زنپوش شدنم و لذت آن (۱)

سلام دوستان اولین خاطره زنپوشیم شروع لذت اون میخوام واستون تعریف کنم هیجده سالم بود که شروع کردم به پوشیدن شورت وکرست وجوراب و لباسای سکسی زنونه.یه دوست صمیمی داشتم تقریبا از هفت سالگی باهم بودیم.اسمش مهران بود یه شب مثل همیشه که مامانش شیفت بود البته توی بیمارستان بود پرستار بود. بهم زنگ زد که برم پیشش. خیلی خوشتیپ و بورو چشم سبز بودمهران.منم خدایش پایین تنم خیلی دخترونست ولی زیاد خوشگل نیستم.تصمیم گرفت امشب دلو به دریا بزنم و دیگه از خیار هویج استفاده نکنم و یه سکس واقعی داشته باشم.یه شورت وکرست توری مشکی برداشتم بایه جوراب بالای رون مشکی یه لگ طوسی با یه تاپ قرمز و برداشتم به مامانم گفتم من شب پیش مهرانم.دل تودلم نبود همینجور روی موتورم داشتم فکر میکردم چطوری بهش بگم بامامانشم خیلی راحت بودیم پدر مهران چندسال پیش فوت کرده بود.تو همین فکرا بودم دیدم رسیدم در خونشون پارکینگ وزد موتور بردم داخل وبا آسانسور رفتم بالا وقتی درو باز کردم خیلی صمیمی ترو نانازتر باهاش سلام تعارف کردم ساک و که دستم دید گفت مگه قراره چند روز بمونی زدم زیر خنده و گفتم نه فردا باید برم جایی. نشستیم تو پذیرایی گفتم مشروب بیار هردومون با رکابی و شلوارک بودیم.من یه جوری می نشستم که پایین تنم ورونای بدون مو من جلب توجه کنه. مشروب آورد و شروع کردیم به خوردن گفتم یه فیلم سکسی بزار ببینیم.رفت لب تاپ و آورد ولی همیشه فیلم سکسی پسر ومادر میزاشت تو تمام فیلمهایی که داشت یه پسر سن پایین با مادرش سکس میکرد فیلمای خیلی تاپی هم بودن چهار پنج تا پیک خورده بودیم من داغ کرده بودم یه جوری بودم بدنم از داخل میلرزید یه حس عجیبی داشتم. دلو زدم به دریا گفتم مهران فیلم ترنس نداری؟ گفت نه ولی الان دانلود میکنم دل تودلم نبود میترسیدم بگم دوستیمون بهم بخوره ولی مهران خیلی خوب بود اصلا یک بار هم با هم بحثمون نشده بود همیشه هرچی من میگفتم میگفت باشه. دانلود کرد و گذاشت وای چقدر قشنگ بود بی مقدمه گفتم مهران یه چیزی بگم قول میدی بین خودمون باشه گفت بگو ارواح خاک بابام بین خودمون میمونه چی شده؟ گفتم اشکال نداره من امشب با لباس زنونه پیشت باشم البته چند بار موقعه هایی که پیش هم بودیم من تو خواب ازپشت خودمو میچسبوندم بهش ولی وانمود میکردم خوابم ولی هیچوقت اون کاری نمی کرد.گفت همین ،،، خاک تو سرت گفتم حالا چی شده راحت باش تو اتاق خواب مامانم توی پاتختیش لباس زیر هست . من تعجب کردم اینقدر بیخیال گفت برم سر لباسای مامانش یا روی این قضیه راحت برخورد کنه. ساکم وبردم تواتاق مامانش سریع لخت شدم شورت وکرست پوشیدم من یه کوچولو سینه هم دارم اگر بچلونیشون یه خورده تودست میاد جوراب هم پوشیدم یه نگاه توآینه کردم وای چقدر بهم میومد لگ وتاپ روهم پوشیدم رفتم سر کمدمامانش دیدم یه دامن کوتاه آویزونه بین صدتا لباس ،لگ ودرآوردم دامن پوشیدم یه چاک هم کناررونش داشت مامان مهران هم خوشکل بود هم تقریبا اندامش خوب بود مهران هم به اون رفته بود.یکم آرایش کردم اومدم بیرون مهران یه دفعه خشکش زد گفت خودتی چه کسی شدی رفتم پیشش گفتم مرسی بریز بخوریم ولی تودلم یه جوری بود دلهره داشتم مهران میریخت میخوردیم ازم لب میگرفت.منم دیگه توابرها بودم میگفت چرازودتر رونکردی گفتم میترسیدم بینمون بهم بخوره گفت این لباسا مال مامانمه گفتم نه همش مال خودم بجز دامن.ساعت تقریبا ساعت یازده شده بود بهم گفت حالا چکارکنیم باخنده بهش گفتم برویکی وبیار دوتامون و بکنه بریم روتخت دیگه خلاصه اون رفت روتخت مامانش چون تخت خودش یه نفره بود بهش گفتم من برم دستشویی حسابی خودمو تمیز کردم واومدم جلوش زانوزدم وکیرش ودرآوردم حسابی شق کرده بود حدود پونزده سانت ولی باریک بود خوش خوراک بود شروع کردم به خوردن بوی عطربدنش وکیرش مستم کرده بود توی رویاهام همیشه به این سکس فکرمیکردم من بیشترشبها باخیارو هویج حال میکردم ولی دوسه هفته بود که پلاگ میکردم توکونم اونم خیلی حال میداد ومخصوصاوقتی راه میرفتی دیگه دلم داشت غش میرفت روشکم خوابیدم روتخت اون اومدنشست لای پاهام شروع کرد تاپمودرآورد دامنو درآورد هی هم قربون صدقه کون وبدنم میرفت بهش گفتم مهرنوش صدام کن شروع کرد کمرمو لیس زدن وباانگشت کونمو میمالید برگردوندم شروع کردیم به لب گرفتن ومحکم سینه هامو میمالید زبونشو تودهنم میچرخوند ووواااای خیلی حشری شده بودم یه ده دقیقه گذشت گفت اجازه هست بکنمت گفتم بفرما بازروشکم خوابیدم ویه بالشت گذاشت زیرم خوابیدروم وووواااای گرمای بدنش خیلی خوب کیرش هم ازروشورت لای کونم بود گفت مهرنوش چرامن تاحالا به کونت توجه نکرده بودم خیلی باحال وحشریه شورتمودادکنار وشروع کرد لیس زدن وزبون کردن سوراخ کونم واقعا دیگه دیوونه شده بودم فقط داشتم ناله میکردم تموم بدنم میلرزید ازشدت شهوت اشک ازچشام میومد باناز گفتم بسه عشقم بکن توکیرخوشکلتو رفت ازتواتاقش یه کرم آورد ندیدم چی بود صدای اسپری وشنیدم زدبه کیرش من غرق شهوت بودم کرم ومالید به سوراخ کونم وباانگشت شروع کرد کردن من هیچ دردی احساس نمیکردم که احساس کردم کیرش دم سوراخمه اومدروم خوابید گفت تا حالا به کسی دادی گفتم جون خودم این اولین کیرعمرمه ولی زیاد خیاروهویج خورده خیلی آروم کرد تو سرش که رفت یه حس دردو شهوت باهم بود اونایی که دادن میدونن چی میگم سرش میره ازسوراخ که ردمیشه یه حالی میشی بلندیه آخ گفتم واونم یه جون گفت وبهم گفت مهرنوش چه کونت تپل وژله اییه ووواااای این حرفاش حالم وبدتر میکرد داغ بود یه کم که گذشت دیدم بدنش خورد به کونم فهمیدم همش توکونمه بعدچندلحظه شروع کرد آروم تلنبه زدن واقعا حس لذت بخشی بود گرمای کیرش گرمی بدنش نفسهاش دم گوشم دیگه توی اتاق فقط صدای آخواوخ نالهای منو مهران بود گاهی هم محکم میزد روی لمبه های کونم نمیدونم چقدرزمان گذشت ولی برای من فقط شهوت وحال بود برم گردوند روکمر پاهامو دادبالا باز کرد توکونم گفت چرا کیرت بلندنمیشه گفتم من بلندکه میشه تهایتا ۹ یا۱۰ سانته داشت حسابی میکردم وازم لب میگرفت وباپستونام ورمیرفت یه دفعه کونم احساس کردم خیس شد اونم تعجب کرد گفت این چیه مثل آب کیربود گفتم آب توه ؟گفت نه من ارضا نشدم بازباهمون آب کونم شروع کرد تلنبه زدن حال من صدبرابرشده بود تا آبش اومد درش آورد ریخت روی شکمم من هنوز سیرنشده بودم ازکیر اون بیحال شد بعدچندلحظه کیرش خوابید من رفتم دستشویی خیلی ازکونم آب اومد بعدها فهمیدم ارضاشدن من بیشترازکونه نه ازکیرم وقتی اومدم بیرون دیدم روتخت خوابیده رفتم توبغلش منم خوابیدم اگردوست داشتید تا ازبعدی هاش که خیلی اتفاقات جالبی پیش اومد بنویسم مرسی که وقت گذاشتید خوندید ممنون…

نوشته: مهرنوش

ادامه…

بازدید 18,227

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “زنپوش شدنم و لذت آن (۱)”

  1. تنها زندگی میکنم. یه نفر مثل خودت تو واحدم کم دارم برا انواع فانتزی

  2. من بیشتر از تو و مهران رفتم تو کف مامان مهران 😁چ لذتی میده تو و مهران و مامانشو باهم بکنم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید