رابطه زن عمو و سکس‌های مامانم (۳)

چند هفته از اون ماجراها گذشته بود ، و مامانم نادیه هنوز تو شوک بود، ولی بدن تپل‌ش کم‌کم عادت کرده بود. هر وقت بابام یونس می‌رفت سفر، زن عموم مینا زنگ می‌زد یا پیام می‌داد و با تهدید عکسا و فیلم‌های لخت نادیه، مجبورش می‌کرد آماده بشه. نادیه التماس می‌کرد «مینا جان ترو خدا دیگه بس کنین، آبرومون می‌ره»، ولی مینا با صدای عشوه‌دار جنوبی می‌خندید و می‌گفت: «جنده خانم، عکسات پیشمونه، زود آماده شو که میلاد و کیا میان، این بار حسابی حال می‌کنیم.» کیا هم گاهی پنهانی پیام می‌داد و تهدید می‌کرد، ولی مینا نظارت می‌کرد که زیاده‌روی نکنه.
یه روز تابستون داغ جنوبی، بابام رفته بود بندر برای بار. صبحش مینا زنگ زد به نادیه: «نادیه جون، امروز ساعت ۱۱ خونه من بیا. میلاد و کیا میان، خودمم هستم . حموم برو، کستو صاف کن، یه لباس چسبون و توری بپوش زیر چادرت که سینه‌های گنده‌ت معلوم بشه، عطر تند بزن لای گردنت و لای سینه‌هات.» نادیه گریه کرد و التماس کرد، ولی تهدید عکسا مجبورش کرد بره. من یواشکی دنبالش رفتم و از پشت پنجره حیاط خونه عموم (ویلایی بود) مخفی شدم نگاه کردم.
نادیه رسید، چادر گل‌گلی‌شو برداشت و وای… یه لباس توری قرمز شفاف تنش بود که سینه‌های سنگین و کمی آویزون‌ش کامل معلوم بود، نوک سینه‌های قهوه‌ای‌ش شق شده بود از ترس و هیجان، شورت توری هم داشت که کس اصلاح‌شده‌ش از لای تور برق می‌زد و یه کم خیس بود. مینا با یه تاپ چسبون و شلوارک کوتاه استقبال کرد، کون گرد و سفت‌ش تکون می‌خورد، عرق زیر بغلش زده بود از گرما. مینا نادیه رو کشید تو بغل و لب گرفت عمیق، زبونشو کرد تو دهن نادیه و مکید: «آههه نادیه جون… بوی عطرت دیوونه‌م کرد ، ببین نوک سینه‌هات شق شدن، انگار منتظرن.» دست برد زیر توری و سینه‌های تپل‌شو چنگ زد محکم، نوک سینه‌ها رو پیچوند. نادیه آه کشید و سعی کرد عقب بکشه: «مینا جان… ترو خدا نه امروز…» ولی مینا خندید و شرت‌شو کشید پایین، دو تا انگشت کرد تو کس نادیه و جلو عقب کرد: «آه جنده خانم… کست خیسه ، بدن‌ت دروغ نمی‌گه.» نادیه بغض کرد ولی کمرشو داد جلو ناخودآگاه.
چند دقیقه بعد میلاد و کیا با هم اومدن، عرق‌کرده و حشری. میلاد کیر کلفت ۱۶ سانتی‌ش باد کرده بود تو شلوارش، کیا هم ۱۷ سانتی‌ش تابلو بود. تا نادیه رو دیدن چشاشون برق زد. مینا گفت: «بیاین دوستان، این جنده‌مون آماده‌ست .» میلاد رفت جلو، نادیه رو از پشت بغل کرد و کیرشو مالید به کون‌ش، دستش رفت سینه‌ها رو مالید محکم از لای توری. کیا از جلو لب گرفت و زبون مکید. نادیه التماس کرد: «تورو خدا نه هر دوتا… آبرومون می‌ره …» ولی بدنش داغ شده بود، کسش خیس‌تر شد.
مینا توری رو پاره کرد و نادیه لخت شد، بدن تپل جنوبی‌ش برق می‌زد از عرق. میلاد نادیه رو انداخت رو تخت اتاق خواب بزرگ، پاهاشو باز کرد و صورتشو چال کرد لای کس: زبونشو کشید رو لبای تپل، مکید کلیتوریس محکم، سه تا انگشت کلفت‌شو کرد تو کس داغ و خیس، چرخوند و جلو عقب کرد سریع. نادیه دستشو گذاشت رو سر میلاد و آه کشید: «آههه میلاد جان… زبونت… آروم‌تر … داره میاد…» مینا کنار نشست و نوک سینه‌های نادیه رو مکید و گاز گرفت. کیا کیرشو درآورد و مالید به صورت نادیه، نادیه با بغض دهنشو باز کرد و ساک زد. میلاد سرعت انگشتاشو بیشتر کرد تا نادیه ارضا شد اول، آبش ریخت رو زبون میلاد، پاهاش لرزید و جیغ کوچیک کشید: «آههههه…»
میلاد بلند شد، کیر کلفت‌شو مالید به کس خیس و یهو تا ته کرد تو. نادیه آه بلند کشید: «آآآآههه میلاد… کلفته … درد داره… آه آروم‌تر…» میلاد شروع کرد تلمبه‌های محکم و عمیق، هر بار تا ته، صدای کس کل اتاق رو پر کرد، آب کس ریخت رو ملافه. سینه‌های نادیه بالا پایین می‌رفتن، عرق از تن‌ش می‌چکید. کیا کیرشو کرد تو دهن نادیه و تلمبه زد تو گلوش، نادیه اوق اوق کرد و اشک ریخت. مینا زیر نادیه دراز کشید و کلیتوریس‌شو مالید سریع، گاهی زبون می‌کشید رو کس وقتی میلاد درمی‌آورد. نادیه چهار بار ارضا شد، هر بار بدنش لرزید و بغض کرد: «آهههه داره میاد دوباره … ترو خدا تموم کنین…»
جاهاشونو عوض کردن: کیا نادیه رو داگی کرد، کون تپل‌شو از هم باز کرد و چند تا زد روش قرمز شد، کیرشو کرد تو کس از پشت و تلمبه زد عمیق‌تر. نادیه کونشو یه کم داد عقب ناخودآگاه: «آه کیا جان… عمیق‌تره از پشت…» میلاد از جلو کیرشو کرد تو دهن، مینا انگشت تف‌دارشو کرد تو کون نادیه و باز کرد آروم. نادیه پنج بار ارضا شد، آبش ریخت رو تخت، ولی آخرش بغض کرد و گریه آروم: «بس کنین … گناه داره…»
میلاد آخر کیرشو کرد تو کون نادیه (با کمک تف مینا)، نادیه جیغ کشید درد ولی کم‌کم شل شد، کیا تو کس‌ش تلمبه می‌زد. همزمان دو تا کیر، نادیه دیوونه شد و شش بار ارضا شد پشت هم، بدنش لرزید قوی. مینا رو صورت نادیه نشست و کس‌شو مالید به دهنش تا ارضا شد. آخرش میلاد و کیا آبشونو ریختن رو صورت و سینه‌های نادیه، مینا هم عکس گرفت. نادیه بی‌حال افتاد، گریه کرد آروم، ولی بدنش هنوز لرز می‌کرد از ارضا شدن‌ها. تا عصر چند دور دیگه کردنش و رفتن. نادیه با پای لرزون برگشت خونه، تا شب بغض داشت ولی بدنش داغ بود…
ادامه دارد …

نوشته: امیر

بازدید 10,826

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “رابطه زن عمو و سکس‌های مامانم (۳)”

  1. اولین بار که قسمت یک رو خوندم.سه سال می گذره‌.هنوز یادمه‌ جریان قسمتای‌ قبلو.ای کاش حافظه‌ ام‌ تو چیزای دیگه قوی بود نه این چیزا😂😂

  2. میخواستم بخونم ولی رفتم نگاه کردم دیدم قسمت اولش سال ۱۴۰۰ و قسمت دومش دو سال پیش آپلود شده ، فهمیدم این داستان کاملا کوس شعره

  3. میگما، چشات چه نوع اشعه ای داره که انقد واضح هر جای خونه اینا سکس میکردن میتونستی با وضوح تمام ببینیشون ؟؟ اگه میگفتی تو همه جای خونه دوربین مخفی کار گذاشته بودم قابل باور بود. نه این شکلی که تو تصویر سازی کردی.

  4. قسمت های قبلی به نسبت بهتر بودهرچند مامان جونت خیلی راحت جنده شداین قسمت خیلی الکی بود … شاید از کسی دیگه باشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید