من و دختر حسابدار

سلام
این داستانی که میخوام بگم کاملا حقیقت داره
اسم من رضاست و تو یه شرکت کار میکنم.
تو شرکتی که من کار میکنم یه خانم حسابدار هم داریم که دختری خوشکلیه و یه بدن خیلی سکسی داره
سینه های خوش فرم و یه کون گنده و زیبا
چند وقت بود چشمم گرفته بودش و نمیدونستم چطور بهش بگم.
شماره تلفنش را گرفته بودم چون در مورد کار با هم در ارتباط بودیم.
یه روز دل رو زدم به دریا و سر حرف را باز کردم که اهل مشروب خوردن هست یا نه و از این چیزا
دیدم گفت هفته یه بار دو بار را مشروب میخوره
منم بهش پیشنهاد دادم که یه روز باهم بشینیم
اونم قبول کرد.
یه روز بعد وقت کاری با هم وعده کردیم و کلید خونه دوستم را گرفتم و رفتیم اونجا
وقتی رسیدیم میز عرق را چیدیم و رفت لباس عوض کرد و اومد
یه لباس قرمز کوتاه پوشید بود جوری که وقتی دولا میشد کونش پیدا بود
اومد نشست پیشم و شروع کردیم به عرق خوری
کیر من یه جوری بلند شده بود که داشت شلوارم را سوراخ می‌کرد
چشمش که به کیرم خورد گفت دستش را کشید روش و گفت این چیه دیگه
یه لحظه خجالت کشیدم بعد دیدم آروم لباش را آورد رو لبام و شروع کردیم به خوردن لب
زبونش را تو دهنم چرخ میداد و منم میمکیدم
همین جور که لب می‌گرفتیم دستم را کردم تو سینه هاش و براش می‌مالیدم اون دستم را هم کردم تو شورتش .خیس شده بود

لباسش را در آوردم یه شورت لامبادا خوشگل پوشیده بود چشمم که به کونش خورد دیوونه شدم بزرگ و سفید.
شورت من را در آورد تا چشمش به کیرم خورد بدون هیچ مقدمه گذاشت تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن خیلی خوب می‌خورد لعنتی.دوست نداشتم زود ارضا بشم.
بلندش کردم خوابوندمش رو کاناپه و نشستم رو به رو کصش
و شروع کردم به خوردن کصش
خیلی عالی بود کصش را تو دهنم گذاشته بودم و مک میزدم
اونم آه و نالش بلند شده بود و سینه هاش را می‌مالید
زبونم را تو کصش چرخ میدادم و با انگشتم سوراخ کونش را می‌مالیدم
اونم هی کصش را رو صورتم تاب میداد
بعد چند دقیقه گفتم میخوام ارضا بشم منم انگشتم را تو کصش کردم و چوچولش را خم لیس میزدم یه دفعه صدای آهش زیاد شد و سرم را چسبوند به کصش و بدنش شروع کرد به لرزیدن و یکم آب از کصش اومد بیرون
کیر من که داشت منفجر میشد
بلند شدم و کیرم را چند بار زدم رو کصش و یواش یواش کردم تو
اولش یه کم آخ و واخ کرد و عادت‌ کرد
شروع کردم به تلمبه زدن و لب گرفتن بعد چند دقیقه یه دفعه کصش را پر از آب کردم و کنار هم ولو شدیم.
اون روز تا صبح پیش هم بودیم و تا صبح ۴ بار کردمش
دیگه بعد از اون روز با هم صمیمی شدیم و چند وقت یه‌بار میریم با هم مشروب و میخوریم و …

یه روز دیگه خیلی زده بود تو چشمام بهش پیام دادم من الان میخوام. گفت چیکار کنیم. گفتم بیا به بهونه پیدا کردن اسناد سال قبل بریم تو انبار.
گفت میترسم یکی برسه منم دلداریش دادم گفتم نترس کسی نمیاد.
خلاصه بعد کلی بحث قبول کردو رفتیم تو انبار و در را قفل کردم.
شروع کردم به لب خوردن لعنتی بدجور لب می‌خورد و زبون میداد و می‌گرفت
چون انبار چیزی نبود روش بخوابم گفتم ایستاده میکنم
اول شورت منو درآورد و شروع کرد به ساک زدن
خیلی ناز می‌خورد لعنتی
بعد من نشستم و یه پاهاش را بالا کرد و شروع کردم به خوردن کصش.آب از کصش راه افتاده بود.خیلی حشری شده بود و گفت کیر میخوام پشتش را بهم کرد و دولا شد و کیرم را گرفت و گذاشت دم کصش.
منم شروع کردم تلمبه زدن و سینه هاش را میمالیدم و گفت تندتر بزن .خودش هم با دستش بالا کصش را می‌مالید
وقتی عقب و جلو و می‌کرد و کون نرمش بهم می‌خورد حشری تر میشدم تا یه جیغ کشید و ارضا شد
بعد کیرم را درآورد و گفت میخام آبت را بخورم بعد نشست جلوم و کیرم را گذاشت تو دهنش و با ولع شروع کرد خوردن
داشت آبم میومد گفتم در بیار اونم تندتر ساک میزد
یهو تموم آبم خالی شد تو دهنش و همه آبم را خورد
بعد هم لباسمون را پوشیدیم و رفتیم سر کارمون

نوشته: رضا

بازدید 2,721

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

19 پاسخ به “من و دختر حسابدار”

  1. پس چرا من اینهمه با دوست دخترم سکس میکنم تا قبل از اینکه براش بخورم شورتش خیس نمیشه!!با اینکه کلی میمالمش و لب بازی و…داریم!!! یا مال اون خرابه یا مال اینا🤣🤣

  2. پاشو پسرم صبح شده باید بری مدرسههمکلاسیات دلشون واسه کون گشادت تنگ شده

  3. خب خب چی داریم یه تو کف بدبخت ، بابا همون جلسه اول نکن بچه ها شک‌میکنن ، هر جور حساب میکنم کامنتم زیادته ، کیر تو همون. فرق کله کیریت بره

  4. دیگه کم کم کستان ها داره میره به سمتی که همچی سریع پیش میره یعنی میبینی همون روز سر بحث رو باز میکنی فرداش میری رو کارواقعا این خیلی کسشره

  5. اینجوری نگوبگو بهش پیام دادم اهل مشروب هستی ؟؟ اونم یه نگاه از رو‌ تنفر بهم کرده بعدشم برده نشون رئیس شرکت داده! اونم تو کون منو شوت زده اخراجم کردن، و منم از سر عقده و لج تو داستانم جندش کردم

  6. اصل داستاناز حسابدار شرکت خوشش اومده بهش پیشنهاد مشروب خوری داده اونم قبول کرده رفته خونه . حسابدار هم با شوهر و برادراش و پدرش میرن کونش میزارن بعد تو انباری شرکت هم میکننش بعد هم هر وقت خواستن باید مشروب خوری و کون دادنبقول عمام خمینی( خیلی خری)

  7. با کلیت داستان کاری ندارمولی چون خودم تو شرکت سکس داشتم هیجان اخرشو دوست داشتم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید