یک روز ک خانوادش رفته بودن زیارت بهش گفتم بیا ببینمت دلم برات تنگ شده اونم بهم اطمینان داشت و چون اشنا بودیم همیشه می اومد خونمون.اون روز کلی اصرار کردم بلاخره اومدچون کلاس داشت راضی نمیشد اما بخاطر من کلاس و پیچوند و اومد.اول ک اومد تو خونه یکم نشستیم حرف زدیم دختر با دین و ایمونیه از این نزدیکی ها و این چیزا خوشش نمیاد.یکم نشستم پیشش بعد دست انداختم دور گردنش بعد بغلش کردم اون سعی در رد کردن من داشت اما من واقعا دلم میخواست باهاش سکس کنم نه فقط از رو هوس باتمام وجود می خواستمش باش حرف زدم یکم یکم قانعش کردم بغلش ک کردم بوی تنش مستم میکرد یک ادکلن خوش بو هم زده بود ک دیونم میکردبعد ازش خواستم راحت باشه و لباساشو در بیاره اونم با یک بلوزو شلوار نشست پیشم دستمو گذاشتم لای موهاش موهاش بلند بود تا باسنش خیلی هم خوشگل بو موهاش بدجور مستم کرد بوی تنش وقتی حرف میزد همه نگاهم به لباش بود ک چجور دلبری میکرد یک هو پریدو بوسم کرد ک از این شوکه بودن خارج بشم منم فرصت و غنیمت دیدم سفت تو بغلم گرفتمش و لبام و گذاشتم رو لباش.بعد یک دستموگذاشتم روسینش یکی دیگه اش رو رو باسنش و هی سینه و باسنش و میمالوندم.بعد گردنشو خوردم اونم خوشش اومده بود دیگه ممناعتی نمیکرد.بعد رفتم سراغ سینه هاش وای چه سینه هایی سفید نوکه سینه هاش صورتیوای که چقدر خوشگل ایستاده بودن یک سوتین صورت ی نازم تنش بود سوتینشو در اوردم چقدر سیناهاش ناز بود با دیدنش دیگه کیرم بدجور شق کرد.شروع کردم با حرص و ولع خوردن اینقدر خوردم ک دیگه دردش گرفته بود میگفت تروخدا ول کن دردم گرفت گاهی هم با دندونم نوک سینشو ک شق بود میکشیدم بیشتر اخ و اخوش در میومد اونم خوشش اومده بود سرمو به سینش فشار میدادیکم یکم اومدم پایین شکمشو نافشو لیس زدم و بوسیدم و خوردم بعد شلوارشو در اوردم حالا دیگه ل خت بودیم گرمایی تنش خیلی زیاد بود اینقدر بود ک انگار داشت تو تب میسوخت منم گرمم بود با چسبیدن بهش عرق میکردم مجبور شدم پتورو ز رو هردومون زدم کنار بعد شروع کردم به خوردن کسش واااااای عجب کسی داشت سفید و تپل چقدر ناز بود بدون یک مو تمیزو خوشکل حسابی هم داغ شده بود و خیس داشتم کسش و می خوردم ک صداش در اومد بود هی اخ و اوخ میکرد ناله میکرد کیرمو هی به کسش مالوندم بعد دو باره زبونمو گذاشتم توکسش و می خوردم با چچولش بازی میکردم بعد بلند شدم کیرمو دادم دستش باش بازی کن با اینک از قبل سکس نداشت اما خیلی قشنگ برام ساک میزد. اول گرفت دستش یکم تف زد به کیرم بعد با دستش بالا پایین کرد کیرمو بعد گذاشت تو دهنش لیس زد از خایه هام تا خود گیرمو بعد تند تند تو دهنش عقب جلو میکرد اینقدر این کارو کرد تا حس کرد حالا ابم میاد بلندش کرد خابوندمش دوست داشتم بکنم تو کسش اما چون دختر نتونستم برش گشتوندم و کونشو دادم سمت خودمبا اب کسش سوراخ کونشو خیس کردم بعد بوسیدمش و لیسش زدم حسابی خیس بود با دستم باش بازی کردم تا یکم باز بشه اخه بار اولش بود هم تنگ بود هم خیلی درد داشت یکم کیرمو کردم تو کونش خیلی دردش گرفت در وردم دوباره یکم گذاشتم توکنش چند بار اینکارو کردم تا یکم کونش باز شد بعد بایک فشار یک هو کیرم رفت تو کونش اینقدر تنگ بود ک حس کردم کیرم داره دو نصف میشه اما من تو اوج لذت بودم هی تند تند میکردم تو کونش اونم ناله هاش شد جیغ دیگه و التماس میکرد بسه درد داره. تا دودقیقه هی تو کونش محکم تلمبه زدم ک ابم ریخت توکونش بعد بسکه زیاد بود زد بیرون.اما این قشنگ ترین و بهترین سکسم با یک دختر بود. و می خوام بهش بگم بدجور عاشقشم و می خوامش.دوستش دارم به امید روزی ک همه جونا یک دختری مثل دوست دختر من گیرشون بیاد البته اینم بگم بعد اون روز تا الان دیگ باش سکس نکردم چون اون راضی به زنا نیست اون بارم با اصرار من بودمن چون دوستش دارم به عقایدش احترام میذارم و از همینجا میگم ک عاشقشم.
راستی اگر جایی غلط املایی بود ببخشید من زیاد فارسیم خوب نیست.
نوشته: mas0od
25 پاسخ به “دوست دختر چشم عسلی ام”
نخوندم نخوندمIMPISH
میخونم برمیگردم نظرم رو میدمتا بعد
mas0od:
جق زدن ذهن ادم و خراب میکنه بعد ادم میفته به توهم از اونجام که هی کس و شعر تلاوت میکنه ،اینجا باید داستان بنویسی نه اینکه از ارزوهات بگی
فرانسه :پسر: بن ژور مادام! حقیقتش رو بخواید من از شما خوشم آمده و میخواهم اگر افتخار بدید با هم آشنا شیم!دختر: با کمال میل موسیو!
همه میدونیم دختری که اینجور تو میگی با دین و ایمانه با ی مالوندن پا نمیده مگه اینکه وسط جلق زدن داستان نوشته باشی
آ!!!بللللللهههههچقد شما با کلاسی!!!فارست زیاد خوب نیس!!برو کونتو بده دوست عزیز ذهنت باز میشه برا همین فانتزیا
>:D< :* khoshgel khanoom
بازم یه جلقی دیگه داستان نوشت و من از نظرات اینو فهمیدمچون همیشه داستان رو نباید بخونی باید اول بیای ببینی منتقدان حاذق سایت قهوه ایش کردن یانه اونوقت معیار خوب بودن داستان رو میشهدر ضمن پروازی جان من عاشق ای سرعت نظر دهی تو شدم لامصبخودم عاشقتم البته فقط به عنوان یه هموطن چون زیدم کنارمه
joonewar:
ممنون پروازی جان سلام میرسونه و میگه خیلی براش جالبه دخترا هم تو این سایت عضو هستن چون وقتی من براش تعریف کردم باور نمیکرد میگه شاید اونم عضو شد
احیانا دوست دخترت ترک ن و خونش هم تو آستارا ن ؟
إ مگه پروازی دختره؟ج جلب ؛اخه همیشه نظراتش مثل پسراست
آميرزا :
تو تخم حروم مگه از کدوم قبرستونی اومدی که فارسیت خوب نیست؟ دفعه یعد به همون لری بنویس. ریدم من قبر بوت!
پیوندتان مبارک باد اقای خارجی
راستشو بگو جاسوس سازمان سیایی…
اوّلن اینکه()()=========> ( )( )کیرم که اون بالا کشیدم تو کونتدوّمن اینکه انقدر خواب هایی که می بینین نیاین اینجا ننویسیدوسوّمن اینکه نفر بعدی بگه چون اگه خودم بگم فش میدم(’~’)
آرزو بر جوانان عيب نيست _دوستان بزارين اين جقي ها هم حداقل تو دنياي مجازي به چيزي كه ميخوان برسن ديگه!
يه بيست دفعه ديگه هم نظرتو ميفرستادي
چرا امکانش نباشه من هستم 😀
خداییش آدم یه هفته نیاد تو این سایت و داستان یا بهتره بگم جق نامه های اینارو نخونه افسرده می شه…آمیرزا خدایی یه دونه باشی
عزیزان چرابه ذوق می زنیدیه داستانی نوشته توداستان اشتباه کرده شمابه بزرگی خودتان ببخشیدتاشایدداستان خوبی بنویسددلش دخترخوشگل ومومن می خوادایشالله نصیبش میشه فقط زیادجلق نزنه تاکیرش هرزنشه بهترچون دراین صورت پیچ مغزش خراب میشه
آمیرزا دست مریزاد،محشر بود
جالبه همه داستانا کارکتراش پرنو استارن