صاحبکار پیر کونیم کرد

سام علیکو این حرفا ؛بعد از سال ها یک یوزر ساده بودن تو بکن تو بلاخره منم تصمیم گرفتم خاطره اولین سکسی که داشتم و بنویسم تا چهارتا کف دستی باز مثل خودم که اینجا ول میچرخن یه حالی بکنن
اول کوتاه از خودم بگم من رهام هستم الان ۲۲ سالمه که دارم مینویسم، یه پسر با قد ۱۷۰ وزن ۹۵ اضافه وزن دارم جوری که سینه ها آویزون و کون تپل بدن خیلی معمولی ولی به شدت سفید از اون سفیدا که دست میزنی سرخ میشه (معروف به سفید برفی پیش دوستا)
داستان از این قراره که ما از اول که فهمیدم سکس چیه و فیلم سوپر دیدیم بیشتر جذب کیر شدیم تا کص کل خلافمونم این بود با رفیق صمیمی فیلم سوپر ببینیم و ور بریم دیگه پس از سال ها تلاش در خلوت به یک جقی به تمام معنا تبدیل شدیم که تمام روز دنبال فیلم شیمیل و گی بود علاقمم کلا BBW بود ولی هیچ وقت جرات دادن و نداشتم نهایت با یدونه اکانت فیک تو سایتی تلگرامی چیزی یکیو پیدا میکردم سکس چت میکردم .
گذشت تا ۱۷ سالگی رسید و تابستون ما دنبال کار رفتیم تو یه قنادی کار پیدا کردیممم قنادی دوتا خیابون بالاتر از خونمون بود رفتیم اونجا صاحب قنادی یه پیرمرد تقریبا نزدیک ۶۰ ساله به نام داوود که دیگه البته پاره کرد دیگه اینقد میگفت من دانیالم این کصکش کلا با لباس تنش رو ترازو ۵۰ کیلو نمیشد یه سبیل تخمی داشت سرشو می داد بالا تیپ و استایل هم مثل دلقک های سیرک همون جوری لباس می پوشید محل کارم یه مغازه ساده دو طبقه کلا با خودم ۴ تا کارگر از روز اول گفت من یه نیرو پسر میخوام اینجا همه کار بکنه ( حمالی ) دیگه کار ما این بود صبح به صبح بیایم یه دستی به شیشه یخچال و کف مغازه بکشیم تا بقیه بیان بعدشم بریم زیر زمین که به قول معروف آشپزخونه بود ور دست دوتا پیرکص باشیم،
یک هفته ای گذشت و ما دیگه تو صحبتا فهمیدیم پدرسگ داوود ۱۰ سالی هست زنش مرده مسخره کارکنان اونجا بود که چقد تو کف هست و هوله دیگه برنامه کاری عوض شد یه شب گفت از امشب باید یک ساعت بیشتر وایسی پایین هم تمیز کنی بری و نمیدونم این حرفا تا نگو نقشه بود خودمون باشیم فقط ماهم گفتیم چشم دیگه ساعت ۹ کرکره میداد پایین و بقیه در کسری از ثانیه میرفتن ما می موندیم خودشم یک ربع میشست کص کلک الکی مثلا حساب کتاب و بعد میومد پایین میگفت یه چایی بیار بخوریم میشستیم دیگه شروع میکرد کصشعر پرسیدن و گفتن این وسط کلا با دست صحبت میکرد همش هرجوری بود یه جایی رو دست میزد مخصوصا رون
یه چند شبی که گذشت یه شب که جقو بغل کرده بودمو خودمو زیر یه کیر تصور میکردم تازه یه مغزم رسید نکنه این داوود دنبال داستان این حرفاس دیگه این شد فکر و ما سوژه جق فرداش در کل حالت خجالتی بودن اینا تصمیم گرفتم یه امتحانی کنم دیگه واقعا کونم میخارید .
خلاصه اخر شب شد منم با تمام کمرویی یکم وا دادم استرس داشتم میمردم اونم بو برده بود دیگه یکم تیز شده بود تا دیگه تیر آخر جلوش پیراهن و عوض کردم و سینه هایی اینگار سینه دختری که تازه به بلوغ رسیده انداختم بیرون حشرییییی که داشت از چشماش میزد بیرون معلوم بود خودم دیگه واقعا داغ کرده بودم گرمم شده بود از گرما قرمز شدم همینجوری که قفلی زده بود و منم داشتم کیف میکردم پاشد اومد نزدیک دستش و گذاشت رو شونه من گفت ببین رهام جانم من بخاطر اضافه کاریت حقوق خوبی در نظر گرفتم به شرطی که یکم راحت باشیم منم دیگه فهمیدم چی به چیه خودمو زدم به کصخلی که یعنی چی دوست داشتم بیشتر تو کف باشه منم حال کنم ،
همینجوری که گفتم مگه کارم بده (واقعا هم بد بود تنها دلیل اونجا بودنم هوس داوود بود)
گفت نهههه عالیه شروع کرد در نوشابه باز کردن
گفتم پس چی
گفت ببین من از تو خوشم اومده میخوام یکم تفریح کنیم جفتمون حال کنیم پایه ای؟
دیگه از حشر داشت سکته رو میزد
منم گفتم چه حالی باشه
گفت فقط ۵ دقیقه خودتو بسپار بهم تا بگم منم یه سر نشونه رضایت تکون دادم انگار دنیارو بهش دادن پیری
خودشو چسبوند به منو محکم دستش رو بدنم همینجوری میچرخید به دقیقه نکشید دوتا لپ کونو محکم از رو شلوار گرفت چنگ زدن نفسای داغ تند تند شو قشنگ رو گردنم حس میکردم دیگه خودمم واقعا شل شده بود یه حس عجیب استرس ،ترس، لذت بود
یکم دیگه یخم آب شد و دستم دور کمرش حلقه شد
تا به خودم اومد محکم لب و چسبوند باورم نمیشد دارم از یه پیرمرد با اون حجم از سبیل لب میگیرم اصلا فانتزیم نبود ولی توان مقابله نداشتم
اینقدر محکم کونمو فشار میداد دیگه حسش نمیکردم
همین که از هم جدا شدیم فکر میکردم تمومه دیدم نه تازه اول راهه مثل کسخلا یهو کل لباساشو کند اینقدر لاغر بود میشد دنده های قفسه سینشو شمرد .
کیر داربست لازمو انداخت بیرون کیر که چه عرض کنم ماکت جنگلهای آمازون پر پشم کیر باریک قلمی ، کله قارچی ، ۱۳،۱۴ سانتی بود .
اونجا بود که فهمیدم دیگه کونو باختم رفت
تو حرکت بعدی دست انداخت شلوار و شورت منم کشید پایین واقعا از ته دل خوشحال بودم داره اتفاق میفته مثل فکرام نبود ولی خوب بود بازم،
یه اتاق خیلی کوچک استراحت و رختکن داشتیم تو مغازه که فرش داشت فقط
دستمو کشید و بردم تو اتاق کاملا مثل یه عروسک در اختیارش بودم
باورم نمیشد کاملا لخت تو بغل یه پیرمرد هم سن پدربزرگم خوابیدم
از حق نگذریم خیلی قشنگ بدنم میمالید و گردن و لبمو میخورد واقعا داشتم کیف میکردم چشامو بسته بودم فقط حس میکردم که یه دست داره سینمو فشار میده و یه دست روی باسنم نرم میچرخه و هی میره وسط لپ کونم
راحت ۳۰ دقیقه همین حالت بودیم هی منم میچرخوند و باهام ور میرفت قشنگ اینگار خمیری که ماساژ میدی تا شکل بگیره و نرم بشه .قربونش برم کیر آقا بالاخره رضایت داد که سیخ و محکم وایسه خیلی بدون خواست خودم دیگه تحمل نکردم و گرفتمش تو دستم وایییییی که چه لذتی بود بالاخره دستم بجز کیر خودم یه کیر دیگه دید .
سوراخم خودش حالت نبض زدن داشت دیگه داشت کیرو صدا میکرد ، همینجوری که داشتم با کیر بازی بازی می کردم راضی نشد و داگیم کرد دو با صورت رفت لای کونم محکم دهنشو چسبوند شروع کرد لیس زدند وای وای از اون لحظه فقط کسایی که براشون اتفاق افتاده میدونن چی میگم روی آسمون بودم ، اینقد محکم و تند لیس میزد که صدای ملچ ملوچش کل اتاقو برداشته بود و ناله منم بالاخره شروع شد حشری ترش میکرد و جون میگفت و محکم تر میخورد
قشنگ خیس بودن حرکت آب دهنشو حس میکردم بین پاهام ، در اومد گفت حالا نوبت توعه رو زمین دراز کشید تو یه دستش کیرش بود و یه دستش سر منو نزدیک میکرد بخاطر پشم زیادش نمیخواستم ساک بزنم ولی اون دیگه حالیش نبود قشنگ میکشید رو صورتم و لبام کیرشو
تا بالاخره جا داد سرشو تو دهنم منم دیگه بیخیال همه چی برای یه شب کامل خودمو اماده کردم و راه دادم واقعا کیرش تو دهنم جا نمیشد منم اصلا ساک زدن بلد نبودم خودش تلمبه میزد تو دهنم تا ته جا میکرد که عوق میزدم
واقعا میشه گفت یه ساک پر تف مجلسی دل داد و کیر و کشید بیرون و رو شکم خوابیدم دیگه وقتش بوددددددد
لحظه رسیدن عاشق به معشوق
یه سوراخ دست نخورده تنگ زیر یه کیر تشنه
بدون هیچ رحمی سرشو تنظیم کرد و حل داد داخل
جلو چشام سیاه و شد
یه فریاد بلند زدم ولی مهم نبود که ولم کنه چون نه کسی میشنید نه میخواست گاییدن من خراب بشه
حتی نمیتونستم در برم از زیرش
چشام پر اشک شده بود فقط نفس نفس زن التماس میکردم بلند بشه اونم فقط میگفت هیسسس
دیگه دردش داشت میخوابید منم بی حس زیرش بودم تا بقیه کیرشو جا کنه بازی باز هی بیشتر میکرد تو درد داشت ولی نه اندازه اولش یکم که گذشت دیگه لذت بخش شد ، اینجا شروع رسما کونی شدن من بود
از کمرشم که نگم اون شب داگی ، پاهام رو شونه هاش ، روی پهلو خوابیدن همه جوره واقعا ۱۰۰ روش سامورایی منو گایید تا اخرش حس کردم داخل کونم خیلی گرمه آبشو همونجا ریخت تا قطره اخر تو کونم و اینجوری من کونیه اون شدم.
تقریبا یک سال اونجا کار کردم و این دیگه برنامه هر شب ما بود

ببخشید خیلی طولانی شد اولین باری بود که نوشتم دیگه
در آخر بگم هر گرایشی دارید خجالت نکشید برید دنبالش و لذتشو ببرید .

نوشته: رهام طلا

بازدید 5,964

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “صاحبکار پیر کونیم کرد”

  1. قیاقه پیرمرده رو تصور کردم حال بهم زن‌بود ولی داستانتو خیلی قشنگ نوشتی کلی کیف کردم چند تا تیکه هم یاد گرفتم از داستانت دمت‌گرم😂مخصوصا کیر داربست لازم خیلی قشنگ بود🤣🤣

  2. ببینم تو دیگه چه تحفه ای هستی که بااین پیرمردی که توصیف کردی، لذت هم بردی…!حال مارو ک بهم زدی

  3. خوش به حالت که کونت گذاشت .من که فقط تو سن ۸ سالگی درب مغازه تو فصل تابستان میرفتم فقط دست مالی میشدم .از شیراز هستم سن بالام.مفعولم

  4. پیرمرد ۶۰ ساله که نمیتونه بیشتر از چند دقیقه شق نگه داره چجوری تو رو به صد روش سامورایی گائید ؟ یکسال هر شب تو رو میکرد ؟ اصلا امکان نداره کص شعر نوشتی ، ضمنا کیر ۱۳ سانتی بره تو کون جوون ۲۰ ساله چاق خیلی کم درد میکنه نه اینکه تو اینقدر آب و تاب بدی ،ضمنا بقیه کارگرها بهت شک نمیکردن که چرا شما میموندید تا آخر شب ؟ یه دروغ دیگه هم که نوشتی ساعت ۹ شب کدوم قنادی میبنده ؟ اکثر قنادیها تا ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب بازن

  5. یجوری اولش گفتی سام علیکو این حرفا گفتم میخوای از چاقو کشیا و خیابون بستنات بگی…کونی لات و مشتی محصول جدید بکن تو

  6. با این توصیفاتی که کردی زن پیرمرده از ریخت نحس این مرد تو چجوری وا دادی آخه

  7. سامعلیکنه لایک و ونه دیس لایک رهام داشم .خوب بود هم طولانی بود و هم خوب و کونی شدنت رو توصیف کرده بودی تبریکاات مون از ما قبول کن نسناس و بعدش غلط و علوط دیکته ایی و به دو سه تایی داشتی و بهداشت و مهداشت پشم خایه دیگه ما اثری از کاندوم ندیدیم وحالا اونوقت پیری اگه ایدز نداشته و اچ آی وی نبود و سوزاک و سفلیس که بوده واحتمال و ریسکش بالا بوده واسه خاطر دلایل که نوشتم دیس لایک منطظور و نظرم بود ولی هیچ کدومه بهت ندام که ممتنع حساب میی شه .

  8. سامعلیکنه لایک و ونه دیس لایک رهام داشم .خوب بود هم طولانی بود و هم خوب و کونی شدنت رو توصیف کرده بودی تبریکاات مون از ما قبول کن نسناس و بعدش غلط و علوط دیکته ایی و به دو سه تایی داشتی و بهداشت و مهداشت پشم خایه دیگه ما اثری از کاندوم ندیدیم وحالا اونوقت پیری اگه ایدز نداشته و اچ آی وی نبود و سوزاک و سفلیس که بوده واحتمال و ریسکش بالا بوده واسه خاطر دلایل که نوشتم دیس لایک منطظور و نظرم بود ولی هیچ کدومه بهت ندام که ممتنع حساب میی شه .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید