سلام اسم من سینا(مستعار) است من توی یکی از بهترین مدارس راهنمایی شهرمون درس می خوندم.الان می رم اول دبیرستان داستان از جایی شروع شد که من تازه رفته بودم اول راهنمایی . یه دوستی دارم به نام دانیال از اول سال باهم تو کف پسر مدیر بودیم . یه پسر سفید با هیکلی خوب ، نه چاق نه لاغر ، با چشمانی قهوه ای روشن روشن و قدی حدودا 165 و کونی قلمبه که داشت شلوارش رو پاره می کرد هر روز من و دانیال را وادار به جغ زدن می کرد . پسره جنده بعضی روز ها شورت هم نمی پوشید . البته این را از دانیال فهمیدم چون اون روی نیمکت پشت نیمکت اون جنده پسر می نشست . راستی یادم رفت که اسم اون را بهتون بگم اسمش سجاد بود . بعضی وقت ها اونقدر دیونه اش می شدم که حاضر بودم هر چی دارم بدم و فقط یکبار به کونش زبون بزنم.
روز ها پشت سر هم می گذشتن و من هر روز حشری تر از روز قبل می شدم . تا اینکه قرار شد از طرف مدرسه بریم اردو تو یکی از پارک های جنگلی شهرمون . از اون موقع که خبر اردو را شنیدم تو کونم عروسی شد . خلاصه روز موعود فرا رسید از مدرسه حرکت کردیم و رسیدم پارک جنگلی اول با بچه ها یکم گشتیم و بعد قرار شد بریم روی یکی از تپه ها و آتیش درست کنیم . من و سجاد و دانیال رفتیم هیزم بیاریم . باور نمی کنین سجاد وقتی برای جمع کردن هیزم خم می شد چنان هلویی جلوی چشمام میومد که دوست داشتم یه جا لیسش بزنم . دیگه نه من و نه دانیال هیچکدوم نمی تونستیم خودمون را کنترل کنیم که من پیش قدم شدم با حرص و ولع افتادم رو کونش . یه دفعه خواست داد بزنه و بد و بیرا بگه که جلوی دهنش را گرفتم نمی دونیین وقی دستم را رو لباش گذاشتم چه حس خوبی پیدا کردم . به خاطر اینکه کونش تو اردو راحت باشه یه شلوارک سه ربع پوشیده بود یکجا شلوارک و شورتش را با هم کشیدم پایین . باورم نمی شد که چی جلومه یه هلوی سفید و خوشمزه بدون وقفه شروع کردم به لیس زدن سوراخ کونش اون هم داشت حال می کرد و هیچ مخالفتی نشون نمی داد در همین حال دانیال شروع کرد به خوردن لب هاش من هم کیرم را در آوردم و گذاشتم در کونش که با یه هل رفت تو . اونقدر تلمبه زدم که همه آبم ریخت تو کونش دیگه اون هم داشت ارضا میشد . جام را با دانیال عوض کردم و رفتم سراغ لب هاش مثل یه تشنه لب هاش را می خوردم . اما نمی تونستم از خیر آب دهنش بگذرم اونقدر آب از دهنش خوردم که سیر شدم رستی من از ساک زدن خوشم نمیاد به خاطر این نزاشتم برام ساک بزنه . بعد از اون روز چند بار دیگه هم با دانیال کردمش و خیلی حال داد مخصوصا آب دهنش که مزه شراب می داد و من رو مست می کرد.
روز ها پشت سر هم می گذشتن و من هر روز حشری تر از روز قبل می شدم . تا اینکه قرار شد از طرف مدرسه بریم اردو تو یکی از پارک های جنگلی شهرمون . از اون موقع که خبر اردو را شنیدم تو کونم عروسی شد . خلاصه روز موعود فرا رسید از مدرسه حرکت کردیم و رسیدم پارک جنگلی اول با بچه ها یکم گشتیم و بعد قرار شد بریم روی یکی از تپه ها و آتیش درست کنیم . من و سجاد و دانیال رفتیم هیزم بیاریم . باور نمی کنین سجاد وقتی برای جمع کردن هیزم خم می شد چنان هلویی جلوی چشمام میومد که دوست داشتم یه جا لیسش بزنم . دیگه نه من و نه دانیال هیچکدوم نمی تونستیم خودمون را کنترل کنیم که من پیش قدم شدم با حرص و ولع افتادم رو کونش . یه دفعه خواست داد بزنه و بد و بیرا بگه که جلوی دهنش را گرفتم نمی دونیین وقی دستم را رو لباش گذاشتم چه حس خوبی پیدا کردم . به خاطر اینکه کونش تو اردو راحت باشه یه شلوارک سه ربع پوشیده بود یکجا شلوارک و شورتش را با هم کشیدم پایین . باورم نمی شد که چی جلومه یه هلوی سفید و خوشمزه بدون وقفه شروع کردم به لیس زدن سوراخ کونش اون هم داشت حال می کرد و هیچ مخالفتی نشون نمی داد در همین حال دانیال شروع کرد به خوردن لب هاش من هم کیرم را در آوردم و گذاشتم در کونش که با یه هل رفت تو . اونقدر تلمبه زدم که همه آبم ریخت تو کونش دیگه اون هم داشت ارضا میشد . جام را با دانیال عوض کردم و رفتم سراغ لب هاش مثل یه تشنه لب هاش را می خوردم . اما نمی تونستم از خیر آب دهنش بگذرم اونقدر آب از دهنش خوردم که سیر شدم رستی من از ساک زدن خوشم نمیاد به خاطر این نزاشتم برام ساک بزنه . بعد از اون روز چند بار دیگه هم با دانیال کردمش و خیلی حال داد مخصوصا آب دهنش که مزه شراب می داد و من رو مست می کرد.
نوشته: سینا
43 پاسخ به “کردن پسر مدیر مدرسه”
من که دیگه داستان نمی خونمنه حالشا دارم نه داستان ها به درد نمی خوره…فقط نظرات را می خونم که نظری هم نیستپس دوستان منتظر نظراتتون هستم !
کوچولو سنت قانونی شده اومدی تو این سایت ؟برو کوچولو به فکر دفترو قلم باش جای اومدنت به سایت چند روز دیگه مدرسه ها باز میشه برو آفرین عمو جوون
پسرگلم قشنگم نازم جيگرم قرارشد تا به سن قانوني نرسيدي اينجورجاها نياي.به غيرازاينكه حرف گوش نكردي ي چيزي هم مصرف كردي كه توهم زدي همه مثل من باهات حرف نميزنن ينفرآدم باصفا پيداميشه حسابي تكونت ميده بعد ميگي چه گوهي خورم كسشعرنوشتم.
جالب بود ولی خیلی کم بود
فشارکى هستم.چاقال تو خودت کونى اونوقت از کون کردن حرف ميزنى.من خوراکم کونه.کون واسه خودش حرمت داره.کون واسه خودش ى دنياى.کون…ديگه داره گريم ميگيره نميتونم بنويسم
د بچه کونى دول کوچولو چی بت بگم آخه.نسل بعد از مارو نیگا چقدر تخمیه. پسر مدیرتون با اون کون گندش تو کونت
از بس داستان سکسی خوندی ،از توشون ی داستان در اوردی که خودت هم نفهمیدی که چی به چیه…از هر داستان ی دو تا خط برداشتی،شده ی داستان سکسی… گلگسی اس تری رنگ سفید یکجا تو کونت…
دروغ محض!!
اصلا زحمت خوندنشو ب خودم ندام.ابنه ای…
کوچولوبیا یه پستونکی برات دارم همیشه پرههروقت میکش بزنی سیر میشیاخه کوچولو چرا اومدی اینجابرو با بچه محلات تیلهربازی کنچرا اینقد سروگوشت میجنبه بیجنبه
فک کنم تو توی یکی از بهترین کون ده خونه ها بودی که انقدر پوزشو میدی کونی …تو ماءالشعیرم نخوردی ببینی مزه چی میده کونی چه برسه به شراب. برو کونتو بده به جای الاف کردن ننت.
اول راهنمایی هستی حتما ریش و سبیل هم داری.علاقه ای که به لیسیدن کون نشون دادی بخاطر اینه که خوشت میاد ان بخوری!
کس وشعر بود
koony
کیرم تو قلبت
کون شعر بود!!!
کی این مدرسه ها باز میشه این کون کونکا جمع شن از این سایتا؟؟!!!..
چه جالب فك ميكردم به پسرا ميگن كوني حالا فهميدم ميگن جنده!كوني…
در اوردی و به همین راحتی رفت توش بدون درد و…
به به به آورین آورینکون کردن دیگه به همین راحتی شده یا اینکه حرفه ای تشریف دارین !!!؟!این تخیلات یه بچه کونیه که تازه فهمیده کاربرد دوودوولش چیه :-)))))))
خاک تو سرت با این جفنگ هاتحیف اون اسم سینا که روی توئهبچه ها منم قراره یه داستان بفرستم عشق کیش خاطره اسم نویسنده رو زدم سینابا این توله اشتباه نگیرین
ن موندم تو کار این آدمین… آخه چی بهت بگم که دارم میترکم…فحش حق تو هست که قوانین خودتو هم رعایت نمیکنی… شدی واسه ما یه پا جمهوری اسلامی… آخه آدمین جان وقتی این سایتبرا بالای 18 ساله چطور داستان یه پسر راهنمایی را چاپ میکنی… باید بتو چی بگم… عمرا دیگه تو این سایت کاری داشته باشم…
من میخام هم تو رو هم اون دوستتو هم اون بچه مدیر خیالی مدرسه توهم سینا رو هم بینا روو همشونو با هم بگایمایا وکیلم؟؟؟؟
هییییی!کجایی پریچهر…هییییی!کجایی پژمان…
کس شعر محض اول راهنمایی اب دهنت در نمیاد چی برسه به اب کیرت ریدی خودت خبر نداری اره
: دی آق سامی نظرتو این داستانک رو معنی دار و پر محتوی کرد. گمان میکنم این کوچولوی ما یه همچین تخیلات ضمن جقشو به رشته ی تحریر دراورد تا تو سر و کله ت میدا بشه و یه همچین نظر توپی رو ارائه بدی. بابا دمت گرم. کلی خنده نشوندی بر لبانمون. یه چی هم بگم به نویسنده کوچولومون? “فحش”
اخ اخالکی نیست سن فاحشگی شده 12 سال .خیلی خجالت کشیدمهیچی واسه گفتن ندارم
بروپسرخوب که داره فصل مدارس شروع میشه وبه قولی:زمستان آمده فکرنمدکننمدرالوله کن کس ن ن ت کن.آب دهنش مزهءشراب میداد؟ای که ازجام طلامی میخوریپس سرکیرمراکی میخوری؟
داش یاور استعداد شعریت در زمینه ی سکسی هم شکوفا بود و ما خبر نداشتیم؟ :WINK:دمت قُل قُلی!درمورد داستان:آخه چندتا فحش؟آدم هستین شما ها؟فحش میخوایم؟خب یه تاپیکم بزنید به اسم “کونی های فحش خوار” و از بقیه بخواین ازتون پذیرایی کنن تا ببینید چطور از خجالتتون در میانولی کاش آدم بودین،کاش…
معلومه خودتم کم سن بودی اگه تو جنگل گیرت میاوردن تو دانیال و هم میکردن بچه خوشکل کیرم تو داستانت
كُس خُل ديوانه احمق بي شعور حالمو بهم زدي كثافت احق كودن لاشي كون نديده.اگه ببينمت كيرمو تو حلقت مي چپونم با اين داستان تخمي تخميتكُس خُل عوضيمن ديگه داستان نمي خونم
آخه جلقی چی بگم بهت؟بچه ای هنوز.برو درستو بخون عمو تا خودتو با باتو ننتو خاندانتو بچه ها جر ندادن.تو باید کیر بخوری بچه کونی.ریدی گوزیدی بو میدی کوچول.چرا دلت میخواد ننت فحش بخوره؟؟؟؟؟؟؟؟
عزیزم شما به سن قانونی نرسیدی باسه خودت می گم این سایت رو ترک کن.درباره داستانم بگم منم هم سن این اقا پسر بودم که با همکلاسی ها شوخی های جنسی میکردیم البته از روی شلوار.
سینا من واسه خود تو مشتری هستم . میای ؟
کیرم تو کون سینا که این کس شعرا رو نوشت آخه معله که دروغ میگی وقتی داری خیال پردازی میکنی میگی راستی کیرم تو کون گشادت…کیر دانیال تو دهنت و کیر من تو کونت و کیرم سجاد تو نافت…چی بگم به اون کسی که تو رو زایید…
کیر ناظم تو کونت کیر معلم ریاضی تو کونت کیر معلم بینش اسلامی تو کونت کیر مصبر کلاس تو کونت کیر معلم شیمی تو کونت کیر … کل مرسه با ساختمونش تو کونت H)
برج میلاد تو کونت
آره جون ننت تو گفتی و ما هم باور كرديم-پسره يه دفعه ساكت شدو شما كردینش-کير شما رفت توش-بقيه دنبالتون نگشتن كله کيری
برید توبه کنید که چوب تو اونجاتون میکنن پس فردا این سایتم نیایین دیکه که مال یک آدم حرامزادست من گفتم بعدا که همدیگرو دیدیم نگی کسی بهمون نگفت درک میکنی چی گفتم.
خدايى بعد سه سال خوندم دارم ميخندم اگر تو اينطورىكرديش من ي دزد اومد خونمون بهش دادم رفت ديگه چسزيم ندزديد
اخه پسر اگر سوم راهنمایی هم باشی کمتر از پانزده سالته اونوقت پسر ۱۵ ساله اصلا کیر داره اصلا حالا فرض که کیر داره اصلا بلند می شه که اب داشته باشه ؟
اون کاری نکرد تو که راست میگی
کسشعر به این زودی بدون هیچ داستانی کردیش و تخیلات یک جقی