داستان زن ۵۷ساله‌ای به نام مهسا

سلام من اسمم اهورا ست۳۰سالمه اگر بدخط یا قلم خوردگی داشت به بزرگی خودتون ببخشید این داستان ازدواج دومم با زن سن بالا بود من تا الان به مرگ خودم سه بار ازدواج کردم که دوتا از زن هام سنش بالا بود این داستان زن دومم مهاست که۵۷سالش بود مطلقه بیوه بود تازه طلاق گرفته بود واز شوهرش سابقش دوتا بچه داشت من از طریق یک از این چت ها باهش آشنا شدم رفتم خواستگاریش مادرش زن همسایه بود که زن همسایه رفت خونوشون من ماندم مادرش خودش که یک صیغه محرمیتی بین هم خواندیم و من شهوتی شدم چون از شهری دیگه به شهر دیگه رفته بودم از کوردستان به کاشان رفته بودم خسته وتشنه سکس عزیزانی که زن طلاق دادند یا خانم که طلاق گرفتن چند مدت سکس نداشته باشی بعد دوباره سکس کنی چه حالی بهت دست میده من بعد از زن اولم طلاق دادم همش جلق میزدم ولی هیچی مثل کوص کردن برام خوب نبود نمیشه خلاصه داستان بگم سرتون درد نیاد من شب خونه اونها خواستم بخوابم ولی دلم نبود گفتم بیا صیغه محرمیت باهم بخوانیم بعد بخوابیم گفت برای چته صیغه محرمیت باهم بخوانیم گفت بخوانیم من هنوز نرسیده بودم جلو تو خانه جای خلوت اون دستمالی میکردم طوری که مادرش نبینه ولی اون دیده بود هیچی نمیگفت حالا بعضی ها میگن این خانم بچه داشت بچهاش کجا بودند بگم حضانت بچه ها دست پدرشان بود وجای دیگه زندگی میکردند ومن مادرش خودش بودیم تک دختر بود پدرشم تازه فوت کرده بود ومن.او صیغه را خواندیم من خانم شب زیر پتو شلوارش در آوردم باهاش سکس کردم یک حالی میداد زن سن بالا و چاق بود وسکس میکردم بعد از چند هفته که اونجا بودم باهم عقد کردیم وباهم دو سال زندگی کردیم وبعد از آن به زور اجبار خانواده من ازهم طلاق گرفتیم چون من تنهایی رفته بودم خواستگاری کسی با خودم نبرده بودم به جز یک رفیق تو این دوسال هرنوع سکسی باهاش امتحان کردم و بهم خوش گذشت کاش دوباره زن سن بالا بیوه نصیبم بشه بکنم من سه تا زن گرفتم از ۲۶سال ۳۶سال و۵۷سال ولی هیچ چیز برای سکس جای زن سن بالا وچاق اندامی یا قلمی نیم قلمی نمیگیره کسانی که سکس زن سن بالا تجربه کردن میفهمند من چه میگم وقتی میگریش بغل بالا پایینش میکنی یا حالت داگی گربه ای گاوی وهر حالتی میکنیش چه حسی بهت دست میده دوست داری هی بکنی چون تشنه ای سیر نمیشی

نوشته: اهورا ۳۰

بازدید 13,492

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “داستان زن ۵۷ساله‌ای به نام مهسا”

  1. کسکش مگه باتری میخوای بگیری که میگی قلمی و نیم قلمی؟اسلحه گذاشتن رو سرتون که داستان بنویسید؟این چه نگارشیه؟

  2. فکر کنم تازه از حموم برگشتی داری جوک می‌نویسی😄از اتفاقات داخل حمام که با اکبر سیبیل محلتون مینوشتی جالب تر بود🤣🤣خودتو خسته نکن.وازلین آماده کن برای راند بعدی که نوبته اصغره میاد خونتون😎💩

  3. ببین اگه اینجا داستان نوشتی کوص تور کنی به کاهدون زدی اینجا همه بکن هستن

  4. حضانت بچه هااین خانم ۵۷ساله بچه هاش چند ساله بودن؟.داداش جای داستان سرایی بیا تاپیک بزار بگو من از سن بالا خوشم میاد چرا کصتان سرهم میکنی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید