سلام من اسمم سیماست الان۱۸ سالمه این داستان برای ۵سال پیشه که من ۱۳سالم بودش وداداشم ۲۰سالش تازه امروز وارد سایت شدم میخوام داستانمو بگم به من که بدنگذشت ولی شایداگه اتفاق نمیوفتاد زندگیم ازیک مسیردیگه ای میرفتش ما کلا دوتابچه بودیم اکثراوقات هم تنها بودیم من خیلی نزدیکش بودم وابستگی شدید داشتم بهش میشه گفت اون منوبزرگ کرد الانم حدودا ۳سالی هست خبری ازش ندارم وبه گفته خودش مستقل شده وبابام هم اجازه اوردن اسمش رونمیاره داستان ازخیلی موقع پیش شروع شد همیشه منومیزاشت روی پاش وبدنم رومیمالید کیرش که زیر شلوارش راست میشد من فکرمیکردم مدلشه حتی ذهنم نمیرسید که این بلند شده حدودا دوسالی فقد منومیمالید کم کم سینه هام رشدکرده بودن دلم میخواست یه مرد اونهاروماساژ بده وخوب اونم اینکارومیکردمنم لذت میبردم اما هربار خواستم بیشترمیشد دلم میخواست خورده بشن به صورت وحشیانه ای البته کرم ازخودمم بودش خودم خوشم میومد اما نمیدونستم کارم درسته یانه حتی درکی ازکارمم نداشتم فقد دوست داشتم اون کارولذت بخش بودش تااینکه وارد سال هفتم شدم مدرسم تغییر کرد اونجا درمورد سکس وکیر وکس فهمیدم فهمیدم چرا داداشم اونکارو میکرده واینکه اون مدل کیرش نبوده بعد دیگه خودم همیشه خودمو دراختیارش میزاشتم تا کارشو انجام بده اولین سکسمونم ازشبی شروع شد که مامان وبابام نبودن رفته بودن شهرستان ما هم یه هفته تنها بودیم همیشه این موقعیت هاپیش میومد ولی اینبار من هورنی شده بودم من هیچ وقت صبر نداشتم همون شب اول باشرت وتاب رفتم توتخت کنارش دراز کشیدم وکونم قمبل کردم براش عجیب نبود چون همیشه انجام میدادم دستش گذاشت وکونم رومالیداما اینبار من هم همراهی کردم کاری که هیچ وقت نمیکردم دختر بچه ای بودم که هوس کیر زده بود به سرش منم کیرشوازروشرت مالیدم اولش تعجب کرد ولی ادامه داد به کارش کم کم لخت شدیم میگفت همیشه دلم میخواست زیرم ببینمت ناله هاتو بشنوم درکی ازناله نداشتم فقدگذاشتم کارشو بکنه لای پام خیس شده بود سینه ماهووحشیانه میک میزد ومن توی اسمونا بودم رفت پایین سمت کصم زبون اول روکشید تازه فهمیدم چه حسی داره خورده شدن کصت زبونشو حرفه ای بالا وپایین میکرد درسته۱۳سالم بود ولی بدنم بالغ بود بود ذهنم بالع بود بدنم مثل دخترای ۲۳ ۲۴ ساله بود سینه هام توی سن کم سایزشون۸۰ بود کصمومیک میزدومنم مثل ماربه خودم میپیچدم وسرشوفشارمیدادم لای پام کیرشو درآورد مالید روی کصم دلم میخواستم همون لحظه فرو کنه توش هرچقدم اصرار کردم نکرد میگفت دخترونگیتو ازت نمیگیرم حالت سگی نشستم اول افتاد لای پام کون وکصم رو قشنگ خورد بعد روغن آورد ریخت روکونم شنیده بودم درد داره ولی راضی بودم به جون بخرم دردشو فقد فروکنه توم سر کیرشو گذاشت گفت شل کن فکرمیکرد کمی درد وداره وول میکنه اما به محض اینکه یکم فشار داد جیغ بلندی کشیدم ودررفتم جام دستم روی کونم بود حس میکردم اتیش گرفته همش دست میزدم منتظر خون بودم وای چیزی نبود حسم کلا پریده بود واقعا دردداشت هرکسی میگه درنداره گو خورده واقعادرد داشت چشام سیاهی میرفت اومد گرفتم گفت اروم میکنم اینقدر اصرار کرد تاراضی شدم دراز کشیدم به پشت یه پامو دادم بالا التماسش میکردم یواش اومد کنارم دراز کشیید انگشتاش کرد دهنم بااب دهنم خیس کرد برد پایین اول انگشت وسطش یواش یواش میکشید دورش کم کم فشارمیدادمیخواستم دربرم نزاشت درد داشتم لبام تودهنش بود وانگشت فاکش توکونم میسوخت خیلی کم کم دردش کم شدکرد دو انگشت وسا انگشت فکرکردم دیگه باز شده درازم کرد به شکم افتاد روکونم لای کونمو باز کرد خوب روغن زدش انگشت میکرد توش صدا میداد خودش روانداخت روم بایه دستش سینمو میمالید بایه دستشم کیرشو تنظبم کرد روکونم یواش هدایتش کرد درد داشت چشام سیاهی رفت گریه میکردم اما محکم چسپیده بود منو یواش یواش تلنبه میزد ومن بیشتر جیغ میزد یه جایی دیگه دیدم کل کیرش تومه اشکاموپاک کرد گوشمو لیس میزد گبت حال لذت ببر یواش یواش تلنبه میزد وجیغ تبدیل شده بودبه ناله ومن داشتم لذت میبردم تااینکه تلنبه هاشو سریعتر کرد واقعادرد داشت ولذت هم ناله میکردم همم جیغ میزدم اونم انگار باجیغ های من بیشتر لذت میکرد ومنومحکم ترمیکرد تایه جایی که دیدم تا ته کیرشو چپوندتوکونم ونالش دراومد یه پیزی حس کردم ریخت توش داغ نبوداینکه همه میگن سوختیم ازداغیش نه حتی وقتی ریختشم خیلی حس نکردم بلندشد ازروم گفت فورابرو بشور رفتم دستشویی درد داشتم وقتی ابش میرخت ازتوکونم بیرون وقتی به دورش میخورد واقعا اونجا میسوخت دستشوییم که میومد واقعا سوزش بدی داشت بعداونم همیشه منومیکردتااینکه رفت ومن موندم بدون کیر البته الان دوس پسرم خیلی منوازکون میکنع ولی هیچ کیری کیرداداشم نمیشه بعصی جاهاش اقرار بود خواستین بقیه داستان های کون دادنمم میگم
نوشته: سیما بانو
21 پاسخ به “سکسم با داداشم”
یاد دوست دختر سابقم افتادم ،شیوادختری با ظاهری که تو تعریف کردی ولی اون برادر نداشتخاطرت واقعی بنظر میومد غلط املایی کم داشتی ، در کل خوب نوشتی✅️
نوش جون هر دوتاتون باشه، دنیا ۲ روز و بهتر با عشق و حال بگذره
هرچی دقت کردم بجز لحن گفتار یه پسر کونی چیز دیگه ای بهش نمیخوره
خوب بود
خاک تو اون سرت کنم جنده
چرندیات یک پسر کم سن وجقی
نوش کونت…
🤔
تابوسکس خواهر برادرییا سکس مادر و پدر با فرزند کصشعر هست.من نخوندم داستان فقط خواستم کامنت بزارم، اگر اشخاصی این توهم و این نوع رابطه دارند مریض جنسی هستند و کثیف هستند…
باقیشو حتما بنویس
به فیض کون دادن نائل شدیکونی شدنت مبارک .
دختر را باید از کون بکنی ،فقط از کون
حاضرم شرط ببندم تمامش گه خوری بیش نبود!چرا خالی میبندی بابا مرگ مادرت یا ننویس یااگه مینویسی یچیزی بزن که ادم باورش کنه
ای جون دوس داشتن
تو که کلا کسخلی با این داستان نویسیت.اون جقیرهای دیگه رو بماند که داستانتو تایید میکنن
خوش بحال داداش ت،،،🥺🥺کاش من داداشت بودم
خیلی هم عالی
واقعا این روزها دیگه تکرار نمیشه، مثلا اونموقع که توی سن 11 یا 12 سالگی هستی و اتفاقی برای اولین بار کسسس سفید مامان رو میبینی و چقدر باید خوش شانس باشی که وقتی داره گاییده میشه ببینیش که من واقعا خوش شانس بودم که خیلی کسسس مامانمو میدیدم
جون مادرت جدیه. کمکم میکنی چجوری بفهمم خواهرمو بکنم
۱۳ سال با سایز ۸۰ و بدن شبیه ۱۴ ساله ها!! منطقیه
عالی