بدی باهات قهر میکنم.گفتم پس ساکت شو.گفت آخه درد داره.بدجوری،گفتم تحمل کن.من شوهرتم.تو رو نکنم کی رو بکنم.پس،؟ساکت شد…با پاهام دوتا پاهاشو باز کردم و قلاب کردم پشت ساق پاهاش.کیر رو کشیدم بیرون آب دهن زدم دوباره با تمام قوا فرو کردم داخلش.جیغش در اومد.اماسرش توی بالش بود.چندتا تلمبه زدم.با دستش منو هل میداد عقب.ولی زورش نمی‌رسید.کیرمو تانصفه توی کونش کرده بودم.گفت دوستت ندارم.داری آزارم میدی،اونوقت فقط کردن توی ذهنم بود.ابمو ریختم توش…زود بلند شد شلوارشو پوشید رفت دستشویی،من لباس پوشیدم.خودمو به خواب زدم دیر برگشت.با لگد زد بهم.گفت هی بی‌شعور خودتو به خواب نزن بقران پاشو بگو با اونها چه گوهی خوردی،کونم پاره شد.خندیدم.گفت کوفت.زود باش.از کونم خون اومد.گفتم صبح میگم بگیر بخواب.گفت کیان بخدا اگه نگی الان میرم پیش بابام میگم به زور از پشت باهام رابطه برقرار کرده.میدونی که مذهبی هست و منو دوستم داره.امشب کونتو پاره می‌کنه…این نامزدم رو خیلی دوستش دارم.فقط بد فضوله…محکم بغلش کردم.گفتم فدات بشم فضول خانوم خوشگل خانوم.چند ساعته داری از فضولی میترکی مگه نه؟؟خندید گفت خیلی.دست خودم نیست.بگو دیگه…گفتم اولا ممنونتم که بهم حال دادی.دوما ازت معذرت میخوام که دردت اومد.سوما باید دست به قرآن بزنی که هرچی بهت گفتم بین خودمون میمونه.و اصلا نباید ازم ناراحت بشی،چون مال زمان مجردی منه،گفت بخدا به قرآن به جون مامان بابام قسم.نه به کسی میگم نه از تو ناراحت میشم…بهاره چندسال قبل موقع تمرین ضربه شدیدی به بیضه هام خورد.رفتم پیش مرده دکتره موقع معاینه از کلفتی کیرم خوشش اومد زنش رو صداش زد اومد کیرمو دید…به بهانه درمان من…منو مجبور کرد با زنش رابطه برقرار کنم.کیر خودش سیاهه و کوچیک و نازک…زنش رو دوست داره به عنوان هدیه تولد منو بهش داد.الان هم میخان تا چندوقت دیگه از ایران مهاجرت کنند.ازم خواستن یکبار دیگه باهاشون باشم…برای همین پول موبایل رو زد…بهاره چشماش۴تاشده بود.گفت بخدا مث سگ دروغ میگی،گفتم چرا فحش میدی…بخدا راست میگم…گفت من هم میخوام بیام ببینم اگه نه نمیزارم بری بقران به بابا مامان خودم و خودت میگم…گفتم تو قسم خوردی.گفت این چیزها قسم بر نمیداره تو شوهرمی.‌میزاری من با کس دیگه بخوابم پول بگیرم که من بزارم تو این کار رو بکنی، نمیخوام اصلا نمیزارم،گفتم بهشون قول دادم…عه غلط کردی قول دادی،گفتم لج نکن تو فقط فضولی میخوای بیایی ببینی.لبخند مسخره ای زد وگفت شک نکن.گفتم باشه بیا بریم…بزار باهاشون قرار بزارم بعد.خوشحال شد.گفت حالا درد کونم ساکت شد…کیان از کون هم کردیش.گفتم خیلی…زنه خیلی کیر کلفت دوست داره.مرده کیرش مث خودکاره نازک و بد ترکیب.گفت کیان بقران اگه بدون من بری نامردی.منو هم ببر خب.ببین دکتره ها ولی چقدر زنش رو دوست داره برای تولدش چی بهش هدیه داده.گفتم تو قدر این کیر کلفت منو نمیدونی دیگه،گفت خب برای کون بزرگه ولی خواهرم میگه،کیر کلفت جونه کوس کردنه…بهم گفته بهاره خوشبحالت.پس بزار بریم سر خونه خودمون هرچقدر دلت میخاد کوس بکن.من هم کیف کنم.چند روزی گذشت شماره غریبه بهم زنگ زد.دکتره منصور خودش بود.آدرس جدید مطبش رو داد رفتم پیشش…دیر وقت بود. زنش هم بود خدا شاهده جلوی شوهرش ماچم کرد.گفتم زیباجون هنوزم خوشگلی ها.منصور گفت های های پررو نشو…خوشگل هست یا نه صاحب داره…کمی پذیرایی و شوخی کردیم…بعدش جریان زنم رو گفتم…منصور گفت من اون شب فهمیدم خانومت شر میشه.گفتم نه اگه بیاد پیشمون چون پاش گیره چیزی نمیگه، گفت بزار ما مشورت کنیم.بعد…۲شب زیبا بهم زنگ زد.رفتم پیشش.گفت فردا شب با خانومت ویلای ما…آدرس داد.دعوتین…خوشگل و خوشتیپ بیایین.شیو شده بیایین.گفتم من فقط نه خانومم.گفت هر جور دوست داری،اون موقع۱بسته تراول۵۰هم بهم داد گفت اگه چیزی لازم داره براش بخر زبونش بسته بشه…زنها چندتا سوراخ دارند که یکیشون با کیر پر میشه بقیه با پول…گفتم مرسی خوشگل خانوم.دوباره بهم قرص داد.گفت ۱ساعت و این هم نیم ساعت قبلش با لیوان پر آب بخور.گفتم چشم…شب دیر وقت رفتم پیش بهاره جریان رو گفتم.بخدا از استرس حالش بدشد.بالا آورد.گفتم آروم باش چته.من پیش توام.کسی با تو کار نداره که،گفت کیان کاری باهامون نکنند.گفتم دیوونه انقدر مهربونند. بچه هاشون خارج هستن وهمسن من و تواند،.فرداش بردمش خرید لباس خوشگل برای دوتامون خریدم.کیف کرد.شب با یک جعبه شیرینی رفتیم پیششون.ولی یادم رفته بود قرصها رو بخورم…رسیدیم اونجا یادم اومد…منصور گفت اشکال نداره…شام بخورید بعد…پدرسگها خونه ای داشتن به خونه شاه گفته بود…زکی زرشک…بعد شام مشروب آورد.خیلی حال داد قرصها رو خوردم.کله داغ شد…بهاره نمیخورد.ولی۲تابهش دادم.با زیبا گرم گرفته بود…عین پدر مادرمون بودن.گفتم ببینید من باید حتما تا۱نشده بهاره رو تحویل مامانش بدم.پس بریم به عشق بازیمون برسیم.اوه اوه بخدا اتاق خوابی داشتن عجیب…حال بهاره خوب نبود.رنگش پریده بود.گفتم بشین فقط ببین کاری نکن…زیبارفت براش۱لیوان شربت آورد داد خورد.گفت فک کن فیلم سینمایی میبینی،۳تایی لخت شدیم کیر من تا دلتون بخواد بزرگ شده بود.به چی بگم قسم که باور کنید.دهن سرویس تا کیر منصور رو دید چنان خنده ای کرد.خودش رفت بیرون.رفتم پیشش گفتم خیلی بی شخصیتی،چرا خندیدی؟دوستای ما هستن.در ضمن سن و سالی ازشون گذشته…اومد خیلی معذرت خواهی کرد.من خیلی از منصور عذرخواهی کردم.زیبا سینه هاشو ترمیم کرده بود پروتز داخلش گذاشته بود سفت بودن…گفت خانوم خوشگله به جای اینکه بخندی،بیا جلو ببین چطوری باید به شوهرت جونت حال بدی…ساک نازی برام میزد.منصور سینه هاشو می‌خورد.ژل آوردن مجهز بودن.لنگها بالا رفت.بهاره داشت تماشا می‌کرد.مانتو شلوار تنش بود.تا کیر رو انداختم توی کوس زیبا آه وناله اش بلند شد.گفت منصور جان خیلی کلفته داره اذیتم میکنه…منصور کیر نازکش رو برد جلو کرد توی دهن زیبا.من هم نرم نرم تلمبه میزدم. چشمای سحر۴تاشده بود.ناخودآگاه کوسشو از روی شلوارش مالوند.چشمای درشتش شهلا شده بود.عرق کرده بود.گفتم عزیزم لباس‌های روی بیرون رو درشون بیار.اخه چرا با مانتویی…گفت آخه.گفتم آخه نداره همه لختیم. گفت یعنی من هم لخت بشم.گفتم وای نه،زیبا گفت خوشگل پسر گناه داره.الان شهوتش زده بالا…بعدشم منصور من هم گناه داره تو دوبار دلبرشو گاییدی…اون حق نداره یکبار هم که شده عشق تو رو ببینه…گفتم باشه تو هم لخت شو.بی پدر معطل بود بگم زودی بی رودربایستی لخت شد.منصور گفت بیا بهش خندیدی،اقلا ساکش بزن.بهاره به من نگاه کرد.گفتم باشه برو تو هم حال کن…مشغول شد.کیر نازکه منصور رو ساکش زد…منصور گفت کیان میزاری بکنمش،گفتم نه کوسخول باکره است چی چی رو بکنیش،گفت ولی معلومه کونش قبلا افتتاح شده.گفتم آره او رو خودم پلمپشو برداشتم.گفت پس بکنم کونش.گفتم اگه دوست داشت بکنش.کیرت لاغره حتما خوشش میاد.با ناز گفت وای نه.دردم میاد…دکتر چند تا بوس از لبهای قشنگ بهاره کرد آوردش روی تخت شروع کرد خوردن کوس و کونش خیلی آه و ناله میکردن خانومها.دکتر ژل خالی کرد کون بهاره.آروم کرد داخلش.گفت آخ کیان بازم دردم میاد.کیرش لاغره ولی دردم میاد.گفتم هیس آروم باش الان بهش عادت میکنی.خودم هم خانوم دکتر رو داگی کردمش.گفت تو رو خدا فقط کوس بکن کیان دردم میاد کیرت کلفته کونمو جر میده…آروم نوک سینه خوشگل بهاره رو مکید.کیر دکتر قشنگ تا ته کون بهاره می‌رفت.میگفت چه کونی داره این دختر.اوف اوف…هر دو تقریبا توی حالت داگی ۵دقیقه اینها رو گاییدیم.اب کوس قشنگی از بهاره می‌ریخت بیرون دکتر خم شد آب کوسش رو لیسید.گفت کیان کونش آماده است بیا بکن ببینم…بهاره تیز برگشت گقت نه تو رو خدا…پاره ام میکنه.تازه درد و زخمم خوب شده…گفت نترس ما اینجا هستیم.بعدشم الان ژل بی حسی خورده سوراخت روان کننده میزنم کیف کنی، بچرخ.تمام سوراخش رو پر کرد.من رفتم بکنم کون بهاره.حتی زیبابلند شد با دستاش لای لپهای کون بهاره رو باز کرد.دکتر با دستش کیرمو گرفت گفت پسر عجله نکن این کون حیفه جر بخوره باهاش مدارا کن.اروم بزار داخلش…آروم فشار دادم سر کبر رفت داخل.گریه بهاره در اومد.تو رو خدا اذیتم نکنید.سوختم.پاره شدم…وای مامان… دکتر رفت جلوش گفت کیر بخور بزار حواست از درد کونت پرت بشه…گفت نمیخوام.دردم میاد.من شروع کردم کون کردن.کیر توی دهنش بود.تا تلمبه محکم زدم کیر در اومد از دهنش گریه اش بلند شد.دکتر آبش اومد.ریخت سر و صورت بهاره…چقدر هم زیاد بود.زیبا گفت بسه گناه داره هنوز عادت به کیر نداره.باید چند وقت با کیرهای کوچک تر گاییده بشه بعد…به کیرت عادت کنه…بیا منو بکن…بهاره زود دوید توی سرویس…سر و صورت آب کیریش رو بشوره.من پاهای زیبا رو زدم بالا.با یک نشانه گیری دقیق از زیر سوراخ کوس فشار دادم داخل کونش.چنان جیغی زد.دکتر ترسید.چیکار کردی.گفتم جرش دادم.زیباداد و بیداد می‌کرد.وای کونم پاره شد.بی رحم داره جر میخوره…دوباره کیردکترمنصور شق شد.گفت بکنش ولش نکن.جیغش رو در بیار…نمیدونم چرا داد و بیداد و جیغ زدن زنش رو دوست داشت…من هم لبهای زیبا رو بوسیدم.تندتر کونشو جر دادم.گریه کرد.گفتم درد داری گفت خیلی…چند وقته کیر کلفت ندیده به خودش.وای منصور آتیش گرفت کونم.دو دقیقه نشد ریختم کونش…از روش بلند شدم.محکم بوسیدمش.بهاره اومد گفت حقت بود.تازه شدی عین من.سوراخم به هم جمع نمیشه.پدرسگ کیر نیست که دسته کلنگه…صدای فحش و جیغ زیبا از توی توالت میومد…دکتر گفت بریم حموم.۴نفری زیر دوش بودیم.دایم بهاره رو بغلش می‌کرد.دلش دختر جوون میخواست…گفت ما نهایت تا یک سال دیگه ایران هستیم بعدش میریم خارج پیش بچه ها.کیان بزار بیاد منشی من بشه.گفتم که هر روز بکنیش.گفت هر روز نه اقلا هفته ای دو سه بار.گفتم نه بابا ترش نکنی،گفت تو هم بیا سراغ زیبا.گفتم ببخشید ها.این۲۰سالشه و زیبا جون۶۰سال…زیادی زرنگ نیستی…حقوقی گفت که نمیشد رد.کرد.تازه زیبا ناراحت شد.گفتم زیبا جون حقیقته نباید ناراحت بشی…من و بهاره هر دو جوونیم.شما هر دو میانسال.معلومه که لذت بیشتر برای شماست…دکتر گفت ببین یک پژو شیک زرشکی مدل۷۹دارم بنامت میزنم.یکسال باهم باشیم.۴نفری.حقوقش سر جاش.گفتم دیوانه باکره است.گفت کار نداره اگه جلوی خودمون بکنیش پرده رو بزنی.۵تاسکه بهت میدم.گفتم شوخی میکنی گفت نه بخدا.گفتم باشه…برنامه ریختیم برای هفته بعد.همون شبونه پژو رو بهم داد.بماند بعدا واقعا بنامم زد.توی راه بهاره گفت واقعا میخای بکارتم رو بگیری،گفتم اره۵تاسکه شیتیل میده…زرنگ باشی با اون کیر کوچیکش فقط قلقلکت میده…فقط نزار حامله ات کنه.دایما قرص بخور باردار نشی.یکسال خوب تیغشون بزنیم بعدش توی رفاه زندگی کنیم.کی میفهمه…گفت بعدا طلاقم ندی ازم ناراحت نشی…گفتم مگه امشب شدم.دیدی چقدر خوش گذشت.توی ماشین بوسم کرد…هفته بعد درست شب جمعه بود…روی تخت.اولش خود منصور خیلی کوس بهاره رو خورد.بعدش ژل روان کننده زدن…زیبا پنبه و دستمال بدست منتظر بود.کیرمو گذاشتم دم کوس بهاره.زیبا گفت یکضرب بده داخلش مث آمپول کمتر دردش میاد.گفتم باشه…گفت پسر نصف کیرت رو…آروم ولی یکضرب دادم داخلش.جیغ زد.عجیب و گریه کرد.منصور مادر قحبه در جا آبش ریخت روی سینه های بهاره…کشیدم بیرون زیباتر و تمیزش کرد.دوباره ژل زد.گفت حالا بکن تا خوب پاره شه…که بعدا دردش نیاد.زخمش بخواد تازه شه ببنده.چندتا دیگه خوب گاییدم…بهاره رو ولی فقط گریه میکرد…بعدش با زیبا رفتن حموم…برگشتنی.زیبا لباس های خوشگلی بهش کادو داد.و منصور هم ۵تاسکه رو داد بهش.گفت این هم کادوی عروس خانوم…۴نفری کنار هم روی تخت خوابیدیم.منصور گفت کیان میزاری من بهاره رو الان بکنمش.هنوز تنگه،گفتم من که بگم هم نه تو توی مطب میکنیش…ولی کادوی من چی میشه؟خندید.بهاره گفت لامصبها.روی من قمار میکنید…دکتر خودش بهاره رو لخت کرد.با کیر نازکش بگم اقلا۲۰دقیقه گاییدمش…بهاره کیف کرد می گفت چقدر کیرش خوش میاد اذیتم نمیکنه…ولی به تلافیش من زیبارو چنان کردمش که جیغ و داد می‌کرد… توی باغ ویلاشون یک سوئیت ۸۰متری شیک سرایداری داشتن.دادن به ما…برای من و بهاره جشن خودشون گرفتن…جهیزیه بهاره رو تکمیل کردن.چندسال هوای ما رو داشتن‌. رفتن خارج.ملکشون تا پارسال دست ما بود.وضع مالی ما هم عالی شده بود.اومدن فروختن دیگه حال اون کارها رو نداشتن.موقع رفتن کلی اشک ریخت.عین بچه هاشون دوستمون داشتن.یک تیکه زمین خوب دکتر بنام من و بهاره زد.همه چی رو بغیر لوازم منزل که دادن به ما فروختن و رفتن…خیلی آدمهای خوبی بودن…باور کنید هنوز نتونستیم غم دوری و برنگشت نشون رو هضم کنیم.الان خودمون۲تابچه داریم دیگه از این کارها هم نکردیم…ولی کیرم برام خوش شانسی آورد… یادشون بخیر…

نوشته: منشی

بازدید 15,558

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “کیرشانسی یا شانس کیری”

  1. منشی واقعا که توهم واری ، اما از افکار کثیفی که داری حالم بهم خورد، ادعای مردونگی داشتی اما بخاطر پول زنت و دادی بکنن ، درسته خیالی بود اما افکارت همین هست . اگر بفکر لذت بردن بهاره بودی می‌شد قبول کرد اما تنها بفکر پول بودی ، همینم حالم و بهم زد ضمنا هیچ پزشکی آنقدر احمق نیست قرص بده آنهم به مریض خودش برای رابطه . تو هم مشخصه عقده و کمبود کیر کلفت داری که تا آنجا که در خیالات خودت تصور کردی کارت آنقدر استثنایی هست که چنین هزینه ای برایش می‌کنند، این توهمات معمولا پسرهای سن پایین دارند که در این حد خیالبافی می‌کنند. خیلی خندیدم ، امیدوارم هیچ وقت درمان نشی تا همیشه ما رو شاد کنی با چرندیات خودت .

  2. داشتم سعی میکردم باور کنم تااینکه رسیدم به جایی که مطب خانم دکتر (منشی نداشت) یا اینکه منشیش نامرئی بود و هیچ نقشی در ورود و خروج تو و بیماران دیگه نداشت، متوجه شدم فانتزیهای یک جوان آرزومند است.

  3. من تو دانشگاه یه اتاق مشاوره( مطب طور ) دارمسه نفر ورود و خروج دانشجوها رو چک میکننخانم دکتر مثلا ۵۰ ساله خر پول منشی نداره ؟چشمهای سحر ۴ تا شده بودسحر کی بود وسط کون دادنهات

  4. اگرتوهمم بودجالب بودخوشمان امدطولانی نبودپرمحتوابودادم خوشش میومدکمی هم فان بودمنکه بالبخندمیخوندم قشنگ بودافرین نمره ات۲۰

  5. گوتو بخور جقی بچه کونی ، انقدر جق زدی تو ذهنت فیلم سوپر ساختی برو کونتو بده

  6. امید وارم آرزوهات به حقیقت نپیونده که هر دختری بگیری باید جنده رسمی باشه که با تو کنار بیادگوساله قوطی رانی نام کاربری من سایز کیرمه پس لطف کن به یه کلفت کس و شعر و رویاهات رو به اسم واقعیت نچپوندر ضمن آرزوت باشه با این افکار کثیف دختر باکره گیرت بیاد دست کم 20 مدل سایز قبل از تو کسش رو گشاد کرده مطمئن باش

  7. احساس می کنم نویسنده این چرندیات علاوه بر عقده های مادی که داره، هیچ تجربه سکسی نداشته و نداره. کسی که برای اولین بار در عمرش با یک نفر سکس می کنه و همون موقع اصرار هم داره که کون هم بکنه! بقیه ش رو هم نخوندم اما اینکه انتظار داری بقیه باور کنن توهین به شعور مخاطبه.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید