چند سال پیش یه گندکاری در ایران راه انداختم و مجبور به مهاجرت شدم ، البته قبلش با کمک پدر یکی از دوستام تونستم تغییر هویت بدم و فردای روزی که داشتم بگا میرفتم اومدم به ترکیه و از اونجا به پراگ مهاجرت کردم ، یکی دوسالی تو پراگ ول گشتم ، همه چیز عادی شده بود برام تا اینکه با یه شرکت آی تی آشنا شدم و بعد از سرمایه گذاری در اون شرکت که یکی از شرکتهای معتبر در زمینه آی تی بود در اونجا بود به عنوان مدیر فنی شرکت استخدام شدم ، شرکت یه منشی سیاه پوست به عنوان دستیار برام انتخاب کرد ، اسمش ملودی بود و مسلمان ( البته سنی مذهب )
ملودی دختر جذابی بود با اینکه حجاب داشت اما دختر خوشگلی بود ، ملودی آفریقایی بود اما او هم در پراگ زندگی میکرد
توی دست چپش حلقه داشت ، فکر میکردم که ملودی بهم پا نمیده ، همیشه دوست داشتم برای یکبار که شده با یک زن سیاه پوست سکس داشته باشم
پستانهایش تقریباً بزرگ بودند ، البته از دختری به سن و سال ملودی که نزدیک به ۳۰ سالش بود بعید بود که همچین پستانهای بزرگی داشته باشه
یکبار که از جلسه شرکت برمیگشتم ملودی را در حال نماز خواندن دیدم ، وقتی به رکوع رفت کونش و حتی رد شورتش مشخص بود ، یه لحظه دلم براش رفت ، رفتم توی دفترم ، متاسفانه شرکت دوربین داشت و نمیشد کاری کرد چند روز بعد ملودی برای هماهنگی کارها به دفترم اومد ، بعد اینکه کارهامو گفت دعوتش کردم به یک قهوه ، ملودی با خنده حلقه توی دستش رو نشونم داد و گفت که متاهله و رفت اما یک ساعت مونده بود به تعطیلی شرکت از تلفن داخلی بهم زنگ زد و گفت که همسرش دیر میاد و ازم پرسید که آیا دعوت قهوه سرجاش هست ؟
دعوت رو قبول کرد و بعد پایان کار شرکت من و ملودی به خیابان پاریسکا که بهترین قهوه های پراگ رو داره رفتیم
از ماشین که پیاده شدیم خود ملودی دستمو گرفت و همین کافی بود که کیرم یواش یواش بزرگ بشه
توی کافه یکی دو بار خواستم ببوسمش ولی قبول نکرد
یکی دوساعتی باهم بودیم و بعدش رسوندمش خونه و برگشتم
این قرارها چند بار دیگه ادامه داشت تا اینکه برای تولدم یه مهمونی گرفتم و چندتا از بچه های شرکت رو دعوت کردم که ملودی هم جزو مهمانان بود اون شب تصمیم گرفتم ملودی رو چنان مست کنم که از خودش بیخود بشه که بتونم باهاش سکس کنم
بخاطر مریضیم چندتا قرص خواب داشتم ، نقشمو عوض کردم ، دو تا قرص برداشتم و پودر کردم و ریختم توی یه ظرفی کمی هم آب بهش اضافه کردم و گذاشتم کناری
شب مهمانی که تولد تمام شد سریع محلول رو در آوردم و توی آبجویی برای ملودی ریختم
ملودی موند که به تمیز کردن خونه کمک کنه ، قبلش آبجو رو بهش دادم و ملودی هم خورد
داشتیم باهم ظروف و لیوانها و شاتهای مشروب رو جمع میکردیم که ملودی دستش رو گذاشت روی سرش و تا خواست حرفی بزنه ولو شد روی زمین ، فهمیدم قرصها کارخودشونو کردند ، از شدت هیجان آروم و قرار نداشتم سریع ملودی رو بغل کردم و به اتاق خوابم بردم و انداختمش روی تخت اول از هرچی روسریشو باز کردم بر خلاف آفریقاییها که موی فر و بافته شده دارند ملودی موهاش لخت و سیاه بود ، آروم کت و تیشرتشو در آوردم کرست بنفشی بسته بود کرستشو که باز کردم پستانهای درشت سایز ۸۵ با نُک قهوه ایش مشخص بود
نُک پستونشو به دهن گرفتم و شروع کردم به خوردن و میک زدن
شروع کردم به مالیدن بدنش و در همون حال لباسهامو در آوردم ، کیرم به اوج کلفتی خودش رسیده بود ، همین که دستمو بردم سمت کوصش متوجه چیز نرمی شدم سریع دامن ملودی در آوردم ، یه شورت ساده سفید پاش بود ، شورت رو که در آوردم ، چی میدیدم
یه کیر تقریباً بزرگ در وسط پاهاش جا خوش کرده بود
باورم نمیشد ، ملودی یه شیمیل بود
جا خوردم مگه امکان داشت که دختری مثل ملودی شیمیل باشه ؟
یه کمی با کیرش بازی کردم ، کیرش در حال بلند شدن بود ، ناخواسته دهنمو بردم سمت کیرش و شروع کردم براش ساک زدن
حس عجیبی بود تا حالا نشده بود که بخواهم گی کنم اما الان داشتم برای یک شیمیل ساک میزدم
کیر ملودی داشت توی دهنم بزرگ و کلفت تر میشد ، حس میکردم از سر کیرش ترشحش داشت میومد
کیرشو از دهنم آوردم بیرون ، حالا معلوم بود که چقدر کیرش بزرگ و کلفت هست
از توی وسایلام یه کاندوم آوردم و روی کیرش کشیدم
، از تمام حالات کیر ملودی عکس میگرفتم
کمی روغن وازلین داشتم و مالیدم به کیر ملودی و کمی هم به سوراخ کون خودم
رفتم روی تخت ، ملودی به خواب سنگینی فرو رفته بود ، آروم سوراخ کونمو روی کیر ملودی تنظیم کردم و آروم نشستم رویش
تا حالا کون نداده بودم همونطور که گفتم گی نبودم ، کیر ملودی به سختی وارد کونم شد
هم درد داشتم و هم لذت و هیجان
با اینکه درد داشتم اما نمیخواستم این تجربه را از دست بدهم
با دردی که داشتم آروم آروم داشتم روی کیر ملودی مینشستم
تقریباً بعد چند دقیقه تمام کیر ملودی توی کونم
بود درد داشتم ، حس میکردم کونم داره جر میخوره
یاد دخترها و زنانی افتاده که به بهونه درد نداره و تموم شد از کون میکردمشون و حالا همون آدم خودش داره کون میده
کمی دردم که افتاد شروع کردم به بالا و پایین شدن ، حالا درد جایش را به لذت داده بود
واقعاً فکر نمیکردم کون دادن بخواد اینقدر لذت داشته باشه ، لااقل که برای من لذت داشت
بیست دقیقه داشتم روی کیر ملودی بالا و پایین میکردم ، دیگه خسته شده بودم از روی کیرش بلند شده بود ، سوراخ کونم کمی میسوخت پایین کاندوم کمی خونی بود رفتم حمام و از آینه حمام کونم رو دیدم
سوراخم به اندازه یه سکه دومنی قدیمی باز شده بود و کمی هم خونی بود چمدتا دستمال کاغذی روی کونم گذاشتم
برگشتم توی اتاق ملودی خواب بود اما به پهلو چرخیده بود
دوباره طاق بازش کردم
کیرش کمی کوچک شده بود ولی هنوز راست بود
کاندومشو در آوردم و شروع کردم براش ساک زدن تا اینکه آبش اومد
آب سفیدش با کیر سیاهش یه تناقض خاصی پیدا کرده بود
کمی آبشو خوردم ، مزه خاصی نداشت اما کمی گس بود
ملودی دختر جذابی بود با اینکه حجاب داشت اما دختر خوشگلی بود ، ملودی آفریقایی بود اما او هم در پراگ زندگی میکرد
توی دست چپش حلقه داشت ، فکر میکردم که ملودی بهم پا نمیده ، همیشه دوست داشتم برای یکبار که شده با یک زن سیاه پوست سکس داشته باشم
پستانهایش تقریباً بزرگ بودند ، البته از دختری به سن و سال ملودی که نزدیک به ۳۰ سالش بود بعید بود که همچین پستانهای بزرگی داشته باشه
یکبار که از جلسه شرکت برمیگشتم ملودی را در حال نماز خواندن دیدم ، وقتی به رکوع رفت کونش و حتی رد شورتش مشخص بود ، یه لحظه دلم براش رفت ، رفتم توی دفترم ، متاسفانه شرکت دوربین داشت و نمیشد کاری کرد چند روز بعد ملودی برای هماهنگی کارها به دفترم اومد ، بعد اینکه کارهامو گفت دعوتش کردم به یک قهوه ، ملودی با خنده حلقه توی دستش رو نشونم داد و گفت که متاهله و رفت اما یک ساعت مونده بود به تعطیلی شرکت از تلفن داخلی بهم زنگ زد و گفت که همسرش دیر میاد و ازم پرسید که آیا دعوت قهوه سرجاش هست ؟
دعوت رو قبول کرد و بعد پایان کار شرکت من و ملودی به خیابان پاریسکا که بهترین قهوه های پراگ رو داره رفتیم
از ماشین که پیاده شدیم خود ملودی دستمو گرفت و همین کافی بود که کیرم یواش یواش بزرگ بشه
توی کافه یکی دو بار خواستم ببوسمش ولی قبول نکرد
یکی دوساعتی باهم بودیم و بعدش رسوندمش خونه و برگشتم
این قرارها چند بار دیگه ادامه داشت تا اینکه برای تولدم یه مهمونی گرفتم و چندتا از بچه های شرکت رو دعوت کردم که ملودی هم جزو مهمانان بود اون شب تصمیم گرفتم ملودی رو چنان مست کنم که از خودش بیخود بشه که بتونم باهاش سکس کنم
بخاطر مریضیم چندتا قرص خواب داشتم ، نقشمو عوض کردم ، دو تا قرص برداشتم و پودر کردم و ریختم توی یه ظرفی کمی هم آب بهش اضافه کردم و گذاشتم کناری
شب مهمانی که تولد تمام شد سریع محلول رو در آوردم و توی آبجویی برای ملودی ریختم
ملودی موند که به تمیز کردن خونه کمک کنه ، قبلش آبجو رو بهش دادم و ملودی هم خورد
داشتیم باهم ظروف و لیوانها و شاتهای مشروب رو جمع میکردیم که ملودی دستش رو گذاشت روی سرش و تا خواست حرفی بزنه ولو شد روی زمین ، فهمیدم قرصها کارخودشونو کردند ، از شدت هیجان آروم و قرار نداشتم سریع ملودی رو بغل کردم و به اتاق خوابم بردم و انداختمش روی تخت اول از هرچی روسریشو باز کردم بر خلاف آفریقاییها که موی فر و بافته شده دارند ملودی موهاش لخت و سیاه بود ، آروم کت و تیشرتشو در آوردم کرست بنفشی بسته بود کرستشو که باز کردم پستانهای درشت سایز ۸۵ با نُک قهوه ایش مشخص بود
نُک پستونشو به دهن گرفتم و شروع کردم به خوردن و میک زدن
شروع کردم به مالیدن بدنش و در همون حال لباسهامو در آوردم ، کیرم به اوج کلفتی خودش رسیده بود ، همین که دستمو بردم سمت کوصش متوجه چیز نرمی شدم سریع دامن ملودی در آوردم ، یه شورت ساده سفید پاش بود ، شورت رو که در آوردم ، چی میدیدم
یه کیر تقریباً بزرگ در وسط پاهاش جا خوش کرده بود
باورم نمیشد ، ملودی یه شیمیل بود
جا خوردم مگه امکان داشت که دختری مثل ملودی شیمیل باشه ؟
یه کمی با کیرش بازی کردم ، کیرش در حال بلند شدن بود ، ناخواسته دهنمو بردم سمت کیرش و شروع کردم براش ساک زدن
حس عجیبی بود تا حالا نشده بود که بخواهم گی کنم اما الان داشتم برای یک شیمیل ساک میزدم
کیر ملودی داشت توی دهنم بزرگ و کلفت تر میشد ، حس میکردم از سر کیرش ترشحش داشت میومد
کیرشو از دهنم آوردم بیرون ، حالا معلوم بود که چقدر کیرش بزرگ و کلفت هست
از توی وسایلام یه کاندوم آوردم و روی کیرش کشیدم
، از تمام حالات کیر ملودی عکس میگرفتم
کمی روغن وازلین داشتم و مالیدم به کیر ملودی و کمی هم به سوراخ کون خودم
رفتم روی تخت ، ملودی به خواب سنگینی فرو رفته بود ، آروم سوراخ کونمو روی کیر ملودی تنظیم کردم و آروم نشستم رویش
تا حالا کون نداده بودم همونطور که گفتم گی نبودم ، کیر ملودی به سختی وارد کونم شد
هم درد داشتم و هم لذت و هیجان
با اینکه درد داشتم اما نمیخواستم این تجربه را از دست بدهم
با دردی که داشتم آروم آروم داشتم روی کیر ملودی مینشستم
تقریباً بعد چند دقیقه تمام کیر ملودی توی کونم
بود درد داشتم ، حس میکردم کونم داره جر میخوره
یاد دخترها و زنانی افتاده که به بهونه درد نداره و تموم شد از کون میکردمشون و حالا همون آدم خودش داره کون میده
کمی دردم که افتاد شروع کردم به بالا و پایین شدن ، حالا درد جایش را به لذت داده بود
واقعاً فکر نمیکردم کون دادن بخواد اینقدر لذت داشته باشه ، لااقل که برای من لذت داشت
بیست دقیقه داشتم روی کیر ملودی بالا و پایین میکردم ، دیگه خسته شده بودم از روی کیرش بلند شده بود ، سوراخ کونم کمی میسوخت پایین کاندوم کمی خونی بود رفتم حمام و از آینه حمام کونم رو دیدم
سوراخم به اندازه یه سکه دومنی قدیمی باز شده بود و کمی هم خونی بود چمدتا دستمال کاغذی روی کونم گذاشتم
برگشتم توی اتاق ملودی خواب بود اما به پهلو چرخیده بود
دوباره طاق بازش کردم
کیرش کمی کوچک شده بود ولی هنوز راست بود
کاندومشو در آوردم و شروع کردم براش ساک زدن تا اینکه آبش اومد
آب سفیدش با کیر سیاهش یه تناقض خاصی پیدا کرده بود
کمی آبشو خوردم ، مزه خاصی نداشت اما کمی گس بود
ادامه دارد…
نوشته: ناشناس
8 پاسخ به “ملودی (۱)”
مهاجرت کرده رفته اروپا که کون بده، خاک توسرت خوب همینجا میدادی به وطنیها
میشه بگی داخل کشور از ترس کی فرار کردی که میخواست کونتو پاره کنه؟
کون گشاد: ابتدای کص شعرت گفتی تغییر هویت دادی… منم مثل فراستی نخونده نقد میکنم و فهمیدم از خط اول داری کص میگی … کونی جقی
هم نماز میخواند هم مشروب میخورد🤣🤣تو بیهوشی آبشم اومد😂😂😂تیر برق سر کوچتون خوبه 😅😅
ای کصکش کونی
ننویس
خوب باشه تو راست میگیولی تو که تا حالا کون ندادی چرا وقتی دیدی کیر داره کونش رو نکردی و خودت بهش دادی ؟
فقط عاشق تاکیدش بر گی نبودنشم🤣