پسری که تو بکن تو آشنا شدیم

سلام من خیلی شلوغش نمیکنم و میرم سر اصل مطلب.

تو همین سایت تو چتا خوب خیلیا میان خصوصی ما دخترا و دوست دارن حرف بزنن یه شب واقعا هورنی شده بودم اومدم تو سایت و شروع کردم چت کردن با یکی که اسمش دانیال بود.کلی سکس چت کردیم و من تخیلم خیلی خوبه همش خودمو میمالیدم و کیرشو تصور می‌کردم که داره تو کسم بالا پایین میشه و ساک میزنم براش.لعنتی یجوری عالی سکس چت کرد باهام و دلمو برد که آیدی تلگرامشو گرفتم که بتونم بعدنم باهاش سکس چت کنم.
دو سه باری همینجوری مجازی سکس چت کردیم و یه روز دعوتم کرد بریم بیرون کافه و سینما.
ساعت هفتو نیم اومد دنبالم رفتیم یه کافه خوب اولش خیلی خجالت میکشیدم ولی اون اوکی بود ، وقتی شام میخوردیم من همش مجذوب لباش و عضلات جذابش شده بودم ولی روم نمیشد چیزی بگم 🙊
بعد شام رفتیم فیلم فسیلو دیدیم.همون اول فیلم دستمو گرفت و نوازشم کرد من دیگه نتونستم نگاهش نکنم، وقتی دید لباشو چسبوند به لبام. انقدر استرس داشتم دستام داشت میلرزید. دستمو گرفت و گفت نترس عزیزم من کنارتم و دوباره یه بوسه دیگه گرفت و من واقعا بی اختیار دستشو ول نکردم، بردمش سمت سینه هام و لای سوتینم گذاشتم دستشو رو سینه هام 🙂
ردیف ما هیچکس ننشسته بود و میتونستیم راحت باشیم ولی من همش ترس و استرس داشتم با این حال وجود دانیال آرومم می‌کرد انگار یه تکیه گاه داشتم که میتونستم بهش اعتماد کنم
دستمو بردم سمت شلوارش و یکم از روی شلوار کیرشو مالیدم و انقدری بزرگ شد که خودم ترسیدم که این قراره بره تو کسم؟ 😂
فیلم تموم شد پاشدیم اومدیم بیرون سمت خروجی های پارکینگ یجا منو چسبوند به دیوار و ازم لب گرفت و گفت من نیازت دارم امشب، میخوام مال خودم باشی :))) من انقد ذوق داشتم و همزمان داشتم از استرس میمردم که فقط گفتم من مال خودتم عشقم، هر چی تو بخوای، رفتیم سوار ماشین شدیم و تو ماشین هی واسه هم میمالیدیم💦
تا رسیدیم خونشون همینکه درو بست شروع کرد لب گرفتن ازم منم دیگه مطمئن بودم یه جای امنه دیگه شل کرده‌بودم و داشتم از خوردن لباش و مالیدنش لذت میبردم،کم کم لباسامو درآورد تا جایی که فقط سوتینم مونده بود و دکمه شلوارمم باز بود بغلم کرد و برد تا تخت خوابش شروع کرد از شکم تا گردنمو لیسید من داشتم قربون صدقش میرفتم و کیرشو میمالیدم که شلوارمو کشید پایین و از رو شورتم داشت لیس میزد🙊
خودم شورتمو درآوردم و شروع کرد همزمان لیس زدنو انگشت کردنم تا حالا انگشت نشده بودم خیلی حال میداد 💦
لعنتی یجوری خوب میخورد برام و زبونشو تو کسم میچرخوند و چوچولمو گاز گرفت که داشت آبم میومد بهش گفتم دنی جونم دیگه نوبت منه ها گفت هنوز کارم تموم نشده توله 🙂 توله و دخترم که صدام میکرد من انگار دنیا رو دادن بهم😍
اومد رو سینه هام انقد ممه هامو مالید و خورد که دیگه خسته شده بود پا شد گفت حالا دیگه نوبت توئه
منم که از خدام بود و ساک خیلی دوست دارم پاشدم اون نشست رو تخت و من پایین پاش زانو زدم، خیلی این حسو دوس دارم که زیر یه نفر باشم و اون منو تحت سلطه داشته باشه 🙂
شروع کردم اول از رو شلوار مالیدمش و اون تیشرتشو در آورد و داشت بلند میگفت بخورش زود دخترممم
اولش شروع کردم رفتم از زیر تخماش لیس زدن تا جایی که دیگه تخماشو کردم تو دهنم و میک میزدم و کیرشو میمالیدم انقدری تخماش تو دهنم بود که دیگه خیسه خیس شده بود یه ده ثانیه هم تخماشو کامل تو دهنم فشار دادم و بعدش شروع کردم از پایین ترین نقطه کیرش لیس زدم تا نوک کلاهکش که رسیدم کردمش تو دهنم و فقط سرشو میک زدم و بقیشو میمالیدم
تا جایی که دیگه خودم دووم نیاوردم و کل کیرشو کردم تو دهنم و بالا پایینش میکردم و چشم تو چشم دانیال بودم
آخ که چقدر حال میداد وقتی میدیدم از اون بالا داره با عشق نگاهم میکنه و من این پایین مثل یه جنده براش کیر میخورم
تند تر میخوردمش و اون بیشتر حال میکرد و من عاشق این بودم کیرشو محکم بکنم تو حلقم تا جایی که خفه شم بعد بکشمش بیرون
یکم بعد بهش گفتم پاشو تو دهنم تلمبه بزن عشقممم پاشد موهامو گرفت و شروع کرد تند تند تلمبه زدن و من همش عق میزدم و آب دهنمو روش خالی میکردم اونم توله سگ میدونست من عاشق این کارم هی سرمو محکم میبرد سمت خودش کل کیرش تو دهنم باشه خفم کنه 🙂
بعدش پرتم کرد رو تخت و خودشو انداخت روم و دوباره از کصم تا گردنمو لیسید و بعد پاهامو داد بالا و کیرشو گذاشت وسطشون 🙂
اولش سرشو که گذاشت توش من انگار کلی ماده داغ کردن تو کصم انقددد داغ بود کیرش هی بهش میگفتم یواش تر دانیالم ولی اون لعنتی کار خودشو میکرد و آروم آروم کیرشو فرو می‌کرد تو کس داغ من و هی بهم میگفتیم دوست دارم و عاشقتم و فقط مال خودمی و این حرفا یجا دیگه کیرش کلا تو کصم بود شروع کرد تند تند تلمبه زدن تو کصم منم زیرش فقط داشتم آه میکشیدم و لذت میبردم دیگه داشت بهم حال میداد و منم جیغ میزدم و بلند میگفتم محکم تر بکن منو منو بگا کص و کونمو یکی کن اونم میگفت جنده من کیه منم داد میزدم من جندت منم دانیالم عشقمم پوزیشنمونو عوض کردیمو رسیدم به اون چیزی که میخواستم کیر سواری😍
انقد خودمو بالا پایین کردم و کیرشو با فشار میدادم تو کصم که اونجا آبم اومد ولی با همون شدت ادامه دادم و خودمو خم کردم سمتش و لب گرفتیم از هم کلی
بعدش گفت من داگ استایل دوس دارما منم گفتم چشم عشقم هرجوری دوست داری میتونی منو بکنی
داگی وایسادم و این دفعه احساس میکردم انگار کیرش بیشتر داره تو کصم فرو میره و دارم بیشتر حال میکنم کلی تو همون پوزیشن بهش دادم و خودش خواست عوض کنه نذاشتم که یه جا گفت داره آبم میاد سریع پاشدم زیر کیرش زانو زدم تا آبشو بپاشه رو صورتم و سینه هام
یکم براش مالیدم و بلههه آبش با فشار زیاد اومد رو صورتم و سینه هام منم مالیدمش رو بدنم و اون تیکه که رو صورتم پاشیده بودو میخوردمش 🙂
بعدش رفتیم دوش گرفتیم و کلی قربون صدقه هم رفتیم و لخت تو بغل هم خوابیدیم تا فردا صبح 🙂
از همینجا میگم دانیال جونم دوست دارم عشقم 💋

نوشته: دنیز

بازدید 6,112

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “پسری که تو بکن تو آشنا شدیم”

  1. حالا شانس منو باشچند وقت پیش همین جوری با یه دختر چت کردم. کارمون به تلگرام کشید چندین بار هم سکس چت کردیم. تا حرف از این زدم که بیا همو ببینیم گفت نمیشه و رفت واسه همیشه 🤦🏻‍♂️

  2. مختصر و مفید.‌خوب نوشته شده بود‌.صحنه ها تداعی ذهنیت داشت.…یکم از واقعیت بدور بود‌ …اونجاش که پس از کلی مالیدن با کیر چند ساعت شقنمیشه در حالت عادی سکس طولانی داشت.قبول دارید ؟؟

  3. سلام دوستان وقت همگی بخیر مسعودم ساکن تهرانچند وقت پیش میخواستم برم کرج هرچی استارت زدمماشینم روشن نشد گفتم خب اشکال نداره با مترو میرمرفتم سوار مترو شدم اکباتان پیاده شدم ساعت حدودای3 بعد از ظهر بود وارد قطار شدم متوجه شدم سریع السیرهست که دوستان می‌دونن فقط ایستگاه های کرج و گلشهرتوقف داره که گلشهر آخریشه رفتم نشستم تو قطار هندزفری انداختم گفتم چندتا آهنگ گوش کنم تا به مقصد برسمبعد از لحظاتی یه دختر تقریباً 26 یا 27 ساله اومد نشستناخودآگاه با لبخند گفتم سلام خوش آمدید اونم با تعجب نگاهکرد و گفت ممنونم اینم بگم صبح اونروز سمت پارک طالقانی یه پسره تو ماشین داشت یه دختره رو میکرد خیلی حالم بد بود ودوس داشتم هرجور شده ارضا بشم خلاصه اینکه یه مسیریطی شد دختره بهم گفت عذر میخوام من بعد از اینکه از کرج برگشتم میخوام برم سمت ترمینال جنوب اگه امکانش هست راهنمایی کنید گفتم بله چشم ما رو صندلی های شش نفره نشسته بودیم که دوستان میدونن سه به سه روبه رو هستمن کنار پنجره نشسته بودم دختره روبروم ازون سمت صندلیاول که بعد از سوالش من یه صندلی کنار تر اومدم و تا خواستمبهش بگم چجوری اومد نشست کنارم و خیلی مودبانه گفتاگه میشه رو نقشه بهم بگید هرچی نگاه کردم متوجه نشدمدختره واقعاً مهربون و با محبت بود سفید و تپلی بود وقتیکنارم نشست خودمو که بهش نزدیک تر کردم بوی موهاشومتوجه می‌شدم بوی شامپو میداد واااااااای خدا یعنی از بویتن زن دختر و زن معطر و تازه حموم رفته لذت بخش تر هموجود داره ؟؟؟!!! بعد همینطور که داشتم راهنمایی میکردمتا حدودی بعضاً دستم با سینه هاش تماس پیدا میکرد چونخودم عمدا طولش میدادم اینو بعضی دوستان فرصت طلب میدونن چی میگم خیلی حال میده وقتی تو گوشی میخوای بهخانم یا دختری چیزی نشون بدی یا بالعکس اون نشون میدهمیتونی بهش نزدیک بشی خلاصه بعدش گفتم عذر میخواماهل کجایی گفتش من ساکن کرمانشاه هستم تهران یه کاریدارم الان میرم کرج خونه خواهرم شب دوباره برمیگردم شهرخودمون بعد بهش گفتم کمی از شهرشون بهم تعریف کنهگفتم واقعیت من کارم مجریگری و برگزاری همایش و سمینار هست و شهرهای زیادی سفر کردم اما متأسفانه قسمت نشدهشهر شما سفر کنم بعد گوشی مو آوردم نزدیکش باور کنیددستمو ارزون سمت انداختم رو شونه اش خیلی صمیمیعکسامو بهش نشون میدادم خب عکس ها تو بخش گالریگوشیم تقسیم بندی شده بود بعد تو عکسهای گوشیم یهعکس داشتم از کیرم البته با شورت گرفته بودم حواسمم بودکه تو گوشیمه منتظر بودم یهو خودش بهش برسه که یهواونیکی گوشیم زنگ خورد من مثلاً الکی حواسم را پرت کردمبهش گفتم شما خودت ببین از گالری عکس های هنری خارجشدم دادم خودش نگاه کنه بعد ناخودآگاه دیدم رفت توقسمت عکس های شخصی که از قضا دومین عکس همونعکس سالار بود که زیر چشمی دیدم دو سه دفعه رو عکسزد و نگاه کرد بعد رفت دوباره تو گالری عکس های هنریبعد دوباره نزدیک تر شدم بهش دیگه طوری که واقعاً بویتن و بدنشم استشمام میکردم خیلی تر و تمیز بودبعد پرسیدم مجردی یا متأهل گفتش نامزد داشتم اما متأسفانهبهم خورد یعنی حتی عقد هم نکرده بودن بعد از دقایقی باخودم گفتم هرچه بادا باد اینکه میخواد بره شهر خودشونمعلوم نیست بتونم مخشو بزنم بعداً باهاش باشم یا نباشمقطارم واقعاً زیاد شلوغ نبود مجموع صندلی کناری یه آقا وخانم تقریباً میانسال بودن که نمیدونم چرا همون ابتداواگن عوض کردن جلو و عقب ما هم دو سه نفری بودن کههمه تو فاز خودشون از طرفی زمان زیادی ام نداشتم گفتم بذار ریسک کنم هرچه بادا باد یهو بدون هیچ مقدمه دیگه ای بهشگفتم عذر میخوام میشه دستتو. بگیرم خانم مهربون ؟احساس میکنم اونم تا حدودی گرم شده بود که گفتش شماکه از همون اول پسرخاله شدی راحت باشید بعد خنده اشگرفت بعد بهش نزدیک تر شدم گفتم خیلی محترم و دوست داشتنی هستی همونجا لبمو گذاشتم رو لبش شروع کردم بهبوسیدن بعد از دو سه دقیقه رفتم سمت گردنش گفت نه نهجاش میمونه میرم خونه خواهرم گفتم نه عزیزم میخوام فقطبدن معطر شما را بو کنم لذت ببرم احساس کردم حسابی داغشده بود بعد دستمو انداختم رو کیرم اونم زیر چشمی نگاه کردولی خب معذب بود خودم دستشو گرفتم گذاشتم رو پامبرجستگی کیرم و تمام قد سیخ شدنش خورد به دستشدستشو کنار نبرد دوباره دستشو گرفتم کامل گذاشتم روشهوس آمیز گفتم بمالش قربونت برم الهی که بماند وسطایهمین کارا یکی دو دفعه دستفروشم آمد و رفت که اونجاهاغلاف میکردیم تو همون حالتا که کیرمو میمالید تو گوششمیگفتم جوووووووون دوس داری بخوریش دوس داری بکنمتمیگفت نه اینجا که نمیشه ولی خیلی حال به حال شده بودیمبعد گفتم شل کن دستمو کردم تو شلوار و شورتش کوسشیه کوچولو مو داشت مشخص بود ولی الآن نمال کی بمالباور کنید قشنگ آه و اوخش درآمده بود اما خیلی کنترل میکردبهش گفتم دوس دارم ارضا بشم گفت چجوری گفتم تو دستتو بکن تو شلوارم کیرمو بمال واقعاً خوروندن بهش خب ریسکبزرگی بود که از خیرش گذاشتم گفتم بمال آبم بیاد یه کاریشمیکنیم از کیفش دستمال کاغذی بسته ای درآورد همه را روهم چیدم گفتم آبم اومد میریزم روش مالید و مالید نزدیکایگرم دره شدیم دیدم واقعا آبم داره میاد دستمال کاغذی ها راگرفتم روش ولی بازم جواب نداد آبمو رو دستمم احساسمیکردم گفتم اشکال نداره به حالش می ارزید بعد دوبارهبوسیدم و بوییدم آخرش شماره بهش دادم اما اون ندادگفتش خودم بهتون زنگ میزنم اگه ناراحت نمیشی گفتممن باید کرج پیاده بشم عزیزم بماند تو این فاصله که تو همبودیم کلی قربون صدقه اش میرفتم کلی ازش انرژی می‌گرفتممطمئنم بعضی از دوستان شروع میکنن به فحش و بد و بیراهاما شک ندارم ممکنه خیلی از ما سالیان سال تو کف کسیبمونیم اما هنوزم بجز جق به عشقش کار خاصی انجام ندادیم نهایت در حد مالش سطحی اونم اگه خیلی زررنگ و خوششانس باشیم اما بعضی وقتا اتفاق عجیب سکسی ممکنهواسه هر کدوم از شماها افتاده باشه که هنوزم باورتون نمیشهمن داستانم واقعی بود امروز صبح یکی پیام داد سلام وقتبخیر خوبین من جایی بودم جواب ندادم بعد از چند ساعتهرچی پیام دادم و زنگ زدم جواب نداده با شماره دیگه زدمجواب داد شک ندارم خودشه البته من بعدش قطع کردممن عاشق بوی تن زنم عاشق معاشقه طولانی ام تو وجودیه زن هزاران هزار چیز خوب وجود داره خدا خودش تو آیهقرآن فرموده فتبارک الله احسن الخالقین این آیه شریفه رابعد از خلقت خانم های گل و محترم نازل کرده خدا جونمواقعاً شکرت بخاطر خلقت خاتم های گل و معطر و محترم

  4. منم همینطور 🤤 ی دختر به اسم مهیا که واقعا عاشقش بودم 💔🥲 خیلی وقته از ایران رفته دُبی بعد 3 سال باهم بودن بهم ی روز گفت نمیخای بکنی منو بعدش گفتم هر چی عشقم بگوید ❤️‍🔥😭 وایی قلبم شکست خوش بحالت

  5. خداونداازهمینجابه درگاهت دعامیکنم‌ هیچکدوم ازجوانان این سرزمین رنگ کوس به چشم نبینن یعنیازجلق کوربشن کف کنن براکوس کون یه دخترهیچ دختری دیگه نده به نامحرم تاکون همه بسوزه خخخخخخخخخ اخه‌ خداهمیشه برعکس دعاهای مااستجابت میکنه‌ گفتم بلکه کیربهش زدیم اینجوری والابقران نمیبینه همه پسراکونی شدن ازدردبی کوسی یکی شبوروزمیکنه امایه بدبختی مجبورمیشه بره بده یعنی ریدم توعدالتت گوه توداوریت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید