سلام امیدوارم حالتون خوب باشه امروز میخوام یه داستان قدیمی که مربوط میشه به چندین سال پیشو بگم, الان ۳۱ سالمه میشه گفت تقریبا داستان مال زمانی هست که گوشی اینا کمرنگ بود زمان گوشی هایی مثل ۶۶۰۰ نوکیا که بلوتوث دیگه آخرش بود اینجور اینترنت اینا و ارتباط قوی تو فضای مجازی اینا نبود.این موضوع بر خلاف امروز همه سرش تو گوشی مونده و کسی از خانواده و فامیل دیگه خبر نداره همه سالی چند بار فقط همو میبینه … اون زمان همه دور هم جمع میشدن فامیل ها و مخصوصا خونه مادر بزرگ که به قول اون ترانه مشهور که میگه خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره 😅واقعا جدی جدی هزار تا قصه داشت.خلاصه ما توی اون دوران کل طول هفته میشه گفت برنامه های خاصی برای دور هم بودن داشتیم و همه جمع میشدیم بزرگ و کوچیک.من یه پسرخاله دارم به اسم سعید که ۵,۶ سالی ازم بزرگتره ولی باهم خیلی صمیمی بودیم یه جورایی همه وقتمون با هم طی میشد هم بازیم بود ولی خب هم بازی که از خود بچه ۵,۶ سال بزرگتر باشه ممکنه کارای غیر انسانی هم به وجود بیاد دیگه 😂🤦🏽♂️مخصوصا تو خانواده ما که یه خانواده آزاد و بیخیال هستیم و به این جور چیزا زیاد اهمیت نمی دهیم که بچه با چند سال از خودش بزرگتر نباید بیفته و از این حرفا.منو پسر خالم سعید یا من خونه اونا بودم یا اون خونه ما بود و شبا هم خونه هم میموندیم با هم حرف میزدیم در مورد همه چی.من از بچگی حتی قبل از این سنم ؛ میشه گفت حتی وقتی که نمیدونستم پسرم یا دختر اصلا هیچ حس جنسی و سکس تو وجودم نبود ولی همیشه با دیدن پاهای خوشگل یه حس خاص داشتم آرامش پیدا میکردم خودمم نمیدونستم این حس چیه مثل الان که دیگه معلومه که حس اسمش فوت فتیش هست و هزار تا داستان دیگه … ولی اون موقع من گیج مونده بودم که چیه این حس آیا بیماری هست آیا فقط من اینجوری هستم تو کل این دنیا و همین سوال ها تو ذهنم همیشه میچرخید.منم از شانس خوب یا بد پاهام واقعا نسبت به پسر بودنم زیباست. ( میتونین عکس پاهامو توی بیو بکن تو ببینین)مخصوصا توی اون دوران که فقط ۱۳ سالم بود 😅پاهای خاص خوش فرم دارم فرم انگشت ها مرتب و با نظم جذاب ، کف پاهام یه قوس خوش فرم با شدت مناسب ، پاشنه پاهام از اون برجسته های خوش فرم خلاصه اینو بگم که از نظر فوت فتیش ها پاهای من همه فاکتور هارو داره خودشم اینم داخل پرانتز بگم که دست و پاهای من به طور ارثی دچار هایپرهیدروزیس هست یعنی این که کف دست و پاهای من همیشه خیس و نم هست و بسته به شرایط ، هیجان و استرس شدت پیدا میکنه تا جایی که مثلا خونم بعضا که هیجانی میشم نگاه میکنم به پاهام میبینم بدون کفش و جوراب روی پاهام قطره قطره آب هست در اون حد شبنم میبنده پاهام و این موضوع برای من فوت فتیش خیلی جذاب و تحریک کننده تر بود.توی اون زمان هر موقع که خونه یا توی اتاقم تنها میشدم پاهای خودمو میخوردم و بو میکردم یه حس عجیب میومد بهم نمیدونستم که چیه این حس سنم قد نمی داد فکر میکردم حالم داره بد میشه می ترسیدم با خودم میگفتم این دودول من چرا باد میکنه 😂 نکنه مریض شدم و از یه طرف دیگه هم آرامش میومد خمار میشدم و یه خواب عمیق و شیرین میومد بهم خیلی جالب بود برام هنوزم جالبه اون موقع ها تو بچگی ارضا میشدم ولی بدون آب منی یهو فقط یه حالت تشنج میومد کل بدنم مخصوصا سرم میلرزید چشمام سیاهی میرفت ولی آب منی نمیومد بعدش هم اونجور میشدم لش مثل یه تیکه گوشت میوفتادم یه گوشه میخوابیدم.من این موضوع رو چون از همه صمیمی تر برام پسر خالم سعید بود باهاش در میون گذاشتم یه شب که خونه مادر بزرگ جمع شده بودیم همه فامیل با هم تو اتاق حرف میزدیم که من بهش حسمو گفتم ،بهش توضیح دادم که من به پا حساسم حتی پاهای خودم و با بو کردن پا و جوراب هایی که اون آدم ها بهم جذابیت دارن خیلی آروم میشم و لذت میبرم حتی بهش گفتم که پاهای خودمو هم بو میکنم و لیس میزنم.پسر خالم به دقت و اشتیاق به همه حرف هام گوش داد و بعد گوش دادن یه لبخند زد و گفت تو فوت فتیش هستی نگران نباش خیلی ها فوت فتیش میشه حتی خود منم پاهای خوشگل رو دوست دارم و تحریکم میکنه، من با شنیدن حرف هاش که حتی برای اولین بار بود کلمه فوت فتیش رو میشنیدم برام تعجب آور بود که من فقط تنها اینجور نیستم پس مثل منم هست تو این دنیا.بعد این که پسر خالم توضیحات رو داد یه نگاهی به پاهام کرد و گفت پاهای تو هم واقعا زیبا هست همیشه تو دلم بود که بهت بگم پاهات خوشگله ولی خجالت میکشیدم ولی الان که بحث شد بذار بگم که پاهات عالیه حتی چند بار من خودم پاهاتو یا جوراباتو با یه بهونه ای بو کردم و لمس کردم برام حس شهوت میداد.و این داستان و حرف ها جرقه ای شد برای شروع رابطه صمیمی تر و جنسی من با پسر خالم. بعد اون روز دیگه پسر خالم راحت به پاهام دست میزد هر جا میرفتم از پاهام بحث میکردیم.پاهامو بو میکرد و میلیسید منم طبق معمول شل و لش بعد اینکه یکم پامو میلیسید اون حالت لرزه و تشنج میومد و سست میشدم یه گوشه…رفته رفته این رابطه عمیق تر شدو پسر خالم بیشتر و بیشتر در مورد رابطه های سکسی بهم توضیح میداد که مثال گی چیه لز چیه و اونارو برام توضیح میداد که چه کسی تو هر رابطه بیشتر حال میکنه و اینجور حرفا.من دیگه کم کم آگاه تر و پرو تر شده بودم و فهمیدم که وقتی من اون لرزه و تشنج میاد سرم میلرزه اونجور اونا همش طبیعی هست من دارم ارضا میشم کم کم دیگه داشتم بزرگ میشدم و آبم هم کم کم میومد یه آب منی تازه زودرس که مثل شیشه شفاف بود😅بعد دیگه برنامه روتین شده بود افتاده بود روال و من و سعید هر جا که جمع میشدیم با خانواده من و سعید یه اتاق یا یه گوشه همیشه مشغول بودیم.و همیشه شب که میشد جاهارو رخت خواب هارو مینداختن ما میگفتیم جای مارو کنار هم بندازین ما حرف میزنیم در مورد گیم و اینا اونا هم این کارو میکردن و جاهای مارو کنار هم تو اتاق مینداختن 😅ما بعد این که همه میخوابید آروم شروع می کردیم از زیر لحاف دستشو میآورد پسر خالم و منو میمالید، من هم حس خوبی داشتم هم حس بد چون بالاخره میدونستم که این رابطه اشتباه هست بالاخره هر دو پسریم و … از این داستان ها و از یه طرف هم واقعا میدیدم من خیلی لذت میرم واقعا میشه گفت پرواز میکردم.دیگه مد شده بود همیشه جاهامون کنار هم تا صبح من مالیده میشدم پاهامو میلیسید تا جایی که دیگه من خوابم میگرفت و بیهوش میشدم.خونه خود ما هم نزدیک خونه مامان بزرگم اینا بود با هر نقشه ای که شده کاری میکردیم که جاهای مارو کنار هم بندازن توی اتاق بندازن خودمونو زود میزدیم به خواب که درب اتاق رو ببندن ما شروع کنیم به شیطونی های دلچسبمون 😅پاهام خیلی خوشگل بود خدایی حتی الان که شده ۲۸ سالم بازم پاهام بین پسرا از همه قشنگه حتی از بعضی دخترا هم پاهام خوشگل تره.بعد من دیگه عادت شده بود و هی به خونه میگفتم که من میرم خونه سعید اینا بازی کنیم هفته ای ۲,۳ روز خونه سعید اینا میرفتم.سعید از همون موقع ها عشق به گیم و کامپیوتر داشتو تو خونشون اینترنت اینا وصل بود من که میرفتم خونشون تو اتاقش آروم درو میبست و با احتیاط کامل برای اینکه لو نریم و کسی مارو نبینه برام فیلم سوپر ( پورن ) باز میکرد و با هم نگاه میکردیم.حین دیدن فیلم پورن منو میمالید و پامو بو میکرد میلیسید من از شدت لذت اب دهنم شر شر میرفت ،خودشم حین دیدن فیلم و این کارا بهم توضیح میداد فیلم هارو که چی به چیه و دلیل کارشون چیه 😅اکثرا فیلم های گی باز میکرد که داشتن پسر میکردن هی بهم میگفت اونی که میده خیلی بیشتر لذت میبره از اونی که میکنه منو کاملا داشت آماده میکرد هم از لحاظ ذهنی هم جسمی هم روحی .من که شب رو خونه سعید اینا میموندم راحت تر از هر موقع بودیم چون پدر سعید و خاله زود میخوابیدن و اتاق سعید هم دور از اتاق اونا بود راحت بودیم.سعید شب که میشد میگفت کدوم فیلم بیشتر چسبید بهت، خودشم که میدونست نقطه ضعف من به پاهامه اکثرا فیلم های دانلود می کرد که پسر رو میکردن و پاهاشو هم زمان بو میکردن و میلیسیدن.منم واقعا خوشم میومد راستش 😂بهش مثلا میگفتم که فلان فیلم رو باز کن عالیه و اونم باز میکرد میگفت میخوای ما هم انجام بدیم 😑منم هم مشتاق بودم هم ترس داشتم چون بالاخره دیگه چیز نرمالی نیست که این کار.من بهش گفتم میترسم از عواقبش از دردش و از هراز تا چیز دیگه ،. بهم گفت نگران نباش من نمیزارم چیزی شه تو پا خوشگل منی و از این حرفا زد منو تحریک کرد.از پاهام که تعریف میکرد دیگه سست میشدم چیزی نمیگفتم.گفتم باشه ولی خیلی مراقب باش 😑این اومد روم منو یه دور لیسید و بوس کرد از لبام یه اسنیف از کف پاهام و لای انگشت هام کرد گفت نگران نباش جونم.پاهامو داد بالا شروع کرد به لیس زدن سوراخم هی لیس که میزد سوراخ رو میگفت شل نگه دار خودمو سفت نکن قدم به قدم آموزش میداد.تا جایی سوراخ منو لیس میزد که دیگه من خودم حس میکردم که سوراخ من وا رفته کاملا شل شده دیگه .بعدش آروم آروم انگشت میکرد بهم حسابی میخورد منو حین انگشت کردن کف پاهامو میلیسید دودولمو میک میزد ، من یهو باز میدیدم یه چیزی داره میجوشه از وجودم و داره اون تشنج و لرزه میاد بهش گفتم سعید اون حس داره میاد ، خیلی آروم گفت طبیعی هست ول کن خودتو راحت کن یهو شروع کردم به ارضا شدن و ورجه ووورجه کردن و بیهوش شدم و خوابیدم.بعد دیگه مد شده بود هی شب میرفتم خونه سعید اینا و تا صبح اینجور مشغول میشدیم.نگو با این کار ها من دارم بدبخت میشم و هر بار که این کارو میکنیم من پروستاتم تحریک میشه و بعد اینکه میام خونه دلم همش میخواد هی کونم میخوارید هی بی قراری میکردم از ناچاری هی میرفتم دستشویی و با فشار زیاد آب داغ رو سوراخم باز میکردم که آروم شم و اون حس بره.نگو با این کار که آب داغ میگیرم رو سوراخ آب میره با فشار تو سوراخم میخوره به پروستاتم و من خود به خود شق میشد دودلم و آبم هم زیاد شده بود .از قبل بیشتر میریختم چون دیگه پروستاتم مستقیم تحریک میشد.من دیگه جوری شده بود که تبدیل به نیاز شده بودهی میرفتم زود زود پیش پسر خالم که آروم شم .تا روزی که پسر خالم گفت اگه میخوای خوب شی باید مثل اون فیلم ها کون بدی تا اون خارش و اون میل به دادنت کمتر شه.منم دیگه کار از کار گذشته بود قبول کردم.پسر خالم هی منو میخورد کف پاهامو سوراخمو دودولمو وقتی که دیگه لش میشدم شروع میکرد به کردن اولا وقتی جا میداد کیرشو خیلی درد داشتم از زیرش در میرفتم هی میگفت آروم باش الان جا باز میکنه 🤦🏽♂️بعد که جا میداد شروع میکرد به تلمبه زدن اونم چه تلمبه ای انگار با گوشت کوب دارن میکوبن.آبکی میشد کونم اینا صدای شاپ شوپ تاپ توپ بلند میشد خودشم از پاهام غافل نبود اصلا پاهام باید به صورتش چسبیده میشد بو میکرد. خودشم هی وسط تلمبه زدن میگفت بح بح چه بوی پاهایی داری خودشونم عرق کردن 😅 همون جریان هایپرهیدروزیس که گفته بودم اون بود . عرق کف پامو میمالیدم صورتش.جالبش اینجاست که منو که میکرد من دیگه نیازی نداشتم به این که دودولمو بمالم تا ارضا شم.همون که تلمبه میزد تو کونم بدون دخالت دودولم مستقیم کیرشو میزد به پروستاتم و من یهو بدون هیچ لمسی از آلتم یهو ارضا میشدم و دیگه آب هم فوران میکردن 😅بعد اینکه آبم میومد دیگه میگفتم درار حس عذاب وجدان و گناه داشتم و زود میگفتم درار بسه.ولی باز بعد چند ساعت همون حالت میومد پروستاتم تحریک شده بود و خود به خود آبکی میشدم حتی باور کنین سوراخمم آبکی می شد چون پروستاتم دیگه ملتهب و تحریکشده بود خودشم یه بچه ۱۴ ساله 🤦🏽♂️ فکر کنین ببینین چی میشه 🙄از بس که هر روز منو میکرد همیشه رفت و آمد داشتیم یا خونه هم میرفتیم یا خونه مامان بزرگ جمع میشدیم هر روز کنار هم بودیم شب تا صبح ، منم تو دوران بلوغ بودم آخه نمیدونم میدونین یا نه پسرو بکنی ها زیاد پروستات خیلی زیاد تحریک میشه ، جوری که من تو حالت های عادی که کاری هم نمیکردم چون زیاد کیر خورده بود به پروستاتم و دائم تو حالت لمس بود و التهاب داشت همیشه شق بود کیرم همراه با خارش کون.من هی تو حالت های عادی حتی وقتی فکرمم جای دیگه بود دودولم همیشه شق بود کونمم هی میخارید که واقعا اون خارش آدمو به یه روزی میندازه که فقط اونی که تجربه کرده میدونه چیه.خودشم یه پسر فوت فتیش که هی پاهامو بو میکردم نگاه میکردم به پاهام انگشت های پاهامو باز و بسته میکردم میگفتم بخاطر پاهای خوشگلت و بوی پاهای نم دارم کونم میذارن و اینارو میگفتم دیونه میشدم و حشریتر .یه روز من از خونه خودمون پیاده خواستم برم خونه مامان بزرگ از پارک که تو راه بود گفتم از پارک برم رفتم ساعت ۲ ظهر بودگرم بود هوا خیلی گرم آفتاب درست میزد تو سرم 🤦🏽♂️من یکم تو پارک نشستم آفتاب که زده بود بهم بدن منم یه خاصیتی داره آفتاب زیاد زدنی بهم خیلی حشری میشم از یه طرف آفتاب میزد از یه طرف خارش سوراخ والتهاب پروستات چند شب هم بود سعید کلا تا صبح باهام بودمن از شدت حشری پاهام میلرزید نمیتونستم برم شاید باورتون نشه کونم هم آب میداد مثل کیر ببینین تو چه وضعی بودم دیگه خودمم پاهام همیشه که خورده میشد و یه بوی خاصی میداد همیشه دوست داشتم پاهام اون بو رو داشته باشه بخاطر همین کتونی هامو همیشه بدون جوراب میپوشیدم که عرق کنه حسابی و بوی نم و خاص همیشه باشه.هوا هم که گرم بود من پاهام حس میکردم توی کتونی کلا توی آبه از بس عرق کرده بود پاهام من از شدت حشریت هی پاهام سست میشد گفتم بشینم یکم تو پارک یکم به خودم بیام پاک هم خیلی خلوت تو اون گرما کی میره پارک نشستم رو یه صندلی تو پارک کتونی هامو درآوردم پاهامو نگاه میکردم از پاهام همیشه خوشم میومد حتی خودم هم بعضا پاهای خودمو بو میکردم و میخوردم حال میداد بهم کتونی هامو دراوردم پاهام خیس عرق جوری عرق کرده بود که گذاشتم رو زمین رو سنگ رد پام افتاده بود رو زمین خیس کرده بود زمین رو خودشم بوش میومد به مشامم واقعا دیگه من گریم میگیرف از شهوت هی پاهامو نگاه میکردم پنجه پامو میدادم جلو انگشت هامو باز و بسته میکردم نگاه میکردم به پاهام و بوشون رو حس میکردم 😅دیدم اینجور نمیشه رفتم پشت یه درخت آروم شروع کردم جق زدن هیچ کس نبودظهر بود گرم، کفشامو همون جور مونده بود جلو صندلی خودم پا برهنه رو چمن ها پشت درخت آروم آروم جق میزدم که آبم بیاد یکم آروم شم بتونم برم خونه مامان بزرگ.همین جور که مشغول بودم من یه لحظه دیدم یکی از پشت چسبید به من 😑دیدم باغ بون هست چمن هارو آب میداد اونجا نگو اونم استراحت میکرد من اونو نمیدیدم اون کلا منو میدید از اول 🤦🏽♂️نه اون حرف زد نه من فقط با دستش اینجور کرد بهم 🤫این از پشت سر پا چسبوند به من منم که شلوارم تا پایین باسن پایین بود جق میزدم این کیرشو بدون مقدمه کرد تا تح تو منم آماده بودم چون چند شب هم که داده بودم سوراخ آماده بود و خودشم آبکی شده بود از شهوت این تعجب کرد که من چه راحت همشو جا دادم انتظار داشت ناله اینا کنم فقط چون یهو کرد من رو پنجه های پاهام بلند شدم این شروع کرد تلمبه زدن منم قشنگ میدادم بهش 😅یهو من دیدم اون حالت عجیب غریب میاد بهم که توضیح دادم بهتون که آبم یهو میاد وقتی میدم دیدم داره میاد آبم یهو که ارضا شدم اون حالت تشنج اومد من زانو هام خم شد میخواستم بیوفتم باغبون از پشت محکم گرفت که نیوفتم سنگینی تنم رو کیرش بود خودمم که ارضا میشدم مقعدم نا خودآگاه هی منقبض میشد شدید ( اینو توضیح بدم که این یه ویژگی همه انسان ها هست چه وقتی ارضا میشن عضله های سوراخ و باسن به طور غیر ارادی منقبض میشه که ارضا کامل انجام شده) من که منقبض میکردم خودمم کلا سست رو کیرش بودم نگو به کیر این فشار میاره مقعدم با انقباضی میشه سوراخم اینم یهو دیدیم ارضا شد خوشم همشو ریخت داخل آبشو 🤦🏽♂️😑یکم همون حالت هر دو لرزیدیم و آروم آروم ناله میکردیم که دیدیم یهو کشید بیرون کیرشو گفت از اینجا زود برو دیگه منم اومدم کفشامو پوشیدم کلی سبک شده بودم کلی انگار بار از رو دوشم برداشته بودن اومدم خونه مامان بزرگ قشنگ رفتم یه دوش گرفتم اومدم حسابی خوابیدم که شب باز تو خونه مامان بزرگ دور همی بود و پسر خالم هم اونجا بود و…
نوشته: سامان پا خوشگل
10 پاسخ به “پاهای خوشگلم و خونه مادربزرگ”
چونفوت فنیش نیستم هیچ درکی ازش ندارم
دوست من کیر همه اعضا بکن تو تو پروستات شما…
سامان جان رو ویبره هستیبیا تا از حالت ویبراتور درت بیارمباقی زندگیت هی نلرزی 😂👉
آذری زبان هستی نه ؟! از نوع نگارشت متوجه شدم اما نمیگم از کجاش ! 😁
باورم نمیشه چقد شبیه داستان من بود ❤️
یه دو دقه نده ببینیم چی میگی
منم نوجوان بودم پاهام که عرق میکرد میرفتم تو اتاق و حسابی بود میکردم و میخوردمشون. خیلی حس خوبی بود
عکس پات کو
نفهمیدم چجوری باید عکسو ببینم
فوت فتیشا تو تلگرام پیام بدن @isell_feetpics عکس پامو بخرن