زندگی جنسی یک دوجنسگرا(۱)

بهتره اول مقدمه رو بخونید
خب من عکس عرفانو دیده بودم ولی اون منو نمیشناخت،تصمیم گرفتم دوباره برم مغازش خرید،خیلی کاسب خوبی بود،با ادب و مهربون،حسابی تحویلم گرفت تا بهترین خرید رو بکنم و متوجه میشدم که نگاهش به کونمم هست،گذشت تا دو ماه بعد دوباره رفتم خرید و بعدش که اومدم بیرون از بلاک درش اوردم و بهش پیام دادم ولی نگفتم من مشتریتم و کلی قول و قسم که مراقبتم و قرار شد بریم هتل،استرس داشتم و هیجان،سوراخم نبض میزدم و حس خوبی داشتم به قرارمون،بالاخره رفتم و منو دید،به روی خودمون نیاوردیم که همو میشناسیم و رفتیم هتل،وقتی در سوییت رو بستیم یهو اومد تو بغلم و لباشو گذاشت رو لبام و شروع کرد خوردن لبام یه جوری که انگار یه عمره تو حسرت لبامه، با یه دست شروع کرد لخت کردنم و منم یه ست سکسی قرمز پوشیده بودم و وقتی لختم کرد بدن سفید و تمیزم رو توی شورت و سوتین قرمز دید،برق از کله اش پرید،چند دقیقه ایستاده تماشام کرد،مثل شکارچی که میدونه شکار راه فراری نداره ،با خیال راحت منو با چشماش برانداز کرد و صدای قورت دادن آب دهنش رو هم میشد شنید و نفس زدنش مثل یه شیر توی کمین تو گوشم میپیچید، دلو به دریا زدمو دستمو دراز کردم سمتش و اونم از فرصت استفاده کرد بهم حمله کرد،واقعا میخواست منو بخوره،هر لحظه دهنش یه جا بود و اصلا نمیتونستم بفهمم کجاست و چکار میکنه،از خود بیخود شده بود و از گوشم تا گردن و ممه هام و نافم و زیر بغلم تا لای پاهام و سوراخم و انگشتامو میخورد و تکرار میکرد،با گذر زمان تونستم میزان زیاد انرژی بینمون رو درک کنم و ذهنمو اروم کنم،بالافاصله رفتم سراغ کیرش و تو همون زمان رو به هم و به پهلو روی تخت دراز کشیده بودیم،اون مشغول خوردن کص پسرونم و گاز گازی کردن کونم بود و من شروع کردم به خوردن کیرش،آخ از کیرش بگم براتون که چقدر عالی و مردونه بود ،نه خیلی بزرگ و آزار دهنده و نه خیلی کوچیک و کم،دقیقا اندازه آنال،کلفت و بزرگ ولی خوش ساخت و خوش قالب که غالب شد به قلب و کونم،بوش مستم کرد و مزش سیاه مست کرد منو،مثل دوتا پورن استارو بودیم و بهتر از این نمیشد سکس کرد،سطح انرژی در حد خداگونه ای بالا بود و داستیم با خوردن کیر و کص پسرونه همو میپرستیدیم که دیدم مرد من هوس فتح کونم رو کرده،اومد پشتم و سعیشو کرد ولی خب من تنگ تر ازین حرفا بودم و موفق نشد و خودمم دوس نداشتم پشتم به این صحنه مقدس باشه،خوابوندمش و اومدم روش،ژل زدم و نشستم رو کیر جذابش و آروم آروم و نفس زنان فرو کردمش داخل و وقتی کامل داخلم بود دلم میخواست فریاد بزنم از خوشحالی و لذت،سرمست بودم از داغی و شهوت و نبض کیرش و شکل و جای رگهاش داخل کص پسرونم،یکم که گذشت شروع کرد بالا پایین شدن و سواری گرفتن از کیرش که عاشقش شده بودم،پوزیشن کاو بوی خداست و من در حال خدایی کردن بودم،ازین بهتر نمیشد سکس کرد و بعد از ده دقیقه دیدم چشمای عرفان به سفیدی رفت و ناله هاش بلند شد،دستمو رسوندم به تخماش و شروع کردم ماساژ دادن که دیوونه تر شد و آب داغشو پاشید توی کص پسرونم،آتیش گرفتم و نبض زدن رو حس میکردم که آب منم اومد و برای اولین بار تو عمرم سیسیگاسم شدم،شاید چند دقیقه طول کشید تا ارضا شدنش تموم شه و منم همینطور آب ازم میومد و با تموم شدنش افتادم تو بغلش و کیرش آروم از توی کونم اومد بیرون و بعد از یه ربع استراحت و بوس بازی رفتیم دوش گرفتیم و دوباره اومدیم اون نشست روی تخت و من دراز کشیدم رو پاهاش و کونم سمت اون بود که شروع کرد با نوک انگشتاش ناز کردن و قلقلک دادن کونم،لذتش با سکس برابر بود و ارامشی که داشتم همه ی رنج زندگی رو از یادم برد،نفهمیدم کی و چرا خوابم برد و نزدیک دو ساعت همونجوری خواب بودم و انگار که بهم برق وصل کرده باشن روی پاهاش یهو بیدار شدم و دیدم عزیز دلم مرد رویاهام داره همونجوری نازم میکنه و چشمای خمارمو که دید یه لبخند مهمونم کردو بلند شدمو بوسیدمش و خلاصه لباس پوشیدیم و رفتیم سراغ ادامه زندگی سگی و جدایی ازش باعث شد یه تیکه از قلبم رو با خودش ببره…
ادامه داره…

نوشته: ماهان اراکی

بازدید 4,090

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “زندگی جنسی یک دوجنسگرا(۱)”

  1. اول اینکه خوب شد گفتی بهتره اول مقدمه رو بخونیم، در حد خداگونه ای به درک جزئیات ماجرا کمک کرد!دوم اینکه من شیفته توصیفات و تعبیراتت شدم. مثلا اینکه با جا گرفتن رگ های کیر خوش ساختش در کٰص پسرونت داشتی خدایی میکردی! یا اینکه از پارتنرت فقط چند دقیقه داشته آب میومده و احتمالا اگه از اون هم بپرسی میگه داشتم خدایی میکردم… خلاصه مجلس جماع خدایگان برپا بوده…

  2. چراهمه داستان هاواتفاقات وخاطرات سکسی نویسنده هاشون فقط پسراهستندالبته بجزگی ولی درکل منظورم اینه چی تفاوتی دربین دختروپسرهست که برای ماخاطره حساب میشه یابهش فکرمیکنیم واینجاعنوان میکنیم یه شونصدنفرهم باهاش تصویرذهنی میگیرن جلق میزنن ولی دختراخیراینجورنسیتن البته شایدشایدبرای اوناحکم دیگه داشته باشن اصلامثل مابهش فکرنکنن اصلامهم نباشه‌ شماهم به این موضوع فکرکردید؟یعنی دختراکمتربااین سایت اشنایی دارن ؟پس چرادختراکمترپسرابیشتردنبال این داستان هان البته مشخصه جوابش دلیلش هم اینه دخترهروقت بخوادبه یکی میگه بکن امامابایدهزارویک جوردردورنجوگرفتاری زحمتومکان دزدکی بروبیاکسی سرنرسه باهزاراسترس بخواییم بایه کسی که واقعاعروسکی باشه براخودش سکس بکنیم نه هرچی گیرت اومدیه دلیلش مشخصاهمینه ودلایل دیگشوشماهابگیدشماچی فکرمیکنید؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید