مجید و زن همسایه

سلام این اولین باری که دارم داخل این سایت داستانمو با بقیه به اشتراک میزارم:
اسم من مجیده ۵۷ سالمه و یه چند ماهی میشه بازنشسته شدم خونه نشین شدم شغلیم که داشتم کارای فنی بود
داستان برمیگرده به تابستون سال پیش قراره با خانم بچه ها بریم روستای دامادم اینا که نشد من برم و موندم خونه کارم زیاد بود نتونستم برم آپارتمانیم که ما زندگیم میکنیم سه طبقس زنم اونقدر برام کردنی نبود راستش از کردنش زده شد بودم چطور میشد ماهی یکی دوبار میکردمش راجع به زنم بخوام بگم بهتون اسمش سولمازه سه سال با هم تفاوت سنی داریم یه زن ۷۰ کیلویی با سینه های ۸۵ و خوش اندام به خودش میرسه و با دوستاش میره ورزش تو این مدتم عروسم حامله بود و نتونستم بکنمش رفته پیش عروسم و منم تنهام خواب بریم سراغ داستان طبقه اول آپارتمانی که ما توش زندگی میکنیم مال صابخونمونه که عسلویه کار می‌کنه و سالی به دوازده ماه میاد خونه اسم خانمشم شهرس
خلاصه اون روز من خانمم اینا رو راهی کردم رفتن از اونورم رفتم سر کار موقعه ناهار بود اونم گوشی رو چک کنم دیدم زن همسایمون شهره بهم پیام داده که اگر وقت بعدازظهر یه سر بیاین خونه ما این کولر ما رو یه نگاهی بهش بندازین
گفتم باشه میرم کولر اینا رو هم سرویس می‌کنم اونروز زده بودم بالا خانمم یه چند هفته ای بود بهم نداده بود این فیلم های پورن هم جوابگو نبود برام عصر برگشتم خونه و رفتم کولر همسایمون رو یه سرویسی بکنم براشون رفتم دم درشون و در زدم رفتم تو داشتم چی می‌دیدم یه تاپو و یه شلوارک تنش بود و یه روسری هم سرش کرده بود که مثلاً حجابشو رعایت کنه رفتم تو و یه نگاهی انداختم به کولرشون
هنوزم که هنوزه اون صحنه یادم نمیره منم یه جوری سرویس کردم که دو سه روز دیگه کارش گیر منم بیفته یه جورایی خوشم اومده بود بند سوتین صورتیشو یادم نمیره که از تاپ زده بود اون سینه ها زیر اون تاپ به زور خودشونو نگه داشته بودم کارم تموم شد اونم خونه با اون صحنه زدم گذشت دو روز دیگه زنگ زد و رفتم برا سرویس دوباره کولر ایندفعه کسی خونه نبود جز خودش دفعه قبلی پسرشم خونه بود کولر خونشون گازی بود گفتم بی زحمت یه نردبون میارین برام اونم رفت آورد کیرم داشت شلوارمو پاره میکرد رفتم بالای نردبون برا تا کولر رو سرویس کنم رفتم بالا بعد به خانمه گفتم میشه بی زحمت اون جعبه ابزار رو بدین به من آورد که بده به من منم رو پله دوم نردبون بودم آورد بهم داد و لبخند ریزی زد و رفت فکر کنم یه چیزایی فهمیده بود این دفعه درست و حسابی انجام دادم و رفتم و یه دوهفته ای گذشت و دیدم که باز پیام میده این دفعه به بهونه لباسشویی رفتم و دیدم که این دفعه راحت تر از همیشس این دفعه دیگه روسری هم سر نکرده بود دیدم لباسشویی که چیزیش نیست مثله روز اولش کار می‌کنه الکی یکم باهاش ور رفتم بعد از چند دقیقه دیدم جیغ و فریاد میاد کارو ول کردم و رفتم یه لحظه خشکم زد از صحنه‌ای که دیدم لخت روبری من واستاده بود منم سرمو انداختم پایین انگار که چیزی ندیدم اما ته دلم از خدام بود تو دلم با خودم میگفتم زن ما که مدتیه به ما نمیده و همش بهونه میاره چه فرصتی بهتر از این بعد با یه لحنی بهم گفت حواستون کجاست مجید آقا گفتم پس من یه وقته دیگه مزاحمتون میشم گفت من همه چی رو می‌دونم از رفتار و حرکاتت تو مدتی که اومدی و رفتی فهمیدم امروزم این لباسشویی بهونه بود که تو رو بکشونم اینجا حرف دلتو بزن چی شده که انقدر تو کف منی تو که خودت زن داری زشته با این سن و سال همه چی رو براش تعریف کردم اونقدر زده بود بالا که نفهمیدم چی شد دیدم شلوار پام نیست انگار رو ابرا بودم حس اونموقعه رو داشتم که اولین بار زنمو کردم تو خونه پدرزنم دوران نامزدیم دیدم کیر من تو دستاشه و داره باهاش بازی می‌کنه عین یه جنده بلد بود چیکار کنه یه جوری برام ساک میزد زنم برام اونجوری نمیزد کار بلد بود به خودم اومدم دیدم سرم لاپاهاشه یه کص شیو‌ شده معلوم تازه شیو شده منم کم نذاشتم و حسابی خوردمش مزه بهشت میداد همش استرس داشتم که نکنه یه وقت پسرش بیاد و داستان بشه رفتم برا سینه هاش یه سینه های خوش فرم هشتاد و پنجی که نوکش سیخ شده بود اون روز انگار رو ابرا بودم زنی که مومن ترین زن ساختمون بود و ماهی یه بار جلسه قرآن داشتو دارم ترتیبشو میدم باور نمی‌شد خودشم بدش نمیومد که ترتیبشو بدم. اونوروز یه حال حسابی بهش دادم و ارضاش کردم از اون موقع کلی میگذره و موقع هایی که شوهرش نیست بهم پیام میده و میرم پیشش
این اولین داستانم بود امیدوارم خوشتون اومده باشه.************

نوشته: مجید

بازدید 14,154

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “مجید و زن همسایه”

  1. زده بودم بالا البته پاهامو یهو به خودم اومدم دیدم یه کیر ۲متری توی کونمه روی ابرا بودم شوهر شهره داشت منو میکرد تا دسته تپونده بود تو کونم روابرا بودم منم مجبور شدم بیام داستان کونه پارمو اینجا بنویسم زنم رو هر هفته میبره عسلویه میکنه …مختصر و مفید داستانت بعد از روی ابرا

  2. چی نوشتی بابا کون طلق طلوق .کی جیغ زد؟کی لخت بود؟بعد همون که لخت مادرزاد بود و قبلاً با تاپ و شلوارک میومد جلوت مومن تمرین زن ساختمون بوده؟زنت و بقیه لابد جنده بودن که اون مومن ترینتون بوده

  3. ببین مجید جان دلبندم اسم این کار کوص کردن نیس به این میگن کون دادنکوصشعر نگو

  4. مجید جان دلبندم تا حالا شده فکر کنی چرا زنت بهت نمیده.میشه بگی کولر رو چطوری درست کردی که دو روز بعد دوباره خراب بشه!!؟؟

  5. اینقد گل و شیشه زدی مغزت به گا رفته ، توهم توهم توهمزنت دروغ گفته رفته پیش عروست، احتمالا عسلویه س نشئگی پرید یه تحقیق بکن

  6. اصل داستان:فرمان ابزاری که خودش خدای تعمیرات لوازم خونگیه، عاشق فرم کون پنبه و طاقچه‌ای مجید میشه و برای تست آچار به دستی، می‌کشوندش خونه‌شون و چون می‌بینه فقط ادعاس و هیچ بلد نیست، جوری گشاد می‌کنه که فریاد مجید تا عسلویه میره.تمام جعبه ابزارهای رونیکس، آروا و… حواله‌ت بادا ابله متوهّم گشاد داغون الدنگ پاره!!

  7. نردبون؟تو‌خونه‌نردبون چکار میکنه؟تاپ و شلوارک‌و‌روسری؟لخت تو اتاق بود بعد به تو میگفت حواست کجاس؟کم بزن داره همون یه‌نخود مغزتم به گا میره

  8. مصداق کلمه کسخل توئی . زنت که خوشگله و اندام خوبی داره اون برات کردنی نبود بعدش بازنشسته بودی و خونه نشین بودی و میگی نرفتی چون خیلی کار داشتی و عروستو هم میکردی . دیگه کیو کردی باباجون ؟ تا همین چند خطشو خوندم چون دیدم داری کسشعر میبافی . به قول این دوستمون که نفر اول برات کامنت گذاشته پنل کولر گازی تو کون آدم دروغ گو

  9. چاقال کونی بجز کون دادن و دید زدن کوس و کون دادن زنت کاری هم بلدی جقی بازنشسته بودی ولی بخاطر کارت نرفتی دهاتتون مشخصه سرایدار خونه مردم هستی

  10. ۵۷ ساله راست هم میکنه که بخواد حشری بشه، هفته دو بار زنمو …حاجی بیا پایین سرمون درد گرفت، اسم مجید رو خراب نکن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید