بالاخره شب شد و شام رو که خوردیم با آن ها رفتیم و بعد از رقصیدن که ساعت حدود یک و نیم بود به یک گاراژ رفتیم.صاحب گاراژ رفیق علی بهزاد بود.ماشین برادرم رو که یک برادرم بود رو در یک گاراژ پارک کردیم.چون پارکینگ خونه مون پر بود.ساعت نزدیک 4 صبح به خونه برگشتیم و تا ساعت 9 خوابیدیم.وقتی بلند شدیم به دنبال ماشین رفتیم.بعد رفتیم دنبال سارا و پریسا.با ماشین به فروشگاه رفتیم.دوست دخترهایمان هرچیزی که خواستند با پول ما خریدند.بعد به برج میلاد رفتیم و ساعت یک بعد از ظهر ناهار خوردیم و به توچال رفتیم.ساعت پنج آن ها رو دم خانه هایشان پیاده کردیم.قرار بود من و علی و پدر و مادر و خواهر کوچکترم به خانه یکی از فامیلهایمان برویم.ولی من و علی نرفتیم و ماندیم که از خانه مراقبت کنیم.
وقتی که آن ها رفتند ساعت هشت بود و من و علی هنوز شام نخورده بودیم.قرار شد من و علی به رستوران برویم.در راه پریسا و سارا را دیدیم.اتفاقا آن ها هم شام نخورده بودند.با هم به رستوران رفتیم.بعد از خوردن شام به سینما رفتیم.بعد از دیدن یک فیلم رمانتیک پریسا و سارا رو به خانمان بردیم.من و علی هوس سکس کرده بودیم.مخصوصا علی خیلی ویسکی خورده بود و خیلی مست بود.من به آن ها پیشنهاد دادم.آن ها خندیدند.ما هم خندیدیم.به تخت خواب رفتیم.وقتی که لباس هایمان رو در اوردیم برادرم پستون های سارا رو در دهن گرفت.من هم شروع به لیسیدن کس پریسا از روی شرت کردم.پس از اینکه اون ها رو با ویسکی مست کردیم شروع به گائیدن آن ها کردیم. علی که خیلی مست بود پریسا رو در بغل گرفت و شروع به گائیدن او کرد.خودم هم پاهای سارا رو به بالا بردم.اینقدر مست بودم که با تمام قدرت او رو میکردم.شروع به خوردن پستون های او کردم و من اینقدر سارا رو کردم که وقتی آب کیرم اومد نصفش رو در صورت او ریختم.بقیه اش رو در دهانش.او کیرم رو در دستش گرفته بود و ساک میزد.علی هنوز در حال کردن پریسا بود.او اینقدر پریسا رو کرده بود که کیرش سرخ شده بود.پستون های پریسا در دهان قرمز شده بودند.بعد علی پاهای پریسا رو بالا برد و اینقدر اون رو کرد که بالاخره آب کیرش اومد.و آب کیرش رو در درون کون او ریخت.در حال کردن پریسا و سارا صدای آنها خیلی زیبا بود و ما بیشتر حشری میشدیم.وقتی که خسته شدیم از ما پول خواستند.به هرکدام 300 هزار تومن پول دادیم و آن ها به ما گفتند اگر بازهم هوس کردید به ما زنگ بزنید و ما هم قبول کردیم!خداحافظ
نوشته: og loc
39 پاسخ به “سکس ما با پریسا و سارا”
اخه بچه کونی داهاتی ریدم تو این داستانت.مگه داری انشا مینیویسی؟؟1-به پارتی علی برویم.2-اتفاقا آن ها هم شام نخورده بودند.3-پستون های پریسا در دهان قرمز شده بودند.کیرم دهنت عقده تهران و پول خرج کردن داری؟؟1-دخترهایمان هرچیزی که خواستند با پول ما خریدند.2-ما توی تهران زندگی میکنیم.
واقعا كه … افتضاح بود.
موضوع انشا:«جمعهي خود را چگونه گذرانديد؟»
ننتو گاییدم میدونی چند بخشه؟؟؟ حرامی, علی داشت کونت میزاشت و منم داشتم به مامانت افتخار میدادم.راستی, چقدر پولدارید:& 8} 8> 8> 8> 8> :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o :^o
مکان: خنده بازارلوکیشن: انشاموضوع:به همنوعان خود کمک کنیدمن و علی میخواستیم به همنوعان خود کمک کنیم( نوازش معلم انشا) روزی 8 ساعت برای شناسائی افراد نیازمند وقت گذاشتیم(نوازش)چند تا سنگ در دستمان گرفتیم و با آن تو سر دو دختر زدیم ( پس گردنی)چون نشانه گیریمان خوب بود دقیقا مخ آنها را زدیم(پس گردنی)ما آنها را به فروشگاه بردیم آنها با پول ما هر چه خواستند خریدند(نوازش)در همین حال با هم رقصیدیم(پس گردنی)فردا آنهارا دیدیم آنها نهار نخورده بودند به آنها نهار دادیم به برج میلاد رفتیم تا دلشان باز شود( نوازش)علی از جیب عقب خود ویسکی در آورده و میخورد(پس گردنی)ان دو دختر هم از علی ویسکی خواستند علی دوباره از جیب عقی خود یه بطری ویسکی در آورد و به آنها داد(پس گردنی)ما آنهارا کردیم(ده تا پس گردنی)در ادامه برای آنکه به آنها کمک کرده باشیم نفری 300 هزار تومن به آنها کمک کردیم(پس گردنی)وقتی این ماجرا را برای پدرم تعریف کردم پدرم با من دعوای سختی کرد(نوازش)پدرم گفت :آخه گوساله(نوازش)هفتصد هشتصد هزار تومن خرج کس کردی الاغ …من خودم میبرمت جنده خونه با پنجاه هزار تومن هم کس میکنی هم به همنوع خود کمک میکنی( پس گردنی)این بود ماجرای کمک من به همنوع
فریجابمرسی خیلی باحال بود =))ببخشید شما به جز انشا در زمینه توضیح فعل هم راهنمایی می کنید ؟
آی میییییییییییییییییییییییرهآدم داستانت رو که میخونه یادش به کتابهای عهد ناصری میفتهداستان رو خودت نوشتی یا کسی کمکت کرد؟آخه این ریدن نمیتونه کار 1 نفر باشه
بابا آب داد. سارا انار دارد. آن مرد آمد، آن مرد در باران آمد و…یاد متنای کلاس اولم افتادم 🙂
مادر به فرزند:الهی درد به جونم…باز شامپو چینی زدی به کیرت…چرا اخه با خودت این کار رو میکنی؟خودت رو تو اینه ببین عین معتادها شدی…چشات چال افتاده…آخه پسرم تو که میخواستی داستان بنویسی به خودم میگفتی تا یک عمر تجربیاتم رو در اختیارت بزارم…کی گفته نرخ کس سیصد تومنه…مگه انجلیا جولی رو گاییدی؟ فوقش 60تومن…دیروز که با فاطی خانوم زن همساده بودم گفتش پایینتر هم اومده…الان دور بر50تومنه…آخ پسر نمیدونی مادرت جوونیهاش چه برو بیایی داشت من بودم گذر قلیچ!!!هیچ جنده ای جرات نداشت پاشو جایی که من هستم بزاره… هر چی مرد تو محل بود از ترس من میرفت توسوراخ موش!!!اخه تا کمرشون رو خشک نمیکردم ول کن قضیه نبودم…تا اینکه یال کوپال من هم ریختو جامو به نوچه هام که یکیش اکرم جنده بود دادم…اون روزها هم مثل الان دست زیاد نبود…قیمت و فی دست خودم بود…کلا من بودم که قیمت کف بازار کس رو تعیین میکردم… پسرم تو فرزند کل محله هستی …مگی نه؟یه بابا بگو از رفتگر تا کاسب،از کارمند تا کارگر روشون رو برمیگردونن…پسرم دیگه شامپو استفاده نکن…مامان همیشه درکنارته
ridam to dastane khiyalit jaghi bad bakht
ابتدای ورودم فقط میتونم به نویسنده بگم : >:P کیر فیدل کاسترو توی کس مادر معلم ادبیاتت که به تو خواهر سکسی نگارش یاد نداده … >:P
واااااااااااااااااااااااااي واقعاكه عجبببب انشاء بودچندسالته خاله؟اصلاتاحالاسكس ازنزديك ديدي؟همون خريدكردنارو ميگفتي سنگين تربودي خاله:Loll:
الحق که فحش خوردن بعضیا ملسه،وقتی دچار کم-فحش-خونی میشنمیان اینجا …شعر می نویسن.
بابا من یه داستان توپ نوشتم چرا نمیزاریش به جای این کس و شعرا
به قول feri151 منو یاد لوکیشن انشا خنده بازار انداخت کاش وقتی مینوشتی من اونجا بودم چند تا پس گردنی محکم میزدم تا این اراجیفو نویسی برو تو فیس بوک دخترا پیغام گذاستن 40 مکان از خودمون 30 مکان از شما بعد تو رفتی 300000 تومن دادی یه نفرو از کون کردی آخه کیری تو توی عمرت 300000 تومنو یه جا دیدی دهاتی ابنه ای کیرم تو مخ جغیت
eyval bache poldar afarin ajab oghdeii hastia
کس شعر نبود. کیرخر گلنگی تو کون مادر خالت
farijab jan dastet dard nakone , aslahiyat vaqean bahal bud .
به: فریجابعالی و بینظیر بود. هرچی رو لازم بود، گفتی. بیشتر از این اگه بخوام چیزی بگم، اضافه است. فقط یاد اون «نمکی» مُنگول افتادم که با برادرش اومده بود شهر!!
فردا جمعه اول مهر ساعت 7 بعدازظهر خيزش سراسري ايران براي به زير كشيدن ضحاك زمان علي خامنه اي قاتل و براندازي جمهوري ولايت فقيهخيزش سيل آساي اتحاد دفاع نظامي نداردمسير اوليه در تهران و چند شهر ديگر:تهران = میدان ونک + میدان تجریش+میدان ولیعصرشیراز= ملاصدرامشهد=پارک دانشجواصفهان= 33 پلرشت=خیابان مطهری یا گلسارلاهیجان=خیابان آبشارمسير دوم براي تمامي شهرهاي ايران
کسخل واقعا تو عمر داستان خوندنم داستان از این افتضاح تر ندیدم
umade budam fohsh keshet konam dustan zahmat keshide budand faghat munde bud ye bi adab ke unam age ejaze bedi man nesare roohe por fotuhet konam ba ejaze hame dustanBI ADAB
ایول از بس خندیدم شیکمم درد میکنه
ey baba !!!eshala toam ye roz miai tehran
b ma3ni kalame kheili bad bud
بی پدر مادر اولش بگو داری جک می گی تکلیفمونو بدونیم. تخم حروم این چه نحوه ریدنه؟؟؟؟؟؟؟
نوشته مريم خانم در 31. شهريور 1390 – 15:15
ببین آقای نویسنده چه کردی که من رو مجبور به ثبت نام کردیآخه عزیز من چرا از مغزت استفاده نمی کنی؟تا کی بمونه تو پلمپ؟
خیلی تخمی بود بابا
دم همه اصلاحیه نویسا گرم. من که کلی روحیم شاد شد . هم از داستان هم از دیدگاه های بچه ها<من به آن ها پیشنهاد دادم.آن ها خندیدند.ما هم خندیدیم.به تخت خواب رفتیم.وقتی که لباس هایمان رو در اوردیم برادرم پستون های سارا رو در دهن گرفت> این یه تیکه از همه خنده دار تره مگه کسخلین که میخندین الکی؟
بچه کونی دهاتیتو هنوز نوشتن بلد نیستی؟واسه ما با چه لفظ قلمی هم حرف میزنیفکر نکنم تو تا حالا با دختر هم حرف زده باشیاین کسشعر ها زاییده ی ذهن تخمی تخیلیتهجلقی بد بخت:W :W :W
بابا کاپ.چینو بابا برج میلاد بابا رستوران بابا گاراژ بابا کونی بابا جقی بابا لاشی کس نگو
انقلاب باشکوه؟!انقلاب باشکوه شما از وقتی اون خمینی کونی صفت آمد روی کار ریده شده بودحالا که آدم های جانی ای مثل تو که با کاراشون روی عُدی حسین پسر صدام حسین رو سفید کردن میگن نیاین من میام تا برینم به همه ی نقشه های کثیف شما برای دور کردن مردم از همدر های توبه برای ما بازه ولی برای توی سگ خامنه ای چی؟آدمایی که خونشون گردنته چی میشن؟شما ها اسلام رو خراب میکنید نه این سایتابرو به دم تکون دادن برای خامنه ای برس
وایـــــــــــــــــــــــــــــــــــی دلم =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) انقد کیری بود تا تهش خوندم…جـــــــــــــــــــــــــــــون هرکی دوس داری بازم بنویس.فقط چند تا نکته رو می گم که دقت کنیاولشو باید اینجوری شروع میکردی: با اخبار امروز در خدمت شما عزیزان هستیم که اهمّ اونهارو به سمع و نظر شما می رسانمو آخرشو باید اینجوری: هم اکنون توجه شما رو به اخبار خارجی جلب می کنم…
این بود انشای من! =)) =)) =))
بابا داستان خیلی کیری بود نظرات با حال بود خیلی خندیدمکیرم تو داستانت
ablah
حاجی متنت خیلی ادبی بود…فک کنم مولف یه بچه پنجم دبستانیه انشائش رو این جا پیاده کرد
کسکش یارو تو اروپا هم اینجوری زندگی نمیکنه