رسوایی جقی

سلام بر همه ی دوستان جقی؛این خاطره نیست بلکه خاطرات جقی هستش؛جق زنی من از 9 سالگی شروع شد؛یه روز خونه ی قبلیمون بودیم که حموم طبقه بالا بود؛مامان گفت دارم میرم حمام که رفت بالا حموم و من که تنها شده بودم شلوارو کشیدم پایین تا یه دست کفی جق بزنم زدم به فیلم و یه بالش انداختم جلو کیرم و شروع کردم؛اون زمان 11 سالم بود؛بله دیگه آخراش بود که یهو دیدم در باز شد ووو حالا برگشتم و با یه کیر شق زده مادرمو جلوم میدیدم حالا تصور کنین تو چه موقعیتی بودم بلند شدم و لباسمو پوشیدمو حالا با چند تا التماس نزاشتم به بابا بگه(اگه یکی دیگه بود حالا میگفت مادرم حشری شد و اینا ولی ما اونقد بی غیرت نیستیم)؛

حالا هرشب از بکن تو یه عکسی میبینم و یه جقی میزنم خیلی تو کف زن عموم هستم دارم براش میمیرم نمیدونم چطور رازیش کنم انقد صداش زیباست که فقط بگه آه فوران آتشفشان کوه کیر عملی میشه حالا از شما کمک میخام که چطور راضیش کنم دوستان اگه راهی بگین ممنون میشم.

نوشته: ؟

بازدید 4,603

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “رسوایی جقی”

  1. 11 سالگی .ههههههههههه یا من ادم نبودم یا تو توله سگی که تو 11 سالگی جق میزدی .از غیرت نگو که دیگه حالم از غیرت بهم میخوره که اگه غیرت وجود داشت اوضاع…بود

  2. من پیشنهاد میکنم چون اونقدرها بی غیرت نیستی به عموت بگی خودش زنشو جور کنه واست.ولی من پیش بینی میکنم در آینده ای نزدیک پسر عموت همچین بکنه تو کونت که اون آتشفشانی که گفتی برای همیشه خاموش بشه مثل دماوند خودمون

  3. در ضمن مامانت با دیدن اون صحنه حشری شد ولی چون شومبولت هنوز دودول نشده ارزش تبدیل کردن داستانت به سکس با محارم رو نداشت وگرنه جایزه نوبل ادبیات امسال نصیب تو میشد.

  4. چقدر طولانی بود گاییدی مخامونو.ای پسرجان تا توانی جق بزن باراست بزن خسته شدی با چپ بزنcrazy

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید