سلام
اسمم یاشاره،۲۷سالمه این داستان واسه ۱۰سال پیشه
دوستم علی تابستون سال قبلش می رفت سرکار و کلی پول در آورده بود و به منم پیشنهاد کرد که از سال بعدش برم سرکار
منو یه جا معرفی کرد،لوله کشی ساختمون بود
صاحب کارم مرد خیلی خوبی بود و منم خیلی بچه حشری بودم
تو همون سالها همیشه تو فضای مجازی با مردهای سن بالا سکس چت و عکس بازی میکردم،و بیشتر وقتا با کونم ور میرفتم
انواع چیزهایی شبیه کیر به خودم فرو میکردم
بعد از چند وقت کار کردن یه روز تو پارکینگ یه ساختمون در حال کار کردن بودیم،من یه گوشه نشسته بودم روبروی دستشویی
در دستشویی از زیر حدودا ۳۰سانتش کوتاه بود
یه کارگر بنا،سبزه و تپل که یه شلوار کردی و یه تیشرت پوشیده بود که کش شلوار زیر شکمش بود،حدودا ۴۸ساله،رفت دستشویی،منم چشمم زیر همون در بود
طرف نشست دیدم واااای یه خایه آویزون و یه کیر سیاه مثل قیر،
شاشید و کیرشو شست و اومد بیرون،وقتی اومد بیرون با من چشم تو چشم شد،یه لبخند زدم و اونم همینطور و رفت
چند بار رفتم موقع کار کردنش نگاش کردم
اونم متوجه شد،
شب رفتم خونه قشنگ تمام پام و کونمو شیو کردم،من اون زمان ۵۵کیلو وزنم بود ۱۶۵قدم،بدن دخترانه ای داشتم،از کمر به بالا اصلا مونداشتم،روی رون و پاهام یکم مو داشت که وقتی شیو میکردم صاف صاف میشد،
یکم با کونم ور رفتم ولی جق نزدم،داغ داغ بودم
فرداش رفتم سر ساختمون،همش دنبال یه موقعیتی بودم که کونمو نشونش بدم و اونو حشری کنم
کل حواسم بهش بود،قبل از نهار اومد که بره دستشویی،منم سریع رفتم گفتم بزار اول من برم فشارم زیاده،خندید گفت بفرما
رفتم تو یکم لفتش دادم،در دستشویی قفل خوبی نداشت،کل شلوارم پایی بود پشت به در بودم و درو آروم کشیم که مثلا واسه خودش باز شد،در که باز شد یه چند ثانیه شد و یه سرفه کوچیک کرد و داشت نگام میکرد،که گفتم وای ببخشید و از این حرفا و سریع اومدم بیرون،
بعد از ناهار دوباره رفتم هی نگاش کردم،متوجه شده بود کونم میخاره ولی نمیدونست چیکار کنه
بعد از یک ساعت دیدم رفت سمت پشت بوم،انباری های ساختمون بالا بودن
منم تا اون موقع به یه ادم سن بالا کون نداده بودم،دل زدم به دریا رفتم بالا،
تو یه انباری داشت تنها کار میکرد،منو دید گفتم اوستا ببخشید امروز در باز شد یهو،
گفت خواهش میکنم پسرم،چیزی نشد که
یکم باهاش حرف زدم و یخم باز شد،گفتم منم دیروز شما که دستشویی بودی از زیر در دیدمتون،گفت جی؟
گفتم اره چقدر کیرتون سیاهه،خندیدم و اونم خندید
ولی حرفی نزد،دوباره گفتم اوستا شما کیرت سیاهه یا کثیفه
گفت عیبه پسر جون برو به کارت برس،
منم که دیگه وا داده بودم،گفتم برام سوال پیش اومده
دوباره دعوام کرد
ازش خواهش کردم که بزاره کیرشو ببینم
گفت تو چقدر پررویی،عیبه برو
گفتم کونمو دیدی،جواب نداد
دوباره پرسیدم،گفت آره،گفتم واسه تو تمیزش کردم
با خنده گفت تمومش کن برو
دیگه روم باز شده بود،گفتم یعنی دوست نداری منو بکنی؟
جواب نداد،گفتم یه بار تست کن،بازم جواب نداد
رفتم نزدیکش اومدم کیرشو بگیرم جاخالی داد
گفت برو یکی میبینه داستان میشه
گفتم کسی اینجا نمیاد،بزار یکم کیرتو بمالم،کم کم کیرشو گرفتم
متوجه شدم تقریبا راست شده
گفتم دیدی دلت میخواد
گفت یکی میاد بد میشه
گفتم نگران نباش،یکم مالیدم از رو شلوار دیدم راست کرد،خواستم کیرشو بیارم بیرون گفت دیگه بسه
دوباره خواهش کردم،
دراورد واااااای عجب کیری بود،سیاه و کلفت و خوش فرم
یکم مالیدم رفتم سمتش که ساک بزنم،دیگه عقب نشینیاش واسم معنا نداشت کیرش تو دستم بود،حدودا ۱۷سانت بود و قطرش ۵سانت،
کیرشو انداختم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن،چون یکم شکم داشت نمیتونستم تا ته بخورم،دستمو گذاشتم رو کونش و کمرشو حل میدادم سمت دهنم و تند تند ساک میزدم،دیگه وا داده بود،خایه هاشو انداختم تو دهنم و لیس میزدم،خودشو جمع میکرد
حدودا پنج دقیقه شد،دیدم اصلا نمیگه بیا بکنمت
شلوارمو کشیدم پایین و کیرشو مالوندم به سوراخ،هی سر کیرشو لای کونم میکشیدم با خودم گفتم این بکن نیست،خودم باید یه کاری کنم
یکم تف مالیدم به سوراخم و کیرشو گذاشتم جلوی سوراخ و خودمو حل دادم سمتش،اصلا هیچ رو اکشنی نداشت،نه آهی نه اوهی،مثل مجسمه بود
یکم که سوراخم باز شد و وران شد خودم تلمبه زدم
دستاشو گرفتم و دور کمرم نگه داشتم،به نشانه اینکه بغلم کنه
خودم دستاشو رو سینه هام و رو بدنم میمالیدم،انقدر داغ بودم که مثل جنده ها داشتم بهش میدادم،تند تند تلمبه میزدم
با فشار محکم خودمو میدادم سمت کیرش که تا ته بره تا اون موقع هیچ وقت اونجوری حشری نبودم،خم شدم دستامو گذاشتم رو زانوهام دیدم اروم اروم داره میزنه،گفتم اه محکمتر بکن،دوباره بلند شدم حالا اون کمرمو گرفته بود و داشت تلمبه میزد،یهو دیدم دارم ارضا میشم،آبم با شدت پاشید و همزمان آب رسولم خالی شد تو کونم
یکم دیگه خودمو بهش مالوندم و سریع جمع و جور کردیم و من اومدم پایین
دیگه اون روز ندیدمش،چقد اون شب انرژی داشتم،همش داشتم به سکسمون فکر میکردم،لحظه شماری میکردم که صبح بشه دوباره برم پیشش،تا صبح کیرم یکسره سیخ بود
از اونجایی که خجالتی بود قابل اعتماد بود
صبح دوباره رفتیم سر کار دیدم داره ملات میگیره،گفتم اوستا خسته نباشی،یه لبخند زد و گفت سلامت باشی
منم هر وقت تایم خالی داشتم میرفتم پیشش و با هم حرف میزدیم
براش تعریف کردم که چجوری با خودم ور میرم و این حرفا
صاحب کارم گفت من برم یکم وسایل بگیرم بیام تو هم میای؟گفتم نه،من میمونم تا بیای،ساختمونم هیچکس نبود جز منو رسول،
بهش گفتم آماده ای،گفت بازم؟
گفتم تو چرا همش ناز میکنی،بیا دیگه
دوباره رفتیم بالا،ایندفعه دیگه خجالت نمی کشید،یکم آه و او میکرد که منو بیشتر حشری میکرد،ولی چون خلوت بود راحتر بود و دیگه خودش منو میکرد،با دستای گندش کمرمو میگرفتو راحت کمر میزد،دیگه خودش منو میمالید و گردنو گوشمو میخورد،دستمو گذاشته بودم رو دیوار و کونمو داده بودم عقب و اونم داشت تند تند میکرد گفت ابم داره میاد گفتم بریز تو دیگه ولی من ارضا نشدم
تا غروب اون روز کلی باهم لاس زدیم
دوباره فرداش رفتم سر کار به هر بهانه ای میرفتم سمتش،
گفتم بیا برات ساک بزنم،گفت اینجا،گفتم هرجا شد
چون صاحبکارم زیاد با من کار نداشت بیشتر کارهاشو خودش انجام میداد
ما تو راه پله وایمیستادیم ،من براش ساک میزدم اونم کشیک میداد،تو هر موقعیتی که پیش میومد یا ساک میزدم یا بهش کون میدادم
پنج روز اونجا کار کردیم،روز اول که هیچ ولی اون چهار روز کلی حال کردم،
بعد شمارشو گرفتم تا سال بعد تابستون باهاش برم سرکار
تو همون سال چندین بار دیگه سکس کردیم و سال بعد دیگه با هم بودیم،ولی همه روزه نبود،هفته ای یکی دوبار
تو خدمتم با یکی اشنا شدم که از رسول بهتر بود،دیگه رسولو فراموش کردم
ببخشید اگه طولانی بود
اسمم یاشاره،۲۷سالمه این داستان واسه ۱۰سال پیشه
دوستم علی تابستون سال قبلش می رفت سرکار و کلی پول در آورده بود و به منم پیشنهاد کرد که از سال بعدش برم سرکار
منو یه جا معرفی کرد،لوله کشی ساختمون بود
صاحب کارم مرد خیلی خوبی بود و منم خیلی بچه حشری بودم
تو همون سالها همیشه تو فضای مجازی با مردهای سن بالا سکس چت و عکس بازی میکردم،و بیشتر وقتا با کونم ور میرفتم
انواع چیزهایی شبیه کیر به خودم فرو میکردم
بعد از چند وقت کار کردن یه روز تو پارکینگ یه ساختمون در حال کار کردن بودیم،من یه گوشه نشسته بودم روبروی دستشویی
در دستشویی از زیر حدودا ۳۰سانتش کوتاه بود
یه کارگر بنا،سبزه و تپل که یه شلوار کردی و یه تیشرت پوشیده بود که کش شلوار زیر شکمش بود،حدودا ۴۸ساله،رفت دستشویی،منم چشمم زیر همون در بود
طرف نشست دیدم واااای یه خایه آویزون و یه کیر سیاه مثل قیر،
شاشید و کیرشو شست و اومد بیرون،وقتی اومد بیرون با من چشم تو چشم شد،یه لبخند زدم و اونم همینطور و رفت
چند بار رفتم موقع کار کردنش نگاش کردم
اونم متوجه شد،
شب رفتم خونه قشنگ تمام پام و کونمو شیو کردم،من اون زمان ۵۵کیلو وزنم بود ۱۶۵قدم،بدن دخترانه ای داشتم،از کمر به بالا اصلا مونداشتم،روی رون و پاهام یکم مو داشت که وقتی شیو میکردم صاف صاف میشد،
یکم با کونم ور رفتم ولی جق نزدم،داغ داغ بودم
فرداش رفتم سر ساختمون،همش دنبال یه موقعیتی بودم که کونمو نشونش بدم و اونو حشری کنم
کل حواسم بهش بود،قبل از نهار اومد که بره دستشویی،منم سریع رفتم گفتم بزار اول من برم فشارم زیاده،خندید گفت بفرما
رفتم تو یکم لفتش دادم،در دستشویی قفل خوبی نداشت،کل شلوارم پایی بود پشت به در بودم و درو آروم کشیم که مثلا واسه خودش باز شد،در که باز شد یه چند ثانیه شد و یه سرفه کوچیک کرد و داشت نگام میکرد،که گفتم وای ببخشید و از این حرفا و سریع اومدم بیرون،
بعد از ناهار دوباره رفتم هی نگاش کردم،متوجه شده بود کونم میخاره ولی نمیدونست چیکار کنه
بعد از یک ساعت دیدم رفت سمت پشت بوم،انباری های ساختمون بالا بودن
منم تا اون موقع به یه ادم سن بالا کون نداده بودم،دل زدم به دریا رفتم بالا،
تو یه انباری داشت تنها کار میکرد،منو دید گفتم اوستا ببخشید امروز در باز شد یهو،
گفت خواهش میکنم پسرم،چیزی نشد که
یکم باهاش حرف زدم و یخم باز شد،گفتم منم دیروز شما که دستشویی بودی از زیر در دیدمتون،گفت جی؟
گفتم اره چقدر کیرتون سیاهه،خندیدم و اونم خندید
ولی حرفی نزد،دوباره گفتم اوستا شما کیرت سیاهه یا کثیفه
گفت عیبه پسر جون برو به کارت برس،
منم که دیگه وا داده بودم،گفتم برام سوال پیش اومده
دوباره دعوام کرد
ازش خواهش کردم که بزاره کیرشو ببینم
گفت تو چقدر پررویی،عیبه برو
گفتم کونمو دیدی،جواب نداد
دوباره پرسیدم،گفت آره،گفتم واسه تو تمیزش کردم
با خنده گفت تمومش کن برو
دیگه روم باز شده بود،گفتم یعنی دوست نداری منو بکنی؟
جواب نداد،گفتم یه بار تست کن،بازم جواب نداد
رفتم نزدیکش اومدم کیرشو بگیرم جاخالی داد
گفت برو یکی میبینه داستان میشه
گفتم کسی اینجا نمیاد،بزار یکم کیرتو بمالم،کم کم کیرشو گرفتم
متوجه شدم تقریبا راست شده
گفتم دیدی دلت میخواد
گفت یکی میاد بد میشه
گفتم نگران نباش،یکم مالیدم از رو شلوار دیدم راست کرد،خواستم کیرشو بیارم بیرون گفت دیگه بسه
دوباره خواهش کردم،
دراورد واااااای عجب کیری بود،سیاه و کلفت و خوش فرم
یکم مالیدم رفتم سمتش که ساک بزنم،دیگه عقب نشینیاش واسم معنا نداشت کیرش تو دستم بود،حدودا ۱۷سانت بود و قطرش ۵سانت،
کیرشو انداختم تو دهنم و شروع کردم به ساک زدن،چون یکم شکم داشت نمیتونستم تا ته بخورم،دستمو گذاشتم رو کونش و کمرشو حل میدادم سمت دهنم و تند تند ساک میزدم،دیگه وا داده بود،خایه هاشو انداختم تو دهنم و لیس میزدم،خودشو جمع میکرد
حدودا پنج دقیقه شد،دیدم اصلا نمیگه بیا بکنمت
شلوارمو کشیدم پایین و کیرشو مالوندم به سوراخ،هی سر کیرشو لای کونم میکشیدم با خودم گفتم این بکن نیست،خودم باید یه کاری کنم
یکم تف مالیدم به سوراخم و کیرشو گذاشتم جلوی سوراخ و خودمو حل دادم سمتش،اصلا هیچ رو اکشنی نداشت،نه آهی نه اوهی،مثل مجسمه بود
یکم که سوراخم باز شد و وران شد خودم تلمبه زدم
دستاشو گرفتم و دور کمرم نگه داشتم،به نشانه اینکه بغلم کنه
خودم دستاشو رو سینه هام و رو بدنم میمالیدم،انقدر داغ بودم که مثل جنده ها داشتم بهش میدادم،تند تند تلمبه میزدم
با فشار محکم خودمو میدادم سمت کیرش که تا ته بره تا اون موقع هیچ وقت اونجوری حشری نبودم،خم شدم دستامو گذاشتم رو زانوهام دیدم اروم اروم داره میزنه،گفتم اه محکمتر بکن،دوباره بلند شدم حالا اون کمرمو گرفته بود و داشت تلمبه میزد،یهو دیدم دارم ارضا میشم،آبم با شدت پاشید و همزمان آب رسولم خالی شد تو کونم
یکم دیگه خودمو بهش مالوندم و سریع جمع و جور کردیم و من اومدم پایین
دیگه اون روز ندیدمش،چقد اون شب انرژی داشتم،همش داشتم به سکسمون فکر میکردم،لحظه شماری میکردم که صبح بشه دوباره برم پیشش،تا صبح کیرم یکسره سیخ بود
از اونجایی که خجالتی بود قابل اعتماد بود
صبح دوباره رفتیم سر کار دیدم داره ملات میگیره،گفتم اوستا خسته نباشی،یه لبخند زد و گفت سلامت باشی
منم هر وقت تایم خالی داشتم میرفتم پیشش و با هم حرف میزدیم
براش تعریف کردم که چجوری با خودم ور میرم و این حرفا
صاحب کارم گفت من برم یکم وسایل بگیرم بیام تو هم میای؟گفتم نه،من میمونم تا بیای،ساختمونم هیچکس نبود جز منو رسول،
بهش گفتم آماده ای،گفت بازم؟
گفتم تو چرا همش ناز میکنی،بیا دیگه
دوباره رفتیم بالا،ایندفعه دیگه خجالت نمی کشید،یکم آه و او میکرد که منو بیشتر حشری میکرد،ولی چون خلوت بود راحتر بود و دیگه خودش منو میکرد،با دستای گندش کمرمو میگرفتو راحت کمر میزد،دیگه خودش منو میمالید و گردنو گوشمو میخورد،دستمو گذاشته بودم رو دیوار و کونمو داده بودم عقب و اونم داشت تند تند میکرد گفت ابم داره میاد گفتم بریز تو دیگه ولی من ارضا نشدم
تا غروب اون روز کلی باهم لاس زدیم
دوباره فرداش رفتم سر کار به هر بهانه ای میرفتم سمتش،
گفتم بیا برات ساک بزنم،گفت اینجا،گفتم هرجا شد
چون صاحبکارم زیاد با من کار نداشت بیشتر کارهاشو خودش انجام میداد
ما تو راه پله وایمیستادیم ،من براش ساک میزدم اونم کشیک میداد،تو هر موقعیتی که پیش میومد یا ساک میزدم یا بهش کون میدادم
پنج روز اونجا کار کردیم،روز اول که هیچ ولی اون چهار روز کلی حال کردم،
بعد شمارشو گرفتم تا سال بعد تابستون باهاش برم سرکار
تو همون سال چندین بار دیگه سکس کردیم و سال بعد دیگه با هم بودیم،ولی همه روزه نبود،هفته ای یکی دوبار
تو خدمتم با یکی اشنا شدم که از رسول بهتر بود،دیگه رسولو فراموش کردم
ببخشید اگه طولانی بود
نوشته: یاشار
9 پاسخ به “کون دادن به کارگر خنگ”
تا توانی کیری به کونت کنکون ندادن هنر نمیباشد 😉
اولش میگی من خیلی با مردهای سن بالا حال کرده بودم وقتی واردکارشدی تازه میگی اولین بار بود میخواستم به سن بالا بدم…اول یه بار تو کس نوشتن دقت کنید بعد اراجیف افاضه کنید
بکن تو پر شده از کونی.حیف اسممرد
کارگر ساختمونبی کلاس و کل کثیف۴۸ سالهغیر پولدارغیر خوشگل خوشتیپ…
باحال بود لذت بردم مرسی که داستان نوشتی🌹
😊✌️
خدا شانس بده والا
حالم بهم خورد از داستان و از شخصیت فاعل
یاشار جون توکه به همه مبدی به ماهم بده