سلام خدمت دوستان کیر دوست و کون دوستم…
من آریا هستم
میخوام داستان کون دادنم ب پسرخالم حمید رو براتون تعریف کنم
قبلاً هم از کون دادنم ب حمید براتون داستان نوشتم…
من آریا هستم الان ۲۴ سالم،حمید هم ۲۰ سالشه…همیشه با هم سکس داریم یعنی هرچند وقت یکبار من فیلم یاد هندستون(کیر نوزده سانتی آقا حمید)میکنه و اونم که خیلی از ساک زدن کیرش توسط من خوشش میاد سریع خودشو میرسونه خونه پیشم…
یه روز بعد ظهر که تو سایت بودم و شهوتم رو هزار بود بهش پیام دادم ک کجایی من خونه تنهام،میای پیشم؟اونم که میدونست قراره برا چی بیاد بعد یکم من من کردن گفت یه نیم ساعت دیگه خودمو میرسونم…
تو این نیم ساعت من سریع خودمو انداختم تو توالت و خودمو خالی کردم و خوب شستشو دادم،بعد هم یه دوش دو دقیقهای گرفتم و آماده شدم که بیاد…
چهل دقیقهای شد ک زنگ زد گفت دم در بم ،منم سریع رفتم درب رو براش باز کردم و اومدیم تو خونه…
رفت رو مبل نشست منم رفتم تو اتاق خواب و لباسامو درآوردم و صداش زدم ،از قبل یعنی همیشه من موهای بدنم رو کامل با اسپری موبر میزنم…وقتی اومد با یه لبخند بهم گفت خودتو آماده کردی منم خودمو انداختم تو بغلش و با هم دیگه لب تو لب شدیم ،حالا نخور کی بخور،در حالی که لب همدیگه رو میخوردیم اومدیم رو تخت ،اون زیر و من خودمو انداخته بودم روش…رفتم سراغ تیشرتش و از بدنش کندمش،تمام بالا تنه ش رو لیسیدم و سینه های خودمو که یه کم درشت هم هستن دادم برام بخوره،دیگه رو ابرا بودم مث یه زن براش ناله میکردم و جیغ میزدم…دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش که براش بمالم ،هر لحظه کیرش بزرگ و بزرگتر میشد تو دستم،دیگه وقتش بود که من برم بستنی گوشتیم رو بخورم…کلاهک کیرش رو کردم تو دهنم و با تموم وجودم مک زدم براش و شروع کردم به لیسیدن کیرش…انقدر خوردم براش که ناله ش بلند شد و کیرش ب بزرگترین حد خودش رسید،کیرشو کامل میکردم تو دهنم در حدی که ب تخم هاش میرسیدم…سرمو گرفت و از کیرش جدام کرد…بهم گفت بخواب که خیلی دلم هوس کونت رو کرده.با ژل لوبریکانت کیرشو سوراخ کونم و ژلی کردم و بهش تاکید کردم برا اول کار یواش کیرتو بفرست داخل که سوراخم بسته شده یه مدته کیرتو ندیده باید یکم عادت کنه ،اونم چشمی گفت و کارشون شروع کرد …اولش یکم درد داشتم ولی درد داشت جای خودشو ب لذت میداد،تو یه عالم دیگه بودم که بهم گفت همه رو فرستادم تو آماده ای؟گفتمش یواش شروع کن اونم همون کار رو کرد و یواش یواش شروع کرد ب تلمبه زدن…حس کردم رو ابرام خودم بهش گفتم تندترش کن اونم جوووونی گفت و تلمبه هاش رو تندتر کرد منم آه و اوهم رفته بود رو هوا …ده دقیقه ای داشت سوراخم رو با کیر نوزده سانتیش پر و خالی میکرد…بهش گفتم نزدیک اومدن آبت بده میخام با ساک زدن آبت رو بیارم و مزه ش کنم آبت رو…همینجوری که داشت تند تند میکرد یهو کشید بیرون اومد سمت دهنم منم که از قبل دستمال آماده کرده بودم یکم کیرش و پاک کردم و چپوندمش تو دهنم و شروع کردم ساک زدن فقط چند ثانیه ساک زدن کافی بود تا نبض زدن کیرش و پر شدن دهنم از شیره ی وجودش رو حس کردم و تمام آبش رو بعد یکم مزه مزه کردن قورتش دادم و همینجوری براش ساک زدم…بعدش اونم بخاطر اینکه آب منو بیاره برام جرق زد البته بعضی وقتی میذاره منم اونو از کون بکنم ولی خو کیر من پونزده سانت بیشتر نیست…
امیدوارم که خوشتون اومده باشه اگه خوشتون اومده باشه خاطره های دیگه م رو هم براتون مینویسم…
من آریا هستم
میخوام داستان کون دادنم ب پسرخالم حمید رو براتون تعریف کنم
قبلاً هم از کون دادنم ب حمید براتون داستان نوشتم…
من آریا هستم الان ۲۴ سالم،حمید هم ۲۰ سالشه…همیشه با هم سکس داریم یعنی هرچند وقت یکبار من فیلم یاد هندستون(کیر نوزده سانتی آقا حمید)میکنه و اونم که خیلی از ساک زدن کیرش توسط من خوشش میاد سریع خودشو میرسونه خونه پیشم…
یه روز بعد ظهر که تو سایت بودم و شهوتم رو هزار بود بهش پیام دادم ک کجایی من خونه تنهام،میای پیشم؟اونم که میدونست قراره برا چی بیاد بعد یکم من من کردن گفت یه نیم ساعت دیگه خودمو میرسونم…
تو این نیم ساعت من سریع خودمو انداختم تو توالت و خودمو خالی کردم و خوب شستشو دادم،بعد هم یه دوش دو دقیقهای گرفتم و آماده شدم که بیاد…
چهل دقیقهای شد ک زنگ زد گفت دم در بم ،منم سریع رفتم درب رو براش باز کردم و اومدیم تو خونه…
رفت رو مبل نشست منم رفتم تو اتاق خواب و لباسامو درآوردم و صداش زدم ،از قبل یعنی همیشه من موهای بدنم رو کامل با اسپری موبر میزنم…وقتی اومد با یه لبخند بهم گفت خودتو آماده کردی منم خودمو انداختم تو بغلش و با هم دیگه لب تو لب شدیم ،حالا نخور کی بخور،در حالی که لب همدیگه رو میخوردیم اومدیم رو تخت ،اون زیر و من خودمو انداخته بودم روش…رفتم سراغ تیشرتش و از بدنش کندمش،تمام بالا تنه ش رو لیسیدم و سینه های خودمو که یه کم درشت هم هستن دادم برام بخوره،دیگه رو ابرا بودم مث یه زن براش ناله میکردم و جیغ میزدم…دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش که براش بمالم ،هر لحظه کیرش بزرگ و بزرگتر میشد تو دستم،دیگه وقتش بود که من برم بستنی گوشتیم رو بخورم…کلاهک کیرش رو کردم تو دهنم و با تموم وجودم مک زدم براش و شروع کردم به لیسیدن کیرش…انقدر خوردم براش که ناله ش بلند شد و کیرش ب بزرگترین حد خودش رسید،کیرشو کامل میکردم تو دهنم در حدی که ب تخم هاش میرسیدم…سرمو گرفت و از کیرش جدام کرد…بهم گفت بخواب که خیلی دلم هوس کونت رو کرده.با ژل لوبریکانت کیرشو سوراخ کونم و ژلی کردم و بهش تاکید کردم برا اول کار یواش کیرتو بفرست داخل که سوراخم بسته شده یه مدته کیرتو ندیده باید یکم عادت کنه ،اونم چشمی گفت و کارشون شروع کرد …اولش یکم درد داشتم ولی درد داشت جای خودشو ب لذت میداد،تو یه عالم دیگه بودم که بهم گفت همه رو فرستادم تو آماده ای؟گفتمش یواش شروع کن اونم همون کار رو کرد و یواش یواش شروع کرد ب تلمبه زدن…حس کردم رو ابرام خودم بهش گفتم تندترش کن اونم جوووونی گفت و تلمبه هاش رو تندتر کرد منم آه و اوهم رفته بود رو هوا …ده دقیقه ای داشت سوراخم رو با کیر نوزده سانتیش پر و خالی میکرد…بهش گفتم نزدیک اومدن آبت بده میخام با ساک زدن آبت رو بیارم و مزه ش کنم آبت رو…همینجوری که داشت تند تند میکرد یهو کشید بیرون اومد سمت دهنم منم که از قبل دستمال آماده کرده بودم یکم کیرش و پاک کردم و چپوندمش تو دهنم و شروع کردم ساک زدن فقط چند ثانیه ساک زدن کافی بود تا نبض زدن کیرش و پر شدن دهنم از شیره ی وجودش رو حس کردم و تمام آبش رو بعد یکم مزه مزه کردن قورتش دادم و همینجوری براش ساک زدم…بعدش اونم بخاطر اینکه آب منو بیاره برام جرق زد البته بعضی وقتی میذاره منم اونو از کون بکنم ولی خو کیر من پونزده سانت بیشتر نیست…
امیدوارم که خوشتون اومده باشه اگه خوشتون اومده باشه خاطره های دیگه م رو هم براتون مینویسم…
نوشته: آریا کون گنده
3 پاسخ به “پسرخالهم کونمو پر کرد”
شهوتی بود
ارزش خوندن نداره 🐐
پسر خاله های منم تو بچگی و نوجوونی منو میکردن البته تو بچگی لاپایی ولی بزرگتر که شدم تو سوراخخلاصه آب بندیم کردن