همکار قدیمی

مهرادم ۳۲ سالمه و کارمند یه شرکتی هستم . زیاد وارد جزئیات نمیشم و اسم ها و برخی مشخصات مستعاره. سال ۹۲ وارد دانشگاه شدم . رشته ی من و تعهد دانشگاه طوری بود که بعد تموم شدن دوران تحصیل به راحتی می‌تونستم شاغل بشم و شدم. این خانم هم مثل من و هم رشته ی من بود البته در شهر خودمون ( رشت ) . من کرمان دانشجو بودم . دو سه ترم کرمان بودم که به اصرار خانواده و پا در میونی چن تا آشنا منتقل شدم رشت . دانشگاه ما تک جنسیتی بود و خانم های هم رشته رو نمیدیدم و عملاً ارتباطی نداشتیم . بعد از اومدن من به رشت تو چند تا گروه دانشجویی عضو شدم که هم دختر و هم پسرای دانشگاه بودن . یه گروه شعر و ادبی هم بین این گروه ها بود و چون از همون اول به ادبیات علاقه داشتم پیگیر این گروه بودم . که اول تو وایبر بود بعد واتساپ و بعد تر تو تلگرام ادامه پیدا کرد . گاهی پیام و شعر و متن شییر میکردم تو گروه . بعضیاشو خودم می‌نوشتم و بعضی ها رو نه . کم کم تشویق شدم توسط بچه ها و آفرین و باریکلا می شنیدم . به قول معروف تو محیط مجازی و حقیقی دانشگاه شناخته شده بودم . پی وی من رونق پیدا کرده بود و برو و بیا داشت . بچه خوشگل نبودم ولی خب بدم نبودم قدم ۱۸۸ و ۸۶ کیلو بودم . تا حدی مغرور و سرم تو ابرا بود . خیلی محل نمیذاشتم به دخترایی که پی وی میومدن بیشترشون برا کنجکاوی میومدن . منم خیلی یادم نمونده کی بودن و چی میپرسیدن تقریبا فراموش کردم . قضیه مال ۱۲, ۱۳ سال پیشه بالاخره. یه خانمی تو پیوی زیاد پیگیر بود و همیشه تو گروه از متنا و شعرای من دفاع میکرد و حامی من بود . نه دیده بودمش و نه میشناختم .بعد تر شب شعرای خارج از دانشگاه رفتم باهاش و چن جای دیگه . یه شب تو دایرکت اینستاگرام کار بالا گرفت و به سکس چت و عکس و اینا کشید و رومون تو هم باز شد . ولی دیگه ادامه پیدا نکرد چون هم من پارتنر داشتم که الان خانممه هم اون در شرف ازدواج بود . ناگفته نمونه که تو این گیر و دار یه بارم تو سینما برام ساک زد که کم مونده بود لو بریم . این قضایا از اواسط سال ۹۳ که من اومدم رشت تا اخرای ۹۵ ادامه داشت . اون ( گلی )نامزد کرد و بعدش ازدواج و یه سال بعدش بچه دار شد. منم ۹۶ ازدواج کردم و ۹۷ بچه دار شدم . ارتباط ما کلا قطع شده بود و گاهی ( شاید دو سال یه بار ) اون پیام میداد که دور از چشم شوهرشو و خانم من یه چن روز ادامه پیدا میکرد و نهایتش عکس و ویدیو کال بود . به خاطر بچه ها و زندگیمون هیچ وقت بیشتر از چن روز ادامه ندادیم و گاهی اون و گاهی من تو نطفه خفه کردیم رابطه رو . گلی الان تقریباً سی سالشه قدش نهایتا ۱۶۰ و وزنش ۷۵ شایدم بیشتر باشه . سینه های بزرگی داره خیلی بزرگ تر از خانم من و بسیار حشریه . طوری که فقط یه اشاره ازم کافیه تا بکنمش ولی خب بنا به شرایط و یه سری عقاید که نمیدونم پایبندشم یا نه همیشه پا پس کشیدم جز یه مورد !. ته خلافم همون ساک تو سینما بود و سکس چت . ولی این بار( بهار امسال) همه چی سریع اتفاق افتاد . سرکار بودم که پیام داد . بالاتر گفتم که پیامای ما حداقل یکی دو سال بینشون فاصله بود . سر یه موضوع که کاری بود و مطابق معمول زدیم جاده خاکی . تو شرکت تنها بودم . کال کردیم . اونم خونه تنها بود و زیر پتو . دخترش خونه ی عمه ش بود ( طبقه بالای خونه ش) همسرشم ماموریت یه شهر دیگه . در اتاقو قفل کردم کیرمو نشونش دادم اونم داشت دلبری میکرد و کس و سینه ش رو می‌مالید. موقعیت فراهم بود ولی جا نداشتیم . خونه خالی بود ولی نمیتونستم ریسک کنم . آدرس رو یاد میگرفت و احتمال داشت بعداً دردسر شه برام شایدم خانمم سر می رسید و همه چی به هم میخورد . ریسک نکردم . اون منتظر بود تا کیر منو تو خودش حل کنه و حسرت ده، پونزده سالش رو تموم کنه. قرار گذاشتیم برم دنبالش. سر راه کاندوم خریدم تصمیممو گرفته بودم تو همون ماشین ترتیب گلی رو بدم . رسیدم سر قرار چن دقیقه بعدش اومد . مثل همیشه گرم دست دادیم و نشست . از زیر مانتو شلوارش چیزی نپوشیده بود . از شهر خارج شدیم. پشتی صندلی رو خوابوند و بدون اینکه من بگم دکمه های مانتو رو باز کرد و شلوار رو تا زانو داد پایین … ترکای بدنش اولین چیزی بود که دیدم . نسبت به قبل تپل تر و جا افتاده تر بود . داغ بود . نمیشد بهش دست زد . تا دس میزدم میلرزید . داشتم رانندگی میکردم هم زمان و با دست راستم رونا و کوسشو میمالیدم . نیم ساعت از شهر فاصله گرفته بودیم کیر منم در این گیر و دار از زیپ شلوار اومده بود بیرون و چن بار تا مرز اومدن آبم ساک زده بودش . دیگه داشت بی تابی میکرد و کیرمو میخواست( کیرم خیلی معمولیه حدود ۱۵ سانت ولی کلفته ) یه جای خلوت نگه داشتم صندلی رو دادم عقب و اومد رو من . صورتامون روبروی هم بود آروم نشست رو کیرم خیلی آبکی و نرم بود . اصلا گشاد نشده بود بر خلاف تصورم . انگار تو کوصش قفل شد کیرم نمیدونم چقد ولی یه چند لحظه بدون حرکت توش بود یه آه بلند کشید و ولو شد روم . دو طرف کونشو گرفتم و کمی از روی زانو ها و رونم بلندش کردم آب از کوصش میچکید بدون اغراق! جا برای تلمبه زدنم فراهم شده بود . سینه های بزرگش بهم چسبیده بود سرمو جا به جا کردم که نیپل چپش بره تو دهنم که موفق شدم . شروع کردم به تلمبه زدن . بالا پایین شدن فنر های ماشین و حس میکردم . خیلی نگران بودم که کسی داره میبینه یا نه یه حس مرموز هیجان، لذت ،عذاب وجدان و ترس . کم تلمبه زدم شاید دو دقیقه شایدم کمتر . لیز بودن کوسش و هیجان من باعث شد آبم زود بیاد . تمام آبمو تو کاندوم خالی کردم . خیس از لذت روم بود . از بین اون همه حسی که گفتم همش محو شد جز عذاب وجدان . بعد از حدود ۹ سال زندگی مشترک خیانت کرده بودم . راه برگشت تا شهر خیلی کم حرف زدیم . سبک شده بود قشنگ حس میکردم . بالاخره موفق شده بود کیرمو به دست بیاره . من هیچ وقت عاشقش نبودم یا دوسش نداشتم فقط به خاطر مسائل جنسی طی این سالا نزدیک هم شده بودیم . ولی حس میکنم اون منو دوست داشت یا داره هنوز ! راضی به خراب شدن زندگی من نیست منم همینطور. اشتباه کردیم مثل دفعه های قبل ولی این بار تا تهش رفتیم . یه کاندوم از بسته ده تایی استفاده شد و ما بقی پرت شدن بیرون ماشین مرتب شد حتی موهاش که تک و توک رو صندلی ماشین بود برداشت . زنا همدیگه رو خوب می‌شناسن نذاشت ردی بمونه . رسوندمش به همون جایی که برداشته بودمش. قول دادیم که برای زندگی هم مشکل درست نکنیم . رفت تا امروز که خبری ازش نشده منم سراغشو نگرفتم . تا مدت ها عذاب وجدان ولم نکرد و نمیکنه ولی شهوت همیشه نقطه ضعفم بوده و نمیدونم تا کی این ادامه پیدا میکنه . پایان .
فک نمیکنم لازم باشه بگم که جز حقیقت ننوشتم . ممنون که تا تهش خوندی ❤️

نوشته: مهراد

بازدید 14,596

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “همکار قدیمی”

  1. جنتلمن ترتیب زن مردمو دادی، حالا حذف از عذاب وجدان میزنی، راحت باش و هر موقع خواست مجددا باهاش حال کن…

  2. اقای عزیز احیانا اون بانوی گرامی بمحض رویت و یا دخول نفرمودن وای خیلی بزرگ پاره شدم درمانده شدم رستم دستان هم الت موسیقی شمارو نداره دور از جون شما خرو پیوند زدن بهت اصلا بدنیا اومدی اولش فقی یک ک …بودی بعدش تازه دست وپات رشد کرد سرت و لب دهن ابرو چشم اینامطمعنید به علت ذیق وقت سانسور نفرمودین؟ ممنون فکاهی بود نیت جسارت نداشتم وواقعیت محض از بس گاون این افراد نمیگه طرف یک بچه بدنیا میاره چهار کیلو خم به ابرو نمیاره واسه هسته خرمای تو اینهمه دیالوگ سرداپ

  3. گفتی سال ۹۷ ازدواج کردی بعد ۹سال خیانت کردی، اره واقعا داستانت خیلی واقعی بود 😁

  4. خیانت فقط سکس نیستیعنی اگه خانمت برای یه مرد دیگه ساک بزنه ولی بهش ندهخیانت نکرده؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید