ماشینمو بردم گاراژ محل که لاستیک های زمستونیشو بذارن. قبلاً هم چند بار اونجا رفته بودم ولی هیچوقت «لیز» رو ندیده بودم. وقتی تو دفتر تنها با هم بودیم، گفتم: تو خیلی نازی. چرا تا حالا ندیدمت؟
لیز گفت: نازم؟ میخوای بیشتر ازم ببینی؟ منو شوهرم پایۀ ضربدری هستیم، اهلش هستین؟
شوکه شدم ولی سریع خودمو جمع کردم و گفتم: فکر نکنم شوهرت بخواد تو رو با زن من عوض کنه
لیز: چرا؟
بهش گفتم زنم قبلاً به اندازه تو خوشهیکل بود ولی گذر سالها باعث شد خیلی وزن اضافه کنه.
لیز: برام توصیفش کن
+صورتش نازه، سینههاش گندهست، شکمش گندهست، کونش هم گندهست
-به نظر برای شوهرم عالی میاد
+ولی اون تو رو داره
-شما مردا همیشه فکر میکنید اونور خیابون چمنا سبزتره. میخوای باهام بیای توی تخت یا نه؟
چی میتونستم بگم؟
گفتم: دوست دارم باهات توی تخت باشم
-اگه شوهرم با زنت بخوابه ناراحت میشی؟
+فکر نکنم. عادلانهست دیگه، نه؟
-میتونی راضیش کنی جمعه بیاد خونهمون؟ شاید بخوای شب یا حتی کل آخر هفته رو روی تخت با من باشی. ما دخترا هم وقتی شما مردا خستهمون کردین میتونیم با هم باشیم. نظرتون چیه در مورد دابل؟ هر دوتاتون تو من، بعد توی اون!
+زنمو میشناسم، هیچوقت با زن دیگه نبوده و واقعاً هم حالش با سکس مقعدی خوب نیست
-عزیزم، بیشتر زنایی که پاهاشون برنامۀ ضربدری داشتیم اولش همینو میگفتن ولی بعدش با کمال میل همراهی کردن!
خلاصه به عوض کردن زوج برای جمعه تو خونهشون گفتم بعله!
قبضمو دادم و رفتم خونه که خبر رو به زنم بدم. راحت نبود یهو بگم، پس باهاش بیستسؤالی بازی کردم:
«تا حالا به بوسیدن به یه زن دیگه فکر کردی؟»
«حاضری سهنفری با یه مرد یا زن دیگه؟»
«نظرت در مورد عوض کردن زوج چیه؟»
زنم: با خواهرم حرف زدی؟
+نه! چطور؟
-چون خواهرم بیشتر از یک ساله داره سعی میکنه ما با هم سکس ضربدری داشته باشیم ولی من هیچوقت همچین کاری با خواهر خودم نمیکنم، شاید با یه غریبه اوکی شم، ولی با خواهرم هرگز
+پس با یه غریبه میکنی؟
-فکر کنم اگه پسره ناز باشه، آره
+خب، لیز، همون دختر تعمیرگاه، دعوتمون کرده جمعه با اون و شوهرش جفت عوض کنیم. منم گفتم آره
-لیز نازه؟
+فکر کنم آره
-شوهرش چطوره؟
+نمیدونم، هیچوقت ندیدمش
نفس عمیق کشید و با مکث گفت: باشه! امتحانش میکنم ولی اگه خوشم نیومد با همدیگه برمیگردیم خونه. واضحه؟
+کاملاً
باورم نمیشد، شانس آوردم. قراره با لیز بخوابم. چند سالی میشه که زیرآبی نرفته بودم، و حالا شرایطی پیش اومده بود که بتونیم تنوعی در زندگی جنسی مون بدیم… اونم با موافقت خودش! این دو روز بعدی انگار کش اومد، ولی هر شب بعد از یه سکس عالی، حرف برنامۀ ضربدری آخر هفتۀ رو میزدیم. زنم واقعاً داشت برای بودن با یه زن ذوق میکرد. داشت با ایدۀ یه کیر تو کُسش و یکی تو کونش گرم میشد.
جمعه که از سر کار برگشتم، زنم حسابی هول بود. عملاً از هیجان میلرزید. همه جاهاشو تمیز کرده بود، کُسش شیو شده بود، یه حموم داغ طولانی گرفته بود. موهاش، ناخناش و آرایشش عالی بود. ولی واقعاً نگران بود چی بپوشه. به لیز زنگ زدم و گذاشتم با زنم حرف بزنه. انگار زنم لازم نبود نگران لباسش باشه، چون تو خونهشون زیاد تنش نمیمونه. یه لباس کوتاه ساده کافیه و راه افتادیم. حتی سوتین یا شورت هم نپوشید چون لیز گفته بود جای اونها روی پوستش میمونه. بیست دقیقه بعد تو پارکینگشون پارک کردیم و رفتیم سمت در. لیز در رو باز کرد و بهمون خوشآمد گفت. فقط یه لباس خواب صورتی شفاف تنش بود. زنمو بغل کرد، لباشو بوسید و بردش تو خونه. منم فقط دنبالشون رفتم.
تو اتاق نشیمن شوهرش بود، شناختمش، همون مکانیکه که لاستیک های ماشینمو عوض کرده بود. فقط یه شلوار گشاد ورزشی تنش بود. زنمو بغل کرد، حسابی لباشو بوسید، بعد زیپ لباسشو کشید پایین و گفت: از تنت در بیار!
باورم نمیشد زنم حاضر باشه جلوی یه مرد غریبه، کامل لخت وایسه. اونم شروع کرد دستاشو همهجای بدن لخت زنم بکشه. سینههای گنده و آویزون رو گرفت، دستشو رو شکم گرد و گندهش کشید، و آخرش کُسِ چاق شو با دستش گرفت. همزمان دست دیگهش داشت کون گندهشو ماساژ میداد. لیز منو برد تو اتاق خواب اصلی و گفت لباس خواب صورتی شفاف و براش در بیارم. دستاشو برد بالا سرش و سینههای کوچیکش قشنگ بالا اومد. کمرش باریک بود، شکمش یه کم گرد، کونش عالی. کسش هم مثل کُسِ زنم کامل شیو شده بود. دستمو بردم پایین و یه انگشتمو فرو کردم تو کس خیسش.
لیز گفت: قبلِ عشق بازی و سکس باید کیرتو بخورم تا ارضا شی، فکر کنم اینجوری هر دو بیشتر حال کنیم
پنج ساعت بعدی، من و لیز هر کاری که دو نفر میتونن بکنن کردیم. کاملاً زنمو فراموش کرده بودم تا اینکه لیز گفت: ساعت ۱۲ شده، باید بریم سراغ جفتامون
زنم خیلی خوشحال به نظر میرسید. لیز پرسید: خب عزیزم، چیکار کردین؟
زنم شروع کرد حرف زدن: کیرشو خوردم، تو حالت میشنری، داگی، ریورس کاو گرل باهاش سکس داشتم. بعد اعتراف کرد که کونم داده. باور نمیکرد پنج بار توش ارضا شده و حتی از سکس مقعدی هم حال کرده. کیرشو خورده، سوراخ کونشو لیسیده، هر دو تخمشو همزمان تو دهنش داشته. زنم وقتی راه افتاد، فوقالعاده بود. گفت: دیگه طاقت ندارم که هر دو کیرتون همزمان توم باشه
لیز گفت: اینو بزارم برای فردا. الان میخوام آب شوهرمو پس بگیرم! زنمو کشید رو فرش و خیلی زود تو حالت ۶۹ شدن که باورنکردنی بود. شوهرش به من یه آبجو داد و نشستیم نگاه کردیم. از هر فیلمی که دیده بودم بهتر بود.
یه ساعت بعد من و زنمو فرستادن تو اتاقمون یه کم استراحت کنیم. در واقع همون اتاقی بود که زنم کل شب توش بود، ولی ملافههاش تمیز شده بود. همدیگهرو بغل کردیم، یه کم حرف زدیم و خوابیدیم. صبح زنم بوسیدم و گفت: وقتی هر دوتاتون همزمان منو میکنین، تو کیرتو بکن توی کونم. اون یه بار منو از کون گاییده، بِهِت بدهکارم! مرسی که منو با اینا آشنا کردی. شاید آخر هفته بعدی با دوستای دیگهشون امتحان کنیم!
++++
وقتی کیر سفتِ سفتمو آروم فرو کردم تو کون زنم، گفت: عاشق گاییده شدن با دو تا کیر همزمان شدم. حس میکنم پُرِ پُرم. باورم نمیشه که تا حالا امتحان نکردم. فقط کاش یه کیر سوم هم برای دهنم داشتم.
لیز گفت: کس من خوبه؟
من درست پشت سر زنم بودم که لیز خودشو چسبوند کنار سر شوهرش و گذاشت زنم چوچولشو لیس بزنه. اون صبح بهترین آنال سکس عمرمو کردم. لیز اول ارضا شد، بعد من، بعد زنم و آخرش شوهر لیز.
بعدِ یه صبحونه-ناهار ترکیبی، زنم به لیز گفت عاشقِ ضربدری شده و پرسید کمک میکنه با زوجای دیگه آشنا بشیم؟
لیز به زنم گفت بهتره حواسش باشه که میذاره کی بکنتش. بعد چند تا داستان از اولای کارش تعریف کرد.
لیز: اولش گذاشتم شوهرم همه تصمیما رو بگیره که با کی عوض کنیم. اونم زنای خیلی خوشگل انتخاب میکرد، از اونایی که میتونستن ملکه زیبایی، مدل یا بازیگر باشد و حسابی باهاشون حال کرد. ولی از اونجایی که بیشتر زنای خوشگل شوهراشون زشتن، برام جذاب نبود من گیر افتاده بودم، یکیشون حتماً 150 کیلو بود، ریش بلندی داشت، فکر نکنم هیچوقت تو عمرش حموم کرده بود برای همین مطمئنم آبِ کُسِ همه دخترایی که باهاشون خوابیده بود توی ریشش بود، منو برد اتاق مهمون، یه توپ دهانی کرد تو دهنم، دستامو بست بالا سرم به تخت. بعد پاهامو هم بست کنار دستام، اینجوری دو تا سوراخم باز بود برای هر کاری که دلش خواست بکنه. کیر چاق شو بدون هیچ روغنی کرد تو کونم، دردش جهنمی بود. فریادام فایده نداشت، اشکام فقط ملافه رو خیس کرد. اون حرامزاده کونمو خشک خشک گایید تا خون اومد، بیشتر از چهار ساعت کیرشو کرد تو کونم. بعداً از زنش فهمیدم کیرش سفت میشه ولی ارضا نمیشه، برای همین تا ابد طول میکشه و من بودم که عذاب کشیدم. ازون به بعد دیگه خودم زوجا رو انتخاب کردم و هنوز هیچ ملکه زیبایی دعوت نکردم خونهمون که شوهرم بکندش. من و شوهرم هم مرتب آزمایش ایدز میدیم!
زنم چند دقیقه ساکت بود. رنگش پریده بود ولی کمکم برگشت.
لیز گفت: دوست دارم آخر هفته بعدی دوباره بیاین. یه ماه دیگه دو تا زوج دیگه دعوت میکنم بیان تو جمع. اگه بخوای اون کیر سوم رو هم میتونی تو دهنت بگیری!
زنم لیز رو بوسید و از صداقتش تشکر کرد. بعد شوهر لیز رو برد تو اتاق خواب. من و لیز چند ساعت حرف زدیم. در مورد مردایی که باهاش خوابیدن، اغراق نکرده بود درد دادن و بدجنس بودن. چند سال گذشته یاد گرفته بهتر آدما رو قضاوت کنه. لیز منو چند بار از دور دیده بود. اولین بار که منو دید دلش خواست باهام بخوابه، ولی بیشتر از یه سال صبر کرد تا چند بار دیگه ببینه بعد چیزی بگه. حتی زنمو هم حداقل یه بار دیده بود که یا میاومد دنبالم یا میرسوند. پس میدونست شوهرش چی گیرش میاد. گفت شوهرش بیشتر سینههای گنده زنمو دوست داره، ولی واقعاً عاشق اینه که از پشت بکنه و بکوبه تو کون گندهش. اون شب لیز تو تخت من خوابید و آروم خوابیدیم. ولی زنم به شوهرش فرصت نداد. در واقع کل شب ولش نکرد. صبح یکشنبه از زنش و من خواست حواس زنمو پرت کنیم که یه کم چرت بزنه. سهنفریمون رو با یه جکوزی حسابی شروع کردیم، زنها دو بطری شراب خوردن. زنم گفت تو دبستان و دبیرستان با دوستدختراش لببازی میکرد، ولی وقتی باکرگیشو توی 16 سالگی از دست داد، دیگه سراغ دخترا نرفت. لب بازی با لیز چیزی بود که همه این سالها دلش میخواست. تریساممون با ۶۹ دخترا تموم شد، زنم زیر بود، کیرم تو کس لیز و تخمام رو پیشونی زنم میمالید.
وقتی شوهر لیز بالاخره از چرتش بیدار شد، یه غذای خوب خوردیم و خداحافظی کردیم. زنم اونو بوسید، ولی لیز رو با احساستر بوسید…!
لیز گفت: نازم؟ میخوای بیشتر ازم ببینی؟ منو شوهرم پایۀ ضربدری هستیم، اهلش هستین؟
شوکه شدم ولی سریع خودمو جمع کردم و گفتم: فکر نکنم شوهرت بخواد تو رو با زن من عوض کنه
لیز: چرا؟
بهش گفتم زنم قبلاً به اندازه تو خوشهیکل بود ولی گذر سالها باعث شد خیلی وزن اضافه کنه.
لیز: برام توصیفش کن
+صورتش نازه، سینههاش گندهست، شکمش گندهست، کونش هم گندهست
-به نظر برای شوهرم عالی میاد
+ولی اون تو رو داره
-شما مردا همیشه فکر میکنید اونور خیابون چمنا سبزتره. میخوای باهام بیای توی تخت یا نه؟
چی میتونستم بگم؟
گفتم: دوست دارم باهات توی تخت باشم
-اگه شوهرم با زنت بخوابه ناراحت میشی؟
+فکر نکنم. عادلانهست دیگه، نه؟
-میتونی راضیش کنی جمعه بیاد خونهمون؟ شاید بخوای شب یا حتی کل آخر هفته رو روی تخت با من باشی. ما دخترا هم وقتی شما مردا خستهمون کردین میتونیم با هم باشیم. نظرتون چیه در مورد دابل؟ هر دوتاتون تو من، بعد توی اون!
+زنمو میشناسم، هیچوقت با زن دیگه نبوده و واقعاً هم حالش با سکس مقعدی خوب نیست
-عزیزم، بیشتر زنایی که پاهاشون برنامۀ ضربدری داشتیم اولش همینو میگفتن ولی بعدش با کمال میل همراهی کردن!
خلاصه به عوض کردن زوج برای جمعه تو خونهشون گفتم بعله!
قبضمو دادم و رفتم خونه که خبر رو به زنم بدم. راحت نبود یهو بگم، پس باهاش بیستسؤالی بازی کردم:
«تا حالا به بوسیدن به یه زن دیگه فکر کردی؟»
«حاضری سهنفری با یه مرد یا زن دیگه؟»
«نظرت در مورد عوض کردن زوج چیه؟»
زنم: با خواهرم حرف زدی؟
+نه! چطور؟
-چون خواهرم بیشتر از یک ساله داره سعی میکنه ما با هم سکس ضربدری داشته باشیم ولی من هیچوقت همچین کاری با خواهر خودم نمیکنم، شاید با یه غریبه اوکی شم، ولی با خواهرم هرگز
+پس با یه غریبه میکنی؟
-فکر کنم اگه پسره ناز باشه، آره
+خب، لیز، همون دختر تعمیرگاه، دعوتمون کرده جمعه با اون و شوهرش جفت عوض کنیم. منم گفتم آره
-لیز نازه؟
+فکر کنم آره
-شوهرش چطوره؟
+نمیدونم، هیچوقت ندیدمش
نفس عمیق کشید و با مکث گفت: باشه! امتحانش میکنم ولی اگه خوشم نیومد با همدیگه برمیگردیم خونه. واضحه؟
+کاملاً
باورم نمیشد، شانس آوردم. قراره با لیز بخوابم. چند سالی میشه که زیرآبی نرفته بودم، و حالا شرایطی پیش اومده بود که بتونیم تنوعی در زندگی جنسی مون بدیم… اونم با موافقت خودش! این دو روز بعدی انگار کش اومد، ولی هر شب بعد از یه سکس عالی، حرف برنامۀ ضربدری آخر هفتۀ رو میزدیم. زنم واقعاً داشت برای بودن با یه زن ذوق میکرد. داشت با ایدۀ یه کیر تو کُسش و یکی تو کونش گرم میشد.
جمعه که از سر کار برگشتم، زنم حسابی هول بود. عملاً از هیجان میلرزید. همه جاهاشو تمیز کرده بود، کُسش شیو شده بود، یه حموم داغ طولانی گرفته بود. موهاش، ناخناش و آرایشش عالی بود. ولی واقعاً نگران بود چی بپوشه. به لیز زنگ زدم و گذاشتم با زنم حرف بزنه. انگار زنم لازم نبود نگران لباسش باشه، چون تو خونهشون زیاد تنش نمیمونه. یه لباس کوتاه ساده کافیه و راه افتادیم. حتی سوتین یا شورت هم نپوشید چون لیز گفته بود جای اونها روی پوستش میمونه. بیست دقیقه بعد تو پارکینگشون پارک کردیم و رفتیم سمت در. لیز در رو باز کرد و بهمون خوشآمد گفت. فقط یه لباس خواب صورتی شفاف تنش بود. زنمو بغل کرد، لباشو بوسید و بردش تو خونه. منم فقط دنبالشون رفتم.
تو اتاق نشیمن شوهرش بود، شناختمش، همون مکانیکه که لاستیک های ماشینمو عوض کرده بود. فقط یه شلوار گشاد ورزشی تنش بود. زنمو بغل کرد، حسابی لباشو بوسید، بعد زیپ لباسشو کشید پایین و گفت: از تنت در بیار!
باورم نمیشد زنم حاضر باشه جلوی یه مرد غریبه، کامل لخت وایسه. اونم شروع کرد دستاشو همهجای بدن لخت زنم بکشه. سینههای گنده و آویزون رو گرفت، دستشو رو شکم گرد و گندهش کشید، و آخرش کُسِ چاق شو با دستش گرفت. همزمان دست دیگهش داشت کون گندهشو ماساژ میداد. لیز منو برد تو اتاق خواب اصلی و گفت لباس خواب صورتی شفاف و براش در بیارم. دستاشو برد بالا سرش و سینههای کوچیکش قشنگ بالا اومد. کمرش باریک بود، شکمش یه کم گرد، کونش عالی. کسش هم مثل کُسِ زنم کامل شیو شده بود. دستمو بردم پایین و یه انگشتمو فرو کردم تو کس خیسش.
لیز گفت: قبلِ عشق بازی و سکس باید کیرتو بخورم تا ارضا شی، فکر کنم اینجوری هر دو بیشتر حال کنیم
پنج ساعت بعدی، من و لیز هر کاری که دو نفر میتونن بکنن کردیم. کاملاً زنمو فراموش کرده بودم تا اینکه لیز گفت: ساعت ۱۲ شده، باید بریم سراغ جفتامون
زنم خیلی خوشحال به نظر میرسید. لیز پرسید: خب عزیزم، چیکار کردین؟
زنم شروع کرد حرف زدن: کیرشو خوردم، تو حالت میشنری، داگی، ریورس کاو گرل باهاش سکس داشتم. بعد اعتراف کرد که کونم داده. باور نمیکرد پنج بار توش ارضا شده و حتی از سکس مقعدی هم حال کرده. کیرشو خورده، سوراخ کونشو لیسیده، هر دو تخمشو همزمان تو دهنش داشته. زنم وقتی راه افتاد، فوقالعاده بود. گفت: دیگه طاقت ندارم که هر دو کیرتون همزمان توم باشه
لیز گفت: اینو بزارم برای فردا. الان میخوام آب شوهرمو پس بگیرم! زنمو کشید رو فرش و خیلی زود تو حالت ۶۹ شدن که باورنکردنی بود. شوهرش به من یه آبجو داد و نشستیم نگاه کردیم. از هر فیلمی که دیده بودم بهتر بود.
یه ساعت بعد من و زنمو فرستادن تو اتاقمون یه کم استراحت کنیم. در واقع همون اتاقی بود که زنم کل شب توش بود، ولی ملافههاش تمیز شده بود. همدیگهرو بغل کردیم، یه کم حرف زدیم و خوابیدیم. صبح زنم بوسیدم و گفت: وقتی هر دوتاتون همزمان منو میکنین، تو کیرتو بکن توی کونم. اون یه بار منو از کون گاییده، بِهِت بدهکارم! مرسی که منو با اینا آشنا کردی. شاید آخر هفته بعدی با دوستای دیگهشون امتحان کنیم!
++++
وقتی کیر سفتِ سفتمو آروم فرو کردم تو کون زنم، گفت: عاشق گاییده شدن با دو تا کیر همزمان شدم. حس میکنم پُرِ پُرم. باورم نمیشه که تا حالا امتحان نکردم. فقط کاش یه کیر سوم هم برای دهنم داشتم.
لیز گفت: کس من خوبه؟
من درست پشت سر زنم بودم که لیز خودشو چسبوند کنار سر شوهرش و گذاشت زنم چوچولشو لیس بزنه. اون صبح بهترین آنال سکس عمرمو کردم. لیز اول ارضا شد، بعد من، بعد زنم و آخرش شوهر لیز.
بعدِ یه صبحونه-ناهار ترکیبی، زنم به لیز گفت عاشقِ ضربدری شده و پرسید کمک میکنه با زوجای دیگه آشنا بشیم؟
لیز به زنم گفت بهتره حواسش باشه که میذاره کی بکنتش. بعد چند تا داستان از اولای کارش تعریف کرد.
لیز: اولش گذاشتم شوهرم همه تصمیما رو بگیره که با کی عوض کنیم. اونم زنای خیلی خوشگل انتخاب میکرد، از اونایی که میتونستن ملکه زیبایی، مدل یا بازیگر باشد و حسابی باهاشون حال کرد. ولی از اونجایی که بیشتر زنای خوشگل شوهراشون زشتن، برام جذاب نبود من گیر افتاده بودم، یکیشون حتماً 150 کیلو بود، ریش بلندی داشت، فکر نکنم هیچوقت تو عمرش حموم کرده بود برای همین مطمئنم آبِ کُسِ همه دخترایی که باهاشون خوابیده بود توی ریشش بود، منو برد اتاق مهمون، یه توپ دهانی کرد تو دهنم، دستامو بست بالا سرم به تخت. بعد پاهامو هم بست کنار دستام، اینجوری دو تا سوراخم باز بود برای هر کاری که دلش خواست بکنه. کیر چاق شو بدون هیچ روغنی کرد تو کونم، دردش جهنمی بود. فریادام فایده نداشت، اشکام فقط ملافه رو خیس کرد. اون حرامزاده کونمو خشک خشک گایید تا خون اومد، بیشتر از چهار ساعت کیرشو کرد تو کونم. بعداً از زنش فهمیدم کیرش سفت میشه ولی ارضا نمیشه، برای همین تا ابد طول میکشه و من بودم که عذاب کشیدم. ازون به بعد دیگه خودم زوجا رو انتخاب کردم و هنوز هیچ ملکه زیبایی دعوت نکردم خونهمون که شوهرم بکندش. من و شوهرم هم مرتب آزمایش ایدز میدیم!
زنم چند دقیقه ساکت بود. رنگش پریده بود ولی کمکم برگشت.
لیز گفت: دوست دارم آخر هفته بعدی دوباره بیاین. یه ماه دیگه دو تا زوج دیگه دعوت میکنم بیان تو جمع. اگه بخوای اون کیر سوم رو هم میتونی تو دهنت بگیری!
زنم لیز رو بوسید و از صداقتش تشکر کرد. بعد شوهر لیز رو برد تو اتاق خواب. من و لیز چند ساعت حرف زدیم. در مورد مردایی که باهاش خوابیدن، اغراق نکرده بود درد دادن و بدجنس بودن. چند سال گذشته یاد گرفته بهتر آدما رو قضاوت کنه. لیز منو چند بار از دور دیده بود. اولین بار که منو دید دلش خواست باهام بخوابه، ولی بیشتر از یه سال صبر کرد تا چند بار دیگه ببینه بعد چیزی بگه. حتی زنمو هم حداقل یه بار دیده بود که یا میاومد دنبالم یا میرسوند. پس میدونست شوهرش چی گیرش میاد. گفت شوهرش بیشتر سینههای گنده زنمو دوست داره، ولی واقعاً عاشق اینه که از پشت بکنه و بکوبه تو کون گندهش. اون شب لیز تو تخت من خوابید و آروم خوابیدیم. ولی زنم به شوهرش فرصت نداد. در واقع کل شب ولش نکرد. صبح یکشنبه از زنش و من خواست حواس زنمو پرت کنیم که یه کم چرت بزنه. سهنفریمون رو با یه جکوزی حسابی شروع کردیم، زنها دو بطری شراب خوردن. زنم گفت تو دبستان و دبیرستان با دوستدختراش لببازی میکرد، ولی وقتی باکرگیشو توی 16 سالگی از دست داد، دیگه سراغ دخترا نرفت. لب بازی با لیز چیزی بود که همه این سالها دلش میخواست. تریساممون با ۶۹ دخترا تموم شد، زنم زیر بود، کیرم تو کس لیز و تخمام رو پیشونی زنم میمالید.
وقتی شوهر لیز بالاخره از چرتش بیدار شد، یه غذای خوب خوردیم و خداحافظی کردیم. زنم اونو بوسید، ولی لیز رو با احساستر بوسید…!
نوشته: آق فریدون
4 پاسخ به “ضربدریِ آخر هفته!”
این سری، تقسیم برید
خوب بود . دمت گرم . خوب ترجمه شده بود
خیلی عالی بود ادامه بده
منم میخوام لیز بخورم