سکس با عشق زندگیم

سلام اسم من علی ۱۹ سالمه داستانی که میخوام واستون تعریف کنم واس تقریباً دو سال پیشه یعنی موقعی که ۱۷ سالم بود (جواد خیابانی تایم 🤣) بریم سر اصل مطلب.

مامانِ من یه رفیق داشت که همکارش بود قبلاً و این دوستِ مامان من یه دختر داشت با یه پسر ما با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم و من تو اولین بار که این دخترو دیدم نه یه دل صد دل عاشقش شدم اصلاً این بشر الهه زیبایی بود وقتی بهش نگاه میکردم دیگه نمیخواستم جای دیگه‌ایو نگاه کنم، پوست سفید چشمای خوشگل صدای دلنشین هیکلش لاغر بود ولی کون گوشتی داشت خلاصه که آخرت داستان بود اون دو ماه از من کوچیک‌تر بود جفتمونم متولد ۸۲

آقا من شماره‌رو گرفتم حرف زدیم دل دادیم قلوه گرفتیم میرفتیم بیرون خوش میگذروندیم اون رو من غیرتی من رو اون غیرتی خلاصه یه رابطه به شدت عاشقانه بعد قرار بر این شد یه‌روز بیاد خونمون فیلم ببینیم ( این داستان اولین سکس منو سمانه بود) ظهر چهارشنبه بود که رسید خونمون (من اون‌روز سرکار نرفته بودم و تا شب خونه خالی بود) فیلمو پلی کردیم بغل تو بغل همدیگه داشتیم فیلمو میدیدیم اسم فیلمم «نفرین لایورونا» بود یه فیلم ترسناک خفن. در حین فیلم دیدن هی تند تند میترسید منو محکم‌تر بغل میکرد منم که رو هوا بودم و فقط داشتم به این فکر میکردم که چجوری سر بحثو باز کنم به سمت سکس چون راست کرده بودم و طوری وانمود میکردم که نفهمه کیرو داده بودم بالا پیرهنم انداخته بودم روش به طوریکه اصلاً معلوم نبود کیرم راسته من فیلمو زدم استپ رفتم دستشویی موقع بلند شدن حس کردم که دید کیرم راست شده منم تو دستشویی داشتم فکر میکردم که چجوری بهش بگم چون به شدت آدم خجالتی هستم خلاصه که گفتم کیرم توش بیخیال اصلاً نمیگم
رفتم دوباره پلی کردم داشتیم می‌دیدیم که سمانه بهم گفت « علی من میدونم تو الان کیرت راست شده » آقا من قرمز شدم نمیدونستم چی بگم گفت « اشکال نداره من خیلی منتظر بودم که خودت شروع کنی ولی دیدم از تو بخار در نمیاد » تو اون لحظه انگار کل دنیارو بهم داده بودن خیلی خوشحال شدم که جملاتو از دهن سمانه شنیدم دستشو گذاشت رو کیرم لبشو آورد گذاشت رو لبم چند ثانیه‌ای با هم لب گرفتیم که بهش گفتم { سمانه میخوام همه‌جاتو بخورم } اونم گفت « علی امروز من مال توعم هرکاری دلت میخواد باهام بکن » من شروع کردم از نوک پا تک تک انگشتاشو کردم تو دهنم اومدم بالاتر رسیدم به کصش لای پاهاشو باز کردم کصش پشم داشت ولی واسم مهم نبود چون طرف عشق زندگیم بود شروع کردم تفو تف کاریو خوردنو لیسیدنو بوس کردنو از اینجور داستانا تا تونستم آه و ناله‌شو در آوردم. تا حدی حشرش زد بالا که بلند شد منو خوابوند شلوارمو در آورد کیرمو وحشیانه ساک زد کیرم اون موقع ۱۵ سانت بود ولی کلفت 👌🔥 خیلیم خوشش اومده بود
خیلی تعریف کرد از کیرم بعد گفت « علی بیا بکن تو کونم اون کیرتو » گفتم { عشقم من دوست ندارم درد بکشی بزار اول یکم انگشتت کنم حالا واس کردن وقت زیاد هست } انگشت اشاره‌رو تفی کردم یه تفم انداختم رو سوراخش یه سوراخ فوق‌العاده تنگ و زیبا داشت بلافاصله که انگشت رفت توش صداش بلند شد گفتم { حالا میخواستی کیرمو بکنم !!😂}
خندید گفت « حرف نزن کارتو انجام بده🙃» انگشت دومم کردم تو یکم عقب جلو کردم چرخوندم تو سوراخش در کل یه حالی دادم به سوراخش که بشه کیرو بکنی توش و درد نکشه یواش یواش کیرمو گذاشتم رو سوراخش بهش گفتم { سمانه هر موقع دیدی دردشو نمیتونی تحمل کنی بهم بگو سریع بکشم بیرون چون اصلاً دوست ندارم درد بکشی } اونم گفت « چشم علی‌جون مرسی که انقد خوبی ولی من سعی میکنم دردشم تحمل کنم به خاطر تو تا تو حال کنیو آبتو با کونم بیاری » اصلاً شنیدن این جملات منو داشت دیوونه میکرد اون روز بدون شک بهترین روز عمرم بود‌. کیرمو خیلی یواش فشار دادم تو سوراخش یه دفعه آه بلند کشید سریع کشیدم بیرون گفت « لعنتی کیرت خیلی بزرگه من چجوری تا آبت بیاد بهت بدم ! » گفتم { عشقم مهم نیست میتونیم اینکارو نکنیم} گفت « زر نزن من الان باید هرحوری شده اون کیر تو کونم تلمبه بزنه؛ فقط یکم آروم پیش برو تا سوراخم عادت کنه به کیرت» گفتم { چشم عزیز دلم تو جون بخواه} این دفعه یواش‌تر فشار دادم سرش رفت تو یه لحظه خودشو سفت کرد گفتم { الان سرش توعه} گفت « سرش؟؟؟؟ 😢» بعد چند ثانیه مکث آروم بقیه‌شم فشار دادم دیدم آه و ناله‌ش بلند شد گفتم { عزیزم الان همش توشه } گفت « مشخصه 😰 دارم پاره میشم😩» آروم آروم عقب جلو کردم؛ خودم احساس میکردم که تلمبه زدن راحت‌تر شده و اونم آه و ناله‌ش عوض شده بود گفتم { عزیزم خوبی ؟} گفت « از این بهتر نمیشم😍🥰» منم که با شنیدن این حرف آمپر چسبوندم تلمبه‌هارو تندتر کردم؛ دیدم داره آبم میاد اونم تازه داره حال میکنه با خودم گفتم حیفه الان تموم‌شه کیرمو کشیدم بیرون یکم کص و کونشو خوردم پوزیشنو به صورت داگی ادامه دادم هربار که آبم داشت میومد با یه مکث چند ثانیه‌ای پوزیشنو عوض میکردم تا آبم برگرده و دوباره شروع میکردم و بالاخره دمر خوابوندمش کردم توش بعد یکم تلمبه زدن در آوردم پاچیدم رو کون و کمرش بعدشم با هم رفتیم حموم یکمم عشق بازی تو حموم کردیم بعدش اومدیم دراز کشیدیم کنار هم ادامه فیلمو دیدیم …
هنوزم با هم دوستیم و سکس میکنیم و به فکر ازدواج هستیم که با این وضعیت مملکت فعلاً از دسترس خارجه

شرمنده اگه طولانی شد
درسته طولانی بود ولی قشنگ بود ♥️ 😉

نوشته : علی

بازدید 4,393

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “سکس با عشق زندگیم”

  1. اخه کسکش من سال هشتاد و دو از اولین دوست دخترم فقط تونستم با هزارتا روش دیوثی فقط لب بگیرم بعد توی بچه کونی اومدی میگی از کون کردی؟

  2. اسکل خان داره ادا تنگا رو در میاره کونی که تا حالا توش نرفته باشه به این راحتیا نمیشه باز کرد چه برسه که توش تلمبه بزنی

  3. فرزاد فکر‌کنم گفت متولد هشتاد و دو و بعدم فیلم نفرین لیوورنا تازه اومده جدیده ۲۰۲۰ یا ۲۱ باید باشع

  4. هزار ماشالا ما کشیدیم کنار شدیم نسل سوخته دهه هشتادیا کشیدن پایین دادن پاره شد دوختن شدن نسل دوخته

  5. وجدانا اینا کی یاد گرفتن کیر و کس و کون چیه که حرف از سکس اونم با عشقشون بزنن 😂😂😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید