مینا دوست دختر راحت

سلام
این ماجرا مربوط به 1 ماه پیش میشه که واسم پیش امد
اسم من احسانه 28 سال دارم این ماجرا که بهتون تعریف میکنم مربط به 1 ماه پیش میشه که واسم اتفاق افتاد
حدودای ساعت 3 بعدازظهر بود داشتم با ماشینم میرفتم خونه که تو مسیر خونمون و 2چهارراه مونده به خونمون دیدم یه دختری تقریبا 23 ساله وایستاده و منتظر ماشینه یادم رفت بگم من یه پراید دارم. از شانس من خیابون کمی خلوت بود و تاکسی اینا نبود کمی مونده به دختره چراغ دادم اجلوش که رسیدم مسیرشو گفتم بوقو زدم سوار شد و عقب نشست خلاصه سرتونو درد تیارم تا مقصدش شروع کردم به حرف زدن و اینا که با مینا خانم دوست شدم و شماره همو ردوبدل کردیم رسیدیم مقصدش پیاده شد و رفت. عصر شروع کردم به اس دادن و با هم اشنا شدن 1 روز گذشت و شد جمعه
با هم باز اس بازی میکردیم که حدودای ساعت 3خونه یکی از اشناها مراسم بود مامانو خواهرمو بردم رسوندم و بابام ساعت 5 میرفت مغازه . بعد رسوندن مامان اینا به مینا اس دادم گفت حوصله نداری منم یه تعارف کوچیک کردم که بیام دنبالت بریم بیرون اونم قبول کرد قرار گذاشتیم رفتم دنبالش سوار شد جلو نشست بعد سلام و احوالپرسی دستشو گرفتم و شروع کردم با لمس کردن دیدم ناراحت نشد دستمو گذاشتم رو پاهاش و شروع به لمس و نوازش کردم دیدم ناراحت که نمیشه خوششم میاد اخه بار اول بود همو میدیدم گفتم شاید ناراحت بشه تو نوازش و لمس پاهاش بودم دستمو کم کم نزدیک کوسش کردم اصلا حرفی نزد داشتم با کوسش از رو شلوار بازی میکردم خودش پاهاشو باز کرد یه شلوار پارچه ای تنش بود یکم که بازی کردم دشتمو گرفت دکمه شلوارشو باز کرد دستمو از زیر شورتش گذاشت تو کوسش وای خیس خیس شده بود منم حسابی داشتم باهاش بازی میکردم که برگشت بهم گفت احسان جا داری بریم من که اولش هنگ کرده بودم اخه دیروز باهاش دوست شده بودم برگشتم گفتم خونه خالیه و شب بر میگردن (یعنی خودم میرم دنبالشون) بدون مکث و این حرفا گفت بزن بریم خونتون.(معلوم بود خودش بدجوری تو کفه) رفتیم خونه وارد خونه که شدیم بردمش سمت اتاق خودم بردمش نشست رو تختم نشستم کنارش شروع کردم با بوس کردن خوردن لباش و بازی کردن با سینه هاش چون تو راه باهاش بازی کرده بودم اساسی هر 2تامون داغ شده بودیم گرفتم مانتشو در بیارم که گفت تو خودت زود لخت شو منم لخت میشم هر 2 شروع کردیم به لخت شدن کامل لباسامو در اوردم به جز شورتم مینا شورتشم در اورده بود رو تخت دراز کشید و گفت زود باش بخور منم بدون مکث افتادم روش از لباش شروع کردم خوردن و لیس زدن امدم سمت گلوش سینه هاش وای چه سینه هایی داشت گرد و سفید شروع کردم به فشار دادن خوردن نوکش خودشون صدای ناله اش داشت بلند میشد که رفت سراغ کوسش وای خیس خیس شده بود اینم بگم براتون بدجوری عاشق خوردن هستم شروع کردم به خوردن کوسش وای هم من حال میکردم هم اون دیگه داشت میمرد برش گردوندم وای چه سوراخی داشت لامصب بدون مو منم بدون معطلی زبونمو کردم تو کونش وای تا زبونم رفت تو مینا یه جوری شد اساسی حال کرد با دستاش کونشو باز کرد انتظار نداشت کونشو بخورم وقتی کونشو میخوردم با دستم داشتم کوسشو میمالوندم وای داشت اساسی حال میکرد کیرم شق شق شده بود گفتم مینا حاضری بخوریش گفت اره شورتمو کشیدم پایین برگشت یکم سر کیرمو خورد برگشت گفت بکن که دارم میمیرم منم یکم با زبونم با سوراخشو خیس کردم کیرمو گذاشتم تو سوراخش یواش یواش کردم توش وای چه حالی میداد تنگ بود و مینا حشری
همینطوری که میکردمش با دستم با کوسش بازی میکردم وای اونم داشت حال میکرد 2و 3 دقیقه همینطوری جلو عقب کردم که داشت ابم میومد گفتم داره میاد گفت بریز رو سینه هام برگشت خوابید منم ریختم رو سینه هاش بعد ریختن قشنگ با دستش به همه جای سینه هاش کشید رفتم خودمو شستم اونم رفت تو دستشویی سینشو شست برگشت . لباسامونو پوشیدیم خارج شدیم بردم رسوندمش از اون موقع تا حالا چند باری سکس داشتیم و هنوز دوستیم
امیدوارم شما هم دوستی مثل مینا قسمتتون بشه

نوشته:‌ احسان

بازدید 19,507

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “مینا دوست دختر راحت”

  1. یه سری بی عرضه اینجا هستن و نظر میدن، فکر می‌کنن بقیه مثل خودشونن!! دختر هست دفعه اول از من پرسید مکان دارم یا نه!! حیف که نداشتم البته!

  2. دلم برای شما پسرا میسوزه که دنبال زن باکره میگردید!!!البته کسی که خودش هزارتا گند کاری می کنه حقش دختریه که بکارتش رو اینجوری حفظ کرده!

  3. دوستان ریدم توی این زندگی آخه یکی پیدا نمی شه با ما باشه مردم در آرزوی کس

  4. بد نبود.ازت پول نگرفت؟؟؟؟بعید میدونم همچین کسی تو کف سکس بوده باشه.!اخه پفیوز چرا اینقد از خودراضی هستی؟ده بار گفتی اساسی حال میکرد.تو از کجا میدونی اخه؟ازت سو استفاده شده بدبخت برو بمیر خخخخ

  5. من همه ی داستانها رو باور میکنم . اما …کیر همه ی بچه های بکن تو تو کس خواهر مادر کسی که دروغ گفته باشه .نه غلاااااااااااااااام ؟؟؟

  6. باحال بود اما تناقضاتی توی زمانها داشت … اما دوستی گفت پول نمیخواست غریزه است بعضی وقتها پولم ممکنه دختری بده تا بایک نفر که ازش خوشش اومده س.ک.س داشته باشه … همه که پولکی نیستند . دوست گرامی اگه واقعا حال کردی نوش جونت … زندگی همینه تا مجردی باید حال کنی …

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید