البته بیشتر مواقع که شبهای تعطیل، میرفتم پیشش .
دیگه کم کم برام تکراری شده بود و اون مزه اول و نمیداد
میدونستم که مربی کلاس قرآن و زیاد دوست و آشنا داره ولی نمیدونستم چجوری بهش بگم یا از چه راهی وارد بشم که برام دوستاشو جور کنه
چند ماهی وقت داشتم تا سکه رو براش بخرم ،و خدایی نمیخواستم بهش نارو بزنم .
میتونستم بپیچونمش و بقول خودش شیش ماه حال و حول کنم و ازش جدا شم ولی میدونستم که زهرا یه گنجه ،گنجی که تو دست و بالش از این خانمهای بیوه زیاده
یه بار موقع سکس ،بدجور حشریش کردم و داشتم کسش و مک میزدم ،انقدر دوست داشت که من کسش و بخورم و زبون بندازم توش تا آبش بیاد ،اونجا گفت:
“با همه اینجوری سکس میکنی؟
گفتم نه فقط با تو
گفت:
” یعنی الان اینجا کسی دیگه بود کاری نمیکردی؟
لعنتی داشت منو حشری میکرد یا شاید هم داشت منو امتحان میکرد
جواب ندادم بهش
گفت بگو ببینم
“اگه الان یه خانوم دیگه اینجا باشه منو ول میکنی یا کارت و ادامه میدی؟
وقتی آبش آوردم بهترین موقع بود برای جواب دادن
بهش گفتم
هردوتاتون و با هم جر میدم
حشری شد
انگار داشت تجسم میکرد
گفت :
“چجوری با یه کیر هم منو میکنی هم اونو؟
گفتم کاری نداره ،میتونی امتحان کنی
کیرم و کردم تو کسش و حسابی تلمبه زدم و آخرش هم آب کیرم و مثل همیشه پاشیدم تو صورت و دهنش
انگار اونم دوست داشت سکس جدید و امتحان کنه، احتمالا تمایلی به همجنس داشت
منم که خدا خواسته بهش گفتم آیا از نظر شرعی ،من میتونم هم با تو باشم و هم با زن دیگه ای باشم؟ آیا گناهی نداره؟
اینا رو وقتی ازش پرسیدم که حسابی آبش و کشیده بودم بیرون و لخت لخت روی ممه هاش افتاده بودم
گفت:
“نه یه مرد میتونه چند تا زن و صیغه داشته باشه ،مشکلی نداره
خودش سر نخ و داد دستم و منم شروع کردم به بافتن
زهرا ،میشه یه شب یکی از دوستای خوشگلتو بگو بیاد
” بگم بیاد تا تو ترتیبش و بدی؟
من اول ترتیب تورو میدم قول میدم
حالا بنظرت ثواب نداره تا دوست تو رو ، به راه راست هدایت کنم ؟
اونم ادمه دلش میخواد
یه نفس عمیقی کشید و گفت :
” من قبل از اینکه با تو سکس کنم مجبور بودم خود ارضایی کنم
یروز یکی از دوستام که اونم بیوه بود، توی رختکن استخر ،بهم گفت چقدر بدنت قشنگه ،چقدر ممه های سر بالا و سفتی داری، منم وقتی ازم تعریف میکرد خوشم میومد و یه حسی تو بدنم مور مور میشد ،گفت میتونم به ممه هات دست بزنم ؟ منم اصلا فکرش و نمیکردم که باعث بشه گناه کنیم ، ممه هام و جلوش در آوردم و گفتم ببین چقدر سفته ،ورزش میکنم
اونم شروع کرد به ممه هام دست زدن بعد جوری نوک سینه مو فشار داد که منم دلم خواست بیشتر دست بزنه
اینا رو که تعریف میکرد ،کیرم دوباره راست شده بود و هر چی میگفت منم همون کار و باهاش میکردم ،گفتم ادامه بده
” همینجور که سینه هام و میمالید ،یه دفعه بلوزش و زد بالا و گفت تو دست نمیزنی ؟ببین سینه های من چجوریه ؟
انقدر خوشم اومده بود تو اون لحظه که هیچ وقت فکر نمیکردم دوست داشته باشم که به بدن یه همجنس دست بزنم.
دست انداختم روی ممه هاش و هر کاری اون با من میکرد منم باهاش کردم جوری که یدفعه نوک ممه هام و کرد تو دهنش
بعد جوری مک میزد که نوک ممه هام باد کرد و اگه شیر داشت ،واقعا شیرش میزد بیرون
چشمامو بسته بودم و متوجه شدم دستش و انداخته توی شلوارم
وای که چقدر حس خوبی بود
بعد بهم پیشنهاد داد که بریم خونه ، دعوتم کرد به خونه خودش ،رفتیم خونه ،تا رسیدیم نفهمیدم چی شد لخت لخت تو بغل هم بودیم
گفتم
مریم بود؟
گفت نه
گفتم میشه بگی کدوم دوستته ؟
گفت چه فرقی برای تو داره ؟
سهیلا ،مامان یکی از شاگردای کلاسم بود
گفتم خب بعدش چی شد
گفت
” بعدش توی یه چشم بهم زدن لخت لخت تو بغل هم بودیم ،اون مال من و میخورد و من مال اونو ،دفعه اولم بود که با همجنس خودم داشتم اینکار و میکردم ،دیگه قران و گناه و اینجور چیزا رو فراموش کرده بودم ،تو اون لحظه تو اوج بودم ،انگار توی فضا بودم ،و اونم کسم و مثل تو مک میزد
گفتم : توهم کسش و خوردی
گفت آره ولی یه مزه ای میداد شور و شیرین
راستی کس منو میخوری چه مزه ای میده؟
داشت از مرحله پرت میشد بیرون، گفتم بعدا بهت میگم ، ولی الان از سهیلا بگو چی شد و کجاست؟
گفت چند بار بعد اون ماجرا باز باهم سکس کردیم ،همیشه با یه دیلدو می افتادیم به جون هم ، تا اینکه تو پیدا شدی.
خب ؟ یعنی بعد از اینکه با من صیغه شدی ندیدیش؟
“چرا ،میبینمش ،هنوز تو کلاس، ولی سکس دیگه باهاش نداشتم
گفتم خب ،نپرسید دلیل اینکه ازش کنار کشیدی چیه؟
“چرا ،میدونه ،میدونه که تو هستی
گفتم خب
لا الله الله ، اونم دلش میخواد ،چرا نمیگی یه شب بیاد اینجا
” خیلی پر رویی ،هم من و هم سهیلا ؟ دیگه چی لازم داری آقای هوس باز
گفتم من حاضرم تا اونم صیغه کنم ،اگه از نظر شرعی اشکالی نداشته باشه
خلاصه زهرا راضی شد که یه سکس سه نفره داشته باشیم
هفته بعد همه چیز مهیا بود
یه حال خوب با یه آدم جدید و یه حس جدید
طبق معمول شبهای جمعه، خونه زهرا بودم و قرار بود که سهیلا هم اضافه بشه
حدود ساعت ۸ شب بود که صدای زنگ در اومد و سهیلا وارد شد
لامصب یکی از یکی خوشگل تر و زیباتر
زهرا حسابی شیطون شده بود و دیگه کمتر از قرآن و دین و گناه حرف میزد نمیدونم شاید من باعثش بودم بالاخره تنم به تن زهرا خورده بود.
اون که نتونست منو آدم کنه حداقل من تونستم راهش و عوض کنم.
زهرا آیه صیغه رو برای منو سهیلا خوند اونم به پیشنهاد خودش ،برای ۲ ماه ،که اگه خواستیم دوباره تمدید کنیم. خوشبختانه سهیلا از نظر مالی مشکلی نداشت و با چند تا شاخه گل راضی بود.
سکس این مدلی و تا اون موقع تجربه نکرده بودم ،شاید زهرا هم اولین بارش بود که این مدلی میخواست کس بده
ولی سهیلا چی بود ،فقط عطر بدنش خدا تومن می ارزید و لباساش همه مارک بودن
قرار شد که بازی بطری انجام بدیم
سه نفری نشستیم دور میز ناهار خوری و من بطری و چرخوندم
سر بطری به هر سمت رفت اون باید یه تیکه از لباسش و در بیاره
بعد تا جایی که همه لخت لخت بشیم
اول زهرا بلوزش و درآورد بعد من شلوارم و و بعد زهرا دوباره دامنش و و این دفعه سهیلا بود که بلوزش و در آورد و خوشبختانه سوتین هم نداشت و ممه های ناز و انداخت بیرون
تا جایی که همه لخت لخت شدیم و قرار شد که سر بطری به سمت هر کی ایستاد اون شروع کننده سکس باشه با هر کی که دوست داره
جوری تنظیم کردم که مخصوصا خودم شروع کنم
وقتی سر بطری روبروی من قرار گرفت با یه لبخندی بلند شدم و رفتم پشت سهیلا و ممه هاش و از پشت شروع کردم به مالیدن
دیگه بطری بازی و تموم کردیم و افتادیم به جون هم
به پیشنهاد زهرا رفتیم روی تخت و سهیلا چشم از روی کیر من بر نمی داشت و به زهرا می گفت چقدر بزرگه
لبام و گذاشتم رو لبای سهیلا و حواسم به زهرا بود که ناراحت نشه ،بعد دیدم زهرا کیرم و گذاشته تو دهنش و داره برام میخوره منم با دستام حسابی سهیلا رو آماده کردم تا حشری بشه
دیدن صحنه خوردن کس زهرا توسط سهیلا منو دیوونه کرد و منم بیشتر سعی میکردم تا اول با سهیلا باشم ،خب طبیعی بود کس جدید و سکس جدید
انقدری طول نکشید تا آبم و آوردن و افتادم روی تخت و کیرم دیگه شق نبود ولی انگار اون دوتا هنوز ارضا نشده بودن ، دیدم که سهیلا بلند شد و از تو کیفش یه کیر مصنوعی آورد بیرون انگار دلم خواست که منم تو سکسشون شریک باشم ،تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که جفتشون و کنار هم خوابوندم روی تخت و من با دیلدو میکردم تو کس سهیلا چند تا میزدم و بعد نوبت زهرا بود
نمیدونم چقدر زمان برد تا هر سه نفر از حال رفتیم ،فقط میدونم که ساعت ۱۰ شب از گشنگی پاشدیم و رفتیم برا خوردن غذا
تمام دو ماه هر سه نفر انواع سکس و تجربه کردیم حتی بیشتر مواقع میرفتیم خونه سهیلا
زندگی بر وفق مراد شده بود و با جیب خالی حسابی حال و حول میکردم و همچنان زندگی زیباست با دوستان زیباتر سهیلا ،زهرا ،مریم ،مرجان و یه گنجینه زنهای تشنه ی کیر
پ.ن اول ، انقدر از اسنپ استفاده نکنید ،مترو خیلی بهتره
پ.ن دوم ، خودتون و دست کم نگیرید انقدر خانم هایی هستن که برای یه کیر درست و حسابی له له بزنن .
پ.ن سوم ،زیاد جق نزنید برید سوره احزاب و حفظ کنید تا از کمرتون بزنه بیرون
تمام
نوشته: شاغلام
9 پاسخ به “من، مترو، سه نقطه… (۳)”
😆😆😆😆😆
آرزو بر جوانان عیب نیست! اما شتر در خواب بیند پنبه دانه 😁
نوش جونتون،،،
این قسمتت دیگه واقعا دروغ بود
اینجاست که واقعا باید گفت توهمات یک کونی جقی کس ندیده.تو تهش بتونی با مالیدن خودت به کیف خانوما تو مترو خودتو ارضا کنی و شب بری خونه بیادش دوباره جق بزنی.آخرشم یکی بگیره توی همون مترو کونت بزاره که دیگه از این غلطا نکنی.
کلی ایراد مذهبی داشت که اصالت قضیه رو زیر سوال میبره؛ مثلا این که هرکسی رساله رو خونده باشه میدونه معاشقه دو تا زن از نظر اسلام ایراد شرعی نداره!همچنین تا جایی که میدونم تریسام هم اسلامی نیست و اجازه نداری با دو تا زن پیش هم سکس کنی!اونی که مجبورت کرده سوره احزابو بخونی قطعا اینا رو باید بدونه. با این حال بین این همه کصشعر، این داستان رو میشه تو دستهبندی خوب با سطح پایین قرار داد.
عععععععهههههه اونی که با کو.ن افتاده تو ظرف عسل تویییی؟؟؟؟؟
مرسی بابت راهنمایی های آخر😂
سامعلیک :13 مین نپسندین و دیس لایک مبارکت بااشه این قسمت چرت بود نسبت به قسمتهای 1و2 و که ریبا بود .زت زیاد