سلام بر خیارداران و شیارداران از داستان اول خوشتون اومد گفتم یه خاطره دیگه بزارم
نون بربری هستم خدمت حضورتون هستم
خوب شروع کنیم و توضیحات اولیه بدم کسی نمیشناسه بهتر بدونه چی به چیه اسامی مستعاره من علی 25 ساله و کونی قصه ما امیر 23 ساله و تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم
داستان برمیگرده به سال آخر دبیرستان ما یه اسم و رسمی در کرده بودیم پیش دوستان نزدیک بخاطر گی بازی و اینکه همه نمیدونستن فقط افراد نزدیک از قضا یکی از همین افراد پیشنهاد داش امیر رو داد منم طبق پروژه های قبلی با این امیر طرح رفاقت ریختیم که دیدم ایشون عشق لاتی و چاقو کشی و مشروب این کسشعرا هستن
امیر قصه ما بی مو و اندام کاملا عادی نه چاق نه لاغر فقط زیادی سفید بود
کسشعر زیاد نگم آقا یه چند ماهی ما با این رفیق شدیم بیرون رفتیم شب گردی کردیم مشروب خوردیم و طی این چند ماه فهمیدم که چند باری داده و داستانشو شندیم و هر بار که انگشت میکردم و شوخی بدنی میکردم واکنش نشون میداد ولی معلوم بود فیلمه خووووب بریم سراغ شب برنامه
سرتونو درد نیارم خانواده مسافرت بودن منم به این زنگ زدم گفتم امشب با بچه ها برنامه عرق خوری داریم توم بیا تا صبح هستیم اینم قبول کرد وقتی رسید از بقیه پرسید ک گفتم هیچکی نمیاد فقط خودمو خودتیم مشکل براشون پیش اومده که مخالفتی نکرد
شروع کردیم به پدر زکریای رازی درود فرستادیم و عرق سگی زدیم بر بدن و کسشعر گفتن من شروع شد سمت دختر بازی دختر کردن تا رسیدیم به کون پسر گذاشتن که اینم تایید میکرد میگفت خیلیا کرده اره ارواح عمش
دقیقا یادم نمیاد پیک چندم بودیم ولی زیاد بالا نبودیم ولی سرا داغ بود که کم کم شوخی بدنی شروع کردم اینم فوش میداد اینا همش به حالت شوخی که من گفتم الان میکنمت گفت بشین سر جات من میکنم که این حین پاشدم با حالت شوخی برم بگیرمش کشتی طور اینم از خودش دفاع میکرد این بین که کشتی میگرفتیم خودمو میمالوندم بهش که شق کرده بودم که به پشت دراز کشیده بود منم دستاشو گرفته بودم و روی زانوش نشسته بودم بعد به حالت شوخی شروع کردم بوس کردن و خوردن گردنش اینم بهخاطر اینکه ضایع نشه مقاومت میکرد ولی رو ابرا بود که کم کم مقاومتش کم شد منم فقط بوس میکردم که گفتم امیر حالم خرابه اونم فهمیده بود چی ب چیه اولش مخالف میکرد منم شروع به کسشعر گفتن کردم که ازین قسمت بگذریم آخرش راضی شد اونم فقط به این عنوان که برام با دست بزنه من پا شدم شلوار کامل دراودم با شرت که گفت چرا همرو دراودی گفتم تا کثیف نشه بعد شروع کرد برام زدن منم همزمان رون و کونشو میمالوندم که مخالفتی نکرد چون گفتم برا اینکه سریع ابم بیاد یذره که زد گفتم بیخور تا بیاد یذره ناز کرد بعد شروع کرد به خوردن ولی فقط تا ختنه گاه میکرد تو دهنش و در میآورد منم مخالفتی نداشتم که کم کم دستمو بردم داخل شلوار و شرت که هیچ واکنشی نشون نداد بعد یذره خوردن یه حرکت سامورایی زدم اینو درازش کردم شروع کردم خوردن گردنش و فشار دادن ممه هاش هیچی نمیگفت جیکش در نمیومد بعد شلوارشو کشیدم پایین یذره دیدم خودش درآورد این کارو که کرد فهمیدم کار تمومه درجا بعدش شرتو فشار دادم پایین که اونم خودش دراورد من یه جون گفتن و پاشدم از روش که دیدم گفت فقط لاپایی منم گفتم اوکی با یه صدای در ذهن که میگفت تا خایه جا میدم تو کونت بعد خودش پیراهن دراورد منم دراوردم دوباره دادم بخوره همزمان دستمو بردم سمت کونش کم کم مالیدم و شروع کردم ماساژ سوراخش اولش تکون میخورد و نمیزاشت ولی خیلی راحت رام شد بی حرکت وقتی خواستم انگشت بکنم داخل سرشو از کیرم آورد بالا گفت کثیفم نکن منم گفتم پاشو برو دستشویی تمیز کن سریع گفت اخه گفتیم فقط لاپایی گفتم پاشو کسشعر نگو سریع تمیز کن بیا اونم سریع پاشد رفت چند دقیقه طول کشید تا بیاد منم همین حین دستمال و وازلین آوردم گذاشتم تو اتاق اومد بردمش تو اتاق رو تخت دیدم کونش خیسه یذره بخاطر همین شروع کردم لب و خوردن بدن این بشر که خالی از یدونه مو بود بعد باز دادم کیرمو چند دقیقه خورد که فهمیدم کونش خشک شده داگیش کردم و شروع کردم به انگشت که دیدم یه انگشت راحت رفت دومی هم بگی نگی راحت رفت یذره گذاشتم بعد کیرمو چرب کردم اروم اروم فشار دادم تو کونش که بعد چند دقیقه یواش یواش تا خایه جا دادم و شروع کردم به تلمبه زدن داگی میکردم همزمان میزدم در کونش بعد پوزیشن عوض کردم و فرقونی میکردم که بعد چند دقیقه نمیدونم چرا احساس کردم ابم داره میاد که با وجود عرق باید دیرتر میومد منم سرعتمو بیشتر کردم اونم اه و نالش بلند تر شده بود اینقدر زدم که احساس میکردم ابم تا نوک کیرم اومده و بیرون بیا نیست بخاطر همین با تمام سرعتی که میتونستم ضربه میزدم که دیدم دارم میام دقیقا نمیدونم چرا اینکار کردم ولی کشدیم بیرون همه اب کیرمو خالی کردم رو کیر و خایش که افتادم کنارش و لباشو خوردن بعد چند دقیقه گفت پس من چی گفتم چکار کنم گفت برام بزن که زیر بار همچین چیزی نرفتم که ناراحت شد و گفت بده بخورم قبول کردم کیر خاممو کرد تو دهنش و ساک میزد و برا خودش جق میزد که نهایت کیر من عسلی شده بود و شق نمیشد که دیدم همرو تا خایه داد تو دهنش و همزمان اب خودشو آورد بعد یذره تو بغل هم بودیم و رفت خودشو شست صحبش میگفت بخاطر مستی یوده و فراموش کنم که منم تایید کردم ولی خوب ازون به بعد برنامه همیشگیمون بود
الانم بزرگ شده ادعای لاتی میکنه و چاقو کشی کرده چند بار و استوری مرد جنگی را زخم زیبا کند میزاره ولی خوووووب…
نون بربری هستم خدمت حضورتون هستم
خوب شروع کنیم و توضیحات اولیه بدم کسی نمیشناسه بهتر بدونه چی به چیه اسامی مستعاره من علی 25 ساله و کونی قصه ما امیر 23 ساله و تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم
داستان برمیگرده به سال آخر دبیرستان ما یه اسم و رسمی در کرده بودیم پیش دوستان نزدیک بخاطر گی بازی و اینکه همه نمیدونستن فقط افراد نزدیک از قضا یکی از همین افراد پیشنهاد داش امیر رو داد منم طبق پروژه های قبلی با این امیر طرح رفاقت ریختیم که دیدم ایشون عشق لاتی و چاقو کشی و مشروب این کسشعرا هستن
امیر قصه ما بی مو و اندام کاملا عادی نه چاق نه لاغر فقط زیادی سفید بود
کسشعر زیاد نگم آقا یه چند ماهی ما با این رفیق شدیم بیرون رفتیم شب گردی کردیم مشروب خوردیم و طی این چند ماه فهمیدم که چند باری داده و داستانشو شندیم و هر بار که انگشت میکردم و شوخی بدنی میکردم واکنش نشون میداد ولی معلوم بود فیلمه خووووب بریم سراغ شب برنامه
سرتونو درد نیارم خانواده مسافرت بودن منم به این زنگ زدم گفتم امشب با بچه ها برنامه عرق خوری داریم توم بیا تا صبح هستیم اینم قبول کرد وقتی رسید از بقیه پرسید ک گفتم هیچکی نمیاد فقط خودمو خودتیم مشکل براشون پیش اومده که مخالفتی نکرد
شروع کردیم به پدر زکریای رازی درود فرستادیم و عرق سگی زدیم بر بدن و کسشعر گفتن من شروع شد سمت دختر بازی دختر کردن تا رسیدیم به کون پسر گذاشتن که اینم تایید میکرد میگفت خیلیا کرده اره ارواح عمش
دقیقا یادم نمیاد پیک چندم بودیم ولی زیاد بالا نبودیم ولی سرا داغ بود که کم کم شوخی بدنی شروع کردم اینم فوش میداد اینا همش به حالت شوخی که من گفتم الان میکنمت گفت بشین سر جات من میکنم که این حین پاشدم با حالت شوخی برم بگیرمش کشتی طور اینم از خودش دفاع میکرد این بین که کشتی میگرفتیم خودمو میمالوندم بهش که شق کرده بودم که به پشت دراز کشیده بود منم دستاشو گرفته بودم و روی زانوش نشسته بودم بعد به حالت شوخی شروع کردم بوس کردن و خوردن گردنش اینم بهخاطر اینکه ضایع نشه مقاومت میکرد ولی رو ابرا بود که کم کم مقاومتش کم شد منم فقط بوس میکردم که گفتم امیر حالم خرابه اونم فهمیده بود چی ب چیه اولش مخالف میکرد منم شروع به کسشعر گفتن کردم که ازین قسمت بگذریم آخرش راضی شد اونم فقط به این عنوان که برام با دست بزنه من پا شدم شلوار کامل دراودم با شرت که گفت چرا همرو دراودی گفتم تا کثیف نشه بعد شروع کرد برام زدن منم همزمان رون و کونشو میمالوندم که مخالفتی نکرد چون گفتم برا اینکه سریع ابم بیاد یذره که زد گفتم بیخور تا بیاد یذره ناز کرد بعد شروع کرد به خوردن ولی فقط تا ختنه گاه میکرد تو دهنش و در میآورد منم مخالفتی نداشتم که کم کم دستمو بردم داخل شلوار و شرت که هیچ واکنشی نشون نداد بعد یذره خوردن یه حرکت سامورایی زدم اینو درازش کردم شروع کردم خوردن گردنش و فشار دادن ممه هاش هیچی نمیگفت جیکش در نمیومد بعد شلوارشو کشیدم پایین یذره دیدم خودش درآورد این کارو که کرد فهمیدم کار تمومه درجا بعدش شرتو فشار دادم پایین که اونم خودش دراورد من یه جون گفتن و پاشدم از روش که دیدم گفت فقط لاپایی منم گفتم اوکی با یه صدای در ذهن که میگفت تا خایه جا میدم تو کونت بعد خودش پیراهن دراورد منم دراوردم دوباره دادم بخوره همزمان دستمو بردم سمت کونش کم کم مالیدم و شروع کردم ماساژ سوراخش اولش تکون میخورد و نمیزاشت ولی خیلی راحت رام شد بی حرکت وقتی خواستم انگشت بکنم داخل سرشو از کیرم آورد بالا گفت کثیفم نکن منم گفتم پاشو برو دستشویی تمیز کن سریع گفت اخه گفتیم فقط لاپایی گفتم پاشو کسشعر نگو سریع تمیز کن بیا اونم سریع پاشد رفت چند دقیقه طول کشید تا بیاد منم همین حین دستمال و وازلین آوردم گذاشتم تو اتاق اومد بردمش تو اتاق رو تخت دیدم کونش خیسه یذره بخاطر همین شروع کردم لب و خوردن بدن این بشر که خالی از یدونه مو بود بعد باز دادم کیرمو چند دقیقه خورد که فهمیدم کونش خشک شده داگیش کردم و شروع کردم به انگشت که دیدم یه انگشت راحت رفت دومی هم بگی نگی راحت رفت یذره گذاشتم بعد کیرمو چرب کردم اروم اروم فشار دادم تو کونش که بعد چند دقیقه یواش یواش تا خایه جا دادم و شروع کردم به تلمبه زدن داگی میکردم همزمان میزدم در کونش بعد پوزیشن عوض کردم و فرقونی میکردم که بعد چند دقیقه نمیدونم چرا احساس کردم ابم داره میاد که با وجود عرق باید دیرتر میومد منم سرعتمو بیشتر کردم اونم اه و نالش بلند تر شده بود اینقدر زدم که احساس میکردم ابم تا نوک کیرم اومده و بیرون بیا نیست بخاطر همین با تمام سرعتی که میتونستم ضربه میزدم که دیدم دارم میام دقیقا نمیدونم چرا اینکار کردم ولی کشدیم بیرون همه اب کیرمو خالی کردم رو کیر و خایش که افتادم کنارش و لباشو خوردن بعد چند دقیقه گفت پس من چی گفتم چکار کنم گفت برام بزن که زیر بار همچین چیزی نرفتم که ناراحت شد و گفت بده بخورم قبول کردم کیر خاممو کرد تو دهنش و ساک میزد و برا خودش جق میزد که نهایت کیر من عسلی شده بود و شق نمیشد که دیدم همرو تا خایه داد تو دهنش و همزمان اب خودشو آورد بعد یذره تو بغل هم بودیم و رفت خودشو شست صحبش میگفت بخاطر مستی یوده و فراموش کنم که منم تایید کردم ولی خوب ازون به بعد برنامه همیشگیمون بود
الانم بزرگ شده ادعای لاتی میکنه و چاقو کشی کرده چند بار و استوری مرد جنگی را زخم زیبا کند میزاره ولی خوووووب…
نوشته: نون بربری
10 پاسخ به “لات یا کونی”
چرا احمقایی مثل تو فکر میکنن چون فاعلن خیلی شاخن و هرکی مفعوله باید بزنی تو سرش ؟ شا شی دم تو مغز کپک زدهتون
آفرین به این میگن کون کن قحار، کاش منم گیر همچین فاعلی بیوفتم
بالاخره یه داستان درست درمون
جوون .منم دوس دارم زیر خواب یک لات باشم .
99 درصد لاتا کونی هستن من چندتاشون کردم ولی انصافن خوب کونی دارن
نون بربری !اتحادیه آرد و نان در زمینه داستان سرایی هم فعال شده پس !!!
دوتا مطلب :
هیچ حسی بهتر از این نیست که بعد جق زدن بیای چهارتا فحش یک رنگ و آبدار. به نویسنده داستان بدی. ممنونم که فحش خورتون قویه
از قدیم و ندیم و باید حرف شون با طلا نوشت :از لات بودن فقط کون دادن و بلدن / و توی پرانتز (( لات ها یا لوطئ ها جوانمرد بودن و دست گیر ناتوانان و مبارزه با نامردی نه اینکه دنبال کون کردن باشن و عربده کشی کنن و هرکدوم مراتب و طبقه ایی داشتن و ابرو دار و چشم پاک بودن و هرکدوم نوچه داشتن که زیر نظر لات ویا لوطی آموزش میددن و قمه و قداره می بستند کمر شون … که تو این مقال جا نداره و هرکی میخواد بیشتر بدونه فیلم پهلوون مفردو قلندر و لوطی زمان شاه و یا سریال پهلوانان نمی میرند رو ببینه و یا کتاب لوطی ها و لات های طهرون رو مطالعه کنه نوشته امیر قربانی )) هر پاچه ورمالیده و عوضی و چاقو ضامن دار داشتن و کون های که تو بچه گی زیر خواب گنده ارازل بودن و عقده ایی نمیشن لات یا لوطی /بازم قدیمی ها گفتن ؛ تعریف کردن ا ز خودشون گوه خوردن زیادیه .یا حق
عالی 👌👌👌👍 لایک ❤️