سلام.
قبل از شروع داستانم،از خصوصیاتم بگم:چهره ی جذاب و قد متوسط،پوستمم سفید با هیکل تو پر
مدت زمان زیادی میشد که سکس نکرده بودم و ناخواسته یکی از دوستای دوران دبیرستانمو دیدم که خیلی تغییر شخصیت داده بود و دنبال یه کیس می گشت واسه دور همی هاشون،بهم پیشنهاد داد و منم رفتم چهار نفر بودیم اون با دوست پسرش و دوست دوست پسرش،من که اولش معذب شده بودم و سرد بودم باهاشون چون با این دوستمم حال نمیکردم فقط حوصلم سر رفته بود که رفتم.دوست پسر این دوستم خیلی چشماش هیز بود و نگاه میکرد منم خودمو به اون راه میزدم .مشروب اوردن و همزمان بازی میکردیم با تخته که هی سنگین خوردم و واقعا مست شدم و سرم گیج میرفت مخصوصا شکم خالی بودم.
رفتم تو اتاق و به دوستم گفتم من لباسم اذیتم میکنه و لباس راحتی داری یهو یه شلوارک فوق کوتاه با یه تاپ داد بهم که تا پوشیدم چون خودش لاغر بود همه ی بدنم توش افتاد و خیلی تنگ بود واسم خلاصه پوشیدم و مانتومم روش پوشیدم و رفتم تو یه اتاق سرم گیج میرفت فقط خودمو انداختم رو تخت .
وای به حال مستی که اصلا میترسیدم چشمامو ببندم دنیا دور سرم می تابید و میدونستم یکم تکون بخورم الانه که بالا بیارم زشتم بود دفعه ی اولی،از دوست این پسره بگم که سنش تقریبا بالا بود برای من ۳۳،۳۴ بود و درشت هیکل و سفید بور
من همینجور که دراز کشیده بودم صداهارو میشنیدم که این دوستمو دوست پسرش رفتن تو اتاق بغلی و به این پسره گفتن تو هم برو پیش اون بخواب و اون که خوابه.یهو دیدم صدای در اومد منم سریع چشمامو بستمو خودمو زدم به خواب.
رو تخت پشتم به اون سمت بود و صورتم به دیوار به پهلو خوابیده بودم،چراغارو خاموش کرد و رو یه تخت کنار من خوابید اولش تو گوشیش داشت توی برنامه هاش می تابید بعد گذاشت کنار و حس کردم صدای جق زدنش میاد و انگار داره خودشو مالش میده.
منم مست بودم و واقعا به خارش افتاده بودم باسنمو بیشتر گرد کردم و دادم عقب تر،یکم که گذشت خودشو چسبوند بهم و دستشو دور کمرم میکشید منم که مثلا خواب بودم هیچ عکس العملی نشون ندادم و فقط دلم میخواست دستشو پایین تر ببره،اولش روی کمرم کشید بعدم برد روی رونم و یه ۲۰ دقیقه ای داشت مالشم میداد تا اینکه انگشتشو روی شیار کسم کشید و منم یه تکون ریزی از لذت به خودم دادم فهمید بیدارم،جراتش بیشتر شد و دستشو کرد توی شلوارکم و رسوند به کسم و انگشتشو وسطش میکشید منم داشتم لذت میبردم و فقط دلم میخواست بکنتم.به سمت خودش برگردوندم و پیرهنمو در آورد و روی سینه هام افتاد و شروع کرد به خوردن نوک سینه هاممم،منم که خیلی بالا بودم شلوارکمو دراوردم اونم تا دید سریع شرتشو دراورد و با دستاش پاهامو تا اخرین حد باز کرد و اومد روم و تا ته یه ضرب کیرشو فرو کرد تو کسم.از لذت یه اه بلند کشیدم و خیلیی سریع با چند تا تلمبش ارضا شدم،سکس طولانی داشتیم و تو همون حالت فقط تلمبه میزد تو کسم،کیرش بکم کوتاه اما کلفت بود و حال میومدم فقط یکم پاهام درد اومده بود چون خیلیی از هم بازشون کرده بود و به سمت طرفین می داد پایین .در اورد و روی شکمم ارضا شد و با دستمال پاک کرد،رفتم دستشویی و دیگه نرفتم تو اتاق تو سالن رو مبل موندم چون حالم داشت به هم میخورد از این وضعیت .اتاق خواب دوستم و دوست پسرش دقیقا رو به روی مبل من بود و واقعا مطمعنم که از قصد آه و ناله های خیلیی بلندی میکرد چون میدونست صداش به ما میرسه،صدای تلمبه های پسره شدید و واضح میومد و دوستم با صدای بلند اه اه میکرد و ناله میکرد و جیغ میکشید و منم واقعا اولین بار بود صدای سکس کسی رو میشنیدم خیلی حشری شدم اما به روی خودم نیاوردم و همونجا خوابم برد،صبحم زودتر از همه با اسنپ برگشتم و دیگه هم جواب دوستمو ندادم چون دوست نداشتم بفهمه تو شب اول با کسی که تازه دیده بودمش سکس کردم البته شاید اون پسره گفته باشه…
داستانم واقعی بود یه لذت زودگذر بود اما عذاب وجدان و حس بدش تا مدتها باهام بود.
تمام.
قبل از شروع داستانم،از خصوصیاتم بگم:چهره ی جذاب و قد متوسط،پوستمم سفید با هیکل تو پر
مدت زمان زیادی میشد که سکس نکرده بودم و ناخواسته یکی از دوستای دوران دبیرستانمو دیدم که خیلی تغییر شخصیت داده بود و دنبال یه کیس می گشت واسه دور همی هاشون،بهم پیشنهاد داد و منم رفتم چهار نفر بودیم اون با دوست پسرش و دوست دوست پسرش،من که اولش معذب شده بودم و سرد بودم باهاشون چون با این دوستمم حال نمیکردم فقط حوصلم سر رفته بود که رفتم.دوست پسر این دوستم خیلی چشماش هیز بود و نگاه میکرد منم خودمو به اون راه میزدم .مشروب اوردن و همزمان بازی میکردیم با تخته که هی سنگین خوردم و واقعا مست شدم و سرم گیج میرفت مخصوصا شکم خالی بودم.
رفتم تو اتاق و به دوستم گفتم من لباسم اذیتم میکنه و لباس راحتی داری یهو یه شلوارک فوق کوتاه با یه تاپ داد بهم که تا پوشیدم چون خودش لاغر بود همه ی بدنم توش افتاد و خیلی تنگ بود واسم خلاصه پوشیدم و مانتومم روش پوشیدم و رفتم تو یه اتاق سرم گیج میرفت فقط خودمو انداختم رو تخت .
وای به حال مستی که اصلا میترسیدم چشمامو ببندم دنیا دور سرم می تابید و میدونستم یکم تکون بخورم الانه که بالا بیارم زشتم بود دفعه ی اولی،از دوست این پسره بگم که سنش تقریبا بالا بود برای من ۳۳،۳۴ بود و درشت هیکل و سفید بور
من همینجور که دراز کشیده بودم صداهارو میشنیدم که این دوستمو دوست پسرش رفتن تو اتاق بغلی و به این پسره گفتن تو هم برو پیش اون بخواب و اون که خوابه.یهو دیدم صدای در اومد منم سریع چشمامو بستمو خودمو زدم به خواب.
رو تخت پشتم به اون سمت بود و صورتم به دیوار به پهلو خوابیده بودم،چراغارو خاموش کرد و رو یه تخت کنار من خوابید اولش تو گوشیش داشت توی برنامه هاش می تابید بعد گذاشت کنار و حس کردم صدای جق زدنش میاد و انگار داره خودشو مالش میده.
منم مست بودم و واقعا به خارش افتاده بودم باسنمو بیشتر گرد کردم و دادم عقب تر،یکم که گذشت خودشو چسبوند بهم و دستشو دور کمرم میکشید منم که مثلا خواب بودم هیچ عکس العملی نشون ندادم و فقط دلم میخواست دستشو پایین تر ببره،اولش روی کمرم کشید بعدم برد روی رونم و یه ۲۰ دقیقه ای داشت مالشم میداد تا اینکه انگشتشو روی شیار کسم کشید و منم یه تکون ریزی از لذت به خودم دادم فهمید بیدارم،جراتش بیشتر شد و دستشو کرد توی شلوارکم و رسوند به کسم و انگشتشو وسطش میکشید منم داشتم لذت میبردم و فقط دلم میخواست بکنتم.به سمت خودش برگردوندم و پیرهنمو در آورد و روی سینه هام افتاد و شروع کرد به خوردن نوک سینه هاممم،منم که خیلی بالا بودم شلوارکمو دراوردم اونم تا دید سریع شرتشو دراورد و با دستاش پاهامو تا اخرین حد باز کرد و اومد روم و تا ته یه ضرب کیرشو فرو کرد تو کسم.از لذت یه اه بلند کشیدم و خیلیی سریع با چند تا تلمبش ارضا شدم،سکس طولانی داشتیم و تو همون حالت فقط تلمبه میزد تو کسم،کیرش بکم کوتاه اما کلفت بود و حال میومدم فقط یکم پاهام درد اومده بود چون خیلیی از هم بازشون کرده بود و به سمت طرفین می داد پایین .در اورد و روی شکمم ارضا شد و با دستمال پاک کرد،رفتم دستشویی و دیگه نرفتم تو اتاق تو سالن رو مبل موندم چون حالم داشت به هم میخورد از این وضعیت .اتاق خواب دوستم و دوست پسرش دقیقا رو به روی مبل من بود و واقعا مطمعنم که از قصد آه و ناله های خیلیی بلندی میکرد چون میدونست صداش به ما میرسه،صدای تلمبه های پسره شدید و واضح میومد و دوستم با صدای بلند اه اه میکرد و ناله میکرد و جیغ میکشید و منم واقعا اولین بار بود صدای سکس کسی رو میشنیدم خیلی حشری شدم اما به روی خودم نیاوردم و همونجا خوابم برد،صبحم زودتر از همه با اسنپ برگشتم و دیگه هم جواب دوستمو ندادم چون دوست نداشتم بفهمه تو شب اول با کسی که تازه دیده بودمش سکس کردم البته شاید اون پسره گفته باشه…
داستانم واقعی بود یه لذت زودگذر بود اما عذاب وجدان و حس بدش تا مدتها باهام بود.
تمام.
نوشته: منِ تنها
4 پاسخ به “سکس با غریبه در مستی”
نوش جونت
پسر جون زوده الانبزرگتر شدی تو رو هم میکنن نگران نباش
الان کجایی؟ من تنها؟
بعد همینا تو خیابون چادری میبینن میگن اینا خیلی خرابناخه حرومیا شما ها که اینطوری اید چرا گه میخوریدملت میفهمن از روی حسادت شرف نداشتتون میتوپید به چهار تا دختر با حجب و حیا