خب بریم سر داستان:
تو ماه محرم همین امسال1397بود که با یه دختر تو اینستاگرام حرف زدم و دوست شدم اسمش ستاره بود و دهه هشتادی با قد حدودن170 یا کمتر و ممه های کوچولو و لاغر.
خلاصه بعد یمدت قرار بیرون رفتن گذاشتیم و رفتیم بیرون
اون با دختر خالهاش اومد و رفتیم قیلون کشیدن و دوست پسر دختر خاله اشم اومد و قیلون کشیدن و بعدم مثل لاشخورِ آماده خور پاشدن و رفتن.
من موندم و ستاره?
تو کافه چون کنج نشسته بودیم و پشت به بقیه و کسی نمیدید ما رو و منم با خودم گفتم (تا همچین چیز مالی پیدا کردی،از موقعیت نهایت استفاده رد ببر) و شروع کردم به دست کردن لای پاش و ممه هاشو مالیدن و پاش رو گذاشتم روی پام و پاش رو مالوندم.
و اونم دستام رو میگرفت و بوس میکرد،تو دستم یه انگشتر بود و کسخول میگفت:من رو دوست داری یا انگشتر رو?? (ارزش خودش رو در حد انگشتر میدونست)
خلاصه پاشدیم و زدیم بیرون و قدم زنان رفتیم سمت پارک و بخاطر سرما هوا خیلی سرد بود و کمتر کسی تو پارک بود و ما هم رفتیم یه گوشهی از پارک که کسی اونطرفا نمیومد و نشستیم و اومد تو بغلم و یکم با حرفام خرش کردم با گفتن (من از تو دل نمیکنم)? تا خر شد و لب گرفتیم از هم و منم کیرم شق بَدو شده بود و نشوندمش وسط پام،و احتمالن کیرم رو حس کرد ولی چیزی نگفت.
و وقتی وسط پاشم گذاشتمش شروع کردم جفت ممه هاش رو مالوندم و اونم آه و ناله آروم میکرد.
و با خوردن گردنش و بوسیدن گونه و لبهاش داغش میکردم و دستمو اروم اروم بردم سمت کصش و اول از رو شلوار و بعد دست کردم داخل شورتش و کص خیسش رو مالوندن و اونم با زور زدن میخاس اَدای تنگارو در بیاره.
ولی من کار خودمو میکردم و بعد از مالوندن کصش خوابوندمش رو چمن و افتادم روش و کیرم رو از رو شلوار میمالیدم به کصش و باهم لب میگرفتیم و تو حال بودیم که دختر خالهی کصوش زنگ زد و گفت که بیا فلان جا تا بریم خونه زود باش و جاکش رید تو حس و حالمون و پاشدیم که بریم باز ستاره لبام رو بوسید و بلند شدیم و که بریم که یه چک زدم دم کونش و انگشت کردم کونش رو و بعدم یه اسنپ گرفتم براش و با پول خودش رفت پیش دخترخالهی کصوش که با دوست پسرش رفته بود بمال بمال.
دیگه بعد از این ماجرا چند بارم به ستاره زنگ زدم و پیام دادم ولی جواب نداد و از دخترخالهاش شنیدم که با یه پسر دیگه دوست شده و منم گفتم به کیرم.
(دختری که اینجوری بجای تک پر بودن،پرپر هست و خودش رو زود میسپاره دست پسر حقش گاییدنه)اگه خونمون خالی بود قطعن میومد و میکردمش ولی متاسفانه نبود.
مواظب زیبایی ها و کص و کون و ممه هاتون باشید(خدافظ)
درضمن(اگه هم کسی به خودم فحش داد که به کیر و تخمام و اگه به ننم فحش داد اینو بدونه که ننم و ننش نداره و جفتش رو بابام چپونده توش).
نوشته: محمد کیر کلفت شیرازی
20 پاسخ به “مالش تو شب تاسوعا”
فهمیدیم کونت گذاشتن
ضمن عرض سلاملازم كه ٢ نكته رو عرض كنم
محمد جون فاز داستانت رو اصلا نفهمیدملطفا فاصله بذار بین مصرف سنتی و صنعتیشنیدم باهم که مصرف میکنن اینجوری مینویسن
آدم تا چه حد میتونه کسشر بنویسه؟ (dash)
پس به خواهرت فحش میدیم. کیر اسب آبی تو کس و کون خواهر جندت
کون لق آخه این داستانه یا شر و ور
داستان بود یا اسهال خونی همراه با گوز شدید…
کیرم توچشمات با این دروغ کیریت
جمهوری اسلامی هژمون وقدرتشو از جوانهایی مثل تو امثالت میگیره.!
شخمی! (dash)
اصلا متنت و نخوندم فقط میگم ک س ن ن ت ح ر و م ز ا د ه شوخی شوخی با مقدساتم شوخینمیدونم تو و امثال تو به این چیزا اعتقاد دارید یا نه ولی ک س ک ش ا برای اینکه چرندیات و فکرای وقت جقتون رو به خورد دیگرون بدید از مقدسات مایه نذارید که
بدبخته بیعرضه ای چقدر تو عرضه هیچی نداری
جلقی خان داستانت چه ربطی ب تاسوعا داشت کصکش
خب گالیور چی چیت بگم با اینهمه حجم از کصشعر!!!نکبت محرم امسال کجا هوای شیراز سرد بود!!!ینی رساله عمام از عرض تو کونت با این فانتزیت
البته جدا ازنظرات دوستان كه گفتن اينه كه واقعا دخترشيرازي ها رو تا يك كم بمالوني نعشه ميشن و ميخوان كه بدهند
به قول شیرازیا تاپالهمیترسم بگم دهاتی، به دهاتی های عزیز توهین شهاحمق داری بی شخصیتی و بی بوته بودن خودت رو نشون میدی تو رابطه دختر رو چی فرض کردی؟احتمالا جزو احمق هایی هستی که فکر میکنن خیلی زرنگنفکر اینه زرنگی کرده مثلا دختره خودش کرایه اسنپ و حساب کرده ???با پول این زرنگی برج خریدی یا یه سفر رفتی ال ای
امسال محرم تو شهریور بود مگه شهریور شیراز سرده؟؟؟؟؟؟
خ و ا ر ک س ت ه جقی من خودم شخصا میام اون ن ن ه ج ن د ت و میگام کیرم تو داستانت بچه کونی اوبی بابات اگه کیر داشت زن حامله نمیکرد
اصل داستان این بوده که با یه دختر آشنا شده دختره هم فهمیده این کسخله در حد بنز کرده تو پاچش که دمش گرم و پیچونده اینم اومده اینجا کس و شعر تفت داده!
دوستان به این کس خول فوش ندین چون این انقدر بدبخته که یه دختر جنده تو یه قلیون کشیدن فهمیده چقدر لاشیه بی خیالش شده اینم از بدبختیش امده میگه کرایه اسنپ اون حساب کرد ولی اصل داستان این بوده دختر امده سر قراربادخترخالش ودوست دختر خالش بعد گفته به این پسره بدهکارم بده دست از سرمون ورداره این کس خول پول داده اینم گفت بشین قل بزن من برم رسیدوچکم وبگیرم بیام این دوستمون از شهریور تا سوعا تاآبان که اربعین باشه نشسته تا بیان و… اهای ستاره اگر این وخوندی به این بدبخت اس بده بره خونه چون پول نداره یسره صاحب کافه با مشتریا کونش میزارن وشبم روهمون تخت میخوابه خخخخخ