مقدمه: اون هایی که ۲ تا داستان قبل منو خونده باشن قضیه رو میدونن و احتیاجی نیست توضیح بدم یادتون هست گفتم تونستم بعد ۱ سال کار کردن و با کمک پدر و مادرم یه خونه اجاره کنم این داستان برمیگرده به ۱ سال قبل دقیق ترش رو بخوام بگم ۱ هفته بعد از رفتن منو مهناز به اون خونه تو شمال و سکس کردیم خب حالا من چطوری تونستم مخ الیسا رو بزنم طبق معمول مدرسه بودم که دست یکی از بچه ها usb داشتم اسمش محمد بود بهش گفتم usb رو لازم گفت بعد مدرسه بیا بریم دم درمون بهت بدم گفتم باشه مدرسه تعطیل شد منو دوستم سهیل راه افتادیم از کوچه پشت مدرسه انداختیم راستش ما هیچ وقت از اونجا نمیرفتم چون مسیرم دور میشد البته ۲ تا کوچه بالا تر از مدرسه ما مدرسه دخترونه بود و یذره اونور ترش خونه محمد بود منو سهیل جلو درشون واستادیم تا بره از تو خونشون usb رو بیاره یه ۱ و ۲ دیقه گذشت سهیل آمد usb رو داد گفت داش مهران اینم usb گفت دستت درد نکنه گفت بفرمایید داخل گفتم قربونت باید برم کار دارم همینکه داشتیم خداحافظی میکردیم از کنارمون ۲ تا دختر دبیرستانی رد شدن یه لحظه چشمم خورد به صورتشون دیدم الیسا هست دختر مهناز با دوستش به خودم امدم گفتم سهیل اون دخترارو دیدی گفت آره چطور مگه میشناسیش گفتم آره دنبالم بیا با فاصله افتادیم پشتشون یه چند دقیقه ای راه رفتیم اون ۲ تا حتی یبارم برنگشتن پشتشون رو نگاه کنن دوست الیسا داشت بهش از تو گوشیش یه چی رو نشون میداد که یدفعه ۳ پسر ریغو که به دیوار تکیه داده بودن تا دیدن الیسا و دوستش دارن بهشون نزدیک میشن اونا هم نزدیکشون شدن یدفعه یکی از پسرا سریع گوشی دوست الیسا رو گرفت میگفت بزار الان شمارمو برات تو گوشیت میزنم دوست الیسا هم میگفت غلط کردی نمیخواد یه همچین غلطی بکنی داشتن جیغ داد میکردن اونا هم داشتن باهاشون دعوا میکردن منم سریع نزدیکشون شدم گوشی رو از دست پسره قاپیدم یکی هم خوابوندم تو گوش پسره گفتم دیوث ها برید گمشید جای دیگه عوضی بازی دربیارید هیچی با اونا یقه به یقه شدم سهیل هم از اونور آمد یه کتک کاری خیلی کوچیک کردیم اون پسرا هم رفتن گوشی دوست الیسا وسط دعوا افتاده بود زمین گلسش شکسته بود گوشی رو از زمین برداشتم رو کردم به دخترا گفتم بفرمایید گوشیتون فقط گلسش شکسته دخترا هم تشکر میکردن یه دفعه الیسا بهم گفت چقدر قیافتون آشناس گفتم مهران هستم دیگه گفت آخ ببخشید اصلا حواسم نبود شمایید ببخشید مرسی که گوشی دوستم رو پس گرفتید گفتم خواهش میکنم بهش گفتم نمیدونستم مدرسه ات اینجاس گفت چطور گفتم مدرسه ما هم نزدیک مدرسه شما هست گفت پس با هم هم مسیر هستیم دوست الیسا داشت گریه میکرد گریه میکرد میگفت ای بابا حالا چجوری گلسش رو درست کنم ای بابا مامانم بفهمه گوشی بردم منو میکشه که الیسا هم گفت سارینا چیزی نشده که یه گلس هست دیگه که سهیل بهش گفت من داداشم تعمیرات داره بده میبرم برات عوض سارینا اولش گفت نه نمیخواد که بعد یه چند تا صحبت راضی شد سهیل گفت فردا گوشی رو برات میارم ۴ تایی راه افتادیم تا اونجا من با الیسا صحبت میکردم سهیل هم با سارینا که یه کوچه مونده بود به محل ما سهیل از منو دخترا خداحافظی کرد سارینا هم گفت خیالم راحت باشه سهیل هم گفت آره تا فردا درستش میکنم رفت دوباره راه افتادیم یه چند متر که دور شدیم سارینا هم از منو الیسا خداحافظی کرد رفت تو کوچشون منو الیسا هم راه افتادیم تا سمت محل تا رسیدیم سر کوچه دیدم کلی زن با بچه هاشون تو محوطه هستن به الیسا گفتم تو اول برو من چند دیقه دیگه میام گفت چرا گفتم برای اینکه نفهمن با هم آمدیم گفت باشه رفت منم بعد نیم ساعت واستادن راه افتادم رفتم سمت خونمون نهار خوردم کلاس هم نداشتم فردا بود رفتم سمت مکانیکی شب گذشت صبح شد راه افتادم سمت مدرسه سهیل دیدم باهاش سلام علیک کردم گفتم گوشی رو درست کردی گفت تو جیبمه گفتم حله واستادیم مدرسه تعطیل شد از کوچه پشت مدرسه انداختیم که نزدیک بود به مدرسه الیسا واستادیم سر کوچه محمد اینا تا چشممون بخوره به الیسا و سارینا بعد چند دیقه دیدیمشون براشون دست بلند کردم تا مارو دیدن با الیسا آمدن سمتمون سارینا بدو بدو آمد گفت چی شد سهیل هم گوشی رو بهش داد گفت دستت درد نکنه چقدر شد شد هزینش سهیل هم داشت دهن سرویس زبون میریخت منم داشتم با الیسا صحبت میکردم راه افتادیم سمت خونه هامون بالاخره تونستیم مخشون رو بزنیم من شماره الیسا رو بگیرم سهیل هم مال سارینا
داستان: بعضی وقتا چهارتایی بعضی وقتا میرفتیم بیرون بیشتر وقتا منو الیسا تنهایی میرفتیم بیرون حسابی رابطم با الیسا خوب شده بود البته هیچکی از رابطه ما خبردار نبود بجز سهیل و سارینا کم کم به مرور زمان تو چت هامون حرفی های سکسی هم رد و بدل میشد بهش در مورد فوت فتیش هم میگفتم اونم مشگلی نداشت میگفت اگه تو دوست داری من مشگلی ندارم خیلی دوست داشتم باهاش فوت فتیش برم اما چند ماهی میشد که موقعیتی پیش نمیومد که باهاش فوت فتیش کنم شنبه شب تو اتاقم بودم بهم پیام آمد مهران فردا مامانم کار داره میخواد بره جایی تا غروب نمیاد خونمون خالیه گفتم عالیه پس بعد مدرسه بریم گفت باشه و بوس شب بخیر گفتم گوشیم رو خاموش کردم خوابیدم صبح برای مدرسه پا شدم رفتم تو کلاس فقط منتظر این بودم زودتر زنگ بخوره برم دنبال الیسا با هم بریم خونشون زنگ خورد ما هم رفتیم جای همیشگی منتظر الیسا و سارینا با هم آمدیم تو راه به الیسا میگفتم به کسی که چیزی نگفتی در مورد امروز گفت نه گفتم حتی به سارینا گفت آره حتی به اون راه افتادیم از سهیل و سارینا خداحافظی کردیم رسیدیم سر کوچه طبق معمول به الیسا گفتم تو اول برو منم چند دیقه دیگه میام برو جلو درتون واستا تا بیام یه ذره گذشت منم راه افتادم دیدم مادرم داره تو محوطه با یکی از زن ها صحبت میکنه رفتم جلو سلام کردم گفت مهران نهار رو گاز هست برو گرم بخور منم با اکرم خانوم برم جایی بیام گفت باشه خداحافظی کردم کلید انداختم درو باز کردم بدو بدو از پله ها رفتم خونه خودمون رو رد کردم رفتم دیدم الیسا بالاست جلو درشون گفت مهران کجا بودی چقدر طولش دادی خسته شدم گفتم گفتم قربون برم چرا خسته شدی کلید انداخت درو باز کرد رفتیم داخل رفت نزدیک جاکفشی میخواست کتونی هاش رو دربیاره از پشت بغلش کردم الیسا میگفت نکن مهران چیکار میکنی من بزار پایین الان منو میندازی گفتم مگه نگفتی خسته ای خودم میبرمت گفتم کفشات رو بنداز انداخت منم همونجا کفشام رو درآوردم الیسا رو تو بغلم گرفته بودم راه افتادیم سمت اتاقش جفتمون با لباس و کیف مدرسه بودیم رفتیم تو اتاق الیسا همونطور که الیسا بغلم بود ازش لب گرفتم لباش رو میخوردم اونم همکاری میکرد و شیطون بازی درمیآورد میتونم اعتراف کنم الیسا هم مثل مادرش خیلی جذاب سکسی هست گذاشتمش رو تختش کیف هامون رو درآوردیم انداختیم کنار تخت الیسا مقنعشو درآورد موهای خرمایی موج دارش رو دم اسبی بسته بود گفتم الیسا راست بگو جورابت چقدر بو میده گفت فکر کنم خیلی جفتمون خندیدیم الیسا رو تخت بود من نشسته بودم رو زمین البته پاهاش نزدیک لبه تخت بود یه جوراب مچی سفید پوشیده بود که دست کشیدم روشون خم شدم دماغم رو نزدیک پاهاش کردم یه نفس کوچیک کشیدم وای جورابش چه بوی عرقی میداد همینجوری از بالا تا پایین بو میکردم و بوس الیسا هم نگاه میکرد بعد چند بار بوس کردن بو کردن پای راستش رو گذاشتم روی رونم پای چپش رو هم گرفتم تو دستم آوردم بالا نزدیک صورتم شروع کردم به با دستم مالیدن و بو کردن بوس کردن نوک انگشتاش بعد چند دیقه مالیدن کل پاش شروع کردم لای انگشتاش رو از رو جوراب بو کردن بوی تند عرق میداد شروع کردم به به لیس زدن انگشت کوچیکش از رو جوراب انگشت کوچیکش رو کردم تو دهنم شروع کردم لیس زدن مزه شدید عرق انگشتش تو دهنم پیچید واقعا لذت بخش بود شروع کردم همینجوری دونه به دونه انگشتاش رو لیس زدم تا رسیدم به شصت پاش اونم کردم تو دهنم شروع کردم میک زدن بعد پاش رو گرفتم بالا شروع کردم پاشنه پاش رو لیس زدن همینجوری لیس زدم زبون کشیدم تا کف پاش همینجوری ادامه دادم جورابش خیس شده بود پاش رو گذاشتم رو رونم پای چپش رو گذاشتم پای راستش رو بلند کردم اونم مثل پای چپش از انگشت کوچیکش شروع کردم تو همون حین هم الیسا دست انداخت جوراب پای راستش رو از پاش درآورد از انگشت کوچیکش شروع کردم دونه به دونه تا شصتش اونم لیس زدم بعد رفت سراغ پاشنه و کف پاش اونا رو هم لیس زدم بعد اینکه کارم تموم شد خودم دست انداختم این جورابش رو هم از پاش درآوردم وای چه پاهایی پای خوشگل سکسی کشیده سایز ۳۷ با ناخن هایی صاف با لاک سفید پاهاش مثل پای مامانش سکسی بود فقط کوچیک تر از اون بود جفت پاهاش رو از قوزک گرفتم آوردم بالا نزدیک صورتم شروع کردم از پاشنه پاهاش لیس زدن همینجوری پاشنه پاهاش رو گاز میگرفتم هر بار که انجام میدادم الیسا یه آی سکسی با ناز و عشوه میگفت آی نکن مهران با این حرفاش بیشتر حشریم میکرد کیرم داشت از تو شلوار منفجر میشد داشت شلوارم رو جر میداد از پاشنه پاهاش زبون کشیدم رفتم رو کف پاهاش کف پاهای نرم قوص دار کوچولو شروع کردم کف جفت پاهاش رو لیس زدن تا رسیدم به انگشتاش از انگشت کوچیکه پای چپش شروع کردم تا شصت پاش لیس زدم بعد ۲ تا شصت پاش رو با هم بعد از انگشتای پای راستش شروع کردم تا کوچیکه آنقدر پاهاش رو لیس زده بودم که خیس خیس شده بود از جام بلند شدم دکمه های شلوارم رو باز کردم رفتم نزدیک الیسا کیرم رو از تو شرتم درآورده دست الیسا رو هم گرفتم گذاشتم رو کیرم گفت وای چقدر کیرت سفته تف انداخت رو کیرم شروع کرد با دستای نازش کیرم رو مالیدن بهش گفتم میتونی یکم برام ساک بزنی گفت نه نمیتونم گفتم حالا یه امتحانی کن خلاصه بعد کلی کلنجار راضیش کردم یکم سر کیرم رو ساک بزنه شروع کرد اول زبون کشیدن رو سر کیر دور کیرم بعد شروع کرد سر کیرم رو ساک بیشتر از سر کیرم رو نمیتونست ساک بزنه بیشترش رو یا دندون میزد یا اوق بعد چند دیقه ساک زدن بیخیال شدم گفت برگرد حداقل یکم سکس کنیم گفت از جلو نه گفتم خب بیا از پشت گفت نه درد داره گفتم خب بیا لاپایی گفت چه جوریه گفتم برگرد به شکم خوابید منم دکمه های شلوارش رو باز کرد منم شرت و شلوارش رو کشیدم پایین گفت تو نکنی ها گفت باشه گفتم میخوام کص و کونت رو بلیسم گفت باشه یه بالشت گذاشتم زیر شکمش که کونش بیاد بالا با دستام لای پاهاش رو یکم باز کردم چی میدیدم یه کص کوچولو بی مو سوراخ کونش هم همینطور جفتشون صورتی افتادم به جون کص و کونش شروع کردم وحشیانه خوردن آه و ناله شدید الیسا بلند شده بود همزمان که داشتم کصش رو میرفتم داشتم با سوراخ کونش هم ور میرفتم همینجوری آروم آروم بند اول انگشت اشارم رو داشتم آروم آروم میکردم تو سوراخ کونش میمالیدم همینجوری ادامه میدادم الیسا هم داشت آه و ناله میکرد بعد شروع کردم سوراخ کونش رو لیسیدن با کصش ور رفتن الیسا تو آسمونها بود بعد چند دیقه دیدم بدنش لرزید یه جیغ نازکی زد یه آه کشیده ای گفت فکر کنم ارضا شد بهم گفت چی شد لاپاییت تموم شد گفتم نه الان شروع میکنم به کیرم حسابی تف زدم خیس خیسش کردم بعد گذاشتم لای رون های الیسا نزدیک کصش شروع کردم تلمبه زدن ور رفتن با لپای کون کوچولوش چک زدن بهشون یه چند دیقه تلمبه زدم دراز کشیدم رو کمر الیسا همین که تلمبه میزدم لب گردنش رو هم میخوردم همینو ادامه دادم تا بعد چند دیقه آبم امد از رو الیسا بلند شدم خوابیدم کنارش الیسا بلند شد شلوارش رو از پاش درآورد لباسش گفت من میرم حموم منم گفتم پس منم برم دستشویی بعد برم مکانیکی دیر شده از لباش بوسش کردم اون رفت حموم منم رفتم دستشویی بعد انجام کارم رفتم از خونشون بیرون رفتم مکانیکی بعد اون روز دیگه قسمت نشد که منو الیسا یه موقعیت درست گیر بیاریم بیشتر وقتا بعضی جاها فقط هل هل هلکی و سریع و قایمکی باهاش فوت فتیش میکردم اونم برام ساک میزد بعد ها که گذشت دیگه حرفه ای تر شده بود الیسا تا اینکه ۱ سال گذشت اون خونه ای که اجاره کردم قبل اینکه مادر پدرم همه جا رو پر کنن که خونه گرفتم قبلش به الیسا و مهناز خودم گفتم به الیسا میگفتم دیگه جا جور شد اونم میخندید و میگفت خوبه دیگه گفتم کی اوکی هستی گفت فعلا که نمیتونم بهت خبر میدم قرار شد ۱ روز در هفته منو الیسا با هم بریم تو خونه من البته با مهناز هم میرفتم البته نه ۱ روز در هفته بلکه هر ۲ هفته ۱ بار بگذریم هر هفته ۱ روز رو با الیسا هماهنگ میکردم میرفتیم تو خونه من البته خونه من یه نیم ساعتی فاصله داشت با خونه ما و الیسا اینا باید با الیسا سوار مترو میشدیم میرفتیم برنامه هر هفته همین بود منو الیسا از مدرسه میومدیم خونه نهار میخوردیم قرار میذاشتیم سر کوچه که کسی نبینه از همونجا راه می افتادیم سمت مترو میرفتیم خودمون رو میرسوندیم سمت خونه من کلید مینداختم با هم میرفتیم داخل میرفتیم داخل یه پارچه و پتو بالشت گذاشته بودم بعضی وقتا که میخواستم بمونم با الیسا میرفتیم نزدیک اون پارچه کتونی هامون رو درمیآوردیم فوت فتیش میکردیم ساک میزد من کص و کونش رو لیس میزدم فوتجاب و لاپایی میرفتیم سوراخ کون الیسا رو هم انگشت میکردم تا یواش یواش جا باز کنه همین کار ها تا چند هفته انجام دادیم تا اون روز رسید مثل همیشه با الیسا راه افتادیم با مترو رسیدیم به خونه بعد از انجام فوت فتیش و فوتجاب ساک کص و کون لیسی انگشت کردن الیسا بهش گفتم الیسا آماده ای برای سکس از کون خودتو تمیز کردی گفت آره ولی آخه درد داره گفتم یه لحظه واستا از تو جیبم یه کرم چرب کننده درآوردم که از کانال های سکسی تلگرام خریده بودم که مخصوص رابطه از کون بود و توش لیدوکائین داشت و نمیذاره زیاد درد بکشی با اکراه الیسا قبول کرد چرخید پشت به من شد مالیدن دور داخل سوراخ کونش گفت خب بعد چی گفتم یه چند دیقه وایستیم عمل کنم بعد گذشت چند دیقه چک کردم انگشتم رو میکردم داخل الیسا میگفت نه زیاد چیزی احساس نمیکنم ۲ تا انگشت کردم بعدش ۳ تا انگشت الیسا خیلی کم دردش میگرفت اما براش بیشتر لذت بخش بود گفتم خوبه درد نداری گفت نه دیگه گفت خب پس قمبل کن یه بالشت گذاشتم زیر شکمش تا کونش بیاد بالا نشست روی رونش نزدیک کونش شدم به کیرم تف زدم نزدیک سوراخ کونش کردم آروم آروم فشار دادم که بره داخل هر چقدر میرفت داخل الیسا هم آه و ناله میکرد بعد اینکه کل کیرم رو کردم داخل شروع کردم اول آروم آروم تلمبه زدن بعد سرعتش رو زیاد کردم تلمبه میزدم با لپای کون کوچولوی الیسا هم ور میرفتم و آروم چک میزدم الیسا هم داشت آه و ناله میکرد یه چند دیقه تلمبه زدم بعد از رو الیسا بلند شدم نشستم کنارش گفتم بیا بشین روم آمد نشست بغلم صورتش روبه روم بود خودش کیرم رو گرفت تنظیم کرد تو سوراخ کونش خودش شروع کرد بالا پایین کردن از هم لب میگرفتیم سینه هاش و لپای کونش رو میمالیدم گردنش رو میخوردم یه چند دیقه تو همین پوزیشن بودیم تا آبم امد همرو ریختم تو کون الیسا بعد از هم لب گرفتیم به الیسا گفتم چطور بود خوشت آمد گفت آره فکر نمیکردم آنقدر خوب باشه ساعتم رو نگاه کردم گفتم پاشو زود لباس بپوش بریم گفت میشه از حموم اینجا استفاده کرد گفتم نه باید راش بندازم ولی از دستشویی میتونی استفاده کنی رفت اونجا خودش رو بشوره منم لباسام روپوشیدم منتظر شدم تا بیاد آمد گفتم لباسات رو بپوش تا من میرم دستشویی و میام رفتم سریع کارم رو انجام دادم آمد از دستشویی بیرون دیدم الیسا آماده شده گفت بریم گفتم بریم وسایل هارو جمع کردیم درو قفل کردیم الیسا برگشت خونشون منم برگشتم مکانیکی از امروز به بعد هر هفته که با الیسا میرفتیم سکس میکردیم اونم نه فقط ۱ بار بلکه ۲ و ۳ بار با مهناز هم همینطور من واقعا عاشق جفتشون بودم و هر وقت اوکی بود زمانش باهاشون سکس میکردم خب دوستان این بود از داستان من امیدوارم خوشتون امده باشه مرسی که وقت گذاشتید خداحافظ.
نوشته: مهران
9 پاسخ به “زدن مخ الیسا دختر مهناز خانم دوست مامانم”
فکر کنم شوهر مهناز خانوم از اون قزوینی های تمام عیاره که هر چی واسه اون خونواده داستان مینویسی دلت خنک نمیشه!! 😁
کصشعر محض. پسر باشی و با دختر بری تو رابطه و هیچ کاری با ممه نداشته باشی؟ لابد کونی هستی😂😂😂😂
من داستاناتو نخوندم … اما تیتر داستانا یکی در میون راجع به یه کس و کار این مهناز خانومه… بکش بیرون از این بنده خدا و خانواده اش… ادمین این گروه میخواد بگه روشنفکره ازادی بیان میده اما به قیمت توهین به شعور اعضا و مخاطباشه بنظرم… ادمایی که میا اسن سایتو از دست میدی با این فرمون بری… خودت میدونی
کون مهناز جه کم از کون الیسا دارد؟سهراب قزوینی
فقط یک کلام مادر دروغگو رو گاییدیم جمیعا!
بچه مدرسه ایی خونه اجاره کردهحالم بهم میخوره وقتی میگی فوت فتیش کردیمخب بنویس پاهاشو لیسیدمحرومزادهتو اصلا نه میدونی فوت فتیش چیهنه تا حالا کس و کون از نزدیک دیدیفقط چند باری رفتی خونه ی اجاره ایی شوهر مهناز و پدر الیسا کون دادیبقول احمدچرندیات یک جقی کس ندیده
جفنگیات یه بچه میکانیک، بعد سکس با اوستا با کون پر از گریس فقط حواست باشه بجای گریس روغن ترمز نریزه تو کونتهم آب روغن قاطی میکنی هم بی اختیار میگوزی
خوب مهران چاقال از اول میگفتی بخاطر یک گلس ناقابل که پول نداشتی کون دادی
مگه داریم؟ مگه میشه؟