یه 2هفته ای ما اینکارو هر 2روز یبار میکردیم تا یروز دیدم ساعت 9.30صبح بهم زنگ زد گفت عشقم کجایی.گفتم خونم.گفت بیا پاساژمیلاد رفتم اونجا با مامانش امده بود گفت بریم خونه رفتیم خونشون گفتم بابات پس گفت رفته اباده برای خدمت داداشیم گفتم باشه دیدم تلفن مامانش زنگ خورد جواب داد بعد 2دقیقه امد گفت من باید برم بسیج کل نامه بگیرم برای انتقالی فرید(داداش مهشید)گفتیم باشه گفت شیطونی نکنید تا من بیام خلاصه رفت ومن موندم و مهشید اولش تو ذهنم نبو که سکس کنیم بعدش که رفت لباساشا عوض کرد کیرم شق شد امد دراز کشید روی تخت بهم گفت نمیخوای شروع کنی گفتم چیا دیدم چشمک زد منم رو نمیشد دیدم خودش لباما خورد دیگه نفهمیدم چی شد به خودمم که امدم دیدم داره لباسامو در میاره تا رسید به شرتم کلی ازم سوال پرسید که چرا محلش نمیذاشتم ومن عاشق توبودمو ازاین حرفا حلاصه رفت ازتوی کشوش یه کرم اورد شورتودراورد وبرام ساک میزد کیرمو تا تخمام میکرد توی دهنش جوری که اشک توی چشماش جمع میشد ساک تموم شد گفت نوبت توست کوسمو بخوری منم بدم میومد هرکاری کرد نخوردم تا اینکه مجبور شد دیگه قنبل کنه کلی کرم مالیدم به کیرمو کونش بدون فشار رفت داخل داشتم با احساس تلمبه میزدم دیدم در اتاق باز شدومامانش امد داخل من مات موندم دیدم مهشید گفت مامان خوب موقعه ای رسیدی مامانشم گفت نامردا تنها تنها واون دیگه به مهشید مهلت نداد من همینطوری مات بودم پیش خودم گفتم اینا مامان ودختر جندن مامانش لخت شد حصابی مهشید کس مامانش وخورد دیدیم مامانش اسپری اورد وزد گفت شروع کن منم اروم کیرم کردم داخل کس مامانش همینطوری که داشتم میکردم مهشیدم ازم لب میگرفت پستونمو میخورم یه 2دقیقه مامانشو از کس کردم تادیدم گفت از کون بکن یکمم تر کون کردم دیدم مهشید صداش درامد که منم بکن دیگه داشت ابم میومد که مهشید گفت همشو بریز تو دهنم منم خیلی بهم فشار امد کلی اب ازم امد همشو خالی کردم تودهنش خلاصه سکس تموم شد منم خداحافظی کردم امدم خونه تا 4 ماه من کارم این بود تازه پسر عمم می بردم بعد چهار ماه فهمیدم اینا بجز من با 5نفر دیگه دوستن منم ازشون زده شده بودم دیگه قطع رابطه کردم شرمنده اگه بد بود ولی واقعی بود
نوشته: امیر
9 پاسخ به “سکس با مهشید”
اصلن جالب نبود.
هوی هوی از خواب بیدار شو جقی میگم بیدارشو 12ساعته خوابیدی بیدارشو برو سرکار کسکش جاکش کس ننویس اینجاننویس جقی
چرا من نباید الان فحش بدم ؟؟؟؟؟؟
کسکش لاشی تا اخر عمرتم همچین صحنه ای رو نمیتونی ببینی که حالا واسه ما داستان درست کردی برو جقتو بزن.
چون پسرخوبی هستی وخودت اقرارکردی که داستانت کیری بود ،فقط میتونم بگم کیر آقایون بکن تو توروح خودت وهمه کس وکارت بااین داستان تخمی تخیلیت…جقیه کس کش.
جالبه شمارشو گرفتی بعد اون ب تو زنگ زده!!!اینقد جق زدی مخت گوزیده
برین بدین
بچه ها ریدن بهت.نظری نمونده که بخوام بدمدیر رسیدم ته دیگ اش رو هم خوردنbiggrin
پسر جان .چرا دروغ می گی . این داستان تکراریه .ضمنا ساعت دو شب اس بازی می کردین ساعت 9رفتی دنبالش با پسر عمه جندت . برو در کونتو بذار . دیگه کوس وشعر ننویس . بگو من هم بیام مهشید را بکنم . تو هم دلالی رو بگیر