بعد اون هر روز از طریق ایمیل در ارتباط بودیم و بالاخره شماره رد و بدل کردیم و اولین قرار رو گذاشتیم برای آشنایی راستش بدجوری خورد تو ذوق هر دو تامون ، آخه اصلا به هم نمی آمدیم . من لاغر بودم و اون چاق … کمی حرفیدیم و هر کی رفت سی خودش تو راه برگشت خیلی ذهنم درگیرش بود ، درسته اندامش عالی نبود ولی فیس محشر بود . یه دختر سبزه و فوق العاده جذاب . تصمیم گرفتم با هم دوست بشیم چون خودم هم لاغر بودم و هیکل به اون صورت ورزشکاری و جذاب نداشتم دوست شدیم ، قرار شد هر دو رژیم بگیریم از قضا هم دانشگاهی بودیم و وقت و بی وقت از دانشگاه می زدیم برای گردش . یواش یواش نوع دوستی داشت تغییر میکرد ، بوسه و عشق بازی رو علاوه کرده بودیم به دوستی مون یه بار خونه ی مونا اینا ( اسمش مونا بود ) خالی بود و رفتم اونجا . یه حال اساسی با هم کردیم ولی بدون سکس . دو باری هم مونا اومد خونه ما یه روز که بدجوری حشری بودم بهش اس دادم . بی مقدمه نوشتم : مونا سکس کنیم ؟ کمی من و من کرد و آروم آروم فهمیدم که مایل هستش کمی در موردش صحبت کردیم و قرار شد این بار اومد خونمون سکس کنیم
بالاخره روز موعود فرا رسید . من میوه و غذا و وسایل پذیرایی از خودمون و یه بسته کاندوم برای پذیرایی از کیر خودمو و کوس مونا آماده کردم … رفتم دنبالش و رسیدیم خونه . لباس هاشو در آورد ، طبق معمول یا شلوارک و تاپ تنش بود بعد از پذیرایی از خودمون یه فیلم انداختم و مشغول تماشا بودیم . هر دو ساکت داشتیم فیلم می دیدیم ، خنده دار بود چون تا قبل این بی مقدمه همدیگه رو می مالیدیم . ولی اینبار قرارمون سکس بود ، هیچ کدوم پا رو پیش نمی ذاشتیم … دراز کشیده بودیم کنار هم . سینه هاش خیلی بزرگ بود ، طوری که هر کدومش هر دو دست منو پر میکرد . سینه اش زده بود از تاپ بیرون . بالاخره شروع کردم ، دستم رو گذاشتم لاس چاک سینه هاش رو سینه اش رو کامل در آوردم از تاپ بیرون ، کمی باهاش ور رفتم که دیدم داره چشاش بسته میشه ، چرخوندمش سمت خودمو و سر سینه اش رو گرفتم تو دهنم ، وقتی شروع کردم به مک زدن صداش بلند شد . منم حالا نخور و کی بخور . سوتینش رو باز کردم و تاپش رو دادم بالا و نوبتی سینه هاش رو می کردم تو دهنم . حدود یه ربع من سینه هاش رو خوردم . وقتی رفتم سمت گردن و گوشش دیگه دیوانه شد جوری صداش بلند شده بود که می ترسیدم همسایه ها بشنون ! خواستم برم سر اصل کاری که گفت ، خودم در میارم . منم رفتم کاندوم آوردم . من تا کاندوم رو بزنم سر کیرم اونم شلوارک و شرتش رو در آورد . رفتم روش ، دوباره شروع کردم سینه هاش رو خوردم ، تی شرتم رو با وحشی گری تمام در آورد … گفتم : مونا برگرد . گفت : نه نه نه … درد میکنه میدونم ، دیروز با یکی از دوستام حرف می زدم . میگفت دوست پسرش از کون کردتش ، سه روزه نمی تونم راه برم . از کون نمی دم ! گفتم : از کون نمی دی ، یعنی اینکه از کوس بکنم گفت : آره گفتم : پرده ات ! گفت : شانس خر تو ، ارتجاعیه . رفتم دکتر میگه بعد ازدواجت هم باید بیای عمل بشه برای پاره کردنش یا اینکه کیر طرف باید خرطول فیل باشه تا پاره بشه گفتم : ای ی ی جان کیرم رو تراز کردم با کوسش و هی می مالیدم که دیدم عین وحشی هعا کیرم و گرفت و سرش رو گذاشت و کوسش و از کونم منو کشید سمت خودش . کیرم تا نصفه رفت تو ( من کیرم بزرگ نیست ، 14 سانته و کلفتیش هم معمولیه ولی یه چیزی هست حالا حالا ارضا نمیشم) یه آهی کشید و دندوناش رو قفل کرد . خم شدم روش و با فشار زبونم رو بردم تو دهنش و همینطورر که زبونم رو دو دهنش می گرفت موازی با اون کیرم رو میکردم تو ، تا اینکه تا ته کردم توش . زبونم رو کشیدم بیرون و خودم رو آماده تلنبه کردم . با یه دست سینه اش رو گرفتم و یه دستمم ستون کردم و شروع داشتم تلنبه می زدم و تکون تکون های سینه هاش رو تماشا میکردم ، چون به پشت دراز کشیده و بود و پاهاشم دو طرف من بود شکمش کشیده شده بود تو و کسش درسته پف کرده بود بالا … دستم رو گذاشتم رو شکمش و با انگشت شستم چوچولش رو مالوندم . یه پیچی خورد و دست منو کشید کنار و خودش شروع کرد به مالوندن چوچوله اش هیمنطور زیر لب باهاش زمزمه میکردم و قربون صدقه اش می رفتم . اونم با جوابم رو میون آه آهش میداد داشتم سر عتم رو می بردم بالا که گفت : پدرام ، داره آبت میاد … گفتم : نه ، هنوز زوده . خسته شدی ؟ هیچی نگفت : یه هو دیدم داره بد جوری میلرزه و دستاش رو گذاشت رو کونم و محکم منو کشید و یه آه بلند کشید … کمی همون حالت لباش رو خوردم و یواش یواش تلنبه رو از سر گرفتم ، دستاش رو از رو کونم برداشت و سینه هاش رو چسبید . صدای شاپ و شوپ تلنبه م حالت خماریش رو ازش گرفت . دوباره با من همراه شد احساس میکردم آبم داره میاد ، سرعتم رو افزایش دادم و عین خر میکردم تو (با سایز کیرم مطمئن بودم مشکلی براش پیش نمیاد) و خودمرو انداختم روش و محکم گرفتمش ، اونم فهمسد و از رو کونم محکم گرفت … با فشار آبم اومد ، خیلی ترس داشتم که با این وحشی بازی من کاندوم پاره نشده باشه ! همینطور افتاده بودم روش ، اون داشت انگشتش رو مک میزد و با اون یکی دستش پشتم رو قلقلک میداد … روز لذت بخشی بود . الانم که ازدواج کردم و 8 سال از اون موقع میگذره بازم به یادش می افتم
ببخشید که وققتون رو گرفتم
نوشته: پدرام
3 پاسخ به “پدرام و مونا … یه روز خوش”
تا اونجا که گفت ارتجاعی دیگه نخوندم عامو سیچه هرکی میاد میگه ارتجاعیه این ارتجاعی بهونه ای شده برای جنده ها
خوشگلوبکنم کیرمم کلفته هرکی میخواد خصوصی پیام بده
من که میگم این داستان ساختگیه واقعیت نداره…