داستانی براتون روایت میکنم از آقای شاهین …
خب بهتره داستان رو از زبون خودشون بشنویم …
خب یک روزی بود مثل بقیه روزها 🥱
مثل بقیه آدما … منم چاره ای نداشتم …
منم سکس واقعی رو بیشتر ، نه ، خیلی بیشتر دوست داشتم …
از جلق زدن خسته شده بودم … هر وقت بهت فشار میاد مجبوری خودت خودت رو ارضا کنی … دنبال پورن مورد تاییدت بگردی یا دنبال عکس زنان حشری و ارضا کننده بگردی …
آبت رو خالللییی کنییی :
تو دستشویی … 💦😆
تو حموم …. تو رخت خواب … 🤤💦
تو اتاقت … رو عروسک آبجیت … 😋💦🤤💦
تو شورت خودت … تو شورت آبجیت … تو شورت مامانت
بری دنبال پورن مرتبط با سلایقت بگردی :
با سینه های کوچیک ، متوسط ، بزرگ ، خیلی بزرگ ، غول آسا ، … 🤤😋🤩💦💦
با کوس های لاغر ، کشیده ، معمولی ، تپل ، سیاه ، مودار ، تراشیده ، چوچوله بزرگ ، چوچوله کوچیک ، پرز دار ، صاف ، بد بو ، خوش بو ، …😋🤤💦💦💦💦
با کون های کوچولو ، معمولی ، درشت و تپل ، مخملی و غول آسا ، …🤤💦💦💦💦💦💦
با پوست های برنزه ، سبزه ، سفید ، سیاه ، سرخ … 😍🤤🤩💦💦💦💦💦
با بدن های استخونی ، لاغر ، معمولی ، تپل ، خیلی چاغ ، … 😍🤤🤩😋💦💦💦💦💦💦💦💦💦
صدها پورن دیده بودم … 💦
هزاران عکس سکسی دیده بودم … 💦
هزاران بار خیال پردازی کرده بودم … 💦
چند ده لیتر آب پمپاژ کرده بودم …. رو عکس هاشون . با فیلم هاشون . با فکر کردن بهشون اونم تو خونمون .
صدها بار باهاشون حال کرده بودم :
دیگه نمیتونم تحمل کنم ، باید برم تو کارش :
اوههههههه …🤤💦
اوهههههه … 😋💦💦
اااااووههههههههه … اوووههههه .… 😋😆😈
آههههههههه … آههههه … 🤤💦💦🤤
اوهههه … اوهههه … آه … آهههههه … آههه …. اوههههههه …. 💦😈😆
چییییللییییق … چیییلیییق … چلق … چیلللللیییییقققق …😈💦💦😁
چلق … چلللق … چلللق …. چیلیققققققققق …😄💦💦
آرهههه … آررره … سریع تتتتتترررر … بیییییششششتر … 😆😋💦💦💦
چیچیلیقققق … چیلیق چیلیق چیلیق … چیلیققققق … 😈😍😋💦
چللللق … چچچچلللقققق … چییییییییلیییق … 😁😆💦
آهااااااا … آرههه … بییییااااا دیییگگگگه … آره آرهه آرههههه … 🤤💦💦
آرهههههههه .… آااااررررررههههه …😆💦💦😆
اوممممممممد …💦💦😄
اووووممممممددد …😆💦💦💦
خودددددشههههه… زووووودددددد باااااششششش ددددیگههه … 😆💦😋
آرههههه … آرههههه … آرهههه …🥵
آخخخخخییییییییششششش …🤤🤤😋 💦💦❤💦❤
تمومممم شد … بالاخرههههه 🥵😆🤤
🤤💦💦💦💦💦
اه … دوباره کثیف کاررررری شددددد کههههه … 😬💦😩😫
برم دستمال بیارم …
تا این که … یه روز ، یه اتفاقی افتاد که ، سرنوشت تنها بودن کیرم رو ، برای همیشه عوض کرد …
من شاهین هستم ، 17 سالمه . یه برادر 9 سال بزرگتر دارم اسمش شکور هست که تو اراک با زنش زندگی میکنه و پیش ما نیس . یه خواهر ناز و مودب و خوشگل هم دارم اسمش شیوا خانومه ، 19 سالشه . و طبیعتا یه مادر و یه پدر .
توی اتاقم بودم و طبق معمول داشتم تو نت میچرخیدم که بعد از چند ساعت دیدم نه خیر ، دیگه نمیشه ، دیگه نمیییییشه ، اصلا راه نداره ، باید برم دوباره انجامش بدم . اما عوارضش چی میشه ؟ جبران میشه ؟ فک نمیکنم ولی …
چاره ای هم ندارم …
رفتم سراغ سایت پورن مورد علاقم .
خب حالا … کدومو ببینم ؟؟؟ نه . حالم از پورن به هم میخوره . حتی اگه بهم نخوره هم ، من باز همشون رو دیدم … دیگه چیز خوبی توش پیدا نمیشه .
پس چیکار کنم ؟ 🤔
فکر کن ، فکر کن … فکککککککر کن .
آهاااا … آرههه … همینه … خودشه 😆 …
میرم سراغ اون عروسک مو مشکی توی کمد و اتاق خواهرم شیوا 😋 …
تازه خریده و به مجموعه ش اضافه کرده . حتما باید امتحانش کنم .
ساعت چنده ؟؟؟ اوه ، الان که دیگه شیوا پیداش میشه . نمیتونم تو این مدت کم انجامش بدم . نه ، خواستن توانستن است ، من باید انجامش بدم .
پس بریم تو کارش . اگه امروز نشد ، فردا انجامش میدم … به هر حال …
عروسک جدیدش به زودی توسط کیرم افتتاح و حامله میشه .
اینم از برکات تابستونه که خونه خلوته 😄 …
مامان بابا هم که تا ماه دیگه تو سفرن ، میتونم یه دور کامل مجموعه بانوان شیوا خانوم رو حامله کنم . اوف . کیرم … سیخ شده ناجور . شیوا الان دیگه پیداش میشه . باید عجله کنم . برو که بریم :
غییییژ … غییییییییییییژ
خب وارد شدم ، در اتاقش چه قد صدا میده ، مثل در اتاق خودم شده ، باید بعدا روغن بزنم بهشون …
خب مجموعه رو یه نگاه بندازم . کدووووم بود … این نه … این نه … اینم نه … اینم که هفته پیش جرش دادم … آهاااا .… یافتممممم 😍 .
خودشه . عروسک تازه وارد شیوا جون … باربی مو سیاه من … 🤤
ای بابا … هنوز که بازش نکرده …
حالا چه جوری بکنمش ؟
بسته بندی این باربی ها همیشه مایه عذاب منه …
خب ، باید یه جوری بازش کنم که بعدا نفهمه … دینگ دونگ .
وای نه شیوا اومد … حالا باید چه خاکی بریزم سرم . دینگ دونگ .
خب باربی دلبرم ، فعلا برگرد سر جات . قول میدم فردا دو سه باری آب کیر مهمونت کنم … اونم تو حموم … چه شود … جوووونننننننن … ز 😘😋💦
دینگ دونگ … دینگ دونگ . دینگ دونگ …
اومدم دیگههههه …
کلیک … بیا بالا کشتی منو دیگه
شیوا : سلام داداشی … سلام یادت ندادن ؟؟؟
شاهین : حالا بگم سلام چیزی بهم میرسه ؟ سلام شیوا خانوم .
شیوا : ناهار خوردی ؟؟؟ اگه نخوردی بگو تا پیتزا رو برات گرم کنم .
شاهین : نه . ممنون . یه بسته نودل رو یخچال بود . اونو صبح خوردم . الانم سیرم .
شیوا : خب پس من رفتم تو اتاقم .
شاهین : منم همینطور . فعلا .
شاهین : ای بابا !!! نتم تموم شد . ساعتم یک نصفه شبه که …
کیرم داره میترکه ، حالا با چی خالیش کنم ؟؟؟
فکر کن … فکر کنن … فکککککککر کن .
آهاااااا ، شیوا خوابه الان . پس میرم عروسکه رو میدزدم میارم اینجا …
بعد از معاشقه … کاملا با دستمال کاغذی و یکم آب تمیزش میکنم و میزارمش سر جاش تو کمد شیوا …
آرههههه 😋 …
چه حالی بکنم من … 😆😋🤤💦💦💦💦
غیییییییییژژژ … غغیییژ…
ای بابا یادم رفت این در رو روغن بزنم .
خب خوبه ، شیوا هنوز خوابه .
عملیات آغاز میشود :
موضوع عملیات : نجات یکی از هزاران همسرانم ( البته بعد از کردنش همسرم محسوب میشه فعلا نامحرمه )
خب بذار چراغ قوه موبایلم رو روشن کنم 🙂 .
یواششششش ، 🤭 یواشکی … خییییییییلی آروم باربی رو بردار و بزن به چاک شاهین .
خب بذار ببینم …
خیله خب پیدات کردم خانوم خانوما ، بریم که امشب تا صبح تلمبه کاری و پمپاژکاری داریم عشقم … 😆🤤
عملیات با موفقیت به پایان رسید . 🤩😍💦
خییییله خوببب … دیگه تمومه . 😄
غیییییییییژ ، اوه یادم رفت در اتاق شیوا رو ببندم .
غیییییییییییییژ ، تپ .
آخيش تموم شد … 😄
چند ثانیه بعد در اتاقم :
خب خب خب .… اول چجوری شروع کنیم ؟؟؟
عشقم اول ساک میزنی یا بمالمت به کیرم یا تو کوس و کونت تلمبه بزنم ؟؟؟
خب … از اون جایی که هفته پیش اون باربی لباس زرده کیرم رو حسابی خورد و کمرم رو تا ته خالی کرد … فک کنم چهار بار شد . امروز ، بهتره که … بهتره که … بکنمت و کیرم رو روت بمالم . آره ، خودشه ، همین عالیه .
خب یه بار از کوس ، نه دوبار از کوس ، یه بار از کون ، یه بارم با شامپوی بیشتری لیزت میکنم و کیرمو اونقدر میمالم روت و عقب و جلو میکنم تا کمرم کاملا خالی بشه . آره عزیزم اینه … زندگی زناشویی 😋😆🤤💦.
خب بیا اول شامپو بزنم به بدنت حسابی لیز بشی عسلم . اوه آره … جووون
خب … بریم جهاد در راه خدا رو شروع کنیم . اول با حامله کردن و حامله شدن شروع می کنیم . 🤭🤤😋💦
1.دفعه اول ، کوس دادن :
چییلیق ، چییلییق ، چیییللللیییق … چلللق …💦
تپپلپپپلپ ، تلللللپ❤ … چیلیق … چلققققققق …
تللللللپ … ❤تلللللپ …❤ چیلیقققق … چیلیییییق …
اوهههههه اوههه اوهههه آرهههه … آرههه … بلههههه …💦
…💦💦💦
بعد از پنج دقیقه :
اوههههههه … اوه …. اوه … اوه 💦❤… آرهههههه … بلهههههه … 💦💦
بالاااخره … دارررررررهههههه ، می یااااد … اوهههه … اوه …
نههههههه … دارههههه میاددددد … عشششششقم …
داره میییییاد … همش اومممممد❤ … برای تو عشششششقم …
آرررههه … اومممددددد … آه … آههه …. اوههههههه اوووووه … 💦💦💦
آخیییییییییش تموم شد❤💦 … اوههههه …💦💦💦
خب تبریک میگم عزیزم ، تو … حامله شدی .
2 . بیست دقیقه بعد ، دفعه دوم ، کون دادن :
شییییلییییپ ، چیلیپ ، چییییلللیییق … چلقق
چللللق … چلق ، چیلیق ، چلق …❤ چلللللق ، چللللق ، چللللق …
شلپ ، شلللپ ، شلللللپ ، شلپپپپپ ، شیلیپپپپ … شلپ …💦💦
…
بعد از چند دقیقه :
اووووه … اووووووووووه ، اوههههه ، چیلیق ، اوه ، چیلیق ، آره …
اوهههه … دوبااااااره … آرههههههه … زود باششششش … بیا دیییگه …
لعنتییییییی … چللللق … چیلیقققققققق ، چییییلللللییییق ، چلقققققق …
اوهههههه … نههه … نه نه نه … زوددددد باشششش … دددیگهههه…💦
اوههههه … آخییییش … آخیییش .… اوه اوه اوه اوه …❤💦 اووووووهه …
بالاخره … ریختم ، رو کونت ، باربی من … 💦🤤😋
واییییییییییی، چقد زیاده … فک کنم نصف لیوانی بشه … کمرم نصفش خالی شده … نصف دیگه مونده .😋💦💦💦😈
3 . نیم ساعت بعد ، دفعه سوم ، کوس دادن :
چیلق … چیلیق … چییییلیییق … اوهههه … اووووه ... عجب حسی ….🤤
عالییییییههههه … چیلیلیق … چیق ، چیلیق ، چیلییییق ، آره آره …😆
خوبههههه … ادامههه … مییدم … چییییلللیق .… چییییزیییی ، نمونده …
… 😆💦💦💦❤
بعد از سه دقیقه :
اوهههه … اووووه … آه آه … آه … چیلییییق … چلق … چلقققق .…💦
تقررررریبا … آماااااادسسسس … آره … فقط … یککککم دییییگههه …
آره .… آره … شرررروع شد … چیلییییییق ، چییییلیق ، شلپ ، شالاپ ، شالاپ ، چالاپ چالاپ …❤💦💦❤
اوههه … عاللللللیهههه … آخ …. آه … آخ ، کیرررررم …حاااال کرد .💦😋
یک چهارم کل حجم آب کیر درون کمر باقی مانده ، استراحت تا مرحله آخر …
4 . یک ساعت بعد ، دفعه چهارم ، مالیدن کیر روی باربی :
خب ، و حالا مرحله آخر . آب یه لیوان خوردم … شیر هم خوردم … ده تا هم خرما خوردم برا جبران …😁
بریم عشقبازی :
چیلییق چلق شلپ ، شالاپ … اوه … چه قدر … مالیدن .… عالیههههه …
چیلیلیق ، چلق …❤ چیییییلییییق چیللللللیق …💦 چییییییللللللیییییق …
شالاپ شالاپ شولوپ … شیلیپ شولوپ شالاپ .…
اوه … آرههه …. آرههه … آره ، چه حااااااالللللی میده …💦💦💦💦
…
بعد از ربع ساعت :
آه ، آه ، آه ، آه … چیلیق … چیلیق … چییییییییلللللللللللیق …🤤❤🤤
تلپ ، تپ تپ تپ تلللللپ … تلللللپ …. ❤😋
چیییییییییلیییییق … چیلق … چیلیق .… چیلیییق … چیلیق چیلیق …
و بالاخره …
اوهههههههه … اووووووووووه … آرهههههه آره … 💦💦
کمرم خالی شد …💦💦 چیلییییییق ، چییییلیییق شالاپ شالاپ شالاپ …
پیلیققققق ، شالاااااپ … وااااااای … 🥵💦💦💦💦🥵
وای کمرم ، درد میکنه ، کیرمم دیگه نا نداره … کامل تخلیه ش کردم …
وای چقد ، خوابم میاد …😵😴❤
شش ساعت بعد ، صبح :
شیوا : آخيش ، چه خوابی کردم … برم یه چیزی بخورم .😃
نیم ساعت بعد
شیوا : برم ببینم عروسکه که خریدم چجوریاس .
پس کوش ؟؟؟ هرچی میگردم نیس .
وایسا ببینم ، چرا اصلا این عروسک کوچولوم جابه جا شده کلا ؟
رو میز چیکار میکنه ؟ باید تو کمد باشه . پس …
باید کار شاهین باشه . پریروز که عروسکه رو خریدم فقط من بودم و شاهین .
تا الانم که هیشکی نیومده اینجا .
برم ببینم عروسکم دست اون چیکار میکنه .
غییژ … غیییژژژژ
وای … خدای من ، این دیگه چی وضعیه 😨😱 ؟؟؟؟
شرح وضعیت :
شاهین کاملا لخت و بدون پتو و با کیر بی رمقش رو به پشت خوابیده بود و عروسک شیوا هم با بدنی کاملا لخت و پر از منی نیمه خشک و خشک شده روی کیر او خودنمایی میکرد .
شیوا : منو باش که فک میکردم شاهین سر به راهه … پس بگو صبح تا شب تو این اتاق چیکارا میکنه .
بیچاره دادشم 😢❤ ، برای ارضا شدن حاضره با یه عروسک هم سکس کنه .😢
با این وضعی که من میبینم حداقل باید دو سه باری با عروسکم روی هم ریخته باشن . 🤤😋🤣
من کمکت میکنم دادش کوچیکه … نگران نباش . ❤🥰🤤
دیگه لازم نیست نگران نداشتن یه شریک جنسی خوب باشی .💦
هر چی نباشه ، من خواهرتم … پس میتونم بهت کمک کنم … آخه خودمم خیلی وقت بود میخواستم با یکی تجربه ش کنم …
این داستان ادامه دارد …
لایک و کامنت و ایده فراموش نشه . ممنون از اینکه وقت گذاشتین . 🙏🏻
❤💦🥰😍🙏🏻🙏🏻🙏🏻🥰😍💦❤
نوشته: Ino Hen3
14 پاسخ به “سرگذشت یک کیر بی گناه (۱)”
با اختلاف ببین با اختلافا کصشرترین داستانی بود که خوندم مهدکودک باز کردین جاکشا
واقعا رد دادی؟ایده هم میخاد دیوانه اعظم
فکر کنم باید خودم دوباره دست به قلم بشم ، همه داستان های امشب مارو از جق انداخت ، کیر 18 سانتی شد 4 سانت ،
ارواح کص ننت ادامه نده
امیدوارم روزی برسه که دیگه توی داستانا از کلمه های کشیده مانند :«جووووووون» و اموجی های تخمی استفاده نشه
جان من بزارین ادامه بده بخندیم بهش😁😁
فیلمنامه نوشتی مگه کصخل؟
دیگه ننویس پدرسگ.👎
کیرم تو مخ جقیت بابا تو ۷ سالته نه ۱۷ … کیرم تو مخت مخ کلوچه…ننویس کونی اخه با عروسککککککککککککک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ کس بابات ننویس دیگ بنویسی خودم میکنمت
به جان مادرم اگه بیشتر از ۳ خط اول خونده باشمداشتم میومدم فحش بنویسم ایموجی هارو که دیدم پاره شدم از خنده🤣🤣🤣آخه کصخل مگه اینجا مهدکودک هستشحالا بیا روی کونت یه هزار آفرین خوشگل بچسبونم که تا بزرگ میشی یادت بمونه🖕
کیرم تو کون کسی اینو اپلود کرده
گوه خوردی ادامه بدی مرتیکه کودن از خود راضی …
ما زنم گرفتیم جقو میزنیمهیچی جق نمیشهکس نگو مومن
الان تو کیری یا کیر توعه ؟!