لیدا از کشف های خودم بود. توی مغازه ی رفیقم دیدمش و اینقدر جلوی شوهرش به خودشو دخترش نگاه کردم که نشست روی صندلی و لای پاشو باز کرد و از روی شلوار جین کسش رو رصد کردم. وقتی توی اتاق پروی لباس فروشی دو روز بعدش تند تند کیر من رو ساک میزد یهو کشید بیرون و به ترکی چیزی گفت که نفهمیدم. بهدست گرفته بود تنه ی کیرمو و فشارش میداد روی لب هاش. ” لای پات این هیولا رو ديدم شب اول دیوانه ام کردی” . و باز توی دهنش برد و بعد بلند شد و روی صندلی زانو هاشو گذاشت و کون نرم و گنده ش رو عقب داد و گفت ” بتپون توش ناکس. شوهرمو بی غیرت کردی همون شب. تا صب حرفتو میزد مث دیوونه ها. میگفت یه شوهر اینجوری برا دخترمون پیدا بشه در آینده. بکن تو کسم کیرتو وگرنه جیغ میکشم همسایهها بریزن اینجا “. تو کس داغش که رو آتیش بود تپوندم و کسش روی کیرم میلغزید و تلمبه هام وحشیانه تر می شد. انقدر زدم که تا سر زانوش خ
اب کس ریخته بود. ” مامان مامان “ میگفت و کس میداد. هفته ی بعد که براش بلیط هواپیما گرفتم وقتی سوار ماشینش کردم موقع پیاده شدن تا خود باغ برای من و یه دوست دیگه م ساک می زد. جنده ی عیاشی بود که توی شهر خودشون با پسرهای جوون دوست می شد و با دخترهای خوشگل لز می کرد. با اشک و چشم های خیسش به صورتم نگاه میکرد و میگفت کاش دخترمم بود. اون کون درشتش بت سواری می داد. تورو باید بذارن الگوی مردانگی. شوهرم نفهمید چش شد از مغازه رفت بیرون. من رو با لای پای باز داد دست شما. ورد میخوندم با زمزمه ی حرف زدن باهاش. وقتی جلوی شوهرش به بهونه ی کارش اینستاشو ازش گرفتم تا پیام اول رو داد زمان برد. یه روز. غریب بود. میگفت تا خود صب تو آتیش کیر سوخته اون شب. خونه گرفته بودن و تا صب برای شوهرش ساک میزده و شوهرش میگفته چت شده تو . وسط ساک زدن خوابش میبره و تا صبح کسش رو میماله. فرداش دستش روی اکانت اینستای من رفت و مثل گوشت آماده خودشو تقدیم کرد. تا من میکردم رفیقم سیگار می کشید و بعد نشستم روی مبل توی بوتیک و اون رفت توی پرو. صدای شیهه کشیدن هاش بلند شده بود. بردیمش خونه. مثل خوکی روی زمین انداختیمش. داد میزد که کیر بدین بهم. کیر سیاهی بندریتونو بدین بهم. بهمون گفت که از نوجوانی دلش کیر سیاه پوستارو میخواسته. تا صب روی کیر من بالا پایین میشد و میگفت مهم نیست بعد امشب چی میشه. شوهرش طلاقش نمی تونست بده. اون صب خودش رو بیمارستان بستری کرد و گفت قرص خورده. شوهرش با خایه مالی و ترس اومد دنبالش و وقتی رسید پیششون پیام داد :” بیشتر میخوام. هنوز بم تخم و کیر سیاه بده. بیار آدم سوارم کن”. کمرش از وسط زیر سینه هاش قوس بر می داشت و وقتی روی رونش میرسید درشت تر می شد کون حجیمش. وقتی راه میرفت عمان بوی چاک کون فضا رو می گرفت. اینقدر حشریت می کرد که تو شلوغ ترین جاها کیرت زیر شلوار باد می کرد. همون روز اول بلند شدم چرخی زدم و لبه ی تی شرتم بالاتر رفت و دید. دستش رو دیدم که صورتش رو چنگ زد و بعد نشست و لای پاشو باز کرد و کسش رو انداخت بیرون. ” وقتی دیدمش وسط پات دوست داشتم همونجا بدیش حلقم. نگات که میخواد آدمو بخوری. کسم خیس برات. خاموشم نمیشه دیگه”.
اب کس ریخته بود. ” مامان مامان “ میگفت و کس میداد. هفته ی بعد که براش بلیط هواپیما گرفتم وقتی سوار ماشینش کردم موقع پیاده شدن تا خود باغ برای من و یه دوست دیگه م ساک می زد. جنده ی عیاشی بود که توی شهر خودشون با پسرهای جوون دوست می شد و با دخترهای خوشگل لز می کرد. با اشک و چشم های خیسش به صورتم نگاه میکرد و میگفت کاش دخترمم بود. اون کون درشتش بت سواری می داد. تورو باید بذارن الگوی مردانگی. شوهرم نفهمید چش شد از مغازه رفت بیرون. من رو با لای پای باز داد دست شما. ورد میخوندم با زمزمه ی حرف زدن باهاش. وقتی جلوی شوهرش به بهونه ی کارش اینستاشو ازش گرفتم تا پیام اول رو داد زمان برد. یه روز. غریب بود. میگفت تا خود صب تو آتیش کیر سوخته اون شب. خونه گرفته بودن و تا صب برای شوهرش ساک میزده و شوهرش میگفته چت شده تو . وسط ساک زدن خوابش میبره و تا صبح کسش رو میماله. فرداش دستش روی اکانت اینستای من رفت و مثل گوشت آماده خودشو تقدیم کرد. تا من میکردم رفیقم سیگار می کشید و بعد نشستم روی مبل توی بوتیک و اون رفت توی پرو. صدای شیهه کشیدن هاش بلند شده بود. بردیمش خونه. مثل خوکی روی زمین انداختیمش. داد میزد که کیر بدین بهم. کیر سیاهی بندریتونو بدین بهم. بهمون گفت که از نوجوانی دلش کیر سیاه پوستارو میخواسته. تا صب روی کیر من بالا پایین میشد و میگفت مهم نیست بعد امشب چی میشه. شوهرش طلاقش نمی تونست بده. اون صب خودش رو بیمارستان بستری کرد و گفت قرص خورده. شوهرش با خایه مالی و ترس اومد دنبالش و وقتی رسید پیششون پیام داد :” بیشتر میخوام. هنوز بم تخم و کیر سیاه بده. بیار آدم سوارم کن”. کمرش از وسط زیر سینه هاش قوس بر می داشت و وقتی روی رونش میرسید درشت تر می شد کون حجیمش. وقتی راه میرفت عمان بوی چاک کون فضا رو می گرفت. اینقدر حشریت می کرد که تو شلوغ ترین جاها کیرت زیر شلوار باد می کرد. همون روز اول بلند شدم چرخی زدم و لبه ی تی شرتم بالاتر رفت و دید. دستش رو دیدم که صورتش رو چنگ زد و بعد نشست و لای پاشو باز کرد و کسش رو انداخت بیرون. ” وقتی دیدمش وسط پات دوست داشتم همونجا بدیش حلقم. نگات که میخواد آدمو بخوری. کسم خیس برات. خاموشم نمیشه دیگه”.
نوشته: کایوگا
34 پاسخ به “لیدا، کس خیس و پرو لباس فروشی”
😧
چیهه
لطفا اگر کسی متوجه شد که این متن چی بود و راجع به چی میگفت، برای من توضیح بده.
چه چرت و پرتی بود
لوح کیری ترین داستان بکن تو تقدیم به تو 💩💩💩💩
چیزی نیست اینا دانش اموزای کلاس نویسندگی ایرج ملکی هستن
چی شد کی کیو کرد کی کونی بود خارکصه خودت فهمیدی چ گوهی خوردی! توقع داری ما بفهمیم چ گوهی خوردی؟
کثافت اشغال چی نوشتی؟
ای کسانی که سه تا لایک دادین بیاید توضیح بدید ببینم به چه زبونی کسشعر گفته این و چی فهمیدید
این چشه؟؟ کلا رد دادهبیناموس کارش از فحش خوردن گذشته
کیرم؛توکوس وکون لیدا.
اوندفعه نوشتیکلی دری وری بارت کردنددوباره نوشتی ؟خدا وکیلی من هفت زبون بلدممذخرفترین زبون جهان دویچلند هستاونو میفهمم اماااازبون تو رو که مثلا فارسی هست رو درک نمیکنم چی مینویسی آخه ؟
اولین باره کهنظر دوست عزیزماناحمد ۹۱۳ قدیم یا احمدشاه جدید رو تایید کردماز بس که نوشته ات همونی هست کهاحمد جان گفته😂👉
رودابه جان مرسی خوندی. یه قصه بود عزیزم
حسین مرسی خوندی چرت و پرت سکسی
زوج :)))))) فک نمیکردم اسم ایرج ملکی اینجا بیاد
رومئو ممنون خوندی ولی خییلیی خودتو اذیت میکنی
شوگر ددی ولی خوندی و کیرتم راست شد
وایکینگ خیلی معلومه که
عادل ممنون خوندی
احمدشاه فدات
محمدبختیاری عشقی
فاعل شیراز کارت خوبه افرین
کوس نگو دیوس
دوستان! کایوگا از نویسندگان قدیمی سایته. شاید خوندن و درک داستاناش براتون سخت باشه، ولی شایسته نیست کامنتاتون!
چی نوشتی ملجوق
لاک غلط گیر اینا تازه اومدن من جوابشون رو ندادم مث همیشه :). مرسی خوندی
کصشعرای ی ملجوق ننویس
مجلوق یا مجروق. در هر صورت خودارضایی چیز خوبیه و اگه فک میکنین به یکی بگین جقی مثلن توهین کردین بهش سخت در اشتباهین
این متنی کاملا ادبیه با شور وهبجان بسیار بالا از تعریف حشریت یک زن که تا کسی خودش چنین چیزیو ندیده باشه درکش سخته براش یه وحشی حشری اینجوری چند ماهی با من دوست بود افسوس که شرایط نگهداشتنش برای همیشه رو نداشتم وبلاجبار شوهر کرد واز اون شهرو محل رفت هنوزم بهش فکر میکنم به همون اندازه حشری میشم خیلی محشر بود خیلی
مهدی خوشحالم خوندی و خوشت اومد. فدات
کیر توی مغز نداشتت
کوسشعر در خد اعلا
عزیزدلمین همه تون که خوندین❤️🔥