هردومون به پهلو بودیم و پاهاومون به هم قفل شده و کل بدنمون به هم چسبیده، کیرم لای پاهاش بود و قشنگ خیسی و نرمی کوسشو حس میکردم، گاهی با دستم کون تپل و نرم شو محکم میگرفتم و فشار میدادم و اونم یه آه بلند میکشید.
ناگهان به پشت غلطید تا زیر من بمونه و آروم منو به طرف پایین خودش حول داد من فکر کردم سینه های ناز و خوشگل شو باید براش بخورم یکیشو با دستم گرفتم و اونیکی شو انداختم تو دهنم. . . بازم منو به پایین خودش حول داد.
اره دوست داشت کوسشو بخورم. . .
پاهاشو از هم وا کرد و منم افتاده به جون کسش. . .
خیس بود و بوی جذابی داشت. . .
بازم آهو نالش بلند شد.
واییییییی فشار بده. . .
درحالی که لای کوسشو لیس میزدم سرمو به سمت کوسش فشار میداد، انگار دماغم هم رفته تو سوراخش و نمیتونستم نفس بکشم. . . 😝
کیرم سفت سفت شده بود و میخواستم فرو کنم تو کسش ولی یه جوری جلوی خودمو میگرفتم و حس میکردم لذت این کار بیشتر از کردنشه و الان وقتش نیست، چون انقدر تحریک شده بودم که اگه نوک کیرم بهش میخورد آبم میومد و از قرص و تاخیری استفاده نکرده بودم چون اصلا برنامه قبلی نداشتیم. . .
حدود۳ سال بود همدیگه رو ندیده بودیم و دو روز بود همدیگه رو از نزدیک ملاقات می کردیم قبلا که باهم بودیم تا فرصت دستمون میومد سکس میکردیم، ولی اینبار فکر میکردم ملاقاتها و قرارها مون در همین حد دیدار همدیگه هست تا اینکه رفتیم سینما و خب همه میدونن اونجا بین دختر پسرها چه اتفاقاتی رخ میده، دستمالی و لمس همدیگر و بعدش اومدیم بیرون رفتیم واسه باهم بودن، من یه آپارتمان داشتم که مدتی واسه فروش گذاشته بودم و منتظر بودم مشتری پیدا شد خالیش کنم که برگردم به شهرم و تصمیم گرفتیم بریم اونجا تا کسی مزاحممون نباشه و راحت باشیم. . .
اونقدر نسبت به هم ولع داشتیم که فقط همدیگه رو میخوردیم و نمیخواستیم این لحظه های لمس همدیگه با ارضاء شدن کمرنگ و یا تموم بشه.
همانطور که پاهاشو از هم باز نگه داشته بود و من هم کوسشو میخوردم یکباره به خودش لرزید و نفس نفس زد و کله منو بین دو تا پاهاش محکم فشرد. . . داشتم خفه میشدم که شل شد. . . منم بالا اومدم و سریع رفتم سراغ لبهاش و همونجور که رو تخت ولو شده بود ضم ضمه میکرد زود کیرمو بکنم تو کوسش. . .
عزیزم زود باش بکنش دارم میمیرم. . .
نمیخوای بکنی. . .
منم که کیرم داشت از سفتی میترکید و دیگه لازم و ضروری بود بره تو کوسش همین که سرشو گذاشتم در کوسش از خیسی زیاد چنان راحت رفت تو که انگار کوسش کیرمو بلعید. . .
توش خیس و گرم بود
دوباره هردومون آهو ناله کنان ادامه دادیم، به چند دقیقه نرسیده بود که آبم با یه حس بی مثال خالی شد داخل کوسش، دو سه ضربه محکم تلمبه زدم وبعد استپ کردم. . . با تمام وجود همدیگه رو بغل کردیم تا من حس خالی شدنم تموم شد و روی اون شل شدم. . .
بدنمون عرق کرده بود مخصوصا من. . .
بعد حدود یک ساعت ولو شدن رو تخت رفتیم حمام و دوش گرفتیم. . . البته اونجا هم کیرم یکم سیخ شده بود و کمی با هم ور رفتیم و اومدیم بیرون خونه تا دوری بزنیم و یه چیزی بخوریم بعد برگشتیم خونه و . . .
امیدوارم خوشتون بیاد اونایی که فحش میدن خواهشا قبول کنن که این اتفاق افتاده و یکم در حسادتشون کنترل کنن خودشونو و فحش ندن
نوشته: سیاوش
4 پاسخ به “پایان دوری و حس زیبای با هم شدن”
کستان این چیه اخه نه سن نه قد نه وزنداستان سکسی باید مثل فیلم نوشته بشه خواننده بتونه تجسمکنه کون چقدریه پستون طرف چه هیکلی داره این چیه اخه کس خول نشستی موقع جق زدن نوشتی که ابت بیاد و تموم شه مادرتو ابجیتو عمتو خالتو
تا کسشر ننویسی کسی الکی فوش نمیده بعدشمد آخه پخمه پشمک حسادت؟بچه های بکن تو بیشتر از کون دادنات کص کردنخروس
اینکه نوشتی اصلا روون و سکسی نبود
خواب دیدی؟؟چی بود چی شد؟کی بود طرف؟؟