بعد مدتی، با خاله ژاله صمیمی شده بودم عصرا میرسوندمش خونه سر راه، متوجه شدم که از شوهرش به دلایل اعتیاد جدا شده و فعلا تنهاست و بچم نداره، بگذریم، تولد خواهر زادم که شد با ژاله هماهنگ کردیم رفتم واسه خواهرزادم کادو خریدیم خواستیم یه تولد کوچیک تو مهد واسس بگیریم، ژاله گفت کیک و خودش سفارش میده و بادکنک و اینا رو میخره بعد واسم فاکتور میاره، خلاصه یه روز مونده به تولد خواهر زادم،… ژاله زنگ زد که بیرونه و دستش پره میتونم برم دنبالش، منم سریع اوکی رو دادم، دل تو دلم نبود گفتم الانه که نقشم عملی شه و همین طورم شد… خلاصه رفتم دنبالش کلی وسایل تولد گرفته بود … بادبادک هوایی و توتولک و اینا … رسوندمش خونش…ازم تشکر کرد میخواستم برم میگفت نمیشه همینطوری نمیزارم بری و بریم یه چایی شربتی میوه ای چیزی مهمون باشیم…خلاصه کلی اصرار کرد منم الکی ناز کردم ولی بالاخره رفتم تو … پشت سرش که رفتم تو خونه کونه گندش بالا پایین میشد … من از شق درد کیرم تیر کشید تا تو سرم … خلاصه به من گفت بشین رو مبل اقا میثم و بعد رفت لباس عوض کنه … وقتی برگشت باورم نمیشد یه ساپورت صورتیه کس نما پوشیده بود که خودمو توش میدیدم، کسش از زیره ساپورت کامله زده بود بیرون …یه تیشرت تنگم پوشیده بود روش عکس کارتونی بود یه روسری هم انداخته بود رو سرش الکی ولی جلوش باز بود سینه هاشم نابودم کرده بود… اووووف … خلاصه رفت یکم شربت واسم آورد باهم خوردیم و قشنگ متوجه شده بود چشمام داره از کاسه در میاد… شروع کرد واسم از زندگیش گفت و ازم پرسید مجردی …منم گفتم اره …کمی باهام شوخی کرد بعد که بلند شدم که برم و ازش خداحافظی کنم شق شدن کیرم از شلوار پارچه ایم تابلو بود … داشتم میمردم… یه دفعه یه نگاه بهم کرد زد زیر خنده گفت اون دیگه چیه آقا میثم منم از خجالت مردم گفت خجالت نکش طبیعیه هر کسی جوجش نسبت به جوجه های دیگه واکنش نشون میده … خلاصه من هول شدم با پا زدم به میز عسلی شربت ریخت گفتم ای وای گفت عیب نداره …پاکش میکنم منم که روم باز شده بود گفتم فکر کنم جوجم هیجانی شده اونم که چراغ سبزو داده بود خندید… گفتم میشه جوجه هامونو باهم آشنا کنیم؟… اونم گفت چرا که نه منم بهش امون ندادم همونجا خوابوندمش لب و گذاشتم رو لبش مقاومت نکرد و خودشم شل کرد … لباساشو دونه دونه در آوردم گفتم میدونی چقدر تو کفت بودم … اونم چشاشو بسته بود فقط لباشو گاز میگرفت … یه ربعی کسشو و سینه های گندشو خوردم …ولی دلم کونشو میخواست … بهش گفتم میشه برگردی گفت واسه چی گفتم برگرد …تا برگشت چی میدیم وایییییییی…یه کون هندونه ای جلوم ظاهر شد با یه ریتم خاص دو تا کفه دست زدم رو کونش گفت از کون نکنی ها گفتم باشه…یه دفه یکم کرم زدم کیرمو تا وسط کردم تو سوراخش …یه جیغ زد فکر کردم از حال رفته ولی شروع کرد فحش دادن …منم استارته تلمبه رو دووم دوووم زدم … دیگه شروع کرد به گریه کردن کونش مثه ژله میلرزید یه 45 دقیقه ای تلمبه زدم… این اخرا دیگه داشت میزد تو سر و کله خودش پامم انقدر ویشگون گرفت که نگو…یه دفعه تلبمه و کوبشو بیشتر کردم که آبم ریخت تو کونش کیشدم بیرون میخواست فحش بده بازم که با دست تند تند چوچولشو مالیدم دیدم چشاشو بسته یه نفس عمیق کشید …انقدر این کارو کردم که یه دفعه دیدم کمی لرزید و فهمیدم ارضا شده بعد رفتیم یه دوش گرفتیمو بماند که تو حمومم یه دست از کس کردمش …ولی اخرش ازم تشکر کرد ولی بعد اون هربار که سکس کردیم دیگه از کون بهم نداد…
ببخشید عجله ای نوشتم کار و مشغه داشتم… امیدوارم لذت برده باشید…
نوشته: میثم
25 پاسخ به “ژاله کون هندونه”
جق جق جق ، جق از همه رنگ ، باس اسم اینجا رو میذاشتن جقوانی
من کاری به بقیش ندارم.یاروو 45 دقیقه تلمبه زده =))))))))
من که دید انتقادی ندارم .خوب بود به نظرم.
من که یه سوژه معرکه تو بفرمایید شام پیدا کردمbiggrin.واسه داستانت خالیم. حتما ببینید .مادر جان …dash1
Jadidn hame too dastanashoon heykalashoon sexiye hame hm saport o tisherte tang mipooshanscratch_one-s_head
شکم آیس پکگوز ژاله تو دماغتالبته با بو.یه نوبت برو دکتر جقولیان بگو مغزم از کیرم زده بیرون چی کنم بدم توشی لاپایی
سخنی بود از جناب سکس الدین تخمی
یهو کرمو از کونت اوردی زدی سر کیرت؟؟؟؟
خیلئ کوس شهر هات تابلو بود
خیلی نابود بود جقی
اما سوژه و مورد خوبی واسه جلق انتخاب کردی،جلق فانتزیه خوبی زدی.آفرین.
ا ک ا ب
داستان از این قرار بود … خیلی وقت بود تو کف جق با کرم بودم همین که خونه خالی شد اون کرمی که تو کونم جا سازی کرده بودم در اوردم زدم به کیرم و شروع کردم جق زدن 45 دقه ای جق زدم ناگهان ازم ففففیییششششش ریخت رو خودم رفتم هموم اونجا هم یه کف دستی با شامپو گردو پرژک زدم خاطره های دیگه ی جقم هم براتون میزارم
تعجبم از اینه که هر پسری میاد توخیالاتش ورزشکاره و بدن سکسی داره.اخه چطور بدون هیچ دارویی 45دقیقه کردیش خیالاتی شدی در حد المپیک
? chera inghadr kosesher taft midinkhare takhayolate shomaro gayidan ke hatta takhayole doros o darmoon ham nadarinkiram dahanet biad jaghie koskhol , ta hala az nazdik kos ham nadidi
gooooooooooooooooooh mikhore , to jeddi nagir? in 20 sanie jagh bezane 3 bar abesh miad , 45 min tolonbe zad
اراجیفتو نخوندم ولی اومدم بگم آخه سوسمار اینم اسمه که گذاشتی رو داستانت،خر بشاشه به شخصییتت
:]“میثم کون گلابی”[:
تخیل خوبی بودموفق باشی
از خودمم بگم من ورزشکارم و شکمم سیکس پک و سکسیه قدم 182 و وزنم 77 کیلوئه
نمیدونم خدا اون بالا نشسته چیکار. خو مرد حسابی خودت ظهور کن ترکیدیم بخداpleasantry
لبخند سکسی دقیقا چه جوریه؟بگو تا اگر کسی لبخند سکسی زد بهمون بگیریم بکنیمشbiggrin
جالبه هرکی داستان مینویسه میگه خیلی خوشکلم و خوش هیکل اونجامم 25سانت
کلی خندیدم به مغز معیوبت.dash1
مغزتو گائیدم