این داستان برمیگرده به چند سال قبل، وارد جزئیات نمیشم.
نیروی جدید شرکت بود و وارد اتاق شدم تا کار رو بهش بیشتر معرفی کنم، توضیحات لازم رو دادم، شمارشو گرفتم که هماهنگی هارو توی تلگرام انجام بدیم. چند بار به هم پیام دادیم، یواش یواش احساس کردم داره مکالماتمون توی تلگرام زیاد و طولانی میشه. بعد فهمیدم صحبت هامون از دایره کار و شرکت خارج شده و داریم راجع به خودمون، علاقه مندی هامون صحبت میکنیم با هم شوخی میکنیم، بعد دیگه رومون باز شده بود و صمیمی شده بودیم. بعد علنا داشت نخ میداد. حتی گفت روز اولی که تو شرکت دیدمت تا وارد شدی گفتم اووف عجب چیزیه، بعد این خانم سیاس مجبورم کرد تا من بهش پیشنهاد دوستی بدم، خودش میگفت تو پیشنهاد بده!!!
گذشت و اوکی شدیم. چند بار رفتیم با ماشین بیرون، زمستون بود یه جا واستادیم به لب گرفتن و میک لاو. شیشه ها یه جوری بخار کرده بود انگار تو ماشین داریم آب جوش میاریم. اونجا فهمیدم اوه پسر این چقدر حرفه ایه.
نگفتم ازش، اون زمان من ۲۵ سالم بود و ایشون ۳۱ سال داشتن. یک خانم ورزشکار، خوش اندام و سفید، واقعا سفید. از اونا که انگشتتو فشار میدی قرمزیش میمونه… و ضمنا بی نهایت سکسی. جوری که وقتی باهاش سکس کردم بار اول با خودم گفتم اوه! من اینو چطوری ارضا کنم!! همه تو شرکت تو کفش بودن، آقایون دیگه جوری حرف میزدن پشت سرش انگار خوش به حال هر کس اینو میکنه.
سرتون رو درد نیارم، از داستان هایی که ازم نود میخواست، پیشنهاد سکس داد و دفعات اولی که سکس کردیم میگذریم.خواستین بعد بهتون میگم، اما دیگه پارتنر هم بودیم، فقط کسی نمیدونست. عشق مخفی، عشق پنهون. یه بار گفت شب بیا خونمون. گفتم چطوری؟ گفت مامانم شب زود میخوابه (ایشون طلاق گرفته بود و با مادر زندگی میکرد، یه نیم طبقه بالای خونشون بود که ما رفتیم اونجا) ساعت ۱۱ شب اینا رفتم. یه گفتگوی کوتاه کردیم، دستمو گرفت برد تو اتاق، شلوارمو درآورد و کیرم زد بیرون، (فکر کنم پورن زیاد نگاه میکرد). شروع کرد به ساک زدن، جوری حرفه ای ساک میزد پشمام میریخت هردفعه. کیرم غیب میشد! باز برمیگشت. وای بچه الانم که بهش فکر میکنم حشری میشم. افتادیم رو تخت. یکم ممه هاشو خوردم، با کسش بازی کردم، کسش صورتی بود. کیرم رو گذاشتم دم کسش آروم فشار دادم رفت تو. چندتا تلمبه آروم زدم خوب که راه باز شد دیگه جنگ شروع شد… تلمبه پشت تلمبه. بعد چند دقیقه گفت واستا یکم ساک بزنم. باز پشمام ریخت. کیرمو از کسش درآورد کرد دهنش!!! مگه میشه! چطور یک زن ایرانی همچین کارایی بلده! والا هرچی سکس کرده بودم قبلا یادم رفت. بعد که خوب ساک زد و آب سفید کسش رو از رو کیرم خورد دوباره اومد روم. بعد ایشون نوع خاصی تلمبه بلد بود، بالا پایین نمی کرد، عقب جلو میکرد. رو کیرم نشسته بود، میومد جولو میرفت عقب، یک سبک بی نظیر، منم با ممه هاش بازی میکردم و کونش، آخ ممه های گنده ش رو فشار میدادم رو دستم میوفتاد کیف میکردم. نوک کوچولوشو فشار میدادم. یواش یواش صداش بلند شد، کم کم داشت داد میزد و من همچنان پشمام میریخت. سپس افتاد تو بغلم. بله ارضا شده بود و من هنوز نشده بودم (مرسی ترامادول). یکم استراحت کرد و گفت نشدی، گفتم نه. سپس مجدد نبرد شروع شد. اینبار داگی شد، کردم و کردم تا آبم اومد. ببین من اینو کشف کردم اگه هر چقدر از سکس بیشتر لذت ببرم پرتاب آبم بیشتر میشه. دوست دارم این لحظه رو ببینم. کاندوم رو در آوردم آبم جوری پرتاب شد از سرش عبود کرد و افتاد رو بالشت. یکم هم ریخت رو موهاش. دیگه پشمی برام نمونده بود. افتادیم چند دقیقه. گفت من هنوز میخوام. منم گفتم جووون. و سپس نبردی دیگر. خلاصه سرتونو درد نیارم، تا نزدیکی طلوع آفتاب من و ایشون درگیر بودیم. فک کنم حداقل ۴ راند شد. لامصب سیرمونی نداشت. یکم خوابیدم به محض روشن شدن هوا بیدارم کرد، پاشو پاشو که الان مامان بیدار میشه. برو بیرون سرتو بنداز پایین و برو.
بعد و قبل این هم چندین باری سکس کردیم و ماجراهای عجیبی داشتیم. مثلا یکبار ریختم توش! عجب خری بودم نه!؟ بگذریم خواستین بعدا تعریف میکنم براتون…
نیروی جدید شرکت بود و وارد اتاق شدم تا کار رو بهش بیشتر معرفی کنم، توضیحات لازم رو دادم، شمارشو گرفتم که هماهنگی هارو توی تلگرام انجام بدیم. چند بار به هم پیام دادیم، یواش یواش احساس کردم داره مکالماتمون توی تلگرام زیاد و طولانی میشه. بعد فهمیدم صحبت هامون از دایره کار و شرکت خارج شده و داریم راجع به خودمون، علاقه مندی هامون صحبت میکنیم با هم شوخی میکنیم، بعد دیگه رومون باز شده بود و صمیمی شده بودیم. بعد علنا داشت نخ میداد. حتی گفت روز اولی که تو شرکت دیدمت تا وارد شدی گفتم اووف عجب چیزیه، بعد این خانم سیاس مجبورم کرد تا من بهش پیشنهاد دوستی بدم، خودش میگفت تو پیشنهاد بده!!!
گذشت و اوکی شدیم. چند بار رفتیم با ماشین بیرون، زمستون بود یه جا واستادیم به لب گرفتن و میک لاو. شیشه ها یه جوری بخار کرده بود انگار تو ماشین داریم آب جوش میاریم. اونجا فهمیدم اوه پسر این چقدر حرفه ایه.
نگفتم ازش، اون زمان من ۲۵ سالم بود و ایشون ۳۱ سال داشتن. یک خانم ورزشکار، خوش اندام و سفید، واقعا سفید. از اونا که انگشتتو فشار میدی قرمزیش میمونه… و ضمنا بی نهایت سکسی. جوری که وقتی باهاش سکس کردم بار اول با خودم گفتم اوه! من اینو چطوری ارضا کنم!! همه تو شرکت تو کفش بودن، آقایون دیگه جوری حرف میزدن پشت سرش انگار خوش به حال هر کس اینو میکنه.
سرتون رو درد نیارم، از داستان هایی که ازم نود میخواست، پیشنهاد سکس داد و دفعات اولی که سکس کردیم میگذریم.خواستین بعد بهتون میگم، اما دیگه پارتنر هم بودیم، فقط کسی نمیدونست. عشق مخفی، عشق پنهون. یه بار گفت شب بیا خونمون. گفتم چطوری؟ گفت مامانم شب زود میخوابه (ایشون طلاق گرفته بود و با مادر زندگی میکرد، یه نیم طبقه بالای خونشون بود که ما رفتیم اونجا) ساعت ۱۱ شب اینا رفتم. یه گفتگوی کوتاه کردیم، دستمو گرفت برد تو اتاق، شلوارمو درآورد و کیرم زد بیرون، (فکر کنم پورن زیاد نگاه میکرد). شروع کرد به ساک زدن، جوری حرفه ای ساک میزد پشمام میریخت هردفعه. کیرم غیب میشد! باز برمیگشت. وای بچه الانم که بهش فکر میکنم حشری میشم. افتادیم رو تخت. یکم ممه هاشو خوردم، با کسش بازی کردم، کسش صورتی بود. کیرم رو گذاشتم دم کسش آروم فشار دادم رفت تو. چندتا تلمبه آروم زدم خوب که راه باز شد دیگه جنگ شروع شد… تلمبه پشت تلمبه. بعد چند دقیقه گفت واستا یکم ساک بزنم. باز پشمام ریخت. کیرمو از کسش درآورد کرد دهنش!!! مگه میشه! چطور یک زن ایرانی همچین کارایی بلده! والا هرچی سکس کرده بودم قبلا یادم رفت. بعد که خوب ساک زد و آب سفید کسش رو از رو کیرم خورد دوباره اومد روم. بعد ایشون نوع خاصی تلمبه بلد بود، بالا پایین نمی کرد، عقب جلو میکرد. رو کیرم نشسته بود، میومد جولو میرفت عقب، یک سبک بی نظیر، منم با ممه هاش بازی میکردم و کونش، آخ ممه های گنده ش رو فشار میدادم رو دستم میوفتاد کیف میکردم. نوک کوچولوشو فشار میدادم. یواش یواش صداش بلند شد، کم کم داشت داد میزد و من همچنان پشمام میریخت. سپس افتاد تو بغلم. بله ارضا شده بود و من هنوز نشده بودم (مرسی ترامادول). یکم استراحت کرد و گفت نشدی، گفتم نه. سپس مجدد نبرد شروع شد. اینبار داگی شد، کردم و کردم تا آبم اومد. ببین من اینو کشف کردم اگه هر چقدر از سکس بیشتر لذت ببرم پرتاب آبم بیشتر میشه. دوست دارم این لحظه رو ببینم. کاندوم رو در آوردم آبم جوری پرتاب شد از سرش عبود کرد و افتاد رو بالشت. یکم هم ریخت رو موهاش. دیگه پشمی برام نمونده بود. افتادیم چند دقیقه. گفت من هنوز میخوام. منم گفتم جووون. و سپس نبردی دیگر. خلاصه سرتونو درد نیارم، تا نزدیکی طلوع آفتاب من و ایشون درگیر بودیم. فک کنم حداقل ۴ راند شد. لامصب سیرمونی نداشت. یکم خوابیدم به محض روشن شدن هوا بیدارم کرد، پاشو پاشو که الان مامان بیدار میشه. برو بیرون سرتو بنداز پایین و برو.
بعد و قبل این هم چندین باری سکس کردیم و ماجراهای عجیبی داشتیم. مثلا یکبار ریختم توش! عجب خری بودم نه!؟ بگذریم خواستین بعدا تعریف میکنم براتون…
نوشته: ماسون
5 پاسخ به “چهار راند پشت سر هم”
پوزیشنی که گفتی خودت تنهایی کشف کردی 🤣🤣🤣🤣
سپاس بابت داستانت
چقدر عجله داشتی میرفتی دستشویی بعد داستان مینوشتی
کاش قبل از نوشتن حداقل یک راند میزدی بعد دست به قلم میشدی که موقع نوشتن یهویی تخلیه نشی نفهمی چجوری تموم کنی داستان رو .
نبرد واترلوی ناپلئون اگه از این درس می گرفت تاریخ عوض می شد