سوم دائی بزرگم بود که خدا رحمتش کنه صبح همه رفتن سر مزار منم رفتم برا مسجد خرما و وسایل مورد نیازو بخرم برگشتنی دیدم دخترخاله مونده خونه تا بساط چای روبراه باشه(مراسم و خونه پدربزرگم برگزار میکردیم و مسجدم که جای خودش و داشت)من رفتم آشپزخونه وسایلی که خریده بودمو بزارم اونجا دختر خاله اومد خم شد از کشو چیزی برداره که کونش زد بیرون ووووووای پسر عجب کون خوش فرمی چون باهم راحت درمورد سکس حرف میزدیم و باهم زیاد لب بازی میکردیم سریع از پشت بغلش کردم اونم نگو حشرش زده بالا هیچی نگفت کیرم بدجور راست شده بود با دیستام پستوناشو میمالوندم گردنشو لیس میزدم و کیرمو درست جا کرده بودم تو چاک کونش یه کم حال کردیم بهش پیشنهاده سکس کردم شرایط و بررسی کردیم که گیر نیوفتیم من یواشکی رفتم طبقه پائین اونم بعد من اومد شروع کردیم همدیگرو لیسیدن و خوردن لب و لوچه بلوزشو درآوردم و وای پستوناش زد بیرون البته بعد اینکه سوتینشو باز کردم خوردم خوردم که دیدم چشاش از خماری قرمز شده و داره بسته میشه بعدش شلوارشو دادام پائین شورت صورتی پوشیده بود از رو شورتش کسش و گاز گرفتم بعدش شورتم کشیدم و کیرم که داشت منفجر میشد بیرون آوردم خوابوندمش رو زمین کیرمو 3/4 تایی کشیدم رو کسش که دیدم چنان منو بغل کرد و چنگم زد که نگو آبش اومدحالا نوبت من بود بهش گفتم برگرده قمبل کنه آقا چشتون روز بد نبینه چنان حشری و دست پاچه شده بودم که با کلی زحمت سره کیرمو که دادم تو مثل اسب همه آبمو خالی کردم تو کونش.الان تو این مدت خیلی باهم سکس داشتیم و داریم اما مثل اولین بار نیستم 2تامونم حرفه ای شدیم البته اینم بگم که شوهر کرده کسم باز شده کون و کس 2 تاشم بیشتر در اختبار منه تا شوهرش آخه یارو معتاد بود.همیدوارم خوشتون بیاد
نوشته: zero
24 پاسخ به “سکس با دخترخاله احمق”
ای بابا شیر جوان من می گم تو با چه سرعتی داستان می خونی نگو zero
ای عزادار ای دائی بزرگ مرده . عزاداریاتون تو حلقمننویس بابا مگه اجبارتت کردن بیای اینجا کس شعر های زائده مغز کیریت رو بنویسیاین چه جفنگیاتی بود بلغور کردی .برو دنبال کارت این طرف ها هم پیدات نشه می گم بچه ها از خجالتت حسابی در بیان ها . گمشوگووززوو …
خدا لعنت کنه باعث بانیشو.خدا جم کنه هرچی ادم جلغوس.جلقی.دروغگو.لولی.کونده.و…ما د ر کونی و…
داستانت هم مثل کمر وا موندته سریع تموم شد.ولی خیلی بهتر از گی بود اما پر رو نشو گیوتین تو کونتبرو بچز شب همگی به خیرلا لا
کس نکو اول بیا خودتو بکنن بعد دختر خالتو. ولی بازم دمت گرم. ص
(|: (|: (|: (|: (|: (|: منکه دوست نداشتم خَعلی زودی تموم شد…
حق اش بود به تو هیچ حالی نمیداد که حالا احمق خطاب اش کنی.بی پدر چرا با اون بدبخت ازدواج نکردی فقط فکر حال کرد نت بودی آخه کس خور اگه اینقدر با دختر خاله ات نزدیک بودی نباید اجازه میدادی کس دیگه ای با اون ازدواج کنه و اگه ازاش خوش ات نمی اومد نباید با اون غاطی میشدی.
آقا غم آخرتون باشه! مارو هم تو غمتون شريك بدونين، فقط اومدم بهت تسليت بگم، تورو خدا بلند نشو مزاحم نميشم بشين جقتو بزن، هرچى خاك اون خدابيامورزه، بخوره تو سرت! فاتحمدالصلوات!
بچه ها اگه اجازه بدین بنده شخصا دهن ایشان را مورد عنایت قرار بدم .اخه کونی چاقال کس کش حرومزاده 3/4. تایی کشیدم روش سه حالت داره یا 12تا کیر داری که بعید میدونم. احتمالا 12 تا کون داری .یا 4 تا کیر داری که 3 بار کشیدی روش یا. سه چهارم کیرتُ کشیدی روش .ولی در کل به نظر من سه چهار تا کیر کلفتُ کشیدی رو خودت.در پایان کیر 3/4 بچه های بکن تو تو 4/4 کونت.
والا خجالتم خوبهتو مراسم ختم و این کارا؟!؟!؟!!!
متاسفم برای وقایع جامعه ایرانیمان معتاد و بی غیرتی …
مــــــــــــــــــزخــــــــــــــــــــرفففففففففففففففففففففف بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
باز هم مثل همیشه دختر خاله حشری . شورت صورتی . خونه خالی . و … حالم بهم خورد از این داستانای تخماتیک
هیییییییییادش بخیر…به قول یکی از دوستان…حیف وقت…حیف برق…حیف نت…
کیر هرچی اسب و خره تو کونت با این داستانت
وقتی اینارو مینوشتی دماغت به مانیتور نمیخورد پینوکیو.واسه خودمون متاسفم که یه نفهم مثل تو میاد داستان کیریشو اینجا میذاره.خوب آخه بیشعور به قول بچه ها با همون سرعتی که جلق میزنی که ننویس جلقی.داستان باید ساختار و پیکره بندی داشته باشه.باید فضاسازی و شخصیت پردازی . هزارتا کوفت و زهرمار دیگه داشته باشه تا قابل تحمل باشه.نه اینکه دستتو بگیری به کیرت و یاد د ختر خاله کسخلتراز خودت بیفتی و حالا نزن کی بزن. بعد هم بدو بدو بپری پشت کیبورد و با اون دستای کثیفت داستانت رو تف کنی تو سایت.ای کیر پسر شجاع تو کونت.
داستان کوتاه اگه مینوشتی طولانی تر میشد ریدم به دهنت که هم داستانت تخمی بود هم اسم داستانت…!
کونی اسم داستانت رو خوندی
بدبخت جقی معلومه تو درس ریاضی همیشه ترررر میزدی اینو داشته باشین:داستان من برمیگرده به 6 سال پیشاون موقع 14 سالش بود الان 21 سالشهکیر تو کونت بدبخت اینقدر جق نزن مثلا میخواستی حساب کرده دروغ بگی که نشد
بدبخت جقی داستانتو میخواستی حسای شده تعریف کنی ولی ترررر زدی با این ریاضیاتتاینو داشته باشین:داستان من برمیگرده به 6 سال پیشاون موقع 14 سالش بود الان 21 سالشه
پس با این حساب…برای به دست اوردن تعداد حروزاده های فامیلتون کافیه تعداد اموات x تعداد دخترهای فامیل کنینکون دختر14 ساله رو 2ثانیه ای کردی…کس زنی که چند ساله میده هم به این زودی وا نمیشهآبچاقال جقی! تو یا کون نمیدونی چیه یا کیر یا دختر 14ساله!..اونوقت هیچ پدرسوخته ای نبود بیاد ببینه چه گهی میخورین!
کیر تو کونت با داستانت
حالا چرا دختر خاله احمق فکر کنم بيشتر برازنده خودت باشه
بدک نبود البته اگه حقیقت باشه .ولی واقعا دختر خالت بقول خودت احمق بوده رو حساب اینکه به توی جلاغ پاداده !pleasantry