من، مترو، سه نقطه… (۲)

شنبه رو نرفتم سر کار و تا قبل از ظهر بازم با مریم سکس کردم
از اونجایی که زمان صیغه ۲۴ ساعت بود باید قبل ساعت ۱۲ از اونجا میزدم بیرون ولی انقدر بهم خوش گذشته بود که حاضر بودم صیغه رو تمدید کنم حتی پولی
خیلی مودبانه عذرم و خواست و از خونه مریم زدم بیرون
تمام فکرم پیشش بود و صحنه های سکسی که باهاش داشتم
یه اسنپ گرفتم و سریع رفتم خونه
خیلی خسته بودم
تو راه به زهرا پیام دادم

سلام ،محمد رضا هستم ،خواستم بابت کاری که برام انجام دادین تشکر کنم ،نمیدونم چجوری جبران کنم ،انشالله که بتونم ببینمتون
لطفا باز منو از دعا های با خیرتون بهره مند کنید
یه استیکر خجالت و فعلا.

تا رسیدم خونه افتادم رو تخت و چند ساعت خوابیدم
از گشنگی بیدار شدم
مادر و پدرم زیاد کاری بهم ندارن بخاطر داشتن سن بالا
من آخرین بچه هستم و باهاشون زندگی میکنم

داشتم غذا میخوردم که پیام اومد برام
زهرا بود

” سلام ،خواهش میکنم ،انشالله که عاقبت بخیر بشید و در راه راست همواره با خدا باشید

وای وای داشت منو دیونه میکرد ،همش راه راست و قرآن و دین و همین ولی من دلم زهرا میخواست

بلافاصله استیکر قلب براش فرستادم و گفتم شما خیلی لطف دارید به من ولی کاش میشد که من توی کلاسهای شما شرکت کنم
جواب داد

” انگار شما سیراب نشدین؟

خودش تنش میخارید، گفتم
هر گلی یه بویی میده من دنبال شاه گلم

” شرمنده ،من دیگه نمیتونم براتون کاری بکنم انشالله که بزودی ازدواج کنید

گفتم با این تورم و گرونی چجوری میتونم زن بگیرم آخه؟
شما زن من میشی؟

” من شوهر دارم ولی اگه نداشتم شما خواستگار بودین بله ،شما خیلی هم خوب هستید

یعنی با من که هیچی ندارم ازدواج میکردید؟

“شما همه چیز دارید اینجور که شنیدم خیلی بیشتر از اون چیزی که همه دارن دارید.

هنگ کردم و دوباره این خط و خوندم
بیشتر از اون چیزی که همه دارن من دارم
منظورش چیه؟
آهان ،شاید کیر مو میگه

دوباره کیرم بلند شد
زدم تو خال
گفتم خب دقیقا همون چیزی که شما دارید ،من ندارم و من همون چیزی و دارم که شما دوست دارید داشته باشید.

یه استیکر خنده و خجالت برام فرستاد
فهمیدم تنش بد میخاره

گفتم پس خبر ها رو گرفتین از مریم خانم

گفت ” نه فقط مریم گفت که خیلی پر شور و خیلی با استقامت هستید

منظورتون از با استقامت چیه؟

این و پرسیدم جواب نداد ،انگار زیادی و تند رفتم جلو

بعد چند دقیقه که گذشت پیام اومد که

“آقای محترم من متاهل هستم و فقط برای کار خیر با شما در ارتباطم انشالله که خدا راضی باشه

خیلی سفت و سخته
باز باید از راهش وارد بشم
گفتم
میتونید باز برام آیه ای بخونید تا من به راه راست هدایت بشم
البته راهش راست راست باشه مثل سه نقطه…

منظورم و گفتم مثل سه نقطه یعنی راست مثل کیرم
احتمالا مریم بهش گفته بود که کیر بزرگ و راستی دارم اونم خودش میدونه که من چی میخوام ازش

بعد چند دقیقه پیام اومد
“شما با خدا باش و قرآن و شروع کن به خوندن منم سعی میکنم کمکتون کنم

زدم تو هدف ،انگار تونستم باز مخشو بزنم ،
هدف فقط فتح خودش بود، من فقط دلم خودش و میخواست ولی باید روش بیشتر کار کنم
طی هفته ای که گذشت هر شب با زهرا چت میکردم و سعی میکردم بهش حالی کنم که دلم میخواد باهاش سکس کنم

اونم میدونست من چی دلم میخواد و هر بار میگفت متاهله

بالاخره عصر پنجشنبه راضی شد که فردا در راه رفتن به نماز جمعه همو ببینیم
دقیقا مترو هفت تیر
یک ساعت مونده به اذان ظهر تو ایستگاه هفت تیر دیدم یه خانم چادری داره از پله های مترو ، میاد بالا
وقتی به صورتش نگاه کردم شناختمش
رفتم سمتش و سلام کردم

“سلام آقای جوان ،پرشور ، وضو داری ایشالله ؟

وضو ؟ نه خب تیمم میکنم
” اینجوری میخوای قران خون بشی؟

شما هر کاری بگید من انجام میدم
خب بگو وضو بگیر میگیرم بگو غسل کن میکنم بگو روزی ۱۰ بار نماز بخون ،میخونم

” جدی ؟اونوقت این کار ها رو که میکنی به چه نیتی؟

به نیت رسیدن به خدا و خلق خدا

“خیلی ماشالله حاضر جوابید
بذارید بعد نماز باهم بحث میکنیم

سوار تاکسی شدیم به سمت دانشگاه تهران برای اقامه نماز

قرار گذاشتم بعد نماز بیاد پارک لاله از در غربی وارد بشه کنار حوض و فواره ،اونم قبول کرد

از اونجایی که بلد نبودم نماز بخونم ،پیچوندم رفتم زودتر روی یه نیمکت توی پارک نشستم
یک ساعت و نیم طول کشید تا اومد

گفتم لطفا بشینید تا من برم یه نوشیدنی گرم بگیرم بیام
گفت ” نه نمیخواد تو زحمت بیوفتید چیزی لازم نیست
بلند شدم رفتم دو تا چایی گرم گرفتم و برگشتم

“شما چرا انقدر اصرار دارید که با من چت کنید؟

والا ،کاری که شما برام انجام دادین انقدر زیاد و بزرگ بود که

پرید تو حرفم ” که باز دلتون میخواد؟

دقیقا ،آفرین بر شما باز دلم میخواد !

“خب چرا زن نمیگیرید؟
گفتم که تو این شرایط نمیتونم
“خب صیغه رو که یاد گرفتین ،حداقل آشنا شدین ،خیلی از خانومها هستن که حاضرن برای مبلغی خودشون و در اختیارتون بذارن

بله اونجوری نمیخوام ،در اصل من یکی و میخوام که از روی عشق و محبت باهاش باشم و زیبایی طرف هم برام مهمه دقیقا مثل شما زیبا رو
این و گفتم کیرم بلند شده بود و اونم سرشو بلند کرد و با لبخند گفت
“از من زیباتر هم هست
گفتم نه فقط شما زیبایید
میشه یه سوال کنم ازتون؟
“شما که هرچی میخوای میگی خب بپرسید

شما واقعا شوهر دارید؟
سرشو انداخت پایین
تو رو خدا شما شوهر دارید؟
با مکث زیاد جواب داد
“اگه راستش و بگم اذیتم نمیکنی؟

نه بخدا بگید
“من سه ساله که شوهرم فوت شده ،از مجروحین جنگی بود .
این و که گفت توی دلم بلوایی به پا شد که انگار مغزم به کیرم دستور خبردار گفت .

گفتم پس چرا میگید متاهل هستین؟

” فکر میکنید فقط شمایید که دلش میخواد با من باشه؟
من مجبورم جوری رفتار کنم تا بتونم مورد آزار و اذیت قرار نگیرم ،برای همین به همه میگم که شوهر دارم

زهرا خانم ! تو رو خدا به من قرآن یاد بدین

این و گفتم زد زیر خنده بلند بلند
“برو بچه تو کم کم از من ۱۵ سال کوچیکتری

خب چه اشکالی داره تو دین اسلام آیا این گناهه؟
صیغه رو برا چی گذاشتن
“پسر جون من یه پسر دارم از تو فقط چند سال کوچیکتره
ببین زهرا خانم ،در کار خیر نباید استخاره کرد
قبلا که گفتم بهتون اون چیزی که شما دارید من ندارم و اون چیزی که من دارم شما ندارین

دیگه حسابی میتونستم باهاش ارتباط بگیرم
گفت :
“فکرامو میکنم و بهت خبر میدم

اون روز گذشت و من هر شب براش جک سکسی میفرستادم و اونم استیکر خنده می فرستاد تا جایی باهاش سکس چت میکردم که انگار نمیتونست خودشو کنترل کنه و از چت خارج می شد ،انگار میرفت تا با خودش ور بره ولی من داشتم آماده ش میکردم برای یه سکس ناب

پنجشنبه ظهر بهم پیام داد که امروز میتونیم همو ببینیم
بهش گفتم چند ساعت وقت داری
گفت که پسرش توی شهرستان دانشجو ،
فعلا نیست تا بعد از امتحاناتش نمیاد
گفتم میتونیم امشب با هم باشیم؟
جواب داد
“اگه پسر خوبی باشی و یه آیه از قرآن و برام از حفظ بخونی مشکلی نداره!
اوف اوف اوف
بالاخره اون لحظه ای رو که منتظرش بودم، رسید

فقط داشتم لحظه شماری میکردم تا با زهرا سکس کنم
آدرس و لوکیشن و برام فرستاد و قرار شد ساعت ۸ شب برم خونه شون
یادم رفت ازش بپرسم که بابت صیغه ای که میخونه چیکار باید بکنم

یه بسته شکلات گرفتم و رسیدم جلو در خونه زهرا
پیام دادم بهش که رسیدم
اونم شماره پلاک و طبقه و واحد و گفت و وارد خونه شدم .
در و باز کرد، با همون چهره خوشگلش ،منتها با روسری و مانتو بود
از همون اول کیرم تو شلوارم خود نمایی میکرد جوری که متوجه نگاهش شدم ،انگار مریم بهش گفته بود که کیر بزرگی دارم
ناخودآگاه دستمو سمتش دراز کردم ولی زود انداختم پایین و وارد خونه شدم
راهنمایی کرد به سمت نشیمنگاه ولی من حسابی پررو شده بودم ،میخواستم از همون ابتدا، کار و شروع کنم. تا اومد بگه چی میخوری ؟
گفتم ممه
خنده اش گرفت ،جوری می خندید که صداش بلند بود
گفت ” مریم گفته بود که خیلی حول تشریف داری
گفتم فقط همین و گفت ؟
” نه خب ، چیزای دیگه ای هم گفت!

برا همین چشم ازش بر نداشتی؟

“خیلی پررویی ،دیوونه ما هنوز محرم نشدیم

میشه زودتر بخونی من از همین حالا میگم قولتم ،تو شروع کن به خوندن منم جلو جلو میگم قولتم
” خیلی اوضام بده ،خب حالا شرایط صیغه رو میتونی اجرا کنی ؟
تا من صیغه رو بخونم؟

آره دیگه،یه جعبه شکلات آوردم، ضمیمه صیغه نامه کن.
” شرمنده !
گفت شرمنده و پشتش و کرد و رفت آشپزخونه
دنبالش رفتم گفتم خب یعنی چی من نمیدونم چیکار باید بکنم

” دیدی پسر جون ! تو هنوز نمیدونی چجوری رفتار کنی بعد دنبال عشق و محبتی ؟ تو فقط میخوای به اعمال نفسانی برسی و بعد بکشی بالا همین ،مثل اکثر مردها
همتون مثل همید

رنگم پرید ،نمیدونستم چی بگم ،انگار خراب کردم
راست میگفت من فقط دنبال کردن بودم
گفتم بگو شرایط و من انجام بدم

“اول از همه قرار بود یه آیه از قران برام بخونی
خب میخونم برات
شروع کردم به خوندن
بسم‌الله رحمن رحیم
قل هو و الله احد

” وایسا وایسا تند نرو ! من و چی فرض کردی؟ این و که بچه ۷ ساله هم میتونه بخونه

خب تو نگفتی من چی حفظ کنم
” آها ! رسیدیم سر اصل مطلب
برو اول وضو بگیر بعد قرآن و بردار و تا من میرم حموم و میام بیرون سوره احزاب آیه اول تا سوم و حفظ کن تا بریم مرحله بعد

این و گفت و رفت حموم
صدای شر شر آب میومد و کیرم داشت از شلوارم میزد بیرون
تمام حواسم به حموم بود که یه حوری داشت خودش و آماده میکرد تا به من کس بده
ولی انگار باید درس و حفظ میکردم و جواب میدادم
پس این و دیگه نمیتونستم بپیچونم
رفتم گوشه پذیرایی جوری که صدای شرشر آب حموم و نشنوم
قرآن باز کردم و با زحمت آیه مورد نظر و شروع کردم به خوندن
اول با اشتباه زیاد خوندم
یه دفعه به ذهنم رسید از اینترنت کمک بگیرم
صدای صوت آیه رو سرچ کردم و هم زمان شروع کردم به خوندن
یک بار دیگه تکرار کردم
دوباره خوندم ،انقدر خوندم و خوندم که متوجه نشدم زهرا داره منو نگاه میکنه
جوری خوندم که بالاخره حفظ شدم
دفعه آخر زهرا دید که دارم از حفظ میخونم
دستاشو بلند کرد و شروع کرد برام کف زدن
عرق سردی از روی پیشونیم زد بیرون و نفس عمیقی کشیدم و خدا رو شکر تو این مرحله پیروز شدم

“خبر آفرین آفرین ،حالا مرحله دوم

وای انگار باید هفت خان رستم و رد میکردم
به کیرم یه نگاهی انداختم و توی دلم گفتم ببین بخاطر تو من چه کارهایی که نکردم

” مرحله دوم باید اصول دین و فروع دین و به ترتیب برام بگی ! تا من میرم آشپزخونه شام و درست کنم تو هم اینا رو حفظ کن

آخه من و به چه کاری مجبور میکنی تو رو خدا اذیت نکن بیا بریم سر اصل مطلب ،هم تو الان دلت میخواد هم من

“تو از کجا میدونی که من چی دلم میخواد؟
از اینترنت سرچ کن ،آسونه زود یاد میگیری ،حفظ شدی بیا آشپزخونه

یک ساعت گذشت و با کیر نیم راست شروع کردم به حفظ کردن اصول و فروع دین.
رفتم براش خوندم ولی جوری نزدیکش شدم که بوی شامپوی حمومش حسابی به دماغم خورد و کیرم راست راست شد

مرحله آخر
” یک سکه تمام بهار آزادی با یک شاخه گل
برای یک سال زمان صیغه، فکر کنم عادلانه باشه

"اگه قبول داری بگم شرایطش و 

من الان سکه از کجام جور کنم؟

“لازم نیست الان جور کنی ،۶ ماه وقت داری تا جور کنی

خب اگه نتونستم چی؟

“اول که، این دِین گردنته باید جور کنی ،
اگه جور کردی که صیغه رو تا آخرش ادامه میدیم اگه نتونستی تو رو بخیر و ما رو به سلامت و صیغه رو فسخ میکنیم
“میخوای در موردش فکر کنی ؟
نه نه قبوله
نمیدونم چیشد که بدون فکر شرایط و قبول کردم
یک سال میتونستم با زهرا باشم ،یک سکه فکر کنم ارزش داشت ،با یه جمع و تفریق تو ذهنم محاسبه کردم که حقوق سه ماه و بزارم کنار میتونم سکه رو جور کنم
پس بلافاصله گفتم قولتم
اونم شروع به خواندن کرد و منم قبلتم گفتم.
شروع یه زندگی سکسی با یه فرشته ای که تو مترو باهاش آشنا شدم
دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم
چنان پریدم سمتش که جیغ کشید و گفت
” بزار برم خودم و آماده کنم بیام

رفت تو اتاقش ،این دفعه من پیش دستی کردم و تمام لباسامو در آوردم و لخت لخت آماده حمله شدم
کیرم نیمه راست بود ولی در باز شد و زهرا اومد
با یه لباس خواب قرمز سکسی

فقط کافی بود بندش و از پشت باز کنم تا اونم لخت لخت بشه
ممه هاش واقعا ۸۵ بود و کمرش باریک ،انگار درهای بهشت به روم باز شده بود و یه کس بهشتی اومده بود توی بغلم
چنان با ولع شروع کردم به خوردن ممه هاش ولی انگار اون از من گشنه تر بود
زانو زد جلوم
کیرم و با دستاش برانداز کرد و گفت مریم راست میگفت
کیرم و گذاشت توی دهنش ،انگار خیلی وقت بود که رنگ کیر ندیده بود
جوری برام ساک میزد که اگه ادامه پیدا میکرد مجبور میشدم آبم و توی دهنش خالی کنم
کیرم و از دهنش کشیدم بیرون و گفتم تخت خواب نداری؟
دستم و گرفت و هر دو لخت لخت رفتیم تو اتاقش افتادیم روی تخت
کسش و جوری برق انداخته بود که ناخودآگاه سرم و کردم لای پاهاش و زبونم و انداختم توی کسش ،جوری براش مک زدم که صداش بلند شده بود ، با دهنم کسش و میخوردم و با انگشت شصتم سوراخ کونش و تحریک میکردم
انقدر بازی بازی کردم تا سوراخ کونش باز شد و انگشتم و توش میکردم
انقدر توی حال و هوای خودم بودم که شنیدم میگه کیر

” کیر میخوام ، کیر میخوام ،جرم بده با اون کیرت منو جر بده
پاشدم کنار تخت ایستادم و پاهاش و دادم بالا ، گفتم بریزم توش
گفت : ” نه بریز رو صورتم رو بدنم فقط الان جرم بده
با دستم کیرم و گذاشتم توی کسش و ایستاده شروع کردم به تلمبه زدن و با انگشت دستم روی چوچولش بازی میکردم و کیرم و تا ته فشار میدادم بهش
وقتی آبم خواست بیاد کشیدم بیرون و با شدت ریختم روی سر و صورتش
اونم حشری حشری بود ،آبم و با انگشتش میزد به دهنش و مزه مزه میکرد.

ادامه دارد…

نوشته: شاغلام

ادامه…

بازدید 14,446

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

13 پاسخ به “من، مترو، سه نقطه… (۲)”

  1. این مزخرفات رو چیه آخه اینا هر دوشون وقتی می‌رفتی اونجا یادشون می‌افتاد که باید برن حمام کدوم زنی برای اولین بار مردی رو ببینه برمیداره می‌بره خونش بعد میگه وایسا من برم حمام آخه این جفنگیات را حداقل جوری مطابقت بده که این خزعولات اینقدر بچه گانه نباشه ،مسخره کردین خودتون و مردم را ،هرکسی تو هر داستانی اومد گفت فلانم اینقدره بزرگه یک خواجه بیش نیست و داستانش هم تماما دروغ و مزخرف زاییده توهمات ذهنیش هست بابا همه وسط پاشون دارن یه مشت عقده و حقارت هاتون را با این نوشته ها تخلیه نکنید آخه .

  2. قسمت بعد مریم بیار بعد قسمت بعدش پسر بیار که می فهمه مادرش جنده اس و قسمت آخر گروپش کن

  3. زنِ از مکتب سعید طوسی هست، لابد توقسمت بعد یه کیر کلفت آورده درت گذاشته

  4. زن شوهردارو صیغه کردی ؟؟؟؟؟؟ نه واقعا صیغه کردی؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه کسخول شل مغز چجوری میتونی این کسع ا رو تفت بدی؟؟؟؟؟؟

  5. کسشرواقعی به معنی آخرش اسمش زهرابود یامریم خواستی داستان بنویسی دستت روتوشلوارت دربیار جقی کونی

  6. تویی که نخونده ایراد میگیری ،خب حق داریچون وقتی زیر خوابیدی داستان نخون یا وقتی داری کون میدی نخونزن شوهر دار نبود که صیغه کردهداستان و الکی نخونخیلی هم عالیه ادامه بده دمت گرم

  7. مرسی زحمت کشیدی، یعنی کس به این نابی یکسال موافقت کرد زیر خاب بشه با شش ماه مهلت ؟؟؟!!!.. البته احتمالش هست در صورتی که سایزت بالای بیست سانت باشه و حداقل بتونی یک ساعت فقط تلمبه بزنی

  8. شاغلام جان دستت درد نکنه ولی کل داستان رو میگی که به سکس آخرش برسی، به آنجا که میرسی تو دو خط میگی کردم توش و تلمبه زدم و خلاص. آقا کمی شور و حال بده بهش بفهمیم چی گذشته، تعریف گن قشنگ. 😁😁

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید