آرش:مگه غیر از من کسی پشت دره؟
درب راباز کردم آمدبالا سرم را برگردودنم دیدم بوسه ای داغ به روی گونه های سرخم نشست.کمی اخمام را توی هم کردم پاشنه ی کفشم را محکم روی زمین کوبیدم تا این سکوت سرسام آور بشکند.چانه اش را روی شانه ام گذاشت و گفت خیلی ناز شدی شراره .با عصبانییت گفتم مگه نبودم.دیدم دست پشت سرش راجلو آ ورد گفت:گل هایی ناز برای نازترین گل زندگیم.گلاراگرفتم پرت کردم روی اپن ،تبسمی کردمو توی چشمای عسلیش نگاهمادوختم،که اون یکی ازدستاشا دورگردنم انداخت ویکی دور کمرم،بلندم کرد بوسه ای ازم گرفت و گفت:لب هات طعم توت فرنگی میده گذاشتم روی تختم و کنارم نشست گفت:تقسیر من نیست خانوادت هنوزراضی نشدند.همین طور که بامن حرف میزد دستش را به زیرتاپم برد وآروم از روی سوتین توری ام،سینه ها یم را ماساژ میداد منم دستاما به روی صورتش می کشیدم ،بااون دستش آرام آرام ازروی شلوارکم دست به روی کسم می کشیدبه پشت خوابوندم بندهای سوتینم را آروم باز کردوبرگردوندم نوک سینه هامومیخوردوآروم نوکشاگازمیگرفت. ولبام میخورد بعد از کمی عشق بازی شلوارک،شورتم راکه خیس بود ازپام بیرون کشید ولبهایش راروی کسم گذاشت ومک می زد منم سرشو به طرف کسم فشار میدادم تااینکه زبانش را کرد تو کسم چرخوند،منم از زورلذت یک جیغ صورتی بلند زدم گفت:آروم عزییزم بلندم کرد گفت برام ساک بزن منم دلم نمی خواست ولی باکمی عشوه ونازقبول کردم کمی باسر آلتش بازی کردم و سرشو تودهنم میکردم ودر میاوردم.بعدزیربغل هامو گرفت خوابخوندم روی تخت پاهاما دورگردنش حلقه کردم آروم بادستم سرالتش روگذاشتم دم کوسم آروم آروم کرد تو منم اززور درد جیغی کشیدم که صداش توی سالن هم پیچید اون میترسید من دردبکشم گفت اگه میخواهی دربیارم منم مخالفت کردم،اولش تلمبه هاشاآروم میزد بعد که دید من آروم شدم سرعتشا زیاد کرد،منم که ازروی دردوکیف آه ناله ام زیادشده بود به اون جون تازه ای میدادتااخر هردومون خسته شدیم. بلند شدم اومدم جلوش بغلش کردم بهش گفتم ممنون آرومم کردی.لبشا روی لبم گذاشت زبانشا توی دهنم چرخوند،ازم خداحافظی کرد باصدای بسته شدن در سکوت دیوانه کننده دوباره شروع شدبا این تفاوت که این بار آروم بودم.باتشکر که وقتتون راصرف خواندن داستانم کردید.(شراره)
8 پاسخ به “سکس شراره قبل از ازدواج”
الان سیخ کردم بیا ببین عجب داستانی بود واقعا که
سبک نگارشت منو کشتههههههههههههه
kos goftia na?
ﺩاﺳﺘﺎﻧﺖ ﺧﻴﻠﻲ ﻣﻌﺬﺭت ﻣﻲ ﺧﺎﻡ اﻣﺎ ﻧﻪ ﺳﺮ ﺩاﺷﺖ ﻧﻪ ﺗﻪ .
داداش ريدی
Avalin dastani bud k mano tu 3 khate aval az khundan monsaref kard.tabrik migam
ریدی کس خل
ذهنم بین طنز تمسخر و کسشعر در رفت و آمد بود که ناگهان به خود آمدم کلید ذخیره را فشار دادم تا بلکه با صدای موس همراه با سکوت اتاقم، قفل مغزم هم بشکند !!! |: