قرار بود نگهبانی بده

سلام حامد هستم ۳۶ ساله قد ۱۷۸ و سایز ۱۸ در یک اداره شیفتی کار میکنم یعنی مراقب هستم یک اتاق که برای اپراتور و یه اتاق واسه کوچیک با یه مقدار وسایل اولیه تخت خواب یخچال که معمولا دو روز کار چهار روز استراحت بخاطر حساسیت هر شش ساعت یک سرباز واسه نگهبانی دور ساختمان میزاشتن
بریم سر اصل مطلب یه شب ساعت دو شب شیفت سربازها عوض شد بارون هم میومدم علیرضا یه سرباز واقعا خوشگل اومد سر پست هوا سرد و بارون شدید میومد رفتم برم سرویس دیدم اومده تو سالن ایستاده بهش گفتم اینجا ممنوع هست باید بری بیرون اول گفت ببخشید جناب بارون هست برگشتم دیدم نیست همش ذهنم درگیر علیرضا بود سن ۱۸ سال بچه شیراز بود قد متوسط و کاملا بدن سکسی داشت با لباس راحتی بودم چون دو شب باید میموندم تازه سب اول بود
رفتم صداش کردم گفتم بیا داخل خودتو خشک کن اول گفت اجازه ندارم بعد گفتم نگران نباش اینجا تا شش صبح کسی نمیاد راحت باش قبول کرد اومد داخل فرستادم پوتین در آورد وای پاهاش چه سفید بود جلو بخاری نشست گفتم نگران نباش درب سالن بسته هست توی بارون هم کسی نمیاد بیان هم در بسته هست میگم خودم اجازه دادمش دیدم خوشحال شد نیم ساعتی حرف زدیم گفتم من میخوابم دراز کشید ولی از فکرش بیرون نمی رفتم صداش زدم میتونی یکم کمرم ماساژ بدی اونم قبول کرد دراز کشیدم تی شرت شلوارم در آوردم اومد پشتم شروع
کرد بهش گفتم شلوارک اذیتم میکنه درش بیار اول گفت کسی میات گفتم نگران نباش شلوار و پیراهنش در آورد کامل خودش بهم چسپوند چند دقیقه ای ماساژ میداد متوجه برجستگی کیرش شدم تشکر کردم ازش گفتم همینجا استراحت کن کنار من دراز کشید خودش پشتتش بهم کرد خوابید آروم از پشت بهش چسپیدم دیدم چیزی نگفت آروم شرتش کشیدم پایین وای هیچ موی نداره آروم کیرم می کشیدم روی کونش و با دستم بردم جلو کیرش گرفتم بیدار بود ولی خودشو به خواب زده بود یه تف زدم سر کیرم آروم با سوراخ کونش بازی کردم به زحمت سر کیرم رفت تو کونش آروم پرید جلو از درد محکم گرفتمش در گوشش گفتم بزار بره داخل برش گردوندم حسابی کونش تف مالی کردم ازت آروم بعد ۲۰ دقیقه کامل جا دادم تو کونش اینقدر تلمبه زدم کامل تو کونش خالی کردم بلند شد رفت خودشو شست اومد گفت پس من چی هنوز ارضا نشدم شروع کرد به ساک زدن دوبار کیرمو شق کرد اینبار خودش نشست روی کیرم بالا پایین میکرد و با دستش جق میزد آبم دوباره تو کونش خالی شد و اونم تو دستش ارضا شد لباسهاش پوشید ساعت نزدیک به پنج بود که رفت سر شیفت اگر دوستان لایک کنن سکس های بعدی با علیرضا بنویسم معذرت بخاطر غلط املایی و اگر غلط املایی داشتم ولی داستان کاملا واقعی هست با سکر از همگی

نوشته: حامد

بازدید 5,520

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “قرار بود نگهبانی بده”

  1. همینه دیگه اسراییل بمب میزاره 😅شماها کون کونگ بازی میکنین اونا بمب میکنن 😂😂

  2. دنبال یک علیرضای مثل داستانت، زیر 18 خوش فیس باشخصیت از شیراز هستمبفرست براش تا به دستش برسه😊

  3. خیلی آبکی بود بادتوجه به اون موقعیت مکانی که توصیف کردی حتما دوربین مداربسته داره. . این گار انجام شدنی نیست مضافا شما که شناخت قبلی از هم نداشتید با چه جراتی اصلا خایه نمیکنی بدن همدیکر ببیند چه رسد سکس انجام دهید

  4. شیفت کاری ۸/۱۶ و یا ۱۲/۱۲ و یا ۱۲/۲۴ و یا ۲۴/۴۸ است در هیچ سازمانی ۴۸ ساعت کار مداوم و ۹۶ ساعت استراحت نداریم .ضمنا ساعت نگهبانی هم توی ارتش و سپاه و نیروی انتظامی ۲ ساعته است ، نگهبانی ۶ ساعته رو از کجات دراوردی؟؟میخوای بگی کونی هستی ، خوب واضح بگو چرا قانون وزارت کار و نظام ارتش و سپاه را بهم میریزی؟؟؟!

  5. مکان دارم شیراز بشدت دنبال مفعول یا گی افغان هستم مودب محترم و پاکیزه باشه مث خودم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید