بعد ناهار ساعت های دو سه بعدازظهر بود که رفتم و زنگ خونه رو زدم و چند دقیقه طول کشید تا در باز کرد وقتی رفتم داخل راه پله یکم استرس داشتم تا اکرم رو دیدم اما اینبار بدون چادر و روسری! دم در پذیرایی منتظر بود تا از راه پله ها باهام چشم تو چشم بشه خندید و سلام کرد منم که با دیدن اکرم با اون چهره آرایش کرده اش که کلی جوونش کرده بود و لباس تنگی که پوشیده بود شوکه شدم واو چقدر تغییر انصافا پشمام … نرسیده به دم در دستشو دراز کرد اول از پشت سرم یه شاخه گل و گردنبند طلایی که براش خریدم بهش دادم بعد باهام دست داد این اولین باری بود که دستای همو لمس میکردیم انگار حس عجیبی بود نمیدونم اسمشو چی بزارم علاقه خاصی بینمون بود من البته عاشق زنم هستم ولی نتونستم جلوی هوس اکرم و خودم طاقت بیارم و با رفتن به داخل خونه و بستن در غرق شدم انگار به دنیای موازی وارد شدم به اکرم گفتم باورم نمیشه تو رو اینطور تو این لباس با این چهره آرایش کرده غلیظ ببینم
اکرم گفت پس نکنه انتظار داری همونطور که جلو زنت و شوهرم هستم باشم … بشین برات چایی بریزم … حال سمیرا چطوره؟ گفتم اگه سمیرا بفهمه خودش منو و داداشش تو رو میکشه. اکرم گفت خب مگه قراره بفهمن؟ الان منوتوییم بعدشم تو دیوونه منو دیوونه کردی خودت نمیفهمی گفتم اخه مگه من چیکار کردم من اصلا نمیدونستم تو منو پسند کردی اکرم گفت خب نکنه تو اجباری اینجایی؟! گفتم نه دیوونه مگه کسخلم به تو نه بگم من فقط باورم نمیشد که منو بخوای اخه اصلا تو کتم نمی رفت. اکرم با سینی چایی اومد نشست کنارم و گفت از دست تو چیکار کنم رحیم… جالب بود دیگه آقا رو حذف کردی.
آقااااااا رحیم. تو چشماش داد میزد که بغلم کن منم دستشو کشیدم و مونطور حالت نشسته رو مبل بغلش کردم لبخندش از روی خجالت تبدیل شد به خنده. دستاش از استرس یخ کرده بود ولی دستاشو که گرفتم تو دستام بهتر شد نتونستم صبر کنم همینطور که هنوز تو صورتم نگاه نکرده بود صورتشو بوسیدم با همون بوس خودشو کامل ول کرد تو بغلم انگار که کامل خودشو در اختیار من گذاشته باشه حشرش خیلی بالا بود شهوتو تو چشاش دیدم فقط یه کلمه گفتم دوستت دارم و دیگه هیچی نگفت صورتمو چسبوندم به صورتش و چند تا بوس پشت هم رو لپش و چشماش کردم کیرمم داشت راست میشد که اونم اروم لباشو گذاشت رو لبای منو شروع کرد بوسیدن برعکس زنم که علاقه به مکیدن لب و زبون دراوردن نداشت اکرم لبای منو مکید وحتی زیر گلومو زبون میکشید یه زن فوق حشری بود نفساش زیر گلوم دیوونم میکرد سخت بود جلوی اکرم مقاومت کردن. با دستام از پشت کمرش و پهلوهاش اروم بردم زیر لباسش تا تن لختشو لمس کنم گرمای کف دستم به پهلوی لختش خورد اب حشرش راه افتاده بود اروم اروم لباسشو زدم بالا خط سینه هاش عالی بود دلم میخواست هرچه سریعتر سوتینشو باز کنم و سینه هاشو چنگ بزنم تا اینکه خودش زحمتشو کشید و بند سوتینشو از بالای دستش دراورد و قلابشو اوردم جلو و جدا کرد با دیدن سینه هاش انگار مست شدم خوابوندمش رو مبل و دستاشو بردم بالای سرش و شروع کردم به بوسیدن سینه هاش عطر خیلی خفنی زده یود اسپری هم زده یود و کرم همه بو ها ترکیب شده بود تا بوی خوشی بده یکی از سینه هاشو محکم میک میزدم و یکیشو محکم چنگ میزدم تا جایی که صداش دراومد اه و نالش رفت هوا خیلی برام حس جالبی بود بعد از کلی وقت که زنمو میکردم حالا یه حس جدید سینه های جدید واقعا هیجانش برام خاص و لذت بخش بود دستمو بردم لای پاهاش خیسی شرتش کامل به شلوارشم رسیده بود کسشو از روی شلوار چنگ میزدم وقتی شلوارشو از پاش دراوردم و با دستام داخل روناش و کسشو چنگ زدم شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدن اصلا به لخت شدن خودم نرسید که اکرم به ارگاسم شدید رسید.
بدنشو کشید و با اه های طولانی کامل ارگاسم شد با یه حس عمیق منو محکم بغل کرد و روی خودش خوابوند و صورتشو گذاشت زیر گلومو یه دل سیر گریه کرد اولش فکر کردم عذاب وجدانه خواستم دلداریش بدم که گفت چیزی نیست این حس دوست داشتنه نتونستم جلوی خودمو بگیرم خالی شدم و احساستمو اینطور نشون دادم
برام جالب بود یه زن بعد از ارضا شدنش با گریه کردنش ابراز احساسات کنه چیزی که من از زن خودم ندیدم!
اکرم ارضا شده بود و بی حال بود ولی با این حال خودش دکمه و زیپ شلوارمو باز کرد و کشید پایین و کیر شق شده منو گرفت و شروع کرد به خوردن انقدر برام ساک زد تا آبم تو دهنش خالی شد واقعا حشرم بالا بود نتونستم کنترل کنم اونم سرشو کنار نکشید تا من کامل آبم بیاد بعد پاشد رفت دستشویی دهنشو خالی کرد و برگشت اومد کنارم دراز کشید و نیم ساعتی تو بغل هم بودیم و منم با گوشیم آهنگای احساسی گذاشته بودم که اکرم با صدای ضعیف و ارومش گفت چی میشد مال هم بودیم گفتم خب مگه الان مال هم نیستیم ؟
گفت نه رحیم نه تو مال منی نه من مال تو اینو دوست ندارم گفتم اکرم باز دوباره زدی تو فاز انرژی منفی پاشو بریم یه دوش بگیریم اکرم فاز غم برداشته بود که چرا زن و شوهر نیستیم منم دستشو گرفتم بلندش کردم بردمش تو حموم و همونجا در حالی که لباسمو کامل درمیاوردم گفت ماشاالا چه سینه هایی داری این سینه ها مردونه است نه سینه های زنونه برادرزنت و این کیر بزرگ که تو داری رو میخوام نه دودول کوتوله برادرزنت زیر دوش بغلش کردمو بهش آرامش دادم گفتم به این چیزا فکر نکن الان که همو داریم اکرم آروم شده بود و با هم زیر دوش بودیم بهم گفت خیلی وقته خودشو با من زیردوش تصور میکنه نمیدونم چرا ولی یلحظه اکرم رو با زنم اشتباه گرفتم انگار اون داشت تو چشمام نگاه میکرد و با نگاهش بهم میگفت این چه کاری بود باهام کردی ولی وقتی سینه های اکرم رو رو سینه های خودم حس کردم از افکارم اومدم بیرون تا لحظه رو از دست ندم شروع کردیم به لب گرفتن و من دستمو بردم لای پاهای اکرم و کسشو نوازش میکردم باز شروع کرد به اه کشیدن و اب حشرش رو حس کردم انگشتم وارد سوراخ کسش کردمو اروم اروم انگشتامو تو کسش میکردم اونم حال میکرد منم کیرمو داده بودم دستش تااز اول تا انتها میکشید و لذت میبرد منم بشدت راست کرده بودم بعدش نشستو شروع کرد به بوسیدن کیرو خایم طاقت نیاوردم گفتم پاشو بریم که الان دیگه کستو میخوام بدون خشک کردن رفتیم رو تخت و طاق باز خوابوندمش و پاهاشو دادم بالا و شروع کردم به کردن کسش نفسش حبس شده بود گفت تا حالا اینطور تو کسش پر نشده بود همونجا تو همون حالت ازش قول گرفتم از کونم بکنمش اوکی رو که داد گفتم دور بعدی از کون میکنمت اکرم جون بعدش خوابیدم روش و سینه هاشو میخوردمو تلمبه سنگین میزدم میخواستم دربیارم ابمو بریزم رو شکمش ولی گفت میخوام رحیم ادامه بده درنباری دارم میشم منم دلو زدم به دریا و تخمامو چسبوندم دم کسشو کیرم تا ته فرو کردم و آبمو با شدت ته کسش خالی کردم ایندفه با هم ارضا شدیم ولی من بدنم بدجور خالی کرد اکرم با خنده گفت چی شد قول گرفته بودی از عقب بکنی منم خندیدم گفتم حالا آیودی داری وقتی مطمینم شدم داره و همه چی اوکیه تو دلم گفتم حالا عجله نیست تا صبح انقدر بکنمت که دیگه نخندی اشکت دربیاد.
اینبار نیم ساعتی لخت تو بغل هم بودیم تا اکرم رفت دستشویی و برگشت شرت و تاپشو از کمد دراورد پوشید و رفت چایی بزاره خسته بود مثل خودم ولی انگار با نگاه کردن به اکرم راه رفتنش دست کشیدن تو موهاش و همه چیزش آتش شهوت در من روشن می شد البته فکر کنم برای اونم همینطور بود چون برای هر بار سکس پایه بود. منم سفارش غذای اینترنتی دادم و شب کنار هم شام خوردیم و از این نمایش های خانگی نگاه کردیم تا شب شد گفتم من دیگه برم اکرم گفت یعنی نمیخوای شب پیشم بمونی گفتم دوس داری تا ناصر میاد پیشت بمونم گفت خب اگه تو کنارم نباشی چطور تحمل کنم … یه جوری دلبری میکرد که واقعا داشتم فراموش میکردم من زن دارم یکی نبود بگه لعنتی داری چیکار میکنی با من . بغلش کردم بردمش رو تخت گفت نمیخوای دوش بگیری؟ گفتم با هم؟ گفت هر چی تو بگی خلاصه رفتیم حموم و همدیگه رو کف مالی کردیم و شستیم بعدش از پشت زیر دوش خودشو بهم چسبوند منم که شق کرده بودم کیرم رفته بود لای پاش قشنگ رو خط کسش بود برگشت تو همون حالت سرمو گرفت اورد پایین ازم لب گرفت منم دستمو از زیر بغلش بردم رو سینه هاش و سینه های سفت و گرد شو چنگ زدم قشنگ اندازه دستام بود ولی سینه هاش از زن خودم کوچکتر بود… یادم افتاد که قرار بود کونش بزارم گفتم عزیزم داری گولم میزنی مگه قول ندادی از عقب بهم بدی بلند خندید و گفت کثافت یادت مونده من گفتم فراموش کردی اخه رحیم من دردم میاد از عقب سخته به شوهرم کلا دو سه بار بیشتر ندادم تو این بیست سال گفتم مگه من فرق نمیکنم با بستن چشماش و لبخندش رضایتو ازش گرفتم خلاصه از خالی شدن مجدد کمرم توحموم جلوگیری کردم خیلی دوست داشت کیرمو زیر دوش بکنه تو کسش ولی من عقبشو میخواستم. اومدیم تو اتاق و با حوله خودشو خشک کرد و حوله مهمون هم به من داد گفت از این به بعد این مال تو گفتم اوه اوه مبارک باشه کی بریم محضر عقدت کنم خندید . گفتم بیا بخواب اکرم یکم وسواس بود برای همین کرم رو از کشو میزش دراورد گفت تف نزنی. خبر نداشت من آب حشرم انقدر زیاده که نیاز به کرم و تف نیست از تو حموم اب حشرم راه افتاده بود یکم تو بغلم بود داشت خوابش می گرفت گفتم امروز خسته شدیا گفت آره دو سه بار ارگاسم شدم شدید. سینه هاشو با کسش مالیدم تا اب حشرش باز در اومد دیگه لب گرفتن بسه خودش اوتومات رفت رو حالت داگی گفتم برام ساک نمیزنی اولش امتناع کرد ولی وقتی تو همون حالت داگی رفتم جلوش کیرمو دادم دستش تو عمل انجام شده قرار گرفت یکم برام خورد وقتی رفتم سراغ سوراخ کونش متوجه شدم همون دو سه بارم که از عقب داده تو جوونیاش بوده البته اکرم اعتراف کرده بود قبلا با یکی از همسایه های محله قبلیشون سکس داشته ولی از عقب نبوده این اکرم پر هوس رو باید. رامش میکردم اب کسش چکه میکرد تشنه کیر بود ولی من کونشو میخواستم انگشتمو کرم زدم و اروم وارد سوراخ کونش کردم دردش گرفت با عشوه گفت آیییی اروووووم منم یکم با انگشت سوراخشو باز کردم و سر کیرمو گذاشتم در سوراخشو با یکم فشار جا دادم تا کیرم تو خودش حس کرد یه جیغ کشید و اومد رو زانوهاش یکم که فشار دادم رفت داخل کامل پهن شد رو تخت و با دستاش بالشتو چنگ زد گفت آییی خدا عزیزم یواش بخدا میسوزه یکم که کیرم تو کونش جا دادم خوابیدم روش و موهاشو کنار زدم و لپشو بوسیدم دیدم واقعا اشک از گوشه چشمش اومده گفتم میخوای از کس بکنم گفت نه اوکیم منم که حشرم رو هزار بود دیگه دلم نمی خواست کیرمو بکشم بیرون شروع کردم به عقب جلو کردم اب حشرم انقدر بود که کل مقعدشو لیز کنه خیلی تنگ و گرم بود من زنمم هر ماه چند بار از عقب میکنم دیگه اکرمم باید طعم کیرمو از عقب میچشید. ابم حالا حالا نمیومد و ده دقیقه ای بود دیگه کار اکرم از آه و ناله و التماس گذشته بود فقط با صدای ضعیفش می گفت آبتو بیار دیگه منم کشیدم بیرون که کونش یه نفسی بکشه و کسشو براش لیس زدم و زبونمو کردم تو کسش و چهار انگشتی تو کسش کردم تا ارگاسم شد دوباره کیرمو کردم تو سوراخش که مثل یه غار باز کرده بودم این دفعه کمتر از پنج دقیقه شد که آبم اومد و بازم ریختم داخل دیگه وقتی کیرمو کشیدم بیرون اکرم توان نداشت بغلطه یا خودشو پاک کنه همونجا تو همون حالت خوابید منم کنارش خوابیدم ساعتای پنج صبح زود بیدار شدم دیدم اکرم تو بغل منه و دستم رو سینه اش اولش با تخت خودمون و زنم اشتباه گرفتم ولی وقتی چشای بسته اکرمو دیدم فهمیدم کجام حس خوبی نداشتم دلم میخواست پیش زنم باشم احساس کردم در حق زنم بد کردم
ولی من و اکرم الان عاشق همیم و این عشق پنهانی رو قراره تا ابد داشته باشیم
پایان
نوشته: رحیم
13 پاسخ به “عشق پنهانی من و زن داداش زنم”
اصلا به اکرما نمیاد حشری باشن!
من ٢٠ سال عاشق زن داداش زنم هستم دبونش میمیرم براش
عالی بود
میتونه واقعی باشه میتونه هم نباشه ولی منم پیگیر همین موضوع هستم با زن برادر زنم ، دعا کنید زودتر بتونم به سرانجام برسونمش که خیلی اذیتم
اینهمه حموم کردید تا کشور به مشکل کم آبی دچار شد.
دنیا گرده رحیم جان زیاد عذاب وجدانت رو تحویل نگیرتا بخودت بیای زنت زیر خواب کسی شده که زن یارو به پسر همسایه میداده
مواظب شوهر خواهرت باش
ارزش نقد ندارهبی سر و ته و گنگ🐐
هرودوت یه دوست اکرم داشتم صیغه یکی دیگه بود (شوگر ددی) ولی عاشق کیر جوونهر ماه یه جاشو عمل میکرداولم از کسش شروع کرده بود
فقط میتونم بگم خاک بر سرت.اگر واقعی نیست که فقط یه ملجوقی.اگرم هست که؛ واقعا جرثومه دیاثتی…
بعضیا هم انگار جز این حرف دیگه ای بلد نیستند یاد گرفتند زیر هر خاطره سکسی بیان بنویسند چرندیات یک کونی جلقی عقده ای کوس ندیده. همه جا بدون اینکه بخونن این کامنت رو میذارن
سلام وقت بخیر ماسور حرفه ای هستم مخصوص خانم ها و زوج های محترم و عزیز هر سوالی داشتید لطفا پیام بدید سپاسگذارم
اخ من تا مرز کردن پیش رفتم دو طرف میخوایم ولی جراتش نداریم