عشق بازی دو مرد چاق

سلام به همه دوستایم که ندیدمشون
من اردلان از شیرازم سنم28قدم170 وزنم 120 وهیکلم درشت با کیری نستا بزرگ و سکسی هستم و فقط با مردای چاق تر از خودم سکس می کنم که تو شیراز خیلی کم هستن
مثل همیشه تو سایتا دنباله مرد چاق بودم تا با یکی اشنا شدم که تمام مشخصات منو دید بعد از اشنای و صحبت قرار شد که بیاد شیراز و وقتی امد نمیدونید انگار جلوی اینه ایستاده بودم مردی حدود45 با قدی 180 و وزنی بیشتر از 130 وکیری خوش فورم و با قیافه کاملا مردونه بود توی سالن فرودگاه وقتی دیدمش همون جاپریدم تو بغلش و کلی ماچش کردم .
رفتیم سوار ماشین شدیم که بریم مکان( من تنها زندگی می کنم و همیشه مکان دارم) تو راه کلی هم دیگه دست مالی می کردیم ما دوتا مثل یک جفت خرس بودیم هر دو چاق و پشمالو و هر دوتامونم V هستیم تا رسیدیم به خونه وارد خونه که شدیم همین تا در بستم افتادیم به جون هم و شروع به عشق بازی کردیم نه من تو بغلش جا میشدم نه اون تو بغل من جا میشد تا شروع به لخت کردن طرفین کردیم و با مو و هیکل مردونه برخورد کردیم قرار شد هرکداومون واسه اون یکی تمام بدنش شیوو کنه با هم رفتیم حمام شروع به زدن مو های من کرد و بعدش من در حال کوتاه کردن مو هما کلی هم دیگه خوردیم تا از حمام بیرون رفتیم و رابه را راهی اتاق خواب یا همون حجله شدیم روی تخت بعد از کلی عشق بازی و دست مالی شروع به سکس کردیم اول کامل واسه هم جغ و ساک زدیم در حالتهایه مختلف واسه ه م69 شدیم بعد من رفتم ژل اوردم روی کیر خودم و سوراخش زدم اول اروم اروم کردم چون کیرم نسبتا بزرگ هست بعد از چند دقیقه جامون عوض کردیم و اونم منو کرد در حالت های مختلف هم دیگه کردیم حدودد 40 دقیقه شد تا اب جفتمون امد بعد از استراحت و خوردن غذا باز دوباره تو مدتی که پیش هم بودیم حداقل روزی 4 بار هم دیگه میگاییدیم البته با کمک اسپری و وسایل کمکی تا روزی که رفت خیلی به هم عادت کرده بودیم البته هنوز با هم در تماسیم ولی فقط اینترنی اگر کسی از شیراز قصد دیدن منو داره پیام بده الته فقط چاق باشیدا
خیلی داستان و سرنوشت سکسی دارم

نوشته:‌ اردلان

بازدید 13,798

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “عشق بازی دو مرد چاق”

  1. دلم سوخت!ادمین بخدا من میدونم یک بعلاوه یک چند میشه ،پیر شدم از بس کپچا جواب دادم لعنتی

  2. اوووووووووق ریدی به الک میگه باهم عشق بازی کردیم حالم بد شدچقدر دری وری مینویسن دوستان یارو پاشده رفته شیراز به عشق کون این بنده خدا یاللعجب

  3. بابا دموکراسی، آزادی بیان، اعتقاد به عقاید همدیگر، پاسداشت کس و کون یکدیگر، همه اش قبول…دیگه چرا اسم “حجله” رو به گه میکشی!!!میگفتی غار تو کوه دراک (تو شیرازه) که خرسها توش میتپونن یه چیزی…

  4. ای کیر گوریل انگوری تو کون 120 کیلوییدنیا اومدنی کون بودی بعدأ دست و پا بهت دادن کس کشکیرم تو لفظ قلم نوشتنت…120 میشه سکسی؟ریدم به هیکلت که جای 2 تا اندام سکسی 60 کیلو رو اشغال کردی!!جلق بعضه تو هستش بشکه گو

  5. قدت کوچيکتر از من، عرضت بيشتر از دو برابر من! آبروي همجنسبازا رو بردي والا. آخه لامصب حداقل اول پشماتو ميزدي بعد باهاش قرار ميذاشتي. از فکر کردن به سکستون احساس کمبود تملق ميکنم!

  6. بشکه بی مصرف ابروی ما گی ها رو بردیگیرت بیارم آتیشت میزنمچاق بی مصرف بو دارقابل توجه همه گی ها احسان جون خوب گفته قهوه ایش کنیم

  7. داستان جالبی بود فقط خیلی کوتاه بود یکم شاخ و برگ بده به داستانت مقدمه پایان بندی داستانای سکسی خارجی رو بخونی متوجه میشی چی میگم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید