سلام سامانم
من چند بار کیر لا پام رفته ولی کیر توم نرفته میخوام داستان یکی رو براتون تعریف کنم که شما تو دام نیوفتین.
تو دبیرستان بودیم بعداز مدرسه روزهایی که زودتر تعطیل میشدیم میرفتیم گیم نت اگه سیستم خالی بود بازی میکردیم اگه نبود وامیستادیم نگاه میکردیم
یه بار سیستم خالی نبود و من و یکی دیگه از دوستام داشتیم بازی بقیه رو نگاه میکردم که سعید از هم مدرسه ای های دوران دبستان و راهنمایی که دیگه درس رو ول کرد و برای خودش لات شده بود گفت که بیاین بریم دعوا دو سه نفر باشیم خودم ترتیبشونو میدم،
دوستم: من نمیام
سعید: بی خایه ترسو
من که میخواستم با مرام بازی دربیارم و شاخ نشون بدم خودمو: بریم داداش فقط کجا هستن؟
سعید: دو سه کوچه پایین تر
سوار موتورش شد و منم پشت ترکش رفتیم دو سه کوچه پایین تر برد تو یه زمین متروکه که دورش دیوار بود و یه جاش خراب بود
من: اینجا که چیزی نیست
سعید: شلوارتو درآر
من: چی ؟!
سعید در حالی که چاقو دستیش رو دراورد: یا خودت درار دراز بکش یا بزور میکنمت
من: تو رو خدا من اومدم کمکت کنم
سعید: درار مادرجنده
من در اوردم و سعیدم دراورد قطر کیرش اندازه مچ دستم بود ولی خوب خداروشکر قصد داشت فقط لاپایی بزنه اقا یکم تف انداخت رو کیرش و چند تا تلمبه زد و سریع آبش اومد.
پاشد گفت جمع کن برو نبینمت
من بعدش یادم نمیاد که چیکار کردم ولی هر وقت میدیدمش راهمو کج میکردم.😄
من چند بار کیر لا پام رفته ولی کیر توم نرفته میخوام داستان یکی رو براتون تعریف کنم که شما تو دام نیوفتین.
تو دبیرستان بودیم بعداز مدرسه روزهایی که زودتر تعطیل میشدیم میرفتیم گیم نت اگه سیستم خالی بود بازی میکردیم اگه نبود وامیستادیم نگاه میکردیم
یه بار سیستم خالی نبود و من و یکی دیگه از دوستام داشتیم بازی بقیه رو نگاه میکردم که سعید از هم مدرسه ای های دوران دبستان و راهنمایی که دیگه درس رو ول کرد و برای خودش لات شده بود گفت که بیاین بریم دعوا دو سه نفر باشیم خودم ترتیبشونو میدم،
دوستم: من نمیام
سعید: بی خایه ترسو
من که میخواستم با مرام بازی دربیارم و شاخ نشون بدم خودمو: بریم داداش فقط کجا هستن؟
سعید: دو سه کوچه پایین تر
سوار موتورش شد و منم پشت ترکش رفتیم دو سه کوچه پایین تر برد تو یه زمین متروکه که دورش دیوار بود و یه جاش خراب بود
من: اینجا که چیزی نیست
سعید: شلوارتو درآر
من: چی ؟!
سعید در حالی که چاقو دستیش رو دراورد: یا خودت درار دراز بکش یا بزور میکنمت
من: تو رو خدا من اومدم کمکت کنم
سعید: درار مادرجنده
من در اوردم و سعیدم دراورد قطر کیرش اندازه مچ دستم بود ولی خوب خداروشکر قصد داشت فقط لاپایی بزنه اقا یکم تف انداخت رو کیرش و چند تا تلمبه زد و سریع آبش اومد.
پاشد گفت جمع کن برو نبینمت
من بعدش یادم نمیاد که چیکار کردم ولی هر وقت میدیدمش راهمو کج میکردم.😄
نوشته: سامان
7 پاسخ به “کونی شدن فردین طور”
خب این چی بود؟
😂 😂 😂
خیلی تاثیر گذار بود
اذیت شدی کاش اساماس میدادی😂😂
فردین خدا زده اگه میدونس تو بکن تو چه چه استفاده هایی قرار از اسمش شه عمرن بازیگر نمیشد
بکن نبود خاک بر سر
به منم لاپایی بده