زنمو زیر کیر خوابوندم (۳)

سلام واقعا ببخشید که داستان طولانی شد درگیر بودم
عذر خواهم.
برادر میترا بچه هارو برد خونه و من و میترام حاضر بودیم تقریبا که حول و حوش ساعت ۹ بود امیر اومد دنبالمون و رفتیم یکی از باغ رستورانهای شهریار البته به درخواست من ،گفتم اینجوری مسیر طولانی تر میشه وقت بیشتری با هم هستیم.
رفتیم سفارش و دادیم و نشستیم پای صحبت.دافهایی که از اونجا رد میشدن و از قصد نگاه میکردم تا ببینم عکس العمل امیر چیه؟
میترا یهو برگشت گفت آقا امیر نگاه کن خداییش ببین چه جوری داره زنهارو نگاه میکنه امیرم زد زیر خنده و شام و خوردیم برگشتیم موقع برگشتن من خودمو زدم به مریضی که معده درد گرفتم و عقب ماشین دراز کشیدم.میترا هم جلو نشست و شروع کردن به حرف زدن امیر یه سیگار روشن کرد و میترا هم ازش سیگار خواست البته همون سیگاری که روشن کرده بود و خواست اینجا بود که امیر یه کم جا خوردش.بعد از چند لحظه گفت شوهرت خوابید مثل اینکه میترام گفت عاره خسته بود.امیر اومد سیگار روشن کنه مجدد که میترا گفت همینو باهم می کشیم اهنگ هایده پلی بود که دیدم دو نفری دارن برای هم میخونن نقشه ام خوب پیش رفته بود.تو دلم غوغایی بود.میترا دستشو گذاشت رو دست امیر و انگشتشو گذاشت لای انگشتهای امیر و مستقیم جاده رو نگاه میکردش امیرم استرس گرفته ولی به روی خودش نمیاورد.میترا گفت حیفه امشب زود تموم بشه بریم جاده که امیر گفت شوهرت حالش خوب نیست میترا مثلا بیدارم کرده و گفت موافق جاده هستی منم گفتم من که حال ندارم تو همین ماشین خوابم خوب بریم ولی زود برگردیم.من میخوابم هر وقت رسیدید بیدارم کنید.ذوق و تو چشم‌های جفتشون دیدم و مثلا خوابیدم.نزدیک های گچسر رسیده بودیم تو جاده چالوس که امیر گفت بیدارش نمیکنی رسیدیم ها میترا گفت بزار بخوابه.یه گوشه دنج ماشین و پارک کردن و از ماشین پیاده شدن دیگه اونجا راحتتر میتونستم ببینمشونیه دو قدم راه رفتن بعد رفتن لا و لوی درختها شیشه عقب و دادم پایین و گوش تیز کردم که میترا به امیر میگفت بیدار نمیشه خوابش سنگینه. بی صدا پیاده شدم و رفتم سمتشون ولی من و نمیدیدن یه دفعه شروع کردن به لب بازی و امیریه دستشو گذاشته بود پشت سر میترا یه دست دیگه شم گذاشته بود رو کون میترا و داشت فشار میداد.بعد از لب گرفتن امیر میترا رو برگردوند میترا دستهاشو تکیه داد به درخت و کونش و داد عقب امیر شلوار مبترارو تا زانو کشید پایین و بعد شلوار خودشو همینطور کیرش تف زد و میمالید در کس میترا ،میترا ناله میکرد و میگفت بکن تا بیدار نشده امیر یه هل کوچیک داد و سر کیرش رفت تو کس میترا آروم عقب جلو کرد تا کل کیرش تو کس میترا جا شد.موهای میترا رو از پشت گرفته بود و تو کسش داشت تلمبه میزد.واقعا داشتم لذت میبردم میترا جفت دستهاش رو درخت بود و ناله میکرد امیرم جوری تلمبه میزد که صداش فضا رو گرفته بود بعد از ۶ ۷ دقیقه امیر گفت داره میاد کجا بریزم که میترا گفت بریز لای پاهام.من با کیری که شق شده بود و آماده انفجار بود سریع برگشتم سمت ماشین و بعد از ۳ ۴ دقیقه با سر و صدا از ماشین پیاده شدم و مثلا خواب بودم دیدم امیر خودشو مرتب کرده و میترا یه کم پریشونه گفتم کی رسیدیم گفتن تازه رسیدیم گفتیم بیدارت کنیم که خودت بیدار شدی
۱۰ دقیقه ایی موندیم و یه سیگار کشیدیم و برگشتیم.تو راه برگشت سکوت سنگینی بود و منم داشتم با گوشیم بازی میکردم.
دوستان باور کنید چیزی جز حقیقت تا به الان نگفتم.
وگه مایل بودید با لایک و دیسلایک به من بگید ادامه واقعیت و بنویسم یا نه.ولی قول میدم قسمت آخرشو سریع براتون بزارم.

نوشته: خودم

بازدید 5,879

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

10 پاسخ به “زنمو زیر کیر خوابوندم (۳)”

  1. برا من جالبه برا من جالبه که چه جوری اونجا هوا تاریک بوده ونا تو رو نمی‌دیدن بعد تو تمام و کمال اونا رو دید میزدی

  2. چقدر قشنگ تونستی ارتباط زنتو با امیر به مرحله اجرا بزاری . نوش جونتون . بالاخره بعد از چند سال سکس میان زن و شوهر یکنواخت میشه و چه عالیست که مرد و زنش راحت با این موضوع برخورد کنند و علنا آن به این کار تن بدن . چون مخفی کاری باعث ناراحتی و حتی طلاق میشه که نتیجه جنده شدن یه زنه که به اجتماع پر از جندمون اضافه میشه

  3. خوب بلاخره کوس دادن زنتو دیدی ، البته تو هوای سرد و طبیعت تقریبا بکر 👙💄👠

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید