زندگینامه یک جقی

سلام به همه شاید واستون جالب باشه داستان زندگی من واسه خودم و اطرافیانم که خیلی جالبه و بعضیا بهم میگن کسخل بعضیا میگن دیوانه بعضیا میگن پیش فعال بعضیا میگن درونگر.خلاصه هر خری از راه میرسه یه برچسبی رو ما میزاره

چرا؟

(چون من عجیب و غریبم)

خدمتون عرض کنم من یه پسر ۱۷ساله ام که همش تو رویا و فکر غرق ام چهره معمولی دارم و پوست سفید و زردی دارم تقریبا قد متوسط و وزن متوسط. بسیار خجالتی و درونگرا
بیشتر اطرافیان میگن چهرت بانمکه و وقتیم صحبت جدی هم میکنم همه بهم میخندن انگار یه دلقک جلوشونه با اینکه من همیشه جدی ام رو موضوعات

سالهاست که با پدرم زندگی میکنم،عمرمون تو یه شیشه است.برخلاف من که دیوانه ام پدر مردی محکم و کص باز و قوی است.

(مادر عزیز هم عمرشو داده به مادراتون❤)

چرا گفتم پدرم کص بازه؟
چون من برخلاف اون اصلا نمیدونم علایق جنسیم چیه به هیچ دختر یا پسر علاقه ندارم
پدر روزی با یک خانومه و گاهی اوقاتم میارشون خونه اما من اهمیت نمیدم و حتی خودمو هم به اون راه میزنم که چیزی ندیدم و نفهمیدم.

از ۱۲یا۱۳سالگی شروع به جقیدن کردم تا الان. هیچ حس بکن تو نسبت به هیچ کسی ندارم اما با حرف و خیالات خودم حشری میشم و فقط هم جق میزنم یادمه یه روز انقدر جق زدم که کیر درد گرفته بودم.

خدمتون عرض کنم شاید ۶۰درصد داستان های این سایت بکن تو رو خوندم و با هر کدومش چندبار جق زدم. از کص دادن سپیده گرفته تا کون دادن غلام.

سر کلاس همه بچه ها یا کونکونک میکردن یا دختر بازی میکردن من عین یه گلابی خودم همیشه سر یه میز بودم یا وقتی هم یه بقل دستی داشتم اونم یه ادم مضخرف بود که هیچکسی حاضر نمیشد پیشش بشینه میومد مینشست پیش من.
خلاصه معلم درس میداد من تو رویاهام بودم و داشتم یه ادم فضایی رو میکردم یا داشتم جق میزدم ۱۰تا زن ابمو میخوردن تو همین فکرا بودم که معلم پوفیوز ماژیک رو پرک کرد زد تو سرم گفت حواست کجاست دیوانه بچه ها حق دارن بهت میگن دیوانه داری کجا رو نگاه میکنی .
وقتی به خودم اومدم دیدم به یه پاکن رو زمین افتاده بود خیره شده بودم.
رفته رفته این دیوانگی من بیشتر شد از سایت های مختلف لباس عجیب سفارش میدادم و جق میزدم یادمه یبار با لباس مرد عنکبوتی داشتم جق میزدم و تو خیالاتم داشتم رو در دیوار محلمون میپریدم.🤣🤣

اوایل فیلم پورن نگاه میکردیم با دوستام بهشون گفتم من حسی ندارم بعد اونا گفتن حتما تو همجنسازی و فلان و… با خودم خلوت کردم و رفتم سراغ کامپیوتر و چنتا فیلم گی از سایتا دیدم . عه بازم که حشری نشدم اصلا حسی نداشتم بعد رفتم سراغ فیلمای لزبین بازم حسی نداشتم. با خودم گفتم مگه میشه چرا اینا منو تحریک نمیکنن حتی یک بارم با بدن خودم ور رفتم اما باز هم تحریک نشدم و خوشم نیومد.

تو درس خیلی افت کرده بودم و تو زندگی اصلا نمیفهمیدم اطرافیانم در مورد چی صحبت میکنن چون تا با خودم خلوت میکردم سریع میرفتم تو فکر و خونه میساختم یا سکس میکردم یا خودمو جای شخصیتای فیلما میزاشتم.

این دیوانگی ها یه جاهام خوب بوده مثلا پدرم فکر میکنه من پسری معدب و سر به زیرم و کاری به کار کسی ندارم و یا همسایه یا فامیل فکر میکنن من خیلی با ادب و باحیا ام.
سرکلاس معلم درس میداد من یهو میگفتم این دنیا چرا به پایان نمیرسه تهش کجاست چرا نمیمیریم خدای اصلا وجود نداره معلمم نگاه عجیبی بهم کرد و پشت سرم به بچه ها گفته بود با این نگردین این ادم روانپریش و کافریه.
دوستان ببخشید اما من تو رویاهام سکس میکنم هرشب هم تو خواب ارضا میشم از امام ها گرفته تا شخصیت های مهم رو کردم.
تو رویا و فکرم سکس رو دوس دارم حتی با حیوانات حتی با پشه ها اما در دنیای واقعی هیچ حسی ندارم و دلم نمیخواد هیچ رابطه ای با کسی داشته باشم زیاد هم دوست و رفیق ندارم یه چند نفرن که اوناهم ادمایین که دنیا به کیرشونه.

از جق زدن با بادبادک تا جق زدن با لوله یا انگشتر یا پلاستیک یا هرچیزی که فکرشو بکنید انجام دادم و بازم دنبال چیزای جدیدم اگر چیزی مد نظرتونه بگین یا اگر میدونین گرایش من چیه کمکم کنید خجالت میکشم برم پیش روان شناس یا دکتر چون اگرم برم پیششون نمیتونم راحت تمام قضایارو بگم.
تو همین سایت شاید ۱۰۰یا۱۵۰تا داستان خیالی هم اپلود کردم که همش تجاوز به زنان و موضوعشون اجتماعی بوده.
بعضی وقتا رویاهامو نقاشی میکشم و بعضی وقتا هم مینویسم انقدر کسشعر نوشتم خودمم نمیدونم هدف چیه. تو مدرسه هم همیشه بهترین نمره انشا رو میگرفتم.
اینم بگم من از بچی تنها بودم همش و تو فکر خیال غرق شدم شاید واسه اونه.
حتی بعصی وقتا داستان هام در حد یه فیلم نامه یا رمان هم پیش میرن.
هر دختری نزدیکم میشه پسش میزنم و هر همجنسی هم میخواد گول بزنه یا پیشنهاد میده رد میکنم و تخریبشون میکنم واقعا خودمم نمیدونم واسه چی؟؟!
خود به خودت تو رویاهم تو مکانای عمومی میخندم یا عکس العمل نشون میدم و مردمم با تعجب نگاه میکنن و کلی خجالت میکشم.
😐کسی هست اینجوری باشه؟
اسم این بیماری چیه؟
بعضی چیزارو هم فراموش میکنم و قیافه ادمارو هم یک ماه نبینم دیگه فراموش میکنم کلا.
اصلا نمیتونم طبیعی رفتار کنم

نوشته: جقی بدبخت

بازدید 3,452

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

16 پاسخ به “زندگینامه یک جقی”

  1. اولن من خیلی باهات حال کردم اگه دیوانه ای اگه هر چی☺☺ دومن منم یه زمانی تقریبن همین روحیات تو رو داشتم ولی الان که بیست و دو-سه سالمه خیلی بهتر شدم و کلن عوض شدم تو هم یه مقدار سنت بیشتر شه بهتر میشی فعلا تو حال و هوای کودکیت گیر کردیولی از من میشنوی فقط روی شغل تمرکز کن ببین از چه شغلی خوشت میاد برو دنبالش،،شغل ک داشته باشی کم کم خوب میشی میری تو اجتماع و از این تنهایی درمیای همه چی درست میشه

  2. چطوری رفیق؟❤ببین اینکه نمیخوای بری پیش یه روانشانس یا روانپزشک واقعا خیلی بده وقتی آنفلوانزا می گیری، مریض میشی کجا میری؟خوب عزیز دلم الان هم ذهنت آشفته و مریض شده. خجالتی نداره که!بازم اگه راحت نبودی خیلی از سایت ها هستش که به شکل آنلاین با روانشناس میتونی ارتباط بگیری .فوقش هم اگه وسط ماجرا خیلی تحت فشار قرار گرفتی میزنی صفحه رو می بندی (که البته این کار رو نکن پسر جان پاشو برو .حداقل یکی از چیزایی که از این متن حتی منی که تخصص و سوادش رو ندارم میتونم به سادگی بفهمم افسردگی شدیدی هستش که داریبی هدفی،احساس پوچی،بحران هویت جنسی و شخصیتی،انزوا طلبی و…که همش مال افسردگیه .اصلا این موضوع رو ساده نگیر باید بری سراغ کمک یک متخصص) میدونی افسردگی سومین عامل مرگمیر توی دنیاست ؟ نه اینکه همش به خاطر خودکشی خود طرف باشه به خاطر اینکه افیردگی اگه ادامه پیدا کنه به اندام های بدنت هم آسیب های جدی میزنی لاغری و چاقی شدید و مشکلات قلبی اووووو کلی چیزای دیگه

  3. حالا بارم اگه میخوای به حرف هیچکدوم از این توصیه ها گوش نکنی (که احتمالا همین کار رو میکنی )حداقل این یک کاری رو که میگم انجام بده

  4. اگه واقعا اينطوري و كسشر نگفتي برو پيش روانشناسچنتا رفيق خوب پيدا كن درست ميشي

  5. سلام داداش امیدوارم هر چه زودتر حالت خوب بشه پیشنهاد میکنم بری مشاوره دور از شوخی خطری منم خودم این مشکل داشتم چرا دروغ بگم نداشتم اما یه چینین مشکلی شبیه ش داشتم برو مشاوره انشالله خوب بشی

  6. اوایلش میخواستم بگم “نه بابا اختیار داری شما عاقلی دیوانه چیه اخه؟” بعد دیدم واقعا کصمغزی😂حتما پیش روانشناس بروخدا مادرتو هم رحمت کنهنه لایک کردم نه دیسلایک

  7. ببین دوست من ،منم یه جورایی تو سن تو اینطوری بودم،اگر به حرفم گوش کنی خوب میشی منم پیش روانپزشک نرفتم، به تجربه من عمل کناول اینکه یه هدف برای خودت انتخاب کن، ببین به چه کاری علاقه داری با تمام وجود برو دنبالش مثلا موسیقی ،خوشنویسی یا کامپیوتر یا هرچی که توش یه کم علاقه داریتخصص به آدم اعتماد به نفس میدهعاشق شو، عشق به انسان بال پرواز میدهموفق باشیخواستی پی وی پیام بده کمکت میکنم چون درکت میکنم

  8. پشمام حاجی با لباس مرد عنکبوتی جق میزدی؟😐😐😐😐۱۰تا زن ابتو میخوردن؟پدرت کص بازه؟ریدم تو زندگیت تو کلا رد دادی باید ببرنت تو تیمارستان تو در اینده میشی یکی مثل جوکر یا دیوانه های دیگه که جهانو خراب میکنن.

  9. یه دوره ای‌شده همه افتخار می کنن نمی خوان … در حالی که می خوان. مشکل اینه که سکس ‌بلد نیستیم نه این که سکس‌بده … پس باید سکس‌یاد بگیریم نه این که انکارش کنیم

  10. داداش نگران نباش منم اینجوریم البته نه همیشه اما من توی یه مورد باهات متفاوتم و من دوگانگی شخصیت دارم گاهی انقد اجتماعی و نرمالم که خودمم باورم نمیشه بعضی وقتا بدتر از یه دیونه میشم حتی بدتر از تو

  11. سلام عمویی متنت یکم خنده دار بود که کار بهش ندارم، ولی بنده تا حدودی روانشناس هستم و اگه هنوز تو بکن تو هستی و اینو میخونی باید بهت بگم که این عادیه انسان های درونگرا خیلی تو فکر باشن و این هم عادیه که ادمی که به نوشتن و… علاقه داره و میتونه یچیز در حد رمان و فیلم نامه بنویسه خیلی فکر میکنه و حتا جق زدنت که از سن حدودا پایینی شروع کردی و کلا با تصور زدی به این قضیه عادت کردی، اگه چیزی که نوشتی واقعی باشه باید بگم که هنوز تو دوران کودکی هستیکه حتا منم یه مواردی رو مثل تو هستمو قطعا این موضوع تخیل قوی تو توی همه چیز تاثیر گذاشته و زیاد چیز خوبی نیستحالا خیلی وارد بیماری ها نمیشم ولی یه بیماری روان شخصیتی طور هست که ادما علاقه دارن خیلی تو عالم تصور و تخیل خودشون زندگی کننو این قضی باعث درونگرایی بیشتر میشهو طوری که فقط با فکر خودت تحریک بشیو با ادمایی که تو ذهنت میسازی سکس میکنی و این چیز خوبی نیست. ولی سعی کن تو کنترلش کنیزیاد تخیلی نباش و به نحو احسند از تخیلیت استفاده کن و اگه تو نوشتن خوبی کصشر ننویس چیزای خوب بنویس و این کارو ادامه بدهو سعی کن دوستای زیادی داشته باشی و روابط اجتماعی تو بهتر کن.مطمئنم درگیر ADHD هم هستی و باعث میشه اختلال در تمزکز و حواس داشته باشی ولی نگراننباش حتما به یه روان شناس مراجع کن و سعی کن کمی از دنیای ذهنیت فاصله بگیری و ازش بیای بیرون و مطمئن باش خیلی ها مثل تو هستنو خیلی ها مشکلان این چنینی داشتن و رفعش کردن و یادت باشه تو هم عادی هستی، بعضیا تخیل قوی دارن و چون خودم هم همینطورم درک میکنم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید