ماجرای کوص دادنم به میلاد

سلام من ناهیدم ۲۷سالمه، قدم ۱۶۸ وزنم ۵۵ و چون فیتنس کار میکنم کون برجسته ای دارم. داستانی که میخوام تعریف کنم مربوط میشه با سال گذشته که خواهرم نگار که ۴سال از من بزرگتره با یه پسری به اسم میلاد نامزد کرده بود. میلاد خیلی پسر خوب و خوش تیپی بود و تا حالا ندیده بودم که هیزی کنه.
یه روز مامانم اینا رفته بودن خونه خالم و منو نگار خونه بودیم، من چون عادت دارم موقع خواب تیشرت و شلوارمو در میارم و میرم زیر پتو. تازه ناهار خورده بودیم و من رفتم رو تخت که یکم بخوابم و نگارم داشت آماده میشد که بره سرکار. اماده که شد هرچی اسنپ زد ماشین گیرش نیومد و زنگ زد میلاد بیاد دنبالش. من چشمامو بسته بودم که خوابم ببره که میلاد زنگ زد به نگار که رسیده و نگار رفت. هنوز چند دقیقه نگذشته بود که صدای بسته شدن در اومد. با خودم گفتم حتما نگاره چیزی یادش رفته. من کونم و نصف پام از پتو بیرون بود صورتم به سمت دیوار. رسید توی اتاق و یکم بعدش صدای برداشتن چیزی اومد و صدای پاش به تختم نزدیک میشد. همونجور که صورتم سمت دیوار بود چشمامو باز کردم و دیدم سایه ای که روی دیوار افتاده میلاده. حس کردم زل زده به کونم. ولی زیاد طول نکشید که از خونه رفت بیرون. نمیدونم چقد خوابم برده بود ولی با لمس یه دست مردونه روی کونم از خواب پریدم ولی تکون نخوردم. حالا که پتو کامل روم بود دستشو آورده بود زیر پتو اروم اروم داشت پتو رو کنار میزد. پتو رو که کامل از روم برداشت برگشتم سمتش و با تعجب نگاش کردم که زیپ شلوارشو باز کرده بود و درحالیکه کنار تختم ایستاده بود کیرشو گرفته بود تو دستش. همین که تعجب رو دید اروم گفت:بیدار شدی؟
کیرش قد متوسطی داشت ولی نسبتا کلفت بود
(حداقل برا سوراخ من کلفت بود) در حالی که داشتم پتو رو میکشیدم روم گفتم: چیکار میکنی میلاد خجالت بکش. دستشو گذاشت رو صورتم و صورتمو نوازش کرد و با مظلومیت گفت: ناهید حالم خرابه
گفتم: اگه نگار بفهمه چی؟
گفت: نگار نمیفهمه، قول میدم اولین و آخرین بارم باشه.
گفتم چجوری اومدی تو؟ گفت: نگار کیفشو جا گذاشته بود کلید داد بیام ببرم. وقتی اومدم تو کونتو که دیدم دیوونه شدم. وقتی رفتم پیش نگار حواسشو پرت کردم و یادش رفت کلیدو ازم پس بگیره.
تو یه حرکت لباساشو درآورد و لخت شد و اومد کنارم دراز کشید و منو چسبوند به خودش. سینه اش موهای کم پشت و نازکی داشت و چون باشگاه میرفت شکمش یکمی سفت بود. همینجور که بغلم کرده بود دستشو برد پشت کمرم و سوتینمو باز کرد. پاهامم بین پاهاش بود و با اینکه هنوز شورت پام بود کیر سفتشو گذاشته بود روی کوصم. سوتینمو که در اورد دستشو گذاشت رو ممه هام و محکم گرفت تو دستش بعد لباشو گذاشت رو لبام و شروع کردیم خوردن لبای همدیگه. اروم اروم دستش رفت پایین و دستشو کرد تو شورتم. نفسم داشت بند میومد و تو بغلش وا رفته بودم. انگشتشو گزاشت لای کوصم که حسابی خیس و لیز شده بود. شروع کرد مالیدن کوصم. وقتی دید دارم غش میکنم لباشو از لبام جدا کرد و رفت سراغ ممه هام. انقد با ولع میخورد که حس میکردم میخواد قورتشو بده. کل ممه امو میکرد تو دهنش و محکم میک میزد، بعد از دهنش در می آورد و زبونشو میچرخوند دور نوک ممه هام. حسابی که جفت ممه هامو خورد رفت پایین لباشو گزاشت رو کوصم و یه لیس محکم از پایین تا بالای کوصم زد و اروم گفت: جووون چه کوصی و شروع کرد به خوردن کوصم. زبونشو خیلی نرم رو کلیتوریسم تکون میداد و همزمان انگشتشم کرده بود تو کوصم . من دیگه اه و نالم بلند شده بود و رو ابرا بودم. یکم که گذشت نزدیک بود ارضا شم که بهش گفتم بسه میخوام با کیرت ارضا شم. وقتی سرشو از رو کوصم بلند کرد دیدم که سبیلاش داشت از خیسی اب کوصم برق میزد و لباش خیس خیس بود. پاهامو از هم باز کرد و زانوهامو خم کرد و داد بالا بعد سر کیرشو گذاشت رو سوراخم و باهاش بازی کرد. من که قلبم داشت از جا کنده میشد گفتم میلاد توروخدا اروم. با چشمای خمارش نگام کرد و گفت چشم.
همینجوری اروم اروم کیرشو فرو میکرد تو کوصم و یدفه تا اخر گزاشت توش. جیغ بلندی کشیدم و با التماس گفتم میلاد توروخدا تکونش نده بزار جا باز کنه. گفت: چه کوص داغی داری ناهید.
یکم که گذشت افتاد روم و شروع کرد تلمبه زدن، یه دستش رو ممه هام بود و میمالید یه دست دیگش زیر سرم و داشت لبامو میخورد. تند تند داشت تلمبه میزد و یه جوری لبامو میک میزد و گاز میگرفت که حس می کردم لبم ورم میکنه. یکم که گذشت بلند شد از روم و کیرشو دراورد گفت ناهید برگرد داگی شو کون خوشگلتو ببینم. منم داگی شدم و قمبل کردم سمتش . یه دست کشید رو کونم و یه اسپنک محکم زد روش. گفت: وااای چه کون خوبی داری حیف نیست من این کونو نکنم. سریع خودمو جمع کردمو گفتم : نه از کون نه. میلاد گفت: باشه نمیکنم شوخی کردم.
دست گذاشت رو کمرم و گفت یکم کمرتو خم کن. و کیرشو تو یه حرکت گزاشت ته کوصم، نفسم تو سینه حبس شد. دستشو گذاشته بود رو کونم و چنگ میزد و همزمان داشت تلمبه میزد. حس میکرد با هر ضربه سر کیرم داره میخوره به رحمم. منم دستمو برده بودم زیر و داشتم کلیتوریسمو میمالیدم. بعد از چند دقیقه شروع کردم به لرزیدن و حس کردم دیواره های کوصم داره بهم نزدیک میشه. اونقد به خودم پیچیدم و ناله کردم که کیرش از تو کوصم درومد. ارضا که شدم دوباره کیرشو گذاشت توم و رونامو بهم نزدیک کرد تا کوصم تنگتر بشه. چنددقیقه ای کوصمو گایید و کیرشو ته کوصم نگه داشت و یه آه بلند کشید، گفتم: میلاد توش نریزیا. جوابمو نداد ولی به نفس نفس زدن افتاده بود. داغی ابشو که توم حس کردم فهمیدم کار از کارگذشته. کیرشو کشید بیرون و افتادم رو تخت. کوصم داشت از درد اتیش میگرفت. ابش از کوصم سرازیر شده بود. اومد نشست بین پاهام. کیرشو گذاشت رو سوراخم. گفتم میلاد توروخدا دیگه نه. گفت: کاریت ندارم نترس. کیرشو گذاشته بود زیر سوراخم و اب کیرش که از کوصم چکه میکرد میریخت رو کیرش. بعد اومد بالا و کیرشو گذاشت رو لبام گفت بخور. گذاشت تو دهنم. ابش که با اب کوصم قاطی شده بود طعم گس و ترشی خاصی میداد. گفت:خوشمزست؟ گفتم:اره. گفت ناهید من هنوز ازت سیر نشدم. به کیرش که نگاه کردم دیدم هنوز شقه. با التماس گفتم: بخدا دیگه نمیتونم. گفت پس بخورش. اومدم زانو زدم جلوش. خودش سرمو با دست گرفت و شروع کرد تو دهنم تلمبه زدن. تا ته فشار میداد ته حلقم و از پشمای کیرش که میخورد تو صورتم چندشم میشد.هنوز ابش داشت از کوصم میریخت بیرون. اونقد تو دهنم تلمبه زد که حس میکردم دارم خفه میشم. رو کیرش عوق زدم و دراورد یکم نفس بگیرم. دوباره شروع کرد گاییدن دهنم و چند دقیقه که گذشت کل آبشو خالی کرد تو دهنم. آبش زیاد نبود ولی داغ و غلیظ بود. کارش که تموم شد یکم تو بغل هم دراز کشیدیم و رفت برام قرص اورژانسی خرید اورد.
دوماه بعد از اون اتفاق نگار و میلاد نامزدیشون بهم خورد و من دیگه هیچوقت میلادو ندیدم.

نوشته: ناهید

بازدید 18,210

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

18 پاسخ به “ماجرای کوص دادنم به میلاد”

  1. خیر کار اسرائیل نبوده،منو بگو وقتی این پزشکیان ابله اومد گفت ابرای ایرانو اسرائیلیا میدزدن گفتم نکنه راست بگه؟…نه باو حالا معلوم شد این ابرارو بر‌و بچ بکن تو میدزدن که مدام همه‌شون مینویسن من دیگه رو ابرا بودم!..آقا یکم خلاقیت بخرج بدین دیگه،خسته شدیم از بس همه‌تون رو ابرا بودین🤔

  2. این داستان کاملا دروغه و فقط سه حالت داره. اول اینکه یه پسر دختر نمای جقی که کسشعر های مغز نداشتشو گفته.دوم اینکه با یه خانواده جنده پرور طرفیم و آخر اینکه قصد از این داستان ترویج و عادی سازیه خیانت به خواهر و اقوامه

  3. ای شیطون چطور خودتو گاییدی که کیرت میخورد به ته رحمت؟میگفتم داستانای بکن تو تو یه ایران دیگس ولی انگار آناتومیتونم فرق دارهآدرس بده مام بیایم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید