خاله‌ی سینه بهشتی من

با اینکه قلبت شکسته خواهد شد ؛ تو با دلشکستگی تاب خواهی آورد و ادامه خواهی داد.
Lord bairon
سراسیمه دویدم نمیدونم اصن از کجا شروع شد خانه مادربزرگم بودیم هیچ کس در خانه نبود جز یک نفر،همه به زیارت امامزاده ای که در شهرمان بود رفته بودند،نگاهم به همان یک نفر افتاد اوفففف بله خاله ام همان خاله ای که از زمان نوجوانی در کَفَش بودم او یک بار ازدواج ناموفق کرده بود و حال تنها بود حیاط خانه را جارو میزد همان حالت که کت شده بود و جارو میزد سینه های بهشتی او را دیدم اوففف خدایا عجب صحنه ای یعنی میشه این سینه ها رو یروزی دستم بگیرم؟! فشار روم بود دلم میخواست یهویی برم بغلش کنم از پشت و شلوارش رو بکشم پایین اما صبر کردم با خودم گفتم برو جقی بزن تا فشارت خالی بشه عمرا این چیزی که میگی به حقیقت تبدیل بشه، دو طبقه بود خانه مادربزرگم به طبقه دوم رفتم و وارد سایت پورن هاب شدم سعی کردم پورن استار هایی رو پیدا کنم که کمی شباهت بدنی و سیمایی به خاله ام داشته باشند درحال جق زدن بودم حشریتم در حال جق بیشتر شده بود نمیدانم چه شد خاله ام را صدا کردم و آمد بالا خودم رو جمع و جور کردمو با اهم و اوهوم گفتم چیز ببخشید عع خیلی دوست دارم بهترین خاله جهان هستی همین! گفتم مرسی عزیزم منم تو رو خیلی دوست دارم و داشت از پله ها به پایین میرف باز هم صداش کردم واقعا نمی‌دانم اینقدر شهامت یهویی از کجا پیدایش شد آمد بالا و اینبار بدون هیچ صحبتی بقلش کردم او هم چیزی نمیگفت کم کم دستم را روی باسنش اوردم ریسک بالایی بود اگر چیزی میگف کل زندگی ام بفنا میرف باز هم سخنی نگف فهمیدم خوشش آمده بالاخره آدم بعد از دو سال رابطه نداشتن معلومه یکم حشری میشه در حین بقل کردن ازش لب گرفتم و لباسش رو جر دادم و ممه های بهشتی شو دیوانه وار لیس میزدم وای خدای من عجب حسی عجب صحنه ای باور کنید اقامت آمریکا رو همون لحظه بهم میدادن و میگفتن اون ممه های لعنتی رو ول کن گوش نمیکردم خاستم کیرم رو در بیاورم که ناگهان از شانس گه ما زنگ خانه ما خورد و خودمان را جمع و جور کردیم خاله ام میخواست در را باز کند که دید لباسش پاره شده است و رفت سریع لباس را عوض کردم و من در را باز کردم هر کس وارد خانه میشد تو دلم بهش فحش میدادم که وسط کار یهویی سر کله کیریشون پیدا شده همه آمدن و ما فردایش به خانه خودمان رفتیم بارها باز هم موقعیت تنهایی با خاله ام پیش آمد ولی دگر شهامتی از طرف من یا او پیدا نشد و من دگر نتوانستم به او نزدیک شوم و ممه هایش را بخورم و تنها جق زدن به یاد همون صحنه تا الان برایم به ارث مانده است…!

نوشته: بورینگ

بازدید 15,969

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “خاله‌ی سینه بهشتی من”

  1. همونجور داستانت نثل سر و کله ی اونا کیری تر متاسفم برای سایت بکن تو ک اجازه نشر اینو داد

  2. مطمن باش ۲سال که هیچ بیشتر هم اگه سکس نکرده باشه یه زن به این راحتی نمیاد خودشو دراختیار تو قرار بده اگه هم به قول تو شهوتی بشه با یه غریبه این کارو میکرد که شهوتش اروم بگیره نه ۲سال منتظر توباشه همون لحظه لخت بشه

  3. زن آدم هم انقد راحت پا نمیده لباساش هم که پاره کنی کونت میزارهکیرم تو داستانتکیرم تو کس اون خاله ت که میگی

  4. آخه چرا فکر میکنی وقتی همینطوری کله ی تخماتیکت رو بکنی تو ظرف گوه و هی گوه بخوری کنتور نمیندازه؟؟اقامت آمریکا رو بهم میدادن و میگفتن بیخیال ممه ها بشو قبول نمیکردمگوه خوردی با اون خالت

  5. شاید بنده مولا لغتی باشم اصن!!! آخه بیسواد مجبوری بنویسی. جای جق زدن کمی درس بخون .نکبت .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید